تاریخ انتشار: ۱۵:۱۸ - ۱۹ مهر ۱۳۹۶

مردی که به چندین هنر آراسته‌ است

نامش با فرهنگ و هنر گرانسنگ و فروزان ایران در پیوند است. از اهالی امروز است و در عین حال، پایبند به حرمت پیشاهنگان و میراث ماندگار پیشینیان. بابل، زادگاه اوست. پیش از مهاجرت به تهران، سال‌ها این مسیر را به شوق خوشه‌چینی از محضر بزرگان طی کرده، مسیری مشحون به چشم‌اندازهای شگرف و شورآفرین و در این میان، دماوند نمادی از شکوه فرهنگ و تاریخ این مرز و بوم زرخیز و پر گهر...

رویداد۲۴-نامش با فرهنگ و هنر گرانسنگ و فروزان ایران در پیوند است. از اهالی امروز است و در عین حال، پایبند به حرمت پیشاهنگان و میراث ماندگار پیشینیان. بابل، زادگاه اوست. پیش از مهاجرت به تهران، سال‌ها این مسیر را به شوق خوشه‌چینی از محضر بزرگان طی کرده، مسیری مشحون به چشم‌اندازهای شگرف و شورآفرین و در این میان، دماوند نمادی از شکوه فرهنگ و تاریخ این مرز و بوم زرخیز و پر گهر... قلم است این به دست سعدی در؟ / یا هزار آستین در دری

این نبات از کدام شهر آرند/ تو قلم نیستی که نیشکری

نامش با فرهنگ و هنر گرانسنگ و فروزان ایران در پیوند است. از اهالی امروز است و در عین حال، پایبند به حرمت پیشاهنگان و میراث ماندگار پیشینیان. بابل، زادگاه اوست. پیش از مهاجرت به تهران، سال‌ها این مسیر را به شوق خوشه‌چینی از محضر بزرگان طی کرده، مسیری مشحون به چشم‌اندازهای شگرف و شورآفرین و در این میان، دماوند نمادی از شکوه فرهنگ و تاریخ این مرز و بوم زرخیز و پر گهر...

در بابل، جرعه نوش دریای دانش و فضیلت استاد رجبعلی شعبانپور و رضا ثقفی است و بعدها در تهران، برخورداری از تعالیم بزرگانی همانند استادان حسین میرخانی، غلامحسین امیرخانی، محمدرضا شجریان، احمد عبادی، زیدالله طلوعی و حسین عمومی را موهبتی بزرگ می‌‌داند که هر یک بر غنای فرهنگ و هنر این دیار افزوده، تنها بخشی از کارنامه پر برگ و بار و درخشان اوست، که در واقع همان جامعیت را آیینه‌داری می‌کند و بازتاب آن را در نوشته‌ای از شاعر پرآوازه معاصر، زنده یاد فریدون مشیری چنین می‌خوانیم: «مهدی فلاح را این روزها می‌بینم که با علاقه بسیار می‌نویسد و می‌نویسد. زیر و بم‌ها و ظرافت‌های گوشه‌ها و دستگاه‌های موسیقی ایرانی را می‌شنود و می‌شنود. سه تارش را ساعت‌ها در برمی‌گیرد و می‌نوازد و می‌نوازد و می‌خواند و می‌خواند...

و این همان راهی است که هر پوینده‌ای را -که به هنری عشق می‌روزد- به کمال می‌رساند. همه هنرمندان بزرگ، همه لحظات زندگی‌شان را در راه فراگیری هنر نثار کرده‌اند و هنر هم، برابر این فداکاری، به آنان زندگی بخشیده است؛ زندگی همیشگی»

افزون بر اینها، باید از فعالیت استاد در تذهیب و نقاشی و عکاسی گفت، اما این همه، تنها یک سوی ماجراست که انتقال اندوخته‌ها برای او اهمیتی وافر دارد. دست استاد سبز است و توان رویاندن دارد و همیشه به جوانه‌های سبز می‌اندیشد. فعالیت مؤثر آموزشی او همواره ثمربخش بوده و کم نیستند شاگردان سختکوش وی که امروز در زمره نام‌آوران عرصه هنر خوش درخشیده‌اند. باری، همراهی سالیانه همسر فرهیخته و فرزندان هنرمند استاد با او، در واقع همراهی با فرهنگ و هنر ایران است و درخواست فراوان مهدی فلاح در میان هنرمندان معاصر ایران، با ویژگی جامعیت هنری، جایگاهی والا و ممتاز دارد.

تخصص او در دو حوزه خوشنویسی و موسیقی هیچ‌گاه مانع ژرف‌اندیشی وی در پهنه‌های شگفت آفاق فرهنگ و هنر نبوده که این پشتوانه ارزشمند ضامن دلبستگی به دستاورد نوابغ سرزمین ما و تأمل بیشتر در این گنج شایگان شده و حاصل کار البته در آثار فاخر و شورانگیز او نمایان است. آثار استاد فلاح در عالم خوشنویسی از آلبوم «قاصدک» تا «گلرخان سیه‌چشم»، کتاب دیوان حافظ، سیاه مشق‌ها و... و در حوزه موسیقی از «بیکران» تا «گون»، «سفر عشق»، «بهار دلکش»، «بهانه تو» و... به‌علاوه برگزاری چندین نمایشگاه خوشنویسی و کنسرت در داخل و خارج از کشور حائز اهمیت است. 
 

منبع: روزنامه ایران
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha