خاطرات یک دیپلمات و روزنامه نگار سرشناس
رویداد۲۴-فریدون مجلسی دیپلمات سرشناس، روزنامه نگار پرکار، مترجم دهها اثر ادبی و تاریخی و نویسنده کتابها و مقالاتی در حوزه فرهنگ، سیاست، اجتماع و تاریخ است. به تازگی هم کتاب خاطرات و زندگینامه خودنوشت او با نام «حکایتی از پله دوم» توسط شرکت سهامی انتشار چاپ شده که اتفاقی مغتنم درعرصه کتاب و فرهنگ ایران است. مجلسی که از دیپلماتهای قدیمی کشورمان است در کتابش به روایت زلال و خودمانی خاطرات خویش میپردازد و با نگاهی تحلیلگرانه که ناشی از دانش و تجارب شغلی اوست خواننده را به تماشای بیطرفانه نشیب و فرازهای تاریخی دعوت میکند. پس از مطالعه کتاب، آنچه بیش از همه نظرم را جلب کرد، استحکام و پویایی شخصیت نویسنده بود که گویی هرگز تسلیم روزگار نمیشود. در کتاب به روشنی درمییابیم که هر چالشی در زندگی، برای او به بازتعریف زندگی میانجامد و راهش را مصمم ادامه میدهد. پس از سالها تحصیل و دانشاندوزی و سپس کسب تجربه در وزارت امور خارجه، جایی که از جوانی سودای اشتغال و پیشرفت در آن را داشت، ناچار به پذیرش بازنشستگی زودهنگام میشود. سپس با روحیه خستگیناپذیرش دست به کارهای گوناگون اقتصادی میزند و نسبت به شرایط آن دوران نیز موفق عمل میکند،اما نه سیاست و نه اقتصاد نمیتواند او را از عرصه فرهنگ که ریشه در آن دارد دور نگاه دارد.
در آن زمانه پر پیچ و خم که بسیاری را به سکون وا میداشت، از هر فرصتی که خودش آن را «زمانهای مرده» مینامد بهره میجوید تا واژه واژه و سطر سطر از فاصله ما با دنیا (در ابعاد فرهنگی و ادبی) بکاهد. ترجمههای هوشمندانه او در سه دهه اخیر و کتابهای ارزشمندی چون «نظریههای جباریت» نوشته راجر بوشه، «هویت و خشونت» نوشته آمارتیاسن، «امریکایی» نوشته هاوارد فاست، «عیسای پادشاه» نوشته رابرت گریوز و... گواه این مدعاست. به یاد دارم چندی پیش مطلبی در باب اهمیت ترجمه از «مصطفی ملکیان» میخواندم. او از ترجمه بهعنوان بزرگترین خدمتی که در جامعه ما میتواند صورت گیرد نام برده و در ادامه به دو فایده عمده ترجمه پرداخته بود.
به گفته وی:«نخستین فایده ترجمه اینکه، تنها چیزی است که یک کشور را از تکآوایی فرهنگی نجات میدهد. هیچ کشور، جامعه، فرهنگ و تمدنی از چیزی به اندازه تکآوایی فرهنگی لطمه نمیخورد ولو درستترین آواها باشد. فایده دوم اینکه ما به واسطه ترجمه، برای اندیشیدن مواد خام به دست میآوریم. متفکرترین مغزها و عمیقترین فهمها اگر دستمایهای، برای تطبیق و پیادهسازی فکر و فهم خود نداشته باشند به جایی نمیرسند.» با این توضیح برمیگردم به ویژگی مهمی که فریدون مجلسی دارد. او در هیچ زمان و به هیچ بهانهای از پای ننشسته و مهمتر از خصلت حرکت که با او عجین است، مسیری است که برگزیده و محکم و استوار در آن گام برداشته و برکت آن شامل حال فرهنگ این مرز و بوم و شهروندان ایرانی شده است. راه و رسم شریف او در زندگی بسیار تأملبرانگیز است و یادآور این بیت زیبا و خیالانگیز:
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان / هزار باده ناخورده در رگ تاک است.