تاریخ انتشار: ۰۹:۱۴ - ۲۹ مهر ۱۳۹۶

پیروزی مذاکره درس کرکوک برای منطقه

مطابق یکی از روایت‌های عصر شوروی، در مناقشه‌ای کلامی برسرعلت شکست فرقه دموکرات میان پیشه‌وری ودبیراول حزب کمونیست آذربایجان شوروی، طرف میزبان می‌گوید بزرگترین اشتباه شما این بود که به اندازه کافی بروحدت خود با شوروی تکیه نکردید و یا فرصت را برای اعلام استقلال از ایران از دست دادید.

رویداد۲۴-مطابق یکی از روایت‌های عصر شوروی، در مناقشه‌ای کلامی برسرعلت شکست فرقه دموکرات میان پیشه‌وری ودبیراول حزب کمونیست آذربایجان شوروی، طرف میزبان می‌گوید بزرگترین اشتباه شما این بود که به اندازه کافی بروحدت خود با شوروی تکیه نکردید و یا فرصت را برای اعلام استقلال از ایران از دست دادید.پیشه‌وری در مقام رهبر فرقه جواب می‌دهد: برعکس نظر رفیق باقراف من عقیده دارم که ما باید مناسبات خودمان را با آزادیخواهان مرکز تقویت می‌کردیم وفقدان یک ائتلاف سراسری حول مطالبات آزادیخواهانه به انزوای فرقه در سطح ایران راه برد وچسبندگی به شوروی را تثبیت کرد. به کمک این روایت داستانی می‌توان یک تفاوت عمده میان جنبش هویت طلبی کردهای عراق وترکیه را توضیح داد: در حالی که طی یکی دو دهه اخیر روشنفکران و فعالان هویت طلب کرد در ترکیه دستاوردهای بزرگی در برقراری مناسبات با آزادیخواهان ترکیه داشته‌اند، اولویت «نگاه به بیرون» در رهبری اقلیم کردستان عراق، آنان را از چنین کوشش هایی درکشور خود معاف ساخته است.همین وابسته‌گرایی باعث شد بارزانی دستاورد قانون اساسی دموکراتیک عراق را که خود نیز در تدوین آن نقش داشت به کناری نهاده و چشم یاری به رژیمی اشغالگر بدوزد که او را «تنها متحد اسرائیل در دریایی از خلق‌های مسلمان منطقه» محسوب می‌کند.

در ترکیه توفیق فعالان کردستانی در برقراری مناسبات حسنه با طیف‌های گوناگون اسلامگرا، دموکرات ولیبرال فقط یک مهارت ارتباطی نبود، آنها در طول این سال‌ها کوشیدند میان مطالبه محلی وخاص خود با ارزش‌های جهانشمول نظیر دموکراسی وحقوق بشر و با خواست رهایی دموکراتیک ملی در سطح ملی وترکیه‌ای، مفصل‌بندی کنند.کردهای ترکیه اگرچه در ابتدای مبارزه از «هویت» آغاز کردند اما در فرآیند یک مبارزه مدنی و از خلال بسط مناسبات با سایر آزادیخواهان ترکیه آموختند که هویت به تنهایی وبدون ترکیب با ارزش‌های فراهویتی نمی‌تواند عامل رهایی باشد. جنبشی که در ابتدای راه سوخت خود را از یک هیجان رمانتیک ملی گرایانه می‌گرفت، در میانه این راهپیمایی دشوار این پرسش نیرومند را فراروی خود نهاد که چه فضیلتی خواهد بود برای کردها که یک کمالیسم وآتاتورکیسم کردی را برضد کمالیسم مستقر علم کنند؟

آیا نمی‌توان ساختار دولت-ملت را به پرسشی بنیادی گرفت ودر جست‌و‌جوی اشکال نوینی از همبستگی ملی وفراملی برآمد که کاستی های یکصد ساله اخیر دولت-ملت‌های منطقه را تکرار نکند؟ آیا نمی‌توانیم در همان حال که مهندسی ملت سازی‌های استعماری و مرزبندی‌های استعمار ساخته میان این یا آن ملت همسایه را به زیر سؤال می‌بریم بدون تغییر حتی یک وجب از مرزهای ملی با خویشاوند و هم تباران خود در آنسوی مرزها متحد شویم واین اتحاد درون قومی را به یک اتحاد بزرگتر با سایر ملت‌های این منطقه مظلوم پیوند بزنیم؟

این سؤال در میان کردهای ترکیه به تز «ملت دموکراتیک» یعنی کوشش برای جمع میان دو عنصری که در خاورمیانه یکصد سال اخیر جمع‌ناپذیر بودند راه برد. پرسش این بود که چگونه می‌توان هویت ملی را که در این جغرافیا سر آشتی با دموکراسی و با تکثر‌گرایی فرهنگی و زبانی و‌ قومیتی نداشته با این ارزش‌ها آشتی داد؟

وقتی کردهای ترکیه به آستانه این پرسش‌های بزرگ رسیده وکردار سیاسی و نوروزی خود را با این پرسش‌ها پیوند زدند در آنکارا واستانبول نیز ندایی از سوی آزادیخواهان ودموکراسی خواهان ترک برخاست که «کردها اگر به همین ترتیب پیش بروند ما ترک‌ها را هم آزاد خواهند کرد».‌ متأسفانه جنگ‌های خانگی در سوریه این فرآیند رو به رشد را متوقف وحتی معکوس کرد. پیشتر این احساس وجود داشت که کردستانی شدن از راه «ترکیه‌ای شدن» یعنی ارتقای هویت «ترک» به «شهروندی جمهوری ترکیه» می‌گذرد و راه دیاربکر (مرکز کردنشین ترکیه) ازمنزلگاه آنکارا واز پارلمان عبور می‌کند.در نوروز 2014 یک فعال هویت طلب کردی که اندکی بعد با 27 سال سن عنوان جوان‌ترین شهردار ترکیه را به خود اختصاص داد می‌توانست چنین بگوید: «خلق کرد «منت دار» (وام دار) کسی نیست.هر آن دستاوردی که تا به امروز داشتیم محصول مبارزه غرور‌آمیز کردها بوده است»(لیلا ایمرت) آیا بارزانی هم می‌تواند چنین ادعایی بکند؟

کردشناسی وترکیه شناسی در دیار ما هیچگاه این تحولات عظیم وآن دستاوردهای بزرگ را در همسایه ندید. هنوز هم وقتی کثیری از کارشناسان وحتی چهره‌های شاخص ملی‌گرایی وغیر ملی‌گرایی از ترکیه سخن می‌گویند در نقطه «درترکیه کردها ترک کوهی محسوب می‌شوند اما ما آریایی‌ها...» قفل شده‌اند. این سخن بیش از آنکه یک بوم وبر ستایی‌ نژاد پرستانه باشد، تحقیر کردهای همسایه است که در این ایام دست در دست برادران وخواهران ترک خود فهرستی مشخص از مطالبات مدنی و تاریخی را بر حاکمیت تحمیل کرده و یا به شیوه‌ای اصلاح‌طلبانه آن را به کف آورده اند. سخن خود مدیری زیبنده کردهای ترکیه است از آن‌رو که طی این سال‌ها، از خلال تلفیق گفتمان هویت ودموکراسی، و از خلال فعالیت مدنی در شهرداری‌ها موفق شده‌اند، شهرداری 103 شهر(سه کلان شهر)، شهرستان وشهرک را به خود اختصاص بدهند، آنها در انتخابات 2015 توانستند 80 نمایند به مجلس ترکیه بفرستند، اتحاد دموکراتیک کردها و نیروهای اپوزیسیون در آنکارا واستانبول برای نخستین بار حزب حاکم را از اکثریت قاطع در پارلمان محروم کرد وبسیاری دستاورد‌های فرهنگی وهویتی که اختصاص یک کانال رسمی 24 ساعته به زبان کردی در آنکارا بخشی از آن به شمار می‌رود.امثال بارزانی در هر آن چیزی که «دستاورد کردها» می‌نامند بیش از آن به امریکا وابسته‌اند که مثل آن کرد بچه گُرد ودلیر بگویند ما مستقل هستیم و «منت دار» هیچ کس نیستیم. آنچه که در اقلیم رفراندوم «استقلال» نامیده شد بواقع رفراندوم استقلال نبود، محاسبه‌ای خطا بود در خط وابستگی دیرینه.

شوک شکست در کرکوک و سایر مناطق اقلیم که به‌طور طبیعی برای یک جنبش هویت طلبانه وخواهان خودمدیری، می تواند بدل به یک موهبت برای «آغازی نوین» و برای اتخاذ یک رویکرد واقعاً نوین شود، هنوز نشانه‌های سازنده وآگاهی بخش خود را آشکار نکرده است. اما باید منتظر ماند و بسط تدریجی نتایج آن شکست سازنده را به تماشا نشست. چنین شوکی در صورتی که از صافی یک خود انتقادی ژرف وهمه جانبه عبور کند، می تواند مقدمه یک گسست بی‌شائبه از سنت وابستگی دیرینه به امریکا و برقراری یک پیوند نوین با بغداد و با همه آزادیخواهان منطقه باشد. چهره‌های وابسته به بارزانی تا همین اواخر تأکید می‌کردند که امریکا مانع از تهاجم ارتش عراق به کرکوک خواهد شد.

آنها وقتی خود را مواجه با ارتش عراق دیدند سعی کردند شکست خود را به ایران فرافکنی کنند و با به کار گرفتن عنصر ایران هراسی گفتند «امریکا چرا در قبال پیشروی ایران سکوت کرده؟» همین محافل وابسته، ترکیه را مخاطب قرار می‌دادند که چرا به جای تأسیس یک ائتلاف ضد شیعی وضد ایرانی، با ایران همسو شده. آیا باید یک بار دیگر شاهد مقالات و لابی گری‌هایی شد که سمتگیری اصلی آن متوجه امریکاست و بر مبنای رسالتی خود خوانده از جابت کردها، می‌گوید «چه شد که می‌گفتید ما کردها متحد طبیعی غرب واسرائیل هستیم؟» و یا باید ندای خود انتقادی درونی را در میان نسل جوان وجدید اقلیم شنید که در جست‌ و‌جوی رویکردی متفاوت از پدران هستند؟

همه شواهد میدانی گواه براین است که کرکوک را قدرتی هوشمند آزاد کرده که درایت گفت‌و‌گویی ومسئولیت‌پذیری رهبران محلی ومرکزی درکنار حداکثر مراقبت وخون پرهیزی فرماندهان، مؤلفه‌های اصلی آن بود.این قدرت هوشمند واین ترکیب معجزه آسا می‌تواند کل منطقه را از اسارت یک سلسله جنگ‌های بی‌پایان خانگی آزاد کند. یک ایران کارآزموده در عرصه مذاکرات برجامی که ترامپ بارها هراس شیطانی خود را در قبال سطح مهارت ارتباطی وتعاملی او با جهان، برزبان آورده می‌تواند در کنار جامعه جهانی، پیشتاز یک سلسله مذاکرات وگفت‌و‌گوهای وسیع درون منطقه وبینا-فرهنگی وبینا-قاره‌ای باشد ونقش بی‌بدیل خود را در رهایی همگانی ملت‌های مظلوم این حوزه تمدنی از باتلاق جنگ‌های خانگی ایفا نماید. 

منبع: روزنامه ایران
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha