محمدعلی الستی در گفتوگو با رویداد۲۴ تشریح کرد
ریشه خشم مردم ایران در چیست؟
یک کارشناس جامعهشناس ارتباطات بر این عقیده است که مردم جامعه ما به دلیل مشکلات فراوان، پر از خشم و عصبانیت هستند که کوچکترین اتفاقات نیز بهانهای به دست مردم میدهد تا خشم و پرخاش خود را به بدترین شکل ممکن نشان دهند.

رویداد۲۴-یک کارشناس جامعهشناس ارتباطات بر این عقیده است که مردم جامعه ما به دلیل مشکلات فراوان، پر از خشم و عصبانیت هستند که کوچکترین اتفاقات نیز بهانهای به دست مردم میدهد تا خشم و پرخاش خود را به بدترین شکل ممکن نشان دهند.
در روزهای گذشته، خبری در رسانهها منتشر شد که مردم اسلامآباد ارومیه به دلیل تجاوز سرایدار مدرسه به یک دختربچه، به مدرسه حملهور شدند و مدرسه، خانه سرایدار و ماشینهای اطراف مدرسه را به آتش کشیدند. هرچند که خبر تجاوز از اساس تکذیب شد، اما سؤالی که پیش میآید این است که چرا، چرا با شنیدن یک خبر مردم باید اینچنین عنان از کف بدهند و بدون هیچ فکر و منطقی مدرسهای را به خاک و خون بکشند و آتش بزنند؟ شاید به همین دلیل باشد که لقب «عصبانیترین مردم دنیا» را گرفتهایم.
طی نظرسنجیهای یک موسسه معتبر آمریکایی، ایران بهعنوان کشوری معرفی شد که عصبانیترین مردم دنیا را دارد. در این گزارش مردم ایران با 50 درصد جمعیت عصبانی و عراق با 49 درصد و سودان جنوبی با 47 درصد عصبانیترین کشورهای دنیا معرفی شدهاند.
مطمئناً بارها و بارها در کوچه و خیابان، پشت ترافیک، در خانواده و ... عصبانیت مردم را به هر دلیلی دیدهاید؛ عصبانیتی که ممکن است به هر دلیلی اتفاق بیافتد. فرقی هم ندارد، ممکن است به خاطر یک "نگاه" باشد یا مثلاً "راهنما نزدن هنگام رانندگی"؛ مردم ما بهراحتی عصبانی میشوند، پرخاش و توهین میکنند و درنهایت به همان راحتی و سادگی دست به تخریب می زنند؛ مهم این است که در آن لحظه عصبانیت و خشم خود را هرطور که شده خالی کنند؛ مع الاسف.
از سوی دیگر اما شاید درست نباشد که انگشت اتهام را بهسوی مردم ببریم و آنان را مقصر بیچون و چرای این اتفاقات و عصبانیتها بدانیم. مردم محصول همین جامعه و کشورند، خشم و عصبانیت و حتی عدم مهارت در کنترل خشم هم به دلیل نبود آموزش و تربیت صحیح در همین جامعه است.
ما به هیچ عنوان نمیخواهیم از کسانی که خشم خود را به توهین و تخریب نشان میدهند دفاع و یا عمل آنان را توجیه کنیم؛ اما با نگاهی عمیق و دقیق به مشکلات و زندگی روزمره مردم، شاید بتوان دلیل این حجم از خشم و عصبانیت پنهان که با کوچکترین جرقهای نمایان میشود را متوجه شد. احساس "نابرابری" یکی از عواملی است که باعث ایجاد خشم و بروز آن در جامعه میشود. عدم رضایت از زندگی، مقایسه خود با دیگران و ... ناشی از احساس نابرابری در جامعه است.
طبق آمار رسمی، از میان 80 میلیون نفر جمعیت کشور، حدود 22 میلیون از آنها شاغل هستند، این به معنای آن است که در هر خانواده ممکن است یک نفر کار کند و هزینه سایر اعضای خانواده را تأمین کند. این موضوع خود بهتنهایی فشار و مشکلات عصبی را برای فرد شاغل ایجاد میکند که درنهایت میتواند منجر به بروز خشم در جامعه شود.
وضعیت ترافیک و نوع رانندگی، کافی نبودن درآمدهای خانواده و گرانی، آلودگی هوا، احساس تحقیر و دیده نشدن، همه و همه از عمده عوامل مهمی است که باعث ایجاد خشم و عصبانیت در مردم جامعه میشود. عصبانیت و خشم زمانی رخ میدهد که عقل جای خود را به هیجان میدهد. مهمترین موضوعی که میتواند در مهار و کنترل خشم و عصبانیت به ما کمک کند، آموزشهای صحیح در مدارس و کتب درسی است. مردم ممکن است به هر دلیلی عصبانی شوند اما مهم نوع بیان و بروز این خشم و عصبانیت است. آموزشهای مداوم، بسترسازی، ایجاد امکانات برای شادی و توجه به خواستهها و اولویتهای مردم جامعه از سوی مسئولین میتواند در کاهش و پایان خشونتهای تخریبی، کمککننده باشد.
مردم جامعه تحتفشار هستند
دکتر محمدعلی الستی، جامعهشناس ارتباطات در گفتوگو با رویداد۲۴، به وجود خشم و عصبانیتهای آسیبزا که در مردم جامعه وجود دارد، اشاره کرد و گفت: عوامل متعددی باعث تحریک خشم در انسان میشود، از عوامل تربیتی تا عوامل اجتماعی، فرهنگی و عوامل روانی. این روزها تعدد عوامل خشم آفرین در مردم علل زیادی دارد. یکی از این عوامل فشارهای زندگی صنعتی و معضلات اقتصادی مردم است، که بسیار آستانه تحریک آنان را پایین آورده است.
الستی ادامه داد: مردم جامعه تحت فشار هستند، شادی و برنامههای تفریح ندارند، از نظر اقتصادی در مضیقه هستند. از طرفی رشد آسیبهای اجتماعی هم مزید بر علت شده است. با توجه به فعالیت رسانهها اطلاع یافتن مردم از آسیبهای اجتماعی افزایش پیدا کرده است. در گذشته نیز آسیبهای اجتماعی وجود داشت اما به دلیل عدم گسترش شبکههای اجتماعی و رسانهها، خبر آن در جامعه انتشار نمییافت.
این استاد دانشگاه در ادامه افزود: در جامعه با مشکلات بسیاری روبهرو هستیم؛ بیکاری، آلودگی هوا، آلودگیهای صوتی همه و همه از مشکلات و فشارهای عصبی ناشی از زندگی صنعتی هستند. آدمی که در فشار زندگی شهری است و با معضلات اقتصادی و اجتماعی زیادی روبهرو است، باعث میشود که در مواجه با بسیاری از پدیدهها بهانهای پیدا کند برای آنکه خشونتورزی کند و یا خشم پنهان خود را آشکار کند. درواقع این یک زمینه مساعد برای این اتفاقات است.
محمدعلی الستی با بیان اینکه ما از نظر تربیتی هم در جامعه و هم در خانواده با مشکل مواجه هستیم، خاطرنشان کرد: مشکل این است که ما بچههای خود را تربیت نمیکنیم و به آنها مهارت کنترل خشم را آموزش نمیدهیم. در مدارس نیز این آموزشها به کودکان داده نمیشود و در کنار اینها ذهنیت مردم از عدم تحقق عدالت هم وجود دارد. ما در جامعهای هستیم که مردم به تحقق عدالت مطمئن نیستند. بهطور مثال مردم اطمینان ندارند که یک فرد بزهکار زمانی که بازداشت میشود، با عدالت به سزای اعمالش برسد. به خاطر همین موضوع، بسیاری از افراد زمانی که خبری را شنیدند میخواهند خودشان عدالت را به قول خودشان برقرار کنند و فرد متخلف را به سزای اعمالش برسانند. مجموعه این عوامل باعث میشود تا شاهد اینچنین اتفاقاتی باشیم.
این استاد دانشگاه، با اشاره به اینکه افرادی که عصبانیتشان همراه با خشونت و تخریب است، کنترل خشمشان عمل نمیکند، تصریح کرد: ما باید در این زمینهها آموزشوپرورش داشته باشیم که متأسفانه نداریم. هوش هیجانی باید آموزش داده شود. جنایتهای بسیاری که در جامعه اتفاق میافتد پلیس و صداوسیما تصویر مجرم را بهصورت شطرنجی نمایش میدهند و از افشای کامل اطلاعات او هم پرهیز میکنند؛ معتقدم اگر این مجرمین بهصورت کامل به مردم شناسانده شوند بسیار بهتر است زیرا در این صورت مردم برای حفظ آبروی خود جلوی افراد خانواده خود را میگیرند که مرتکب خلاف و جرم نشود. همین ترس از بین رفتن آبرو از سوی خانواده بهخودیخود میتواند تا حدود زیادی بازدارندگی داشته باشد. زمانی که فرد مجرم مایه شرمساری و سرافکندگی شود خانوادهها خودشان ورود پیدا میکنند و مانع از ایجاد و بروز جرم میشوند. خانوادهها نباید در مقابل رفتارهای پرخطر اطرافیانشان بیتفاوت باشند.
این کارشناس اجتماعی ارتباطات، تصریح کرد: در کنار مشکلات اقتصادی و سایر معضلات اجتماعی، حس نابرابری و عدم اجرای عدالت از سوی قوای مربوطه باعث بروز خشم و عکسالعملهای نامناسب از سوی مردم میشود.
محمدعلی الستی با بیان اینکه برای کار فرهنگی و سوق دادن جامعه بهسوی آرامش باید زمان صرف کرد، خاطرنشان کرد: کنترل و مهار خشم و عصبانیت باید جزئی از سرفصلهای کتاب درسی شود. برای بهبود شرایط باید زمان، هزینه و انرژی صرف کرد. باید برای خانوادهها کلاسهای آموزشی گذاشته شود، هوش هیجانی باید ارتقا داده شود، قدرت تسلط بر خود و خشم باید آموزش داده شود و تا زمانی که آموزشهای لازم داده نشود ما نیز شاهد چنین مشکلات و اتفاقاتی خواهیم بود.
الستی ادامه داد: بهطور مثال شما مترو را نگاه کنید که مردم چگونه مانند گوشت سلاخی در آنجا قرار میگیرند. زمانی که برای حملونقل عمومی مردم که یک نیاز بدیهی است، نمیتوانیم امکانات لازم را فراهم بیاوریم چه انتظاری میتوان داشت؟ ما نمیتوانیم حتی سلامت فیزیکی مردم جامعه خودمان را مورد حمایت و پوشش قرار دهیم؛ چگونه انتظار داریم که نظام اجتماعی، نیازهای روحی و روانی مردم را تأمین کند. متأسفانه رسیدگی به امور آموزشی و تأمین نیازهای روحی و روانی جامعه، همواره در حد حرف باقی میماند و به مرحله عمل نمیرسد.

لطفا ادرس مطب یا شماره تلفن دکتر را میخواهم