این نانوایی کتابخانه ای دل انگیز است + عکس نانوایی فرهنگ
رویداد۲۴-سالهاست که میتوان عطر نان تازه و رایحه خوش کتاب را در «نانوایی فرهنگ» توأمان استشمام کرد؛ جایی که علاوه بر تنور نان، تنور مطالعه هم داغ است و سفره پر از کتاب مرد نانوا همواره باز. اهالی خیابان نیسانیان اراک سالهاست که با نانوایی فرهنگ آشنایند. جایی که غذای جسم در کنار غذای روح به مشتریان داده میشود. جایی که تا بخواهد نوبتت برسد، میتوانی کتابی را که دوستداری از کتابخانه پر و پیمانشبرداری و بخوانی. از همین رو هم هست که علاوه بر اهالی محل، عاشقانی از نقاط مختلف شهر به شوق تورق این کتابها برای خرید نان به این نانوایی میآیند.
فرهنگ نجفی صاحب این نانوایی است. میگوید سن هر کسی را باید به تعداد کتابهایی که در زندگیاش خوانده است تعیین کرد. میگوید، کسی که کتاب نخوانده است در همان دوران کودکی به سر میبرد. اهالی این منطقه او را همیشه کتاب به دست دیدهاند. در کنار آماده کردن خمیر و رساندن نان به دست مشتری نیم نگاهی هم به کتاب دارد. زندگی این نانوای 62 ساله در کتاب و مطالعه خلاصه میشود و این روزها کتابخانه نانوایی فرهنگ زبانزد عاشقان کتاب شده است. آرزو داشت که استاد دانشگاه شود اما وقتی تصمیم گرفت شغل پدر را ادامه دهد دانشگاه را به نانواییاش آورد.
فرهنگ نجفی از روزی که تصمیم گرفت درکنار پخت نان غذای روح علاقهمندان کتاب را هم تأمین کند، این گونه میگوید: از کودکی علاقه زیادی به کتاب داشتم وهمیشه از هر فرصتی برای خواندن کتاب استفاده میکردم. فرزند سوم خانواده هستم و پدر همیشه به درس ما اهمیت میداد و خوشبختانه دو خواهر با تحصیلات عالی در مشاغل مهم مشغول هستند و برادر دیگرم بازنشسته ارتش است. وقتی دیپلم گرفتم انقلاب شد و دانشگاه چند سالی تعطیل بود. تحصیلاتم را در مقطع فوق دیپلم ادامه دادم اما با فوت پدرم تصمیم گرفتم نانوایی تعطیل شده پدر را دوباره باز کنم. او نانوا بود و همیشه تلاش میکرد تا نان حلال سر سفره بیاورد و بعد از مرگش مدتی نانوایی تعطیل بود. آستین همت را بالا زدم و با وجود آنکه آرزو داشتم درس بخوانم و استاد دانشگاه شوم اما راه پدر را ادامه دادم. 20 سال قبل وارد حرفه نانوایی شدم و از همان روزهای اول تصمیم گرفتم تا در کنار پخت نان کتاب هم مطالعه کنم. علاقه زیادی به مطالعه داشتم به طوری که هفتهای یک کتاب میخواندم و پس از پایان کتاب بلافاصله سراغ کتاب دیگری میرفتم. هر روز چند جلد کتاب همراه خودم به نانوایی میآوردم و از فرصت استراحت یا ناهار برای خواندن چند صفحه از کتاب استفاده میکردم.
پس از گذشت مدتی احساس کردم برخی از مشتریان نانوایی مثل خود من به مطالعه علاقه دارند و وقتی در صف خرید نان هستند کتابهایی را روی پیشخوان قرار میدادند و مطالعه میکردند. از همان جا این جرقه در ذهن من زده شد تا گوشهای از نانوایی را به کتابخانه تبدیل کنم. چند جلد کتاب که شامل دیوان شاعرانی چون مولانا و سعدی و حافظ بود و کتابهای بزرگان دینی و قرآن در کتابخانهای که در مغازه درست کرده بودم قرار دادم و چند صندلی زیر آن گذاشتم تا مشتریها در صف انتظار نان مطالعه کنند. روزهای اول مردم از دیدن نانوایی که کتاب مطالعه میکرد متعجب بودند اما وقتی متوجه علاقه من شدند آنها نیز به کتابخوانی علاقه پیدا کردند. مطالعه کتاب و علم با ذات ایرانیان عجین شده است و زمانی که در اروپا قانونی وجود نداشت و خوی وحشیگری در غرب حاکم بود ما در ایران استادانی مانند ابوعلی سینا و زکریای رازی داشتیم که علم روز پزشکی را تدریس میکردند و شاگردان بسیاری را تربیت کردند. متأسفانه امروز با آمدن تکنولوژیهایی مانند موبایل و ماهواره فرهنگ مطالعه ازمیان خانوادهها رخت بر بسته است در حالی که مطالعه کتاب باعث خوشبختی میشود.
این مرد ادامه داد: استقبال خوبی از این کتابخانه میشود و هر روز تعداد زیادی از مشتریها به خواندن کتاب علاقه نشان میدادند و گاهی نیز تعدادی از آنها وقتی نوبتشان میشود جای خود را به دیگری میدهند تا فرصت بیشتری برای مطالعه داشته باشند. فرهنگ کتابخوانی در خانواده ما ریشه دار است و در کنار سفره غذا همیشه سفره کتاب نیز پهن است و من و دختر و پسرم با خواندن کتاب آن را برای مطالعه به یکدیگر پیشنهاد میکنیم. من در زندگی از وجود کتاب بهره زیادی بردم و همیشه به والدین توصیه میکنم با خواندن کتابهای تربیتی و اخلاقی باشیوههای تربیتی کودک و نحوه برخورد با یک نوجوان و درک احساسات او آشنا شوند. برخی از روزها تا دیروقت در نانوایی میمانم و بعد از مطالعه کتاب دست به قلم میشوم و دلنوشتههایی مینویسم. مطالعه در حرفه ما نیز بسیار مؤثر است و من کتابهای زیادی درباره نان و روشهای پخت آن مطالعه کردهام و معتقدم اگر کسی کتاب نخواند به خانواده، شهر و زندگی بدهکار است.