خاطرات بازیگر مشهور از گم شدن کفش هایش در سفر کربلا
رویداد۲۴-افسانه بایگان که در ۱۹ سالگی در مجموعه تاریخی «سربداران» ایفای نقش کرده است، با ذکر خاطرهای از این سریال، خاطرنشان کرد که «حضرت امام (ره) زندگی هنری من را رقم زدند.» این بازیگر که در برنامه «چهلچراغ» حاضر شده بود، درباره ایفای نقش در سریال «سربداران» یادآور شد: «ماحصل کار من از لبه تیغ گذشت. به دلیل اینکه وقتی کار آماده شد و مسؤولان دیدند گفتند اصلا چنین شخصیتی قابل پخش نیست! بحث پوشش خاصی بود که یک زنِ درباری مغول داشت. اما چند روز بعد گفتند مژده بدهیم که حضرت امام سریال را دیدند و گفتند چرا باید سانسور شود؟ اگر قرار باشد شخصیت ترکان بانو شبیه فاطمه باشد دیگر تضاد رفتارهای آنها مشخص نمیشود! کار هم در نهایت به همان شکل پخش شد و من امکان این را یافتم که در عوالم معنوی گام بردارم و بارها و بارها به یاد حضرت امام بودم. واقعا روحشان شاد که زندگی هنری من را رقم زدند.»
افسانه بایگان سپس به ذکر خاطرهای از سفر به کربلا پرداخت و عنوان کرد: «برایم در نجف اتفاق خاصی افتاد. یکی این بود که کفشهایم بعد از زیارت گم شد. عزیزان همراه میگفتند که این نشانه این است که دوباره برمیگردم. وقتی این اتفاق در کربلا هم تکرار شد یکی از آیات خداوند که خداوند خطاب به موسی می کند به یادم آمد؛ بگذار نیت ات را و بیا. در آن حالت می بینی که همه تعقات مانند خانواده، فرزند و همسر را باید رها کرد و رفت.»
او از خاطرات فراموشنشدنی سفرش به کربلای حسینی در اولین کاروان زیارتی در سال گذشته گفت و درباره راه پیمودن در مسیر معرفت که این روزها میلیونها خاطرخواه دارد، عنوان کرد: «اگر سفر اربعین معرفتی نباشد خیلی فایدهای به حال آدم ندارد، یعنی باید حرکتی از نقص به کمال صورت بگیرد چون من باید به سمت طلبیدن سفر کنم. سفر کربلا خیلی متفاوت است، این حال و این شور حسینی از همان لحظات اول ایجاد میشود. من در آن جا می فهمم که چقدر حقیر و کوچکم و تنها تسلیم شدن و قدم در راه گذاشتن و رفتن می تواند کمک کند. وقتی این تصمیم را داشته باشی قدم به قدم اتفاقات عجیبی برای زائر می افتد که متوجه می شود اتفاقاتی در درونش دارد شکل می گیرد.»
بایگان پیادهروی اربعین را سفری روحانی دانست و گفت: «همه ذراتش مثل یک پازل چیده شده است و هیچکدام را نمیتوان برداشت و چیز دیگری جایش گذاشت. باید این تابلو به همان شکل ترسیم شود. بعد از مدتی که از این سفر می گذرد و به آن فکر می کنی بیشتر پی به عظمتش میبری. در همان لحظه ممکن است اعجابی داشته باشد اما وقتی از آن رد میشوی طبیعتا این مساله بیشتر میشود.»