مسئله گردشگری ایران لغو ویزا نیست
رویداد۲۴-دکتر محمد فاضلی، استاد دانشگاه شهید بهشتی یکی از جدیترین نقدها به نظام مدیریت کشور را ارائه کرد. او زمانی به «ایران» گفت: «آدمها عمدتاً همان کاری را انجام میدهند که بلدند و در شرایط عادی دنبال یاد گرفتن آنچه ضروری است و بلد نیستند نمیروند. مسائل را در قالب کاری میگنجانند که بلدند.» پروژه جدیدی که سازمان میراث فرهنگی برای جذب گردشگر خارجی تعریف کرده است، درست مصداق ایده فاضلی است. رئیس سازمان میراث فرهنگی به «ایسنا» گفت «پروژه لغو ویزای ایران هدفمند میشود.» این خبر در نگاه اول هر خوانندهای را به خود جلب میکند و این نوید را میدهد که در آیندهای نه چندان دور، مراکز فرهنگی، گردشگری و هتلهای ما مملو از گردشگران خارجی خواهند شد. اما نباید عجله کنیم، بخشهای دیگر خبر را هم بخوانیم: «تمرکز ما روی کشورهایی خواهد بود که لغو ویزا با آنها به ورود بیشتر گردشگر منجر شود.... باید نخست کشورهای هدفمان را تشخیص دهیم و به شکلی سیاستگذاری کنیم که این موضوع برای ما بُرد ـ بُرد باشد، نه اینکه لغو ویزا انجام دهیم و خروج بیشتر گردشگر از کشور را موجب شویم... کشورهای هدفی هستند که لغو ویزا با آنها میتواند به ورود بیشتر گردشگر کمک کند.» پس در نگاه سیاستگذاران صنعت گردشگری ایران، کشورهایی هستند که اگر ویزای ایران برای اتباع آنها به صورت هدفمند لغو شود، ما شاهد سرازیر شدن گردشگران این کشورها به ایران خواهیم بود. اما آیا تاکنون مسأله صنعت گردشگری ما، لغو غیرهدفمند ویزا بود؟ علی اصغر مونسان در همین خبر به این پرسش پاسخ میدهد: «ما خیلی گیرِ داستان لغو روادید ایران نیستیم، چون خوشبختانه درحال حاضر برای اتباع ۱۸۰ کشور، ویزای فرودگاهی با اعتبار ۹۰ روز صادر میشود.»
اگر به گفته مونسان، اکنون برای اتباع 180 کشور ویزای فرودگاهی 90 روزه صادر میشود، پس دیگر چند کشور دنیا میمانند که نیازمند هدفمندسازی در لغو ویزا باشند تا بتوان آنها را در پروژه جدید این سازمان گنجاند؟ آیا اظهارات اخیر، نشان نمیدهد که مسأله گردشگری ایران، اصلاً لغو ویزا نیست، که اگر بود، باید حالا هر روز اتباع 180 کشور را در کوچه و خیابانهای کشور میدیدیم؟ آیا لغو هدفمند ویزا، تجربهای است که در کشورهای گردشگر پذیر هم آزموده شده است؟ پس تفاوت ما با این کشورها چیست که ما باوجود این غنای فرهنگی و طبیعی، هنوز از نفت میخوریم و آنان چند برابر نفت ما، از گردشگری؟ مسأله، امنیت گردشگر خارجی است، نه آنکه در هر شهری که جک استراو، وزیر خارجه سابق انگلستان به آن سفر کرد، علیه او تظاهرات کردیم. مسأله، تبلیغات درست بینالمللی، بهبود بیش از پیش چهره ایران در جهان و تأمین زیرساختهای مطلوب جذب گردشگر است، نه اجرای جدید پروژههایی که شکست خوردهاند. مسأله این است که توجه و نیاز ما به گردشگر خارجی، هنوز از سطح شعار فراتر نرفته است، زیرا هنوز نفتی هست که بیدغدغه از چاهها بیرون بکشیم. نفت که نباشد، آن وقت خود به خود یاد میگیریم چطور با سلام و صلوات گردشگر خارجی را به ایران بیاوریم.