روزی که ایرانیها به 150 هزار لهستانی پناه دادند
رویداد۲۴-دانشگاه تهران امروز میزبان پژوهشگران تاریخ و کارشناسان روابط تهران - ورشو بود که در هفتادوپنجمین سالگرد مهاجرت لهستانیها به ایران در جریان جنگ دوم جهانی، در همایش «در جستجوی خانه دوم» تاریخ و شرایط آن دوران را مرور کنند. همایش بینالمللی گفتوگوهای فرهنگی ایران و لهستان یک مهمان ویژه داشت: آنا ماریا آندرس معاون نخستوزیر لهستان و فرزند ژنرال آندرس، رهبر فقید ارتش این کشور که مادرش جزو همان پناهجویانی بود که به ایران آمد.
رئیس دانشگاه تهران نخستین سخنران این همایش بود که پس از خیر مقدم به حضار و به ویژه معاون نخستوزیر لهستان به تشریح آثار مثبت مهاجرت لهستانیها به ایران پرداخت.
محمود نیلی احمدآبادی با تاکید بر اینکه جنگ یکی از بزرگترین بلایایی است که بشر بر همنوعانش نازل میکند، گفت: در کنار این مصائب شگفتیهای زیادی نیز دارد.
نیلی احمدآبادی سپس با اشاره به سرنوشت ایران و لهستان در جنگ دوم جهانی افزود: این دو کشور در جنگ نقشی نداشتند و میکوشیدند از آن دوری کنند. اما خوی تجاوزگری دیگران این دو ملت را درگیر جنگ کرد. اما آنچه اتفاق افتاد، مهاجرت جمع کثیری از مردم لهستان به ایران بود که بخش زیبایی از تاریخ جنگ دوم جهانی را رقم زد. زمانی که این مهاحرت رخ داد، مردم ایران با اینکه خود درگیر قحطی بودند با آغوش باز پذیرای مهاجران لهستانی شدند. توافقات جهانی بیش از یکصد هزار لهستانی را وارد ایران کرد. این مهاجرت مشکلات عدیدهای برای ایران پدید آورد اما در اینجا باید به پیامدهای مثبت آن اشاره کنیم چون آنچه که اکنون از آن ایام سخت بر جای مانده نه سختی و گرسنگی که همزیستی خوب و مسالمتآمیز دو ملت است.
رئیس دانشگاه تهران در ادامه با اشاره به نمایشگاهی از عکسهای مهاجران لهستانی که در سرسرای دانشکده ادبیات برپاشده بود، عکسها را گویاترین اسنادی دانست که بدون هیچ تحریفی تاریخ را به ما مینمایانند.
وی سپس نکته مهم در این برهه از تاریخ ایران را پیوندها و تعاملات فرهنگی و اجتماعی بین دو ملت دانست که در مدت اقامت لهستانیها در ایران اتفاق افتاد و اظهار داشت: لهستانیها در مدت اقامت خود در ایران به سرعت مشغول کار و فعالیتهای مولد شدند تا جایی که بخشی از سرمایه ما برجای مانده از فعالیت مهاجران لهستانی در آن دوره است.
نیلی احمدآبادی همچنین به بعد فرهنگی این رخداد مهم پرداخت که به زعم وی موجب ارتباط ایرانیان با تجدد و دنیای غرب شد. وی افزود: مهاجرت لهستانیها برای مردم یک اتفاق تازه و جذاب بود. تأسیس انجمن لهستانی مطالعات ایران به عنوان نخستین هسته ایرانشناسی غیرایرانی در نیمه نخست دهه ۲۰ زمانی رخ داد که لهستان از رونق اقتصادی برخوردار نبود. با این حال این انجمن در نخستین سال فعالیت خود، کتاب مصور لهستان را منتشر کرد که میتوان از آن به عنوان یکی از نخستین آثار فارسی برای کشوری اروپایی یاد کرد. به گفته وی، امروز پس از ۷۵ سال از آن ایام تلخ، تنها پیامدها و خاطرات شیرین آن به یاد مانده است؛ وجود آرامستان لهستانیها در شهرهای تهران، اصفهان، انزلی و مشهد، نشان از احترامی است که مردم ایران برای پناهجویان لهستانی قائل بوده و هستند. وی در پایان ابراز امیدواری کرد که این برنامه گامی مؤثر برای نزدیکی هر چه بیشتر دو ملت باشد.
آمادگی برای توسعه روابط فرهنگی با لهستان
رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی سخنران بعدی بود که از آمادگی برای توسعه روابط و تعاملات فرهنگی با لهستان خبر داد.
اشرف بروجردی گفت: آنچه شاید دغدغه برخی سیاستمداران باشد، این است که توسعه مناسبات فرهنگی مبادا موجب دور شدن ملتها از فرهنگ اصیل خود شود.
بروجردی در ادامه به ذکر نمونهای تاریخی برای این دغدغه پرداخت: در سال ۱۳۶۶ به دلیل وجود جنگ و تحریم فرصت کاریابی در ایران کم شده بود و ما با انبوهی از افراد جویای کار روبهرو بودیم. برای حل این معضل وزارت کار در آن زمان تصمیم گرفت مبادلاتی مبنی بر انتقال نیروی کار ارزان با برخی کشورها داشته باشد. آن زمان بین دولتمردان این دغدغه وجود داشت که آیا این اقدام موجب ازهمگسیختگی فرهنگی نخواهد شد؟ این مساله تا آنجا پیش رفت که حتی در اعزام نیروی کار خبره به دیگر کشورها محدودیت ایجاد شد.
او سپس به رویه مثبت این ماجرا اشاره کرد که میتوانست با انتقال نیروی کار به دیگر کشورها موجب اخذ تخصص آنها در زمینههای مختلف شود و در نهایت تخصص آنها پس از بازگشت به ایران مورد استفاده قرار گیرد.
رئیس کتابخانه ملی در ادامه به نقش و تأثیر دو جریان تاریخآفرین و تاریخنگار در سرنوشت ملتها اشاره کرد و افزود: عدهای تاریخ را میآفرینند و عدهای آن را مینگارند اما نقش نگارندهها مهمتر است چون آنها انتقالدهنده رویدادها و تصمیمها به نسلهای بعدی هستند. تعاملات فرهنگی بین ملل هم میتواند قرابتی را بین این دو به وجود آورد و هم در انتقال آن به نسل بعد اثربخش باشد.
معاون رئیسجمهور ادامه داد: ما با کشور لهستان ارتباطات فرهنگی دیرینهای داریم که به همان تصمیمات تاریخساز مرتبط است زیرا آنها در برههای از تاریخ احساس کردند که در ایران میتوانند با حفظ باورهای خود با ملتی به گپوگفت بنشیند که شاید به لحاظ ظاهری با هم متفاوتند اما آن ملت پذیرای آنهاست.
بروجردی در پایان با ابراز خوشحالی از اینکه این تعاملات امروز در سطحی از توسعه انجام میشود که به راحتی میتوانیم با هم گفتوگو کنیم، مباحثه و گفتوگوی فرهنگی را تنها راه باز شدن گرههای ذهنی میان ملتها دانست و در زمینه گسترش مناسبات میان دو کشور در حوزه اسناد اعلام آمادگی کرد.
آغوش باز ایرانیان برای مهاجران لهستانی
ابوذر ابراهیمی ترکمان، رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیز در سخنان خود در این همایش، به تشریح بسترهای مهاجرت لهستانیها به ایران در جنگ دوم جهانی پرداخت. جنگ دوم جهانی ۸ شهریورماه ۱۳۱۸ آغاز شد و تا ۹ شهریور ۱۳۲۴ به طول انجامید. در فاصله این شش سال، ۱۰۰ میلیون نفر از ۳۰ کشور درگیر این جنگ شدند. در روز آغاز جنگ دوم جهانی، آلمانها به لهستان حمله کردند. سپس روسها به این کشور تاختند و در طی ۲۹ روز کل لهستان تسخیر شد. در واقع آغاز تاریخ جنگ دوم جهانی همان روز حمله آلمان به لهستان است. فرانسه و بریتانیا به کمک لهستان آمدند اما این کمک به جایی نرسید. او افزود: اول تیرماه آلمانها به شوروی حمله کردند و استالین چارهای ندید جز اینکه پدر آندرس، معاون کنونی نخستوزیر لهستان را از زندان آزاد کند و از قدرت او برای متفق کردن لهستانیهای روسیه به منظور حمله دوباره به لهستان بهره جوید.
ابراهیمی ترکمان با تشریح وضعیت ایران در این دوران اظهار داشت: ایران در این جنگ نیز مانند جنگ اول جهانی اعلام بیطرفی کرده بود که این اعلام نیز مانند جنگ پیشین نقض شد. در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۳۲۱ نخستین گروه لهستانیها وارد ایران شدند. حداکثر رقم اعلامی درباره مهاجرین لهستانی ۱۵۰ هزار نفر بود و جمعیت ایران در این سال ۱۴ میلیون نفر بود. برای این جمعیت ورود ۱۵۰ هزار نفر فوقالعاده سنگین است ضمن اینکه سال ۱۳۲۱ سال بلوا یا شورش نان در ایران بود و همین امر نیز موجب سقوط دولت قوام شد. این در حالی بود که در آن دوره تأسیسات رفاهی مانند بیمارستان ۵۰۰ تختخوابی و توسعه راهها و تأسیس راهآهن در ایران اتفاق افتاده بود. نخستین بیماران بیمارستان ۵۰۰ تختخوابی تهران، مهاجران لهستانی بودند. تعداد بیماران لهستانی به حدی زیاد بود که پرورشگاهی را که سال قبل تأسیس شده بود، به بیمارستان اضافه کردند و بیماران لهستانی را در آن جای دادند.
رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی همچنین به وضعیت وخیم اوضاع سیاسی در ایران آن برهه اشاره کرد: راهآهن ایران میان سالهای ۱۳۲۰ و ۱۳۲۴ تقریباً ۸ میلیون تن برای شوروی حمل کرده بود و وضع اقتصادی بسیار بد بود و از طرفی در ساختار سیاسی یک جوان بیست و چند ساله به پادشاهی رسیده بود و وقتی در سال ۱۹۴۳ اجلاس تهران با حضور روزولت، چرچیل و استالین برگزار شد، آنها پادشاه ایران را به این نشست دعوت نکردند و اجازه ملاقات به وی ندادند و نهایتاً تنها استالین به دیدار شاه رفت. ایران در چنین شرایطی به سر میبرد که مهاجرت لهستانیها اتفاق افتاد. مهاجرتی که با آغوش باز ایرانیان مواجه شد، هرچند که خود در شرایطی سخت به سر میبردند. شما حتی یک گزارش پیدا نمیکنید که نشان دهد از جانب ایرانیها تعرضی به لهستانیها صورت گرفته باشد.
وی در پایان از معاون نخستوزیر لهستان خواست تا موافقتنامه فرهنگی را که در سال ۱۹۶۸ بین دو کشور به امضا رسیده که بنا بوده بر اساس آن دفاتر فرهنگی ایجاد شود و تاکنون اتفاق نیفتاده را مورد توجه قرار دهد. همچنین برای افتتاح رایزنی فرهنگی در لهستان اعلام آمادگی کرد.
معاون نخستوزیر لهستان نیز در سخنرانی خود ایران را نخستین کشوری خواند که مهاجران لهستانی در جنگ دوم جهانی در آن احساس آزادی کردند. آنا ماریا آندرس گفت: من در این دو بار که به ایران سفر کردهام به آرامستان دو هزار لهستانی در ایران سر زدم که نشانگر ضعف و بیماری مردم لهستان در مهاجرت به ایران بود. مردم لهستان و خود من قدردان مهماننوازی ایرانیان هستیم، زیرا مادر من جزو این مهاجران بوده است و برای من خاطرات آن زمان را تعریف کرده است.
سانسور مهاجرت لهستانیها
در پنل دیگر این همایش، کاوه بیات، پژوهشگر تاریخ معاصر نگاه جراید محافظهکار ایرانی به تحولات لهستان را مورد مداقه قرار داد. مجید تفرشی، سندپژوه نیز اسناد مربوط به پناهجویان لهستانی در ایران را در آرشیو ملی بریتانیا مرور کرد. رضا نیکپور، دیگر پژوهشگر تاریخ بود که در سخنرانی خود به تغییرات بوجود آمده در نظام اجتماعی ایران و پایگاه اجتماعی لهستانیها اشاره کرد و گفت: «حضور لهستانیها در ساختار اجتماعی ایران موجب تغییر و بههمخوردن نظم اجتماعی جامعه ایران میشد چراکه آنها به دنبال برآوردن نیازهای خود نیاز به جایگیری در نظام اجتماعی ایران داشتند و این امر با توجه به شرایط جامعه ایران که با پدیده اشغال و جنگ روبرو بود، بار سنگینی را به ساختار اجتماعی ایران تحمیل میکرد. از سویی دیگر لهستانیهایی که وارد ایران میشدند گاه خود متعلق به طبقات متوسط و یا بالادست جامعه لهستان بودند که در نظام جدید و در جامعه ایران مجبور به هماهنگی با شرایط جدید و قرارگیری در طبقاتی از جامعه بودند که با شرایط پیشین آنها مطابقت نداشت.»
موضوع سخنرانی متئوش کلاگیش، استاد گروه ایرانشناسی دانشگاه کراکوف نادیده گرفتن مساله حضور لهستانیها در خاک ایران بود که به سانسور مطالب تاریخی و سیاسی مربوط به شوروی در دوره کمونیستی بازمیگشت.