گزارش رویداد۲۴ از عدم پخش یک برنامه تلویزیونی
مورد عجیب ملک مطیعی در صداوسیما
شب یلدا قرار بود برای بینندگان تلویزیونی شب متفاوتی باشد. بمب خبری هم در راه بود. ناصر ملک مطیعی یکی از بزرگترین ستارگان سینمای ایران در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به دو برنامه تلویزیونی دعوت شد. برنامههایی که حتی تیزر آنها هم در فضای مجازی پخش شد.

رویداد۲۴- شب یلدا قرار بود برای بینندگان تلویزیونی شب متفاوتی باشد. بمب خبری هم در راه بود. ناصر ملک مطیعی یکی از بزرگترین ستارگان سینمای ایران در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به دو برنامه تلویزیونی دعوت شد. برنامههایی که حتی تیزر آنها هم در فضای مجازی پخش شد.
بینندگان منتظر این برنامهها بودند که ناگهان پخش این دو برنامه متوقف شد و برنامههای دیگری جایگزین این دو برنامه گردید. شایعه شد که مهران مدیری از پخش برنامه اول جلوگیری کرده تا برنامه خودش بدل به مهمترین برنامه شب یلدا شود. شایعهای که از ابتدا بیپایه و اساس بودنش مشخص بود. چرا که نه مهران مدیری احتیاجی به این حواشی دارد و نه ناصر ملک مطیعی مهمانی است که تن به چنین بازیهایی بدهد. از همان ابتدا مشخص بود که مدیران خود سازمان به این نتیجه رسیدند که ناصر ملک مطیعی در برنامههای شب یلدا حضور نداشته باشد. سوال اصلی اینجاست که چرا مدیران در ابتدا با حضور ناصر ملک مطیعی در تلویزیون موافقت کردند؟
هیچکس، هیچ فشاری بر مدیران سازمان صدا و سیما وارد نکرده بود که از ناصر ملک مطیعی دعوت کنند. اما آنها این کار را کردند و بعد از پخش برنامه جلوگیری به عمل آوردند. اگر حضور مهمانی مانند ناصر ملک مطیعی خلاف منافع و سیاستهای سازمان صدا و سیما بود چرا دعوتش کردند؟ حال که از او دعوت کردند چرا جلوی پخش برنامهاش را گرفتند؟ این یک اشتباه مدیریتی واضح از سوی مدیران سازمان صدا و سیما بود. اشتباهی که به هیچ وجه قابل اغماض نیست. مدیران از ابتدا میتوانستند اجازه حضور ناصر ملک مطیعی را ندهند. اینطوری حداقل کسی آنها را بابت این رفتار غیر حرفهای بازخواست نمیکرد.
وقتی مجوز حضور کسی صادر میشود به این معناست که همه جوانب کار سنجیده شده و بعد از مهمان برنامه دعوت به عمل آمده. اما زمانی که مهمانی دعوت میشود و برنامه او اینگونه پخش نمیشود معنایش تشتت مدیریتی در سازمان است. سازمان صدا و سیما مگر اُتاق فکر ندارد که اینگونه درباره یک مسئله ساده تصمیم میگیرد. چرا مدیران این سازمان پای مجوزهایی که صادر میکنند نمیایستند؟ اگر بنا بود ناصر ملک مطیعی در برنامههای تلویزیون حضور نداشته باشد چرا از او دعوت کردند؟ این سوالات، سوالاتی ساده و به ظاهر مشخص است اما مدیران ما برای همین سوالات دم دستی هم جوابی ندارند. سازمان صدا و سیما سالهاست مخاطب خود را از دست داده است.
کیفیت پایین برنامهها و سرگرم کننده نبودن محصولات نمایشی یکی از دلایل عدم اقبال نسبت به تلویزیون است. دلیل دیگرش این سوءمدیریتهاست که مردم را نسبت به این سازمان دچار سوءظن میکند. ناصر ملک مطیعی چهره محبوبی است. مردم او را دوست دارند. این علاقه را نمیتوان از دل مردم بیرون کرد. به درست یا غلط بودن این علاقه کاری ندارم، مسئله در حذف بیظرافت چنین چهرههایی از سینما و تلویزیون است. با حذف این چهرهها مدیران به اهدافشان رسیدند؟ آیا کسی دیگر این افراد را دوست ندارد؟ مگر مراسم تشییع جنازه مرحوم فردین را فراموش کردهایم که چند صد هزار نفر در این مراسم شرکت کردند.
کافیست مدیران محترم سازمان صدا و سیما نگاهی به فضای مجازی بیاندازند تا متوجه شوند که رفتار غلطشان نتیجه عکس داشته و همه هنرمندان به نفع ناصر ملک مطیعی موضع گرفتهاند. با این سوءمدیریت اگر هم کسی ناصر ملک مطیعی را فراموش کرده بود دوباره او را به یاد آورد. با این تصمیمگیریها مدیران ما حتی به اهداف اولیه خودشان که جذب مخاطب است هم نمیرسند.
مگر غیر از این است که همه ما میخواهیم مردم ما به جای رجوع به شبکههای تلویزیونی ماهوارهای تلویزیون خودمان را تماشا کنند. اگر جواب مثبت است پس چرا با این تنگ نظریها مخاطب را فراری میدهیم. ناصر ملک مطیعی انسان کم هوشی نیست. به او و خودمان توهین نکنیم. ایشان با این سابقه و سن و سال قطعا میدانسته خط قرمزهای سازمان صدا و سیما چیست. قطعاً میدانسته چه حرفهایی را باید بزند و چه حرفهایی را خیر. قطعاً میدانسته که دارد به کجا میرود و چه باید بکند. پس مسئله این نیست که او نمیدانسته چه بگوید. با در نظر گرفتن این نکته که برنامه مهران مدیری ضبطی است(برنامه دیگر را اطلاع ندارم) اساساً طرح این موضوع بیربط است.
چه اشکالی دارد که ستارهای بتواند بیاید و بعد از سالها با مردمش حرف بزند. گیرم فیلمهایی که بازی کرده موردپسند ما نباشد. ایرادی ندارد. او همین که در ایران مانده و به فعالیت سیاسی نپرداخته و علیه نظام حرفی نزده برادری خودش را اثبات کرده است. آیا نباید به او یک بار فرصت داده شود تا به تلویزیون بیاید و با مردم حرف بزند. حتی خود رهبری نظام هم اعلام کرده است که سیاست دستگاههای ما باید بر مبنای جذب حداکثری و دفع حداقلی باشد. ما به جای اینکه اقشار مختلف جامعه را جذب کنیم داریم آنها را نسبت به نظام بدبین میکنیم.
ملک مطیعی نه چهره سیاسی است و نه با نظام عداوتی ورزیده است. سالها در سکوت زندگی کرده و به کسب و کار خودش مشغول بوده. مردم هم او را دوست دارند. چه اشکالی دارد کمی با مردم حرف بزند.حتی اگر مدیران ما فکر کنند که مردم نیازی ندارند ناصر ملک مطیعی با آنها حرف بزند چرا با دعوت از او موافت کردند؟ چرا چنین بیتدبیری را انجام دادند؟ مخاطبان تلویزیون سالهاست به صدا و سیمای ما بدبین شدهاند و دلیل این بدبینی رفتارهای این چنینی مدیران سازمان است. مدیرانی که با سیاستهای یک بام و دو هوایشان باعث شدهاند اکثر مردم به برنامههای سخیف ماهوارهای روی بیاورند. برنامههایی که نه محتوای خوبی دارند نه سر و شکل ظاهری درستی. منتها به خاطر چنین اشتباهاتی توانستهاند مردم را به سوی خودشان جذب کنند.
مدیران ما نباید اجازه بدهند مردم خوراک فکری خود را از جای دیگری تهیه کنند. اما به نظر میرسد این مسئله چندان برایشان موضوعیت ندارد. چون اگر موضوعیت داشت با چنین بیتدبیری مخاطب را از تماشای تلویزیون محروم نمیکردند. ماجرای ناصر ملک مطیعی هشداری به مسئولان فرهنگی ماست که عادت کردهاند از یک مسئله ساده بحرانی عمیق بسازند. اگر بنا باشد این بحرانها ادامه داشته باشد دیگر مخاطبی برای محصولات فرهنگی داخلی باقی نمیماند. تماشای تلویزیون پیش شرطهایی دارد که مهمترینش جذابیت است.
متاسفانه صدا و سیمای ما مدتها است جذابیت را فدای مسائلی این چنینی کرده است و همین امر موجب ریزش مخاطبان این سازمان عریض و طویل شده. مخاطبی که دلیل وجود سازمان صدا و سیما است. اگر مخاطبی نباشد مدیران سازمان برای چه کسانی برنامه تولید میکنند؟ این سوالی است که مدیران سازمان صدا و سیما باید به آن فکر کنند.