از دروغ های مرتضوی در جنایت کهریزک تا توصیه احمدی نژاد به روحانی بابت برادران لاریجانی
رویداد۲۴-معمولا رئیسجمهور سابق بعد از مراسم تنفیذ از بیت مقام معظم رهبری به ریاستجمهوری رفته و آنجا را تحویل میدهد. ظاهرا آنجا آقای احمدینژاد به آقای روحانی میگوید ما که رفتیم، ولی مراقب این دو برادر (روسای قوه قضائیه و مقننه) باش، بدبختت میکنند.کاظم جلالی، رئیس مرکز پژوهشهای مجلس در گفت و گویی با روزنامه شرق ناگفتههایی درباره گزارش جنایت کهریزک، وضعیت بازداشتیهای سال 88، حمله به کوی دانشگاه، نظر احمدی نژاد درباره برادران لاریجانی و همچنین نقش نزدیکان احمدی نژاد در اشغال سفارت انگلیس را روایت کرد. گزیده بخش هایی از اظهارات جلالی در این مصاحبه به شرح زیر است؛
· اگر گزارش (کهریزک) را بخوانید از کسی دفاع نشده است. انتقاد در حد یک پاراگراف و البته قابلدفاع هم بود که اتفاقا صداوسیما خیلی آن را برجسته کرده بود. برخی آدمهای منصف از جریان اصلاحطلبی همان زمان با من تماس گرفتند و گفتند این چه گزارشی است که دادهاید، من گفتم شما متن گزارش را کامل بخوانید و بعد قضاوت کنید. همانها وقتی متن را خواندند گفتند این یک گام به پیش بود و شما منصفانه رفتار کردید.
· ابتدا از زندان اوین بازدید کردیم. به ما گفته بودند ظرفیت زندان اوین پر است و باید همه واکسن مننژیت میزدند. رفتیم در زندان اوین دیدیم ظرفیت خالی است و به همین دلیل زندانیان کهریزک را به زندان اوین آوردند و مسئولان زندان تزریق واکسن مننژیت را غیرضروری میدانستند و دو ساعت با زندانیانی که از کهریزک منتقل شده بودند گفتوگو کردیم.
· در آن ملاقات اعضای کمیته، از جمله آقایان بروجردی، حیدرپور، سردار کرمی، نماینده کرمان و تجری در زندان اوین با این افراد ملاقات کردیم. وقتی از ماجراهایی که در زندان کهریزک بر آنها گذشته بود تعریف میکردند همه ما گریه میکردیم و آقای بروجردی هم بغض کرده و چون رئیس و ادارهکننده جلسه بود خودش را کنترل میکرد و گریه نمیکرد.
· آن زمان گفتند به این دلیل این افراد را به کهریزک بردیم که جا نبود و ما به زندان اوین که رفتیم، دیدیم اتفاقا جا هست و اینها دروغ گفتند. همه آنهایی را که به کهریزک برده بودند به زندان اوین منتقل کردند و بعد مشخص شد که موضوع کمبود جا از اساس کذب بود.
· یک روز من در دانشگاه امام صادق(ع) بودم که آقای نادران با من تماس گرفت و گفت فلانی هرچه در دست داری زمین بگذار و سریع به کوی دانشگاه بیا. سریع رفتم؛ آقای نادران بود و بعد آقایان زاکانی و سروری هم اضافه شدند. دانشجویانی هم که با ما صحبت میکردند دانشجویان بسیجی و متدینی بودند و از اینکه کتک خوردهاند شدیدا شکایت داشتند و اتفاقا ملاقات و جلسه ما با آنها در داخل نمازخانه بود و با آنها نماز خواندیم و حرف زدیم و در دفتر بسیج جلسه گرفتیم.
· یکسری تصاویر انداخته بودند که به ما نشان دادند. این تصاویر از کتکخوردن خودشان و تخریب اتاقها و وسایل بود. دانشجویان اصرار داشتند از کوی نروید و شب نزد ما بمانید؛ ما میترسیم؛ ممکن است دوباره در شب به ما حمله کنند. من دیدم فاجعه خیلی عمیق است بنابراین از همانجا با دکتر لاریجانی تماس تلفنی گرفتم و کل ماجرا را برای ایشان تعریف کردم.
· بعد از آرامکردن دانشجویان با آقایان دستهجمعی مستقیم از کوی به دفتر دکتر لاریجانی رفتیم که اتفاقا ایشان در دفتر نبود و مدتی گذشت تا برگشتند و به من گفتند رفتم دفتر آقا تا گزارش شما را انتقال دهم و نهایتا پس از بحث و تبادل نظر قرار شد کمیتهای به ریاست آقای ابوترابی و عضویت بنده و آقایان نادران، زاکانی و سروری و عباسپور و کاتوزیان تشکیل شود. ما کمیتهای شدیم که کار آن هیچگاه منتج به تدوین یک گزارش نشد. برخلاف پرونده کهریزک؛ جلسات تدوین گزارش تشکیل نمیشد.
· من گفتم دارم گزارش کهریزک را مینویسم. دیگر نه وقتی دارم و نه توانی. انصافا آن روزها خیلی گرفتار بودیم و جلسات مکرری در مجلس حتی با خانوادههای دستگیرشدگان داشتیم و گویا دیگر کسی حاضر به نگارش نشد و مشمول مرور زمان شد.
· البته؛ درباره اینکه آقای احمدینژاد ذهنیتی نسبت به رؤسای دو قوه داشته است، خاطرهای را عرض میکنم. زمانی که آقای دکتر روحانی ریاستجمهوری را در سال ٩٢ تحویل میگرفت، معمولا رئیسجمهور سابق بعد از مراسم تنفیذ از بیت مقام معظم رهبری به ریاستجمهوری رفته و آنجا را تحویل میدهد. ظاهرا آنجا آقای احمدینژاد به آقای روحانی میگوید ما که رفتیم، ولی مراقب این دو برادر باش، بدبختت میکنند. تا جایی که تحلیل ماست، در ذهن آقای روحانی هم این گفته بیتأثیر نبوده است؛ اگرچه ایشان بعدا متوجه شدند دکتر لاریجانی دنبال این است که به ایشان صادقانه در راستای اداره درست کشور و حل چالشها کمک کند.
· شاید در عمرم آقای فاضل لاریجانی را ندیده باشم و شناختی از ایشان ندارم؛ اما اگر به متن نواری که وجود دارد نگاه کنید، اقدام مجرمانهای دیده نمیشود. برای نمونه، فردی میگوید خوب است شما دفتری داشته باشید، ایشان میگوید خوب است. آن فرد میگوید دفتر شما ویلایی باشد یا آپارتمان؟ البته در آنجا طمع را میبینیم و اینکه در شأن ایشان اینگونه صحبتکردن نبود. این صحیح است؛ اما فیلمبرداری از یک فرد بهویژه با هدف سوءاستفاده سیاسی، جرم است.
· نظر ما و دکتر لاریجانی درباره بحث سفارت (انگلستان) شفاف بود. ما مخالف بودیم و همان زمان هم مخالفت خود را ابراز کردیم. مصاحبهها و سخنرانیهای آن زمان را ببینید. بعدها که مقام معظم رهبری بر خطابودن این کار صحه گذاشتند، به خیلی از دوستان میگفتیم دیدید ما آن زمان بهتر متوجه راه درست بودیم. آنهایی که جلوی سفارت انگلیس سخنرانی کردند، آن زمان در تیم آقای احمدینژاد بودند و ایشان را تأیید میکردند. اما اینکه چرا تلویزیون مستقیم پخش میکرد، این نقدی است که ما هم داریم.
· نقدی که آن زمان داشتیم، این بود که اگر قصد کاهش روابط با انگلیس وجود دارد، اگرچه مجلس میتواند در این زمینه تصمیم بگیرد؛ اما بهتر است خود دولت و وزارت امور خارجه تصمیم بگیرد. مگر دولت انقلابی نیست؟ ولی دوستانی که بیشترین حمایت را از آقای احمدینژاد داشتند، میگفتند در مجلس تصمیم بگیریم.
· جالب است همان زمان هم اگر کسی چیزی خلاف این میگفت، میگفتند شما مرعوب انگلیس هستید. منتسبکردن آن اقدام شتابزده و احساسی به یک جریان عقلانی در داخل کشور، نه منصفانه است و نه پذیرفتنی؛ اما درباره اینکه بعدا کسی نماینده شد و با افسر اطلاعاتی ارتباط داشت، نمیدانم کیست. قاعدتا ظن شما به من که نیست (با خنده)؛ من وزارتخارجهای هستم و هیچ ملاقات خارجی در عمرم بدون کارشناس انجام ندادهام.