احمد نقیب زاده:
اروپا قصد دارد قاطعانه پای برجام بایستد/امریکا که خیلی درباره ما افسانهسرایی میکند/عربستان هرگز مستقیما به ایران حمله نخواهد کرد
«احمد نقیب زاده» معتقد است دفاع از برجام و پای آن ایستادن در حرف کار سختی نیست و اروپا هم تاکنون آن را انجام داده است.

رویداد۲۴- دفاع همه جانبه از توافق هستهای همراه با ابراز نگرانیها و انتفادات تند نسبت به برنامه موشکی و سیاستهای منطقهای ایران، ادبیات ثابت رهبران قاره سبز در حدود 11 ماه گذشته از زمان ورود «دونالد ترامپ» به کاخ سفید بوده است. اگرچه دیپلماتهای اروپایی که از تصمیمات نسنجیده رئیس جمهور امریکا در قبال «برجام» نگران هستند اما کمابیش با او در رد سیاستهای غیر هستهای ایران همسو بودند. درست است که سیاستهای ترامپ در قبال توافق هستهای ایران باعث شده تا حتی شرکای غربی واشنگتن بگویند که توافق هستهای بدون این کشور هم ادامه خواهد یافت اما از حرف تا عمل اروپاییها فاصله زیادی وجود دارد. دکتر «احمد نقیب زاده» معتقد است دفاع از برجام و پای آن ایستادن در حرف کار سختی نیست و اروپا هم تاکنون آن را انجام داده است. استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران از محدودیتهای عملی اروپاییها و گستردگی نفوذ اقتصادی امریکا در این کشورها میگوید. دکتر نقیب زاده وقتی درخواست ما برای مصاحبه را پذیرفتند که رسانههای منتقد دولت و کاربران نزدیک به آن در فضای مجازی، انتقاد بسیاری از صحبتهای ایشان با یک روزنامه داخلی در رابطه با برنامه موشکی کشورمان مطرح کرده بودند. این در حالی است که برخلاف ادعای این رسانهها و گروهها، این استاد دانشگاه تهران از مذاکره بر سر برنامه موشکی صحبت نکرده بود.
متن زیر شرح گفتگوی «همبستگی» با احمد نقیب زاده درباره روابط ایران و اروپا از یک طرف و بحرانهای منطقهای تهران و همسایگان عرب آن است:
شریکان اروپایی توافق هستهای تا چه زمانی در برابر فشارهای واشنگتن پای برجام خواهند ایستاد؟
فکر میکنم اروپا قصد دارد قاطعانه پای برجام بایستد. باید توجه داشت بحث بر سر این است که امریکا ممکن است در حاشیه برجام، تحریمهایی را علیه ایران وضع کند که اروپا هم در آن شرکت کند. رعایت کردن برجام در حرف مبتنی بر اینکه اروپا بگوید توافق هستهای را محترم میشمارد، کفایت نمیکند بلکه این کشورها در عمل باید کاری بکنند مثلا مراودات بانکی را سهولت ببخشند. مسئله اینجا است که اروپاییها از یک بحران دیگر در خاورمیانه بسیار وحشت دارند و نمیخواهند به امریکاییها چراغ سبز بدهند مبنی بر اینکه با آنها همراهی میکنند تا واشنگتن هم تشویق شود و چنین بحرانی را بوجود بیاورد. به همین دلیل الان قاطعانه کنار برجام میایستند اما اگر امریکا تحریمهایی را وضع کند، آن موقع باید مشخص بشود که تا چه حد با امریکاییها همراهی میکنند یا نمیکنند.
باید توجه داشت که تحریمهای امریکا به نوعی حالت وضعی دارد؛ یعنی به قدری اقتصاد امریکا با اقتصاد اروپا در هم تنیده است که بانکها و موسسات اروپایی نمیتوانند با ایران همکاری کنند. امریکاییهایی در شرکتهای اروپایی دارای درصدی همراه با حق وتو هستند که این حق سبب میشود این بانکها و موسسات در تنگنا قرار بگیرند و نتوانند با ایران همکاری کنند. در نتیجه باید بدانید که رعایت کردن برجام در حرف خیلی کار سختی نیست و اروپاییها هم دارند این کار را انجام میدهند تا به امریکا هم بگویند که چندان از سیاستهای تنشزای این کشور خشنود نیستند.
به نظرتان این به معنای عدم اجرای تعهدات برجامی اروپا نیست؟
چرا این در واقع نقض برجام است اما اروپاییها به نوعی یک تنگنای عملی هم دارند که به هر صورت نمیتوانند کاری بکنند. تحریمهایی هم که امریکا وضع میکند با این عنوان نیست که بگوید برجام را قبول ندارد بلکه میگوید مثلا چون موشکهای ایران، دوستان واشنگتن در منطقه را تهدید میکند این تحریمها را وضع مینماید. ببینید واقعیت این است که امریکاییها فکر میکردند پشت سر مذاکرات هستهای، ایران دست از سیاستهایش برمیدارد و به این سمت حرکت میکند که به بازیگری در ردیف سایر بازیگران منطقهای تبدیل شود که در این صورت امریکا هم نفوذ خود را در منطقه حفظ میکرد. اما این تصور محقق نشد.
بنابراین وقتی آنچه امریکاییها فکر میکردند، رخ نداد همه این مسائل مثل بحث نقض برجام از طرف ایران یا موضوع موشکی بهانه است. هواپیماهایی که در اختیار عربستان قرار دادند بسیار قویتر از موشکهای ایران است؛ آنها به عربستان هواپیما میدهند بدون اینکه احساس خطر بکنند. اما درباره ایران مرتب مشغول سنگاندازی هستند چون فکر میکنند ایران، استقلال خود را حفظ میکند و کم کم هم به سمت اقتدار بیشتر در منطقه پیش میرود.
میتوان گفت این کشورها در حال آزمایش چند راه هستند تا علیه ایران استفاده کنند: یکی بحرانزایی در منطقه است؛ حوادثی مثل داعش را بوجود بیاورند تا دست و پای ایران را ببندند که نتواند در منطقه فعالیت کند. راه دیگر تحریمها است. در نهایت هم اگر به مقصد نرسند، ممکن است جنگ هم به راه بیندازند و اصلا این گزینه بعید نیست. باید توجه داشته باشیم که سرمایهداری با هر در بستهای مخالف است و ایران یک در بسته است که باید باز شود.
منظورتان از اینکه ایران یک در بسته است، چیست؟
یعنی ایران در اقتصاد جهانی مستحیل نشده است و با سیاست جهانی همسویی نمیکند.
شما به محدودیتهای عملی اروپا در انجام تعهدات برجامی خود اشاره کردید. هرچند رهبران اروپایی در لفظ قاطعانه پای حفظ برجام ایستادند اما همانطور که در ماههای اخیر از جمله در نشست هفته گذشته شورای امنیت اشاره کردند، آنها نسبت به سیاستهای موشکی ایران ابراز نگرانی میکنند. اصلا نگرانی اروپا از برنامه موشکی ایران چیست؟ به خصوص وقتی- دست کم فعلا- برد موشکهای تهران در 2000 کیلومتر محدود است.
اساسا وقتی کشوری خود را تقویت میکند، سایر کشورها به میزان نزدیکی و دوری به آن کشور احساس خطر میکنند. وقتی ایران قوی بشود، فرانسه هم با یک مخاطب قوی روبهرو است که نمیتواند خواستههای خود را به آن دیکته کند. این یک اصل در روابط بینالملل است اما مهم این است که آیا اروپا دست به اقدامی علیه برنامه موشکی ایران میزند یا خیر؟ من فکر میکنم کشورهای اروپایی دست به کاری نخواهند زد. حتی فرانسه در زمان ژان شیراک گفت که ما با یک ایران اتمی هم میتوانیم کنار بیاییم. اروپاییها زیاد سنگاندازی نمیکنند، به همین خاطر ما میتوانیم با یک واکنش نرم با آنها کنار بیاییم؛ مگر اینکه واقعا احساس خطر کنند.
بالاخره اروپا متحدانی در منطقه دارد که با آنها دارای مراودات اقتصادی و تجاری است که میخواهند همچنان برقرار بماند. فرانسویها برای خود در کشورهایی مثل سوریه و لبنان، که پیشتر تحت قیمومیت پاریس بودند، منافعی تعریف کرده اند و مایلند که این منافع حفظ شود. وقتی ایران قدرتمند شود ممکن است اصلا امکان فعالیت در لبنان را از فرانسه بگیرد. یک نکته دیگر را هم باید مورد توجه قرار داد و آن اسرائیل است. فراموش نکنیم لابی یهود در فرانسه قوی است. وقتی ایران موشکهایی با برد 2000 کیلومتر در اختیار داشته باشد، این بدین معنا است که اسرائیل را کاملا زیر پوشش قرار میدهد. یهودیها از طریق لابیهای خود به دولت فرانسه فشار میآورند که علیه ایران فشار وارد کنند. یکی از روزنامه های داخلی مصاحبه ای تلفنی با من انجام داد و نظر من را در مورد مذاکره بر سر پدافند موشکی پرسید؛ گفتم اگر به پیشرفت مورد نظر خود رسیده ایم بدون عقب نشینی مذاکره هم اشکال ندارد. ولی مطلب به گونه ای درج شد که گویا من موافق مذاکره بر سر برد موشکهایمان هستم. یک جماعتی که خود را در همه امور صاحب نظر و صاحب حق میدانند در فضای مجازی خیلی بی ادبی کردند. اینها دوست و دشمن هم نمی شناسد . این گونه طرفداران بیشترین ضربه را به نظام میزنند. من هم تصمیم گرفتم مسولان را از نقد سازنده خود محروم کنم.
برای جلوگیری از اینکه برنامه موشکی کشورمان به سرنوشت پرونده هستهای تبدیل نشود، چگونه باید اروپاییها را با خود همراه کنیم؟
این مسائل باید سری باشد. من اعلامیه های نظامیان کشور در مورد آزمایش های موشکی را درست نمی دانم. با اروپا باید همزمان فعالیت های دیپلماتیک را گسترش بدهیم و منافع اقتصادی آنها از بازار ایران را هم بالا ببریم. چاره دیگری نیست. توان موشکی ایران تنها ابزار دفاعی ماست اگر این را هم از دست بدهیم طبعا آسیب پذیر میشویم.
به تعبیر شما هر کشوری که بخواهد قدرت خود را تقویت کند با احساس خطر در دیگر بازیگران منطقه و بینالملل مواجه میشود. این در حالی است که کشوری مثل عربستان هم تمام تلاش خود را برای پیشبرد منافع و افزایش قدرت خود انجام میدهد و در سالهای اخیر کم هم دست به اقدامات به اصطلاح مخرب در منطقه از حمایت از گروههای تروریستی تا مداخله نظامی در یمن نزده است. چرا اقدامات ریاض با ملایمترین واکنش غربیها روبهرو میشود؟
برای اینکه این کشورها با هم دوست هستند. وقتی کشورها با هم دوست باشند و اطمینان دارند که عربستان علیه منافع آنها دست به اقدامی نمیزند، نگرانی ندارند. به علاوه وقتی غربیها با کشوری دوست باشند در واقع در آن نفوذ هم دارند؛ بنابراین هر زمانی که بخواهند، میتوانند جلوی اقدامات آنها را بگیرند و تحولاتی بوجود بیاورند. مسئله فقط محدود به عربستان نیست بلکه در ترکیه هم چنین شرایطی حاکم است. چرا در ترکیه هر اتفاقی که میافتد، غرب واکنشی نشان نمیدهد؟ به این خاطر که آنها آنقدر در ترکیه نفوذ دارند که اگر بخواهند جلوی جریانی را بگیرند، بتوانند. اما در ایران این نفوذ را ندارند. همین مسئله انرژی هستهای را در نظر بگیرید. ساخت نیروگاه بوشهر در زمان شاه آغاز شد و امریکاییها به ایران اورانیوم غنیشده دادند. آنها نه تنها به ایران در ساخت نیروگاه کمک کردند بلکه چه بسا حاضر میشدند بمب اتم هم به ایران بدهند. برای اینکه رژیم سابق، رژیم دوست بود و علیه آنها کاری انجام نمیداد اما جمهوری اسلامی که با غرب دوست نیست.
این فقدان روابط دوستانه در رابطه با امریکا صحیح است اما تهران که با اروپا مشکلی ندارد.
بله، ولی در عالم سیاست این احتمال داده می شود که روزی مشکل پیدا کنیم. ببینید نه تنها اروپا هم ما را یک کشور آرام تصور نمیکند و فکر میکند ایران ماجراجو است و باید کنترل بشود بلکه آنچه از نظر آنها نامطلوب است استقلال ایران و پیشرفت های مستقل آن است. البته اروپاییها خیلی واقعبینانهتر عمل میکنند، برعکس امریکا که خیلی درباره ما افسانهسرایی میکند. اروپا میداند که فعالیتهای ایران جنبه تدافعی دارد اما به هر صورت ایران دارای داعیه هایی است که در آینده رقیب غرب می شود. افزون براین رفتاری هم که دولت ایران با دیگر اعضای نظام بینالملل در پیش گرفته است، رفتار چندان دوستانهای نیست. بنابراین نباید توقع داشت که آنها هم دوستانه برخورد کنند.
شما اشاره کردید روابط دوستانه اروپا با کشورهای منطقه باعث میشود تا آنها در این کشورها نفوذ هم داشته باشند. به نظر شما آیا اروپا دارای چنین نفوذی بر عربستان و متحدان آن در خاورمیانه است تا مانع اقدامات احتمالی نظامی علیه ایران بشود؟
اروپا هیچ وقت همچنین چراغ سبزی به عربستان نشان نمیدهد اما یادتان باشد که تا همین چند وقت پیش یعنی دور دوم دولت باراک اوباما، اروپاییها هیچ نقشی در خاورمیانه نداشتند؛ درحالیکه چهل سال میکوشیدند تا نقشی در خاورمیانه داشته باشند اما نداشتند. به همین دلیل وقتی اوباما به اروپا چراغ سبز نشان داد، فرانسویها فورا با آب و تاب بارگیری تانکهای خود را به سمت لبنان نشان دادند مبنی بر اینکه داریم تانکها را به این کشور میبریم و در آنجا فعال خواهیم بود. حالا اینجا سوال این است که چطور میتوان انتظار داشت که این کشورهای اروپایی تا این حد نفوذ داشته باشند که بتوانند جلوی سیاستهای سعودیها را بگیرند؟ اینگونه نیست.
در واقع من فکر میکنم عربستان و اسرائیل دست به عملیات مشترک علیه لبنان خواهند زد؛ البته نباید گفت مشترک بلکه همزمان چرا که برای عربستان خوب نیست که مشترکا با اسرائیل دست به یک عملیات نظامی بزند اما میتوانند همزمان کار کنند. اسرائیلیها در سخنرانیهای اخیر خود گفتند که به هر صورت خیال خودمان را از بابت حزب الله راحت خواهیم کرد و این به این معنا است که میخواهند دست به اقدامی نظامی علیه حزب الله بزنند و سلاحهای آن را نابود کنند. آنها میدانند حزب الله دارای سلاحهایی است که شاید یک روز از آنها علیه اسرائیل استفاده کند. اسرائیلیها دنبال یک خواب آرام میگردند اما حالا با وجود این سلاحها در همسایگی خود احساس میکنند که خوابشان آشفته شده است.
به نظرم تحلیل این کشورها این است که ایران در حال حاضر در یک نقطه تاریخی قرار گرفته است و اگر از این مرحله عبور کند، دیگر نمیتوان جلوی آن را گرفت. به همین دلیل است که همه به تکاپو افتادند تا جلوی اقتدار ایران را سد کنند که به تعبیر خود تا کار از کار نگذشته، آن را مهار نمایند. بر همین اساس است که در همه جبههها شاهد این هستیم که تحرکاتی علیه ایران در حال شکلگیری است.
بنابراین شما بحث یک عملیات نظامی در لبنان علیه حزب الله را محتمل میدانید؟
بسیار محتمل میدانم.
حتی حالا که بحران استعفای «سعد حریری» از مقام خود به عنوان نخست وزیر لبنان فروکش کرده و این کشور به خوبی توانست این بحران را مدیریت کند هم معتقد هستید احتمال انجام یک عملیات نظامی علیه حزب الله لبنان میسر است؟
این عملیات ارتباطی با وضعیت لبنان ندارد. همین دیروز حسن نصرالله اعلام کرد که تمام تمرکز خود را بر مبارزه با اسرائیل گذاشته است. این به این دلیل است که اسرائیل حزبالله را تهدیدی جدی علیه خود می داند که تا دیر نشده باید از آن خلاص شود. اخباری هم حکایت از تمرین های ارتش اسرائیل دارد. اگر اسرائیل دست به حمله بزند از حمایت بی چون و چرای عربستان برخوردار خواهد بود. باید عربستان را در نزد مسلمانان جهان رسوا کرد که برای مقابله با یک کشور اسلامی حاضر است با اسرائیل هم پیمانشود.
محاسبات اسرائیلی ها خیلی هم غلط نیست. زیرا حزب الله از قوت بالایی برخوردار است و اگر همچنان قدرتمند بماند و ایران هم در سوریه پایگاه بزند کار اسرائیل ساخته است. به نظر من اعلام بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل فریبی بیش نبود. زیرا آمریکا قادر به حمایت نظامی از اسرائیل نیست و بدینوسیله می خواهد ارادت خود را ابراز دارد بدون کمک نظامی.
به نظرتان چقدر واقعیتهای میدانی میتواند بر تصمیم جنگطلبانه مقامات ریاض تاثیر بگذارد. منظورم این است وقتی از یک طرف ایران و متحدانش به لحاظ نظامی در موقعیت مناسبی در منطقه قرار دارند و از طرف دیگر عربستان با تمام هزینههایی که برای جنگ در یمن صورت داده اما کماکان در باتلاق این بحران فرو رفته است، میتواند جنبه بازدارنده برای مقامات سعودی داشته باشد؟
بسیار زیاد. به همین دلیل است که فکر میکنم عربستان هرگز مستقیما به ایران حمله نخواهد کرد بلکه آنها فکر میکنند میتوانند یک جنگ نیابتی راه بیاندازد. اما فکر میکنم نه چنین جرئت و نه چنین توانی دارند که بخواهند مستقیما علیه ایران دست به حمله نظامی بزنند. درست است که آنها سلاحهای پیشرفته دارند اما سلاحهایی که دیگران باید آن را به حرکت درآورند یا از آن استفاده کنند، نمیتواند برایشان تضمین پیروزی باشد. میدانید که بسیاری از سربازان، خلبانها و افسرانشان خارجی هستند؛ از پاکستان، اردن و غیره. برای همین آنها به دنبال این هستند که بگردند ببینند در کجا میتوانند به ایران ضربه بزنند. قطعا یکی از بازوهای قوی ایران در منطقه، حزب الله است که ممکن است آنها بخواهند از این زاویه برای مقابله با ایران وارد شوند.
به علاوه همانطور که گفتم عربستان به تنهایی علیه حزب الله دست به عمل نمیزند بلکه همراه با اسرائیل این کار را انجام میدهد. اسرائیل هم توانمندیهای بالایی دارد؛ اولا دستگاه جاسوسی بسیار قویای دارد که ممکن است جایگاه موشکهای حزب الله را پیدا کرده باشد. ثانیا در صورت وقوع جنگ، دیگر مثلا خلبان غیر اسرائیلی ندارد بلکه نیرویش، اسرائیلی است.
چرا عربستان نمیخواهد گامی در راستای کاهش تنش بردارد؟
شاید به این دلیل که ایران از هیچیک از مواضع خود کوتاه نمی آید. عربستان وضعیت را برد و باخت کامل ارزیابی می کند و نه برد-برد. به همین دلیل حضور مشاوران نظامی ایران در یمن برای عربستان به منزله باخت است . مسئله مسئله مرگ و زندگی است که البته اشتباه می کنند. زیرا حضور ایران از حضور آمریکا و اسرائیل برای آنها خطرناکترنیست.
آقای دکتر ما شاهد این هستیم که به تعبیر شیرین هانتر کشورهای منطقهای و فرامنطقهای بدون پرداخت هیچ هزینهای، ایران را بعضا با اتهامات واهی مورد انتقاد قرار میدهند اما هیچ هزینهای بابت اظهارات ضد ایرانی خود در عرصه بینالملل پرداخت نمیکنند. ایران چه اشتباهاتی در دیپلماسی خود داشته که وضعیت را به شرایط کنونی کشانده است؟ بالاخره هر کشوری دنبال منافع خود است و وقتی منافعش را در خطر میبیند، به هر شکل ممکن برای حفظ آن اقدام میکند. چرا الان در یک نقطه تاریخی هستیم که دیگر کشورها میخواهند ایران را به عقب برگردانند؟
ببینید انقلاب ایران در بحبوحه یک جنگ سرد با همان دیدگاهها و دشمنیها علیه امپریالیسم شکل گرفت. الان دنیا متحول شده اما ایران تغییر نکرده است؛ و همان رویکرد را دارد. یک نکته دیگر هم تفسیری است که ایرانیها از ابتدا داشتند و همچنان این تفسیر را دارند و آن هم این است که «اسرائیل، سگ هار امپریالیسم در منطقه است» و باید آن را نابود کرد. مسئله اینجا است که اگر اسرائیل سگ هار غرب در منطقه است، کل غرب هم پشت سر آن ایستاده است. آیا ایران این خواسته را دارد تا با تمام غرب وارد جنگ شود؟
علاوه بر این ایران به هر صورت ادعای تمدنسازی دارد و رقیب خود را هم تمدن و تجدد غرب میداند. در نتیجه به همان میزان که پیش برود، میخواهد تمدن غرب را هم نابود کند؛ این موضوعات چیزی نیست که مخفی بماند. البته سیاست ایران یک بعد پراگماتیک و عملگرا هم دارد که غرب، آن را هم تشخیص میدهد و میگوید باید تقویت شود. به همین خاطر میتوان گفت خوشبختانه ایران، آن یکنواختی را در سیاست خارجی ندارد که باعث ناامیدی همه کشورها بشود بلکه رویکردهایی هم دارد که ایجاد امید میکند و این فرضیه را در دیگر کشورها بوجود میآورد که ما در نهایت میتوانیم با هم در عرصه بینالمللی همکاریکنیم.
ایران باید چه کار کند؟
واقعیت این است که با توجه به واکنشهای بسیار منفی در داخل، ما جرئت نداریم بگوییم ایران باید چکار کند. کاری که ایران باید انجام دهد این است که باید یک تجدید نظر اساسی در سیاست خارجی کند تا خصومت دنیا علیه آن فروکش کند. ما سعی نمیکنیم درباره کشورهای اروپایی، دوستیهای ثابتی ایجاد کنیم تا بتوانند تاثیرگذار باشند. همچنین از اقتصادمان به نفع سیاستمان استفاده نمیکنیم. همه اینها مسائلی است که یک نوع بلاتکلیفی برای ایران بوجودمیآورد.
فکر میکنم ریشه همه این مسائل به عدم پذیرش مدرنیته غربی برمیگردد. به عبارت دیگر ایران، تکلیف خود را با این مدرنیته مشخص نکرده که میخواهد آن را بپذیرد یا به جنگ آن برود. فکر میکنم حذف تمدن غربی هرگز امکانپذیر نخواهدبود.
منبع: روزنامه همبستگی