تاریخ انتشار: ۰۸:۳۱ - ۰۹ دی ۱۳۹۶
نقد رویداد۲۴ به اولین ساخته احمد معظمی

حریم شخصی؛ یک کلیشه ناموفق

رشد و گسترش فضای مجازی بن مایه‌های داستانی خوبی در اختیار نویسندگان و کارگردانان سینمای ایران قرار داده است. فضای مجازی به شکلی که امروز مشاهده می‌کنیم محیطی بکر و نو برای جامعه است.
رویداد۲۴- مازیار وکیلی: رشد و گسترش فضای مجازی بن مایه‌های داستانی خوبی در اختیار نویسندگان و کارگردانان سینمای ایران قرار داده است. فضای مجازی به شکلی که امروز مشاهده می‌کنیم محیطی بکر و نو برای جامعه است. 

فضای مجازی در شکل فعلی‌اش چنان با زندگی مردم گره خورده که حوزه‌های مختلف زندگی آن‌ها را تحت تاثیر قرار داده، این تاثیرگذاری به حدی است که دیگر نمی‌توان کسی را پیدا کرد که با فضای مجازی بیگانه باشد. همین امر موجب شده تا سینمای ایران هم از این فضای جدید استفاده کند و سعی کند فیلم‌هایی درباره این محیط تازه بسازد. 

حریم شخصی داستان چند دوست است که برای خوش‌گذرانی و برگزاری مراسم تولد دوست‌شان بابک به ویلای برادر زن بابک می‌روند. بابک و همسرش به فرهاد و دریا نمی‌گویند که این ویلا متعلق به چه کسی است چرا که برادر زن بابک زمانی دل باخته یکی از دختران این جمع دوستانه یعنی دریا بوده است. فرهاد همسر دریا که مرد شکاکی است اتفاقی چند عکس از دریا، سحر(همسر بابک) و برادر زن بابک پیدا می‌کند و همین عکس‌ها باعث می‌شود به دریا شک کند و این شکاکیت را تا جایی ادامه می‌دهد که فاجعه‌ای رقم می‌خورد. 

حریم شخصی تمرکزش را بر روی دو عنصر اصلی گذاشته، یکی فضای مجازی به عنوان عامل تهدیدکننده و دومی شکی است که باعث بروز فاجعه می‌شود. فضای مجازی در فیلم حریم شخصی یک عامل تهدیدکننده است. استفاده از آن باعث بروز فاجعه‌های بعدی می‌شود. سحر پیام صوتی را که می‌خواسته برای برادرش بفرستد به اشتباه برای گروه دوستان می‌فرستد و همین امر باعث می‌شود تا شک فرهاد نسبت به دریا تشدید شود. نصب تلگرام برای زن سرایدار و انتشار عکس‌های زن سرایدار در تلگرام باعث خشم شوهر او می‌شود. قرار اولیه بین دوستان برای برنامه تفریحی که به فاجعه ختم می‌شود در فضای مجازی گذاشته می‌شود. همه این موارد نشانگر بدبینی نویسنده و کارگردان فیلم حریم شخصی به فضای مجازی است. 

در فیلم مشاهده می‌کنیم که حریم شخصی افراد در فضای مجازی مدام نقض می‌شود. به طوری که خصوصی‌ترین وجوه زندگی شخصیت‌های فیلم در معرض قضاوت دیگران قرار می‌گیرد و همین امر سبب بروز فاجعه می‌شود. به نظر می‌رسد دست اندر کاران سینمای ایران هنوز نتوانسته‌اند با فضای مجازی ارتباطی درست برقرار کنند. همه آن‌ها نسبت به این فضا بدبین هستند و آن را عامل انحطاط نسل جوان می‌دانند. از نظر آن‌ها فضای مجازی محلی است که در آن اتفاقات خوبی رقم نمی‌خورد. محلی است که یا باعث انحراف جوانان می‌شود(رخ دیوانه و مالاریا) و یا با نقض حریم خصوصی افراد زمینه ساز بروز فجایع بزرگی می‌شود(حریم شخصی).

به نظر می‌رسد هنوز دیدگاه دست اندر کاران سینمای ایران درباره فضای مجازی به تعادل نرسیده. فضای مجازی مزایا و معایب خودش را دارد. اما عجیب است که سینمای ایران هنوز به مزایای این محیط تازه روی خوش نشان نداده و فقط از معایب آن صحبت کرده است. این نگاه یک سویه باعث شده حریم شخصی نتواند داستان خودش را به خوبی تعریف کند. نویسنده و کارگردان فیلم از پیش قضاوت خود را انجام داده‌اند و این قضاوت روی داستان فیلم هم تاثیر گذاشته. هر چند نویسنده کار سعی کرده تا با سبک روایی متفاوت از تاثیر این قضاوت بکاهد اما این سبک روایی هم نمی‌تواند ضعف داستان‌گویی فیلم را پوشش دهد. 

مدل روایی استفاده شده در فیلم انقدر کهنه و از مد افتاده است که نمی‌شود با اتکا به آن از مشکلات فراوانی که داستان فیلم دچار آن است فرار کرد. حریم شخصی با توجه به قضاوتی که دچارش شده به راحتی به دام کلیشه‌ها می‌اُفتد. از شوهر شکاک تا زن مظلوم و جمع دوستانی که از خوشی به ناخوشی می‌رسند همگی الگوهایی امتحان پس داده در سینمای ایران هستند که بدون ذره‌ای ظرافت در حریم شخصی استفاده شده‌اند. این کلیشه‌ها فیلم را به کولاژی از ایده‌های پراکنده بدل کرده که نمی‌تواند به انسجام درستی برای تعریف داستانی سرراست برسد. 

این ایده‌های پراکنده و الصاقی باعث شده نویسنده فیلم‌نامه به جای تمرکز بر روی قصه به فکر چسباندن این ایده‌ها به یکدیگر باشد. ایده‌هایی که شاید به طور مجرد ایده‌های بدی نباشند اما به یک تکیه گاه برای ارتباط این ایده‌ها با هم نیاز است که در حریم شخصی چنین تکیه گاهی وجود ندارد. به معنای دیگر داستان فیلم کشش و جذابیت لازم را برای یک فیلم بلند سینمایی نداشته به همین خاطر نویسنده به ایده‌های پراکنده‌ای مثل ماجرای خواهر دریا متوسل شده تا کم بنیه بودن قصه را بپوشاند. 

از طرف دیگر حریم شخصی لحظات اضافی زیادی دارد که فقط باعث مطول شدن فیلم شده است. بعد از مرگ دریا فیلم عملاً به پایان رسیده اما همین‌طور ادامه پیدا می‌کند و در وضعیتی نامشخص پایان میابد. وضعیتی که ربطی به ابهام لازم فیلم‌های مدرن ندارد چون داستان فیلم به چنین تفسیر و تاویل‌هایی راه نمی‌دهد و کلیشه‌ای‌تر از آن است که بتواند با این پایان نمادگرایانه و ضعیف اعتباری برای خود بخرد. در اجرا هم فیلم مشکلات اساسی دارد. صحنه سیلی زدن فرهاد به دریا و تصادفی که بعد از سیلی خوردن دریا اتفاق می‌افتد انقدر کلیشه‌ای و سردستی اجرا شده که بیننده حیران می‌ماند که دریا چرا مرد؟ اگر چنین برخوردهای ساده‌ای منجر به مرگ یک انسان شود که باید شاهد مرگ ده‌ها انسان در طول روز باشیم. 

حریم شخصی چیزی جز مشتی ایده پراکنده نیست. ایده‌هایی کلیشه‌ای که به ساده‌ترین شکل ممکن نوشته و اجرا شده‌اند. فیلم پر است از لحظات مرده و روابط ابتری که حوصله تماشاگر را سر می‌برند. مثلاً نگاه کنید به سر و وضع دوست پسر خواهر دریا. با آن موهای آشفته و چشم‌های گرد شده انگار از میانه یک سریال درجه دوم تلویزیونی به این فیلم اضافه شده تا نقش پسر بد فیلم را بازی کند. حریم شخصی یک فیلم تلف شده است که با ایده‌هایی نخ‌نما و داستانی سترون تزئین شده. کمی از هر چیز را کش رفته و سعی کرده فیلمی باشد پر از پند و اندرز و نصیحت. اما از همان ثانیه اول خودش را لو می‌دهد و بدل به فیلمی یک‌بار مصرف می‌شود. فیلمی که بعد از خروج از سالن سینما به راحتی فراموشش می‌کنیم.

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha