تاریخ انتشار: ۱۸:۱۰ - ۱۶ دی ۱۳۹۶

نجات یافتگان از برده داری نوین از داستان خود می گویند

قاچاق انسان برده داری عصر نوین است. روزنامه گاردین انگلیس سراغ کسانی رفته است که هرچند از دست قاچاقچیان انسان نجات یافته‌اند اما زخم این برده‌داران نوین را بر روح و حتی جسم خود حس می کنند.

رویداد۲۴-قاچاق انسان برده داری عصر نوین است. روزنامه گاردین انگلیس سراغ کسانی رفته است که هرچند از دست قاچاقچیان انسان نجات یافته‌اند اما زخم این برده‌داران نوین را بر روح و حتی جسم خود حس می کنند.

ماریو، 26 ساله،  نیروی کار اجباری در معدن طلای پرو

یک روز یکی از دوستانم در مدرسه گفت که می توانم در مدتی کوتاه پول زیادی به دست بیاورم و بعد مرا به سینیور کارلوس معرفی کرد. من تازه کار بودم و نمی دانستم چطور از پول هایم محافظت کنم به خاطر همین کارلوس به من پیشنهاد داد که پولهایم را برایم نگه دارد. یک روز، یکی از مردان خوب روزگار که با ما کار می کرد معدن را ترک کرد. فردایش خبر رسید که او مرده است. من خیلی ترسیدم. از سینیور کارلوس درخواست کردم که پولم را پس دهد اما او امتناع کرد. و بعد مرا به باد کتک گرفت و تهدیدم کرد که مرا می کشد و در اعماق جنگل دفنم می کند. با اینکه سالها از این اتفاق می گذرد هنوز هم می ترسم که روزی به سراغم بیاید.

ابول، 32 ساله، قربانی قاچاقچیان انسانی

به سختی تلاش می کردم خانواده ام را تامین کنم. تا اینکه روزی یک آگهی تبلیغاتی را دیدم که درخواست یک سرآشپز برای لندن بود. مردی که آگهی را داده بود، ملاقات کردم و او گفت شرایط طوری است که باید بهای ویزا را بپردازم. بنابراین 15 هزار پوند قرض گرفتم. وقتی پایم به انگلستان رسید برنامه کاملا تغییر کرد: به من گفتند باید با اتوبوس به شهری در اسکاتلند بروم. شهر دوری بود. من تنها کارگر یک هتل 37 اتاقی بودم و هر ماه باید برای خانواده ام پول می‌فرستادم اما هیچ وقت پولی دریافت نکردم. قاچاقچی فقط پول مرا ندزدید او همه چیزم را نابود کرد.

اوکسانا، 46 ساله، به عنوان نیروی کار اجباری از اوکراین به روسیه قاچاق شد

دکترها تشخیص دادند، مادرم سرطان دارد و باید هر چه زودتر درمان شود اما نمی توانستم پولش را بپردازم. دوستم پیشنهاد داد، برای کار به مسکو برویم. یک خانم مهربان ما را در ایستگاه دید و گفت، در ازای نگهداری از بیماران به ما هزار دلار در ماه پرداخت می کنند. اما بعدش فهمیدیم کاری که باید انجام دهیم تمیز کردن یک خانه سه طبقه است که در آتش سوخته. در طول روز یک وعده غذا بهمان می دادند و نگهبانان بهمان تجاوز کردند. مادرم 4 ماه بعد از بازگشتم به خانه فوت کرد. او هرگز درمانی که لازم بود را دریافت نکرد. او وقتی فهمید که من در چه شرایطی بودم، دق کرد.

مای، 16 ساله، از ویتنام به چین قاچاق شد تا به عقد اجباری درآید

درسم خیلی خوب بود اما والدینم نمی توانستند از عهده مخارج تحصیلم بربیایند، بنابراین گفتند به جای درس خواندن باید کار کنم. یک روز در فیس بوک با مردی آشنا شدم. او گفت که افسر پلیس است و می تواند یک کار خوب در چین برایم پیدا کند. رفتم تا ببینمش، اما یک گروه از مردان دست و پایم را بستند و مرا به چین بردند. وقتی ماشین توقف کرد توانستم فرار کنم. بعد از دو روز، چند زن مرا به پلیس محلی معرفی کردند و انها هم مرا به ویتنام باز گرداندند.

جویی، 12 ساله و کوامی، 14 ساله توسط مادرشان به یک ماهیگیر غنایی فروخته شدند

مادرمان ما را بارها فروخته است. در جایی که ما زندگی می کنیم فقط گرسنگی و قحطی هست و خانه امنی انتظارمان را نمی کشد. بنابراین او تلاش کرده است که ما را از این وضعیت حفظ کند. یکبار ما را به فروخت اما اربابمان مرد خوبی نبود. او ما را با پارو کتک می زد. یک روز گفتند که هر کسی که از بچه ها کار بکشد را دستگیر می کنند و ما فرصت خوبی برای فرار کردن پیدا کردیم. الان با یک همسایه زندگی می کنیم. او خانم خوبی است و ما را به مدرسه فرستاده است. بعضی وقت ها فکر می کنیم که ای کاش می شد برگردیم و با مادرمان زندگی کنیم. خیلی دلمان برایش تنگ شده است.

آرچانا، 25 ساله به یک گروه تبهکار جنسی در هند فروخته شد

فقط 14 سالم بود که بهم دارویی خوراندند و مرا به یک گروه تبهکار جنسی فروختند. بعد از آنکه نجات پیدا کردم خواهان عدالت شدم. جریان محاکمه چندین سال طول کشید. در حدود 20 وکیل کارکشته را استخدام کرده بودند تا ثابت کنند من دروغ می گویم. در میانه های راه عدالت خواهی، مرا دزدیدند. باز هم نجات پیدا کردم و به عدالت خواهی ادامه دادم. در نهایت 20 وکیل رضایت دادند، دو نفر از مردان به حبس ابد محکوم شدند.

الویرا، 50 ساله، از خانه اش در فیلیپین رباییده شد تا به عنوان برده در انگلستان به خدمت گمارده شود

وقتی همسرم بیمار شد، به قطر رفتم تا کار کنم و برایش دارو بخرم. اما خانواده ای که برایشان کار می کردم تقلب کردند و پولم را ندادند. آنها گفتند در صورتی‌که به لندن بروم و برای یکی از خویشاوندان آنها کار کنم، می توانم پولم را بگیرم. به آنجا رفتم. آن زن دیوانه وار سرم داد می کشید، به من می گفت احمقم و از من می خواست زیر تخت او روی زمین بخوابم. او فقط یک تکه نان و یک فنجان چای به من در روز می داد. واقعا فکر می کردم که یک زندانی ام.

علی، 24 ساله از بنگلادش، گرفتار یک باند تبهکار ساختمانی در سنگاپور می شود

18 هزار دلار خرج کردم تا به سنگاپور برسم. بهم گفتند که هر ماه هزار  دلار بابت کار ساختمانی دریافت خواهم کرد. برای مخارج سفر و آموزش، قطعه زمینی را که داشتیم فروختیم و از بانک هم پول قرض کردیم. سه ماه تمام هیچ پولی دریافت نکردیم. بعد فهمیدیم کسی که برایش کار می کردیم متواری است و هیچ راهی برای باز پس گرفتن پول هایمان نداریم. من باید از والدینم، سه خواهر و یک برادرم مراقبت کنم.

عاکاش، 24 ساله از نپال گرفتار یک گروه تبهکار در صنعت الکترونیک در مالزی شد

باید سه سال مداوم کار کنم تا بتوانم پولی را که برای گرفتن کار فعلی ام در مالزی قرض کرده ام به دست آورم. من 1600 دلار با سود 48 درصدی از بانک وام گرفتم تا به یک موسسه کاریابی در نپال پرداخت کنم به خاطر این وام کلانی که گرفته ام احساس وحشتناکی دارم. می دانم حقوقی که بابت کار دریافت می کنیم بسیار کم است اما چه کار دیگری می توانیم بکنیم؟ اگر بیمار باشی هم مهم نیست، مرخصی نمی توانی بگیری و به خانه بروی. اگر قبل از پایان سه سال قرارداد را فسخ کنی باید چند برابر حقوق ات را به کارفرما پرداخت کنی. من گیر افتاده ام اگر بحث جریمه در کار نبود همین امروز بر می گشتم.

 یانگ-سون، 80 ساله، زندانی سابق و نیروی کار اجباری در کره شمالی

سونگ های-ریم (یک هنرپیشه معروف کره ای) را از دوران دبیرستان می شناختم. یک روز ناغافل سراغم آمد و گفت که قرار است به محل زندگی کیم جونگ ایل برود. چند ماه بعدش، من را به همراه خانواده ام دستگیر کردند به یودوک، یک زندان کمپ مانند فرستادند. پدر و مادر و پسر 8 ساله ام از گرسنگی و قحطی تلف شدند و بقیه اعضای خانواده ام یا تیرباران شدند و یا غرق شدند. 9 سال بعد بعد از آنکه آزادم کردند تازه فهمیدم قضیه از چه قرار بوده. به من گفتند علت این همه زجر و شکنجه این بوده که از رابطه رهبر کره شمالی و معشوقه اش با خبر بودم. کیم جونگ نام، فرزند نامشروع کیم جونگ ایل و سونگ های-ریم اوایل امسال ترور شد.

منبع: ایران آنلاین
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha