گزارش رویداد۲۴ به مناسبت تقدیر از بازیگر نام آوازه در جشنواره فیلم فجر
اکبر عبدی؛ مرد هزار چهره سینمای ایران
اکبر عبدی بدون شک یکی از ستارگان سینمای ایران است. زمانی بمب گیشهها بود و نبض تماشاگران را در دست داشت.

رویداد۲۴- مازیار وکیلی: اکبر عبدی بدون شک یکی از ستارگان سینمای ایران است. زمانی بمب گیشهها بود و نبض تماشاگران را در دست داشت.
عبدی بازیگر آکادمیک نیست. همه جذابیتش را از غریزهاش میگرفت. فیزیک ویژهای داشت و خوب بلد بود از این فیزیک ویژه به نفع پرسونایی مشخص استفاده کند. به خاطر همین فیزیک هم بود که خیلی زود در نقش شخصیتهای کودک جا اُفتاد. چاقی و فرم کودکانه صورتش او را به موفقترین کودک/بزرگسال سینمای ایران بدل کرد. نگاههای معصومانهاش و چشمهایی که در آنها شرارت کودکانهای موج میزند او را بدل به کودکی مظلوم کرد که در بزنگاههای حساس خوب بلد بود شیطنت کند. به خاطر همین ویژگیها هم بود که کار اکبر عبدی خیلی زود گرفت.
در محله برو و بیا و محله بهداشت کاراکتر کودکانهاش را به اوج رساند. بعد از آن با اجارهنشینها سیل کمدیهای خوب، متوسط و ضعیف را بازی کرد. استعدادش را در هر جایی خرج کرد. قدر خودش را ندانست و به همین خاطر خیلی زود کارش به بازی در آثار نازل کشیده شد. اما این اشتباهات هم باعث نشد از محبوبیت اکبر عبدی کاسته شود. او همانی بود که باید باشد. یک ستاره که شباهتی به هیچکدام از ستارههای سینمای ایران نداشت. او کاراکتر خودش، سبک خودش و جذابیتهای مخصوص به خودش را داشت. همه این جذابیت را هم مدیون هوش ذاتی و غریزه درونیاش بود.
در اینجا نگاهی داریم به چند نقش به یادماندنی اکبر عبدی. نقشهایی که در میان کارنامه پر و پیمان و شلوغ این بازیگر کاملاً به چشم میآیند. این درست است که میزان این نقشها به نسبت نقشهای ضعیف عبدی بسیار کم است. اما ایفای همین نقشها هم آرزوی هر بازی گری است.
آقا قندی/اجاره نشینها
قندی یکی از مستاجران خانه بلاتکلیف رام دامدار است. قندی با سایر مستاجران این ملک تفاوت دارد. فرق او با سعدی و توکلی در این است که مغز گروه است. اما چیز دیگری که اکبر عبدی را از آن دو نفر دیگر متمایز میکند و باعث میشود نقش قندی بیشتر به چشم بیاید توانایی اکبر عبدی در نقش آفرینی است. عبدی به قندی طنز جذابی میبخشد که این شخصیت را ماندگار میکند. طنزی بدون تاکید و اضافهکاری. قندی محور نقشههای مستاجران بر علیه عباس آقا سوپرگوشت، مباشر خانه است. اوست که با باقری معاملات ملکی زد و بند دارد. اوست که همسایهها را برای آوردن کارگر بسیج میکند. در واقع او مغز متفکر گروه مستاجران برای مقابله با دسیسههای عباس آقا سوپر گوشت است. اما اشکال کار اینجاست که این مغز متفکر چندان خوب کار نمیکند. تمامی اقدامات قندی به جای آنکه اوضاع را بهتر کند، وضع را خرابتر میکند.
خانه با اقدامات عبدی به سوی خرابی بیشتر پیش میرود به جای آنکه تعمیر شود. قندی خیلی دوست دارد جلوی عباس آقا قد علم کند و شاخ و شانه بکشد اما عرضهاش را ندارد. برای همین هم هست که خیلی زود پشیمان میشود و به دست و پای عباس آقا میاُفتد. عبدی در اجارهنشینها وجوه کودکانه فیزیکش را با یک رندی و طماعی طنزآمیزی ادغام کرده و موفق شده در میان شخصیتهای متعدد فیلم(در کنار عباس آقا سوپر گوشت) ماندگارترین شخصیت باشد.
غلام رضا/مادر
غلام رضا فیلم مادر بیشتر از آنکه یک عقبمانده ذهنی باشد یک کودک است. کودکی که در دنیای خوش گذشته باقی مانده، چون روح لطیفش تاب و توان تحمل واقعیت را ندارد. مهربان و بیآزار است. در عین دیوانگی حرفهای حکیمانه میزند. آدم را یاد مجید ظروفچی سوتهدلان میاندازد. آن فصل بیربط رانندگی خیالی غلام رضا و ماه منیر نمونه نه چندان ظریف چنین حس و حالی است. عبدی برای ایفای نقش غلام رضا کمی اغراق را چاشنی کار کرده و از چشمهایش برای انتقال احوالات غلام رضا به مخاطب استفاده کرده است.
فیلم مادر دوبله شده و همین مسئله باعث شده عبدی نیمی از امکانات یک بازیگر را هم در اختیار نداشته باشد. به خاطر همین همه چیز را در صورتش متمرکز کرده. خصوصاً آن جاهایی که خیره به مقابلش نگاه میکند. نگاههایی که به ما میگوید این کودک عارف چیزهایی را میبیند که ما نمیبینیم. عبدی اولین سیمرغ بلورینش را برای بازی در این نقش به دست آورد.
گنجو/دزد عروسکها
دزد عروسکها یکی از معدود تلاشها در ژانر فانتزی درمختصات سینمای ایران است. فضای فیلم فضایی فانتزی و خیالی است. همه شهر را ساختهاند. شهری که شبیه هیچ شهر دیگری نیست. زیباتر و کودکانهتر است. مثل خیال است و رویا. برای همین تمامی شخصیتهایش(منهای مادر، لیلا و بهرام)ردی از اغراق دارند. گنجو اغراقآمیزترین شخصیت این فیلم است. کودک/بزرگسالی که میخواهد توجه ننه عجوزهاش را جلب کند، به همین خاطر به دزدی بانک میرود. عبدی در این فیلم گنجو را به شخصیتی کارتونی نزدیک کرده. اغراق را به حد نهایت رسانده و توانسته با استفاده از این اغراق فضای کارتونی فیلم را به خوبی منتقل کند. آهنگهایی که عبدی در این فیلم میخواند بدل به خاطره جمعی یک نسل شدند. نسلی که به جز دزد عروسکها تجربه موفقی در این ژانر نداشت.
تصویر عبدی یکی از مهمترین یادگارهایی است که کودکان آن نسل در ذهن خود دارند. تصویر کودکی غولپیکر که دوست دارد خلافکار بزرگی باشد. اما بلاهت و حماقتش اجازه نمیدهد. عبدی با گنجو بازی در فضایی را تجربه کرد که گیر کمتر بازیگری میآید و باید گفت از این تجربه هم سربلند بیرون آمد.
اکبر عبدی/هنرپیشه
اکبر عبدی در فیلم هنرپیشه کاری کرد که کمتر بازیگری حاضر به انجام چنین کاری در سینمای ایران است. عبدی در این فیلم اکبر عبدی بودن را به هجو کشید و با صدای بلند اعلام کرد دوست ندارد بازیگر فیلمهای درجه دو باشد. این جسارت جواب داد و فضای غریب فیلم مخملباف را برای تماشاگر ملموس کرد. استیصال اکبر عبدی هنرپیشه آزار دهنده است. رنجی که از اکبر عبدی بودن میکشد، او را دیوانه کرده و به جایی رسانده که به عکس خودش بر سر در سینما آشغال بیاندازد. زنش مجنون و نازا است. خودش تنها و بیپناه است. جایگاهش را دوست ندارد و به خاطر همین استیصال است که واقعاً عاشق آن زن کولی میشود. عبدی در هنرپیشه دست به یک خودویرانگی جذاب زد و به بهترین شکل ثابت کرد آنکه میخدد یک درد دارد و آنکه میگرید هزار و یک درد.
عباس/آدم برفی
زنپوشی یکی از سنتهای قدیمی نمایش ایران است. آدم برفی این سنت نمایشی را با کاراکترهای کیمیاییوار، فضای جذاب ترکیه و مقداری شعار در ستایش وطن پرستی ادغام کرد و یکی از متفاوتترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران را ساخت. قلم سحرانگیز میرباقری و توانایی بینظیر عبدی باعث شد آدم برفی بدل به یکی از پرمخاطبترین فیلمهای سینمای ایران در سالهای پس از انقلاب شود. حتی زمانی که فیلم توقیف بود، نوار ویدیویی دست به دست میچرخید و مردم فیلم را تماشا میکردند. اما شگفت انگیز اینجاست که با وجود تماشای چندباره فیلم در زمان اکران هم گیشهها تسخیر شد. عبدی وقتی در قالب درنا فرو میرود، مردی نیست که زن شده، بلکه زنی کامل است. عبدی جزئیترین رفتارهای یک زن را در نوع راه رفتن و طرز صحبت کردن رعایت میکند. عباس/درنا فیلم آدم برفی بدون شک یکی از نقاط اوج کارنامه بازیگری عبدی است، که به خاطر توقیف و اکران دیرهنگام درست و به موقع دیده نشد.
بایرام لودر/ اخراجیها
اخراجیها فیلم ماندگاری نیست. بهتر است بگوییم فیلم خوبی نیست. هیچ کدام از سه فیلم اخراجیها آثار قابل دفاعی نیستند، اما برای عبدی سکوی پرتابی شدند تا دوباره خودش را احیا کند. بعد از آدم برفی و تا زمان اخراجیها عبدی نقش ماندگاری در سینما بازی نکرد(منهای نقش کوچکش در فیلم نان، عشق، موتور1000). بایرام لودر برای عبدی فرصتی شد تا ثابت کند هنوز میتواند خوب بازی کند و تاثیرگذار باشد. در آشفته بازار اخراجیها عبدی یکی از معدود نکات مثبت فیلم بود که با تیپسازی سادهاش شوخیهای سبک فیلم را قابل تحمل میکرد. اخراجیها فیلم ماندگاری نیست. اما این مسئله را اثبات کرد که عبدی همچنان میتواند محور شوخیهای یک فیلم قرار بگیرد و تاثیرگذار باشد. با این فیلم عبدی دوباره به صحنه سینمای ایران بازگشت و توانست فیلمهای بیشتری بازی کند. فیلمهایی که اکثراً آثار ماندگاری نبودند، اما توانستند عبدی را احیا کنند.
مادر/خوابم میاد
دومین زن پوشی عبدی، دومین سیمرغ را برای عبدی به ارمغان آورد. با این تفاوت که نقش عبدی در فیلم خوابم میاد یک مادر است. در اینجا خبری از اغوا گری نیست. عبدی خوابم میاد یک مادر سنتی و نگران است با تمام مختصاتش . مادری نگران، هراسان و جذاب که میکوشد برای پسرش زن و زندگی فراهم کند. عطاران در این فیلم با رندی تمام از اکبر عبدی استفاده کرد تا بتواند روابط میان مادر و فرزند و زن و شوهر را با خیال راحت نمایش دهد. عبدی هم جواب اعتماد عطاران را داد و با بازی درخشانش اجازه نداد فیلم عطاران از ناحیه او ضربه بخورد. خوابم میاد بار دیگر ثابت کرد که چرا عبدی بازیگر بزرگی است. این نقش، همان فرصتی بود که عبدی احتیاج داشت تا باز هم بدرخشد. عبدی هم با بازیای کم نقصش ثابت کرد لیاقت این فرصت را دارد.
عبدی بدون شک مرد هزار چهره سینمای ایران است. تنها بازیگری که هر نقشی را به عهده گرفته و در سینمای ایران باقی مانده است. تقدیر از عبدی دومین اتفاق انتخاب خوب جشنواره امسال(بعد از تقدیر از منوچهر اسماعیلی)است.