تاریخ انتشار: ۱۵:۱۴ - ۲۶ دی ۱۳۹۶

«بچه سفارشی» با علم ژنتیک!

یک آگهی در یکی از روزنامه‌های دانشگاهی آمریکا منتشر شد که در آن زوج ناباروری به‌دنبال اهداکننده تخمک می‌گشتند، ولی نه هر اهداکننده‌ای: آنها دنبال خانم اهداکننده‌ای با ١٩٠ سانتی‌متر قد، ورزشکار و بدون مشکلات خانوادگی عمده می‌گشتند که نمره آزمون ورودی او به دانشگاه ١٤٠٠ یا بیشتر باشد. این آگهی در ازای تخمکی از چنین اهداکننده‌ای ٥٠‌هزار دلار پیشنهاد می‌کرد.

رویداد۲۴-یک آگهی در یکی از روزنامه‌های دانشگاهی آمریکا منتشر شد که در آن زوج ناباروری به‌دنبال اهداکننده تخمک می‌گشتند، ولی نه هر اهداکننده‌ای: آنها دنبال خانم اهداکننده‌ای با ١٩٠ سانتی‌متر قد، ورزشکار و بدون مشکلات خانوادگی عمده می‌گشتند که نمره آزمون ورودی او به دانشگاه ١٤٠٠ یا بیشتر باشد. این آگهی در ازای تخمکی از چنین اهداکننده‌ای ٥٠‌هزار دلار پیشنهاد می‌کرد. گروه اندیشه:

«انسان بی نقص»

اخلاق در عصر مهندسی ژنتیک

نوشته مایکل سندل

ترجمه افشین خاکباز

نشر نو

چاپ دوم

 

نسخه اصلی این کتاب در سال ۲۰۰۹ توسط انتشارات دانشگاه هاروارد منتشر شده است.
چاپ اول این ترجمه در سال ۹۴ منتشر شد و حالا نسخه های چاپ دومش راهی بازار نشر شده اند.

***

 

گویا چند سال پیش در آمریکا زوجی تصمیم داشتند بچه‌دار شوند و ترجیح می‌دادند کودک‌شان ناشنوا باشد. از قرار معلوم، والدین ناشنوا بودند و به این تصمیم‌شان هم می‌بالیدند. آنها به امید اینکه بتوانند کودک ناشنوایی را باردار شوند، به دنبال اهداکننده اسپرمی می‌گشتند که تا پنج پشت ناشنوا باشد. آنها موفق شدند و با سنگ تمامی که علم ژنتیک برایشان گذاشت، سرانجام پسرشان، گاوین، ناشنوا متولد شد. پس از تولد گاوین موجی از خشم و انتقاد به آنها وارد شد. عصبانیت منتقدان از این اتهام بود که آنها به عمد یک انسان را ناشنوا و معلول به دنیا آورده‌اند. والدین او می‌گفتند فقط می‌خواستند کودکی مثل خودشان به دنیا بیاورند. مادر گاوین می‌گفت: «فکر نمی‌کنم کاری که ما کردیم، با کاری که بسیاری از زوج‌های عادی موقع بچه‌دارشدن می‌کنند، تفاوت داشته باشد».

آیا برنامه‌ریزی برای به‌دنیا‌آوردن یک کودک ناشنوا اشتباه است؟

اگر چنین است چه‌چیز باعث می‌شود این کار اشتباه باشد؟ از این ماجراها کم نیست. گویا کمی قبل از جنجال کودک ناشنوا، یک آگهی در یکی از روزنامه‌های دانشگاهی آمریکا و دیگر روزنامه‌های دانشجویی در دانشگاه‌های برجسته منتشر شد که در آن زوج ناباروری به‌دنبال اهداکننده تخمک می‌گشتند، ولی نه هر اهداکننده‌ای: آنها دنبال خانم اهداکننده‌ای با ١٩٠ سانتی‌متر قد، ورزشکار و بدون مشکلات خانوادگی عمده می‌گشتند که نمره آزمون ورودی او به دانشگاه ١٤٠٠ یا بیشتر باشد. این آگهی در ازای تخمکی از چنین اهداکننده‌ای ٥٠‌هزار دلار پیشنهاد می‌کرد.

 

این ماجراها فقط به انسان‌ها خلاصه نمی‌شود. یک سال بعد از این داستان‌ها، گویا خانمی در تگزاس در غم از‌دست‌دادن گربه‌اش بی‌تاب بوده. شرکتی در کالیفرنیا با پیش‌پرداخت ٥٠‌هزار دلار، همزاد ژنتیکی این گربه را تولید کرد. آیا این کار اشتباه است؟ اگر تراریخته‌سازی سگ و گربه اشتباه است؟ تراریخته‌سازی انسان چطور؟


از‌سوی‌دیگر، علم ژنتیک در سال‌های اخیر با پیشرفت‌های بسیاری که داشته درمان بسیاری از بیماری‌ها را میسر ساخته و البته امیدواری‌هایی را نیز برای درمان بسیاری از بیماری‌های ناعلاج به وجود آورده است. بااین‌حال، پیشرفت‌های علم ژنتیک به انسان فرصت دخالت در قلمروهایی را داده که تاکنون از دسترس او خارج بوده است: قلمروهای وسیعی از تولید نوزادان آزمایشگاهی، درمان ناباروری، دستکاری‌های ژنتیک برای تقویت حافظه و عضلات گرفته تا انتخاب جنسیت و ویژگی‌های جسمی و ذهنی نوزادان و تراریخته‌سازی حیوانات و حتی انسان‌ها. حال پرسش‌هایی اخلاقی پیش می‌آید که به موازات پیشرفت‌های علم ژنتیک پاسخ به آن‌ها ضروری است:

 

انسان از نظر اخلاقی تا چه حد می‌تواند در این گستره پیش برود؟ آیا برنامه‌ریزی کودکان پیش از تولد و حتی پس از تولد اشکال اخلاقی ندارد؟ آیا می‌توان با چنین دخالت‌هایی مسیر زندگی آینده آنها را تعیین کرد و به جای آنها تصمیم گرفت؟ آیا استفاده از ژن‌درمانی صرفا باید محدود به بیماری‌ها باشد یا می‌توان از آن برای بهبود ویژگی‌های جسمی و ذهنی در افراد سالم نیز بهره برد؟ تکلیف جنین‌های اضافی که در آزمایشگاه‌های باروری تولید می‌شوند، چیست؟ آیا می‌توان از جنین‌های اضافی که در درمانگاه‌های باروری تولید می‌شوند برای پژوهش در سلول بنیادی استفاده کرد؟ کاری که در نهایت به از‌بین‌رفتن جنین‌ها منتهی می‌شود.

 

 

مسلما فهم عرفی و باور عمومی، پاسخ‌های دست‌به‌نقدی به این پرسش‌ها دارد، ولی تا چه حد می‌توان این پاسخ‌ها را بر اصول اخلاقی سنجید؟ مایکل سندل، از فیلسوفان جماعت‌گرای آمریکایی، می‌کوشد در کتاب «انسان بی‌نقص: اخلاق در عصر مهندسی ژنتیک» مبنایی برای پاسخ به چنین پرسش‌هایی بیابد و توضیح دهد چرا مهندسی ژنتیک و پیشرفت‌های شگفت‌انگیز آن منجر به بروز چنین دغدغه‌هایی
 شده است.


 او پیشرفت‌های علم ژنتیک را هم نویدبخش می‌داند و هم خطرناک؛ نویدبخش می‌داند چون شاید روزی بتوان بسیاری از بیماری‌های توان‌فرسا را درمان کرد، خطرناک می‌داند چون ممکن است به ما امکان دهد سرشت خود را دستکاری کنیم. سندل در ایران نیز متفکری کاملا شناخته‌شده است؛ کمتر متفکر زنده‌ای را می‌توان یافت که از برخی کتاب‌هایش در مدتی کوتاه چهار ترجمه منتشر شود. اگرچه معلوم نیست این تعداد از ترجمه به‌دلیل نبود قانون کپی‌رایت است یا اقبال ایرانی‌ها به آرای او. به‌هر‌ترتیب، از جمله آثار او به فارسی می‌توان به «آنچه با پول نمی‌توان خرید: مرزهای اخلاقی بازار»، «عدالت: کار درست کدام است» (چهار ترجمه) و «لیبرالیسم و محدودیت‌های عدالت» اشاره کرد. کتاب حاضر نخستین‌بار در سال ٩٤ با ترجمه افشین خاکباز به فارسی منتشر شد و اکنون چاپ دوم کتاب به بازار نشر رسیده است.

منبع: روزنامه شرق
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha