نقد رویداد۲۴ بر اولین ساخته اکتای براهنی
پل خواب؛ جنایت و مکافات
پل خواب اقتباس آزادی است از رمان بزرگ فئودور داستایفسکی جنایت و مکافات. در سینمای ایران ساخت آثار اقتباسی چندان مرسوم نیست. به همین خاطر ساخت یک فیلم اقتباسی(آن هم اقتباس از چنین کتابی) جسارت زیادی میطلبد.

رویداد۲۴- مازیار وکیلی: پل خواب اقتباس آزادی است از رمان بزرگ فئودور داستایفسکی جنایت و مکافات. در سینمای ایران ساخت آثار اقتباسی چندان مرسوم نیست. به همین خاطر ساخت یک فیلم اقتباسی(آن هم اقتباس از چنین کتابی) جسارت زیادی میطلبد.
اکتای براهنی چنین جسارتی را به خرج داده و تا حد زیادی موفق شده که از پس اقتباس از چنین رمان سنگینی برآید. براهنی به درستی به سراغ اقتباس آزاد از رمان جنایت و مکافات رفته، روح رمان را حفظ کرده و در جزئیات تغییراتی داده تا با شرایط ممیزی و اجتماعی ایران امروز همخوانی داشته باشد. شهاب فیلم پل خواب نیازمند است. پولش را بالا کشیدهاند و او مانده با کلی قرض و بدهی که نمیتواند پرداختشان کند. بنابراین او برخلاف راسکولنیکف نه برای اصول اخلاقی که از سر نیاز پیرزن را میکشد. این تغییر عمده باعث شده شهاب فیلم برای کسانی که کتاب را هم نخواندهاند ملموس و باورپذیر باشد. او گرفتار است. سرش کلاه رفته، زنی عقدی دارد و به علت بیپولی نمیتواند زنش را به خانه خودش بیاورد و از همه بدتر درگیر اعتیاد است. همه این موارد شهاب را امروزی میکند.
خصوصاً آنکه براهنی وقت زیادی برای درست از آب درآوردن شخصیت شهاب صرف کرده و توانسته با جزئیاتی دقیق سیر نزول این شخصیت را به تماشاگر نشان دهد. او از داستان داستایفسکی آنچه را که نیاز داشته برداشته است. همین نگه داشتن اندازه باعث شده اسیر نشان دادن همه چیزهایی که داستایفسکی در جنایت و مکافات قصد بیانش را داشته نشود. اصولاً نمیشود چنین رمانی را برای یک فیلم سینمایی اقتباس کرد. نباید هم سراغ درونمایه فلسفی/اخلاقی کتاب رفت. اگر سراغ این درونمایه برویم فیلم اقتباسیمان بدل به کاریکاتوری از رمان میشود. اتفاقی که برای فیلم جنایت محمدعلی سجادی افتاده بود. براهنی این هوشمندی را داشته که جنایت و مکافات را به ذهنیت خودش نزدیک کند و به جای نگاه فلسفی/اخلاقی، نگاهی اجتماعی به آن بیاندازد. این نگاه اجازه میدهد کارگردان از شر کشمکشهای اخلاقی راسکولنیکف که ستون اصلی شاهکار داستایفسکی است خلاص شود و بتواند به چیزهای ملموستری برای همراه کردن تماشاگر تکیه کند. خصوصاً که براهنی نشان میدهد توانایی خوبی در درآوردن صحنههای رئالیستی دارد. همنشینیهای رانندگان آژانسی که شهاب در آن کار میکند یا سکانس مهمانی پیرزن که تحقیر شهاب را با کمترین اغراق به ما نشان میدهد ازاین دست صحنهها هستند.
این صحنهها میتوانست مشابه دهها نمونه دیگری باشد که در سینمای اجتماعی ایران سعی در نمایش آن دارند اما اسیر اغراق میشوند. اما در این فیلم این صحنهها بسیار به واقعیت نزدیک شدهاند. این عدم تاکید و برگزاری صحنهها با کمترین کنش و تنش باعث شده تا صحنه به قتل رسیدن دو پیرزن بالاترین سطح تاثیرگذاری را داشته باشد. نمونه خوب اجرا شده چنین صحنهای،همان صحنه مهمانی است. حس تحقیر در لحظه به لحظه آن فصل طولانی به چشم میخورد، اما روی هیچکدام از حرفها و اعمال پیرزن تاکید نمیشود. این عدم تاکید روی کنشهای پیرزن و واکنشهای شهاب باعث میشود که حس تحقیر به خوبی برجسته شود.
در تمام این فصل طولانی ما پسر جوانی را میبینیم که مدام میشکند و از بین میرود. چنین فصلی که شاید از شدت معمولی بودن زائد به نظر برسد کارکردش را در سکانس طولانی و کمنقص به قتل رسیدن دو پیرزن نشان میدهد. سبعیت و خشونتی که در این سکانس وجود دارد هم تاثیرگذار است، هم دلیل درستی دارد و هم جزئیات چرایی بروزش به خوبی به تماشاگر تفهیم شده. براهنی با دقتی مثالزدنی شهاب را به اوج استیصال رسانده و نتیجه چنین استیصالی چنین خشمی است. خشمی جنونآمیز و دیوانهوار. خصوصاً که واکنشهای شهاب به خوبی جنونآمیز بودن این تصمیم را نشان میدهد. مشخص است که شهاب چارهای جز این کار ندارد. هم مجبور و گرفتار است و هم اسیر توهم شیشه. از چنین شخصیتی برمیآید که چنین وحشیانه به دو پیرزن تنها حمله کند و آنها را به قتل برساند.
شهاب ابتدای فیلم جوان معصومی است که در مخمصهای عجیب گرفتار شده، اما شهاب پایان فیلم قاتلی خطرناک است که خلق و خوی حیوانی چنان بر اعمال و رفتارش سایه انداخته که دیگر نمیتوان ردی از انسانیت درون او پیدا کرد. سیر این تحول انقدر بطئی و دقیق اتفاق اُفتاده که بیننده نه تنها از چنین تحولی اذیت نمیشود، بلکه آن را به عنوان یک وضعیت منطقی میپذیرد. به همین خاطر است که پل خواب فیلم ترسناکی است. وقتی تحول و تغییر یک شخصیت از انسان به حیوان انقدر محتوم و منطقی باشد باید از جامعه و مردمی که در آن زندگی میکنند ترسید. جامعهای که جوانی ساده را به چنین حیوان درندهخویی تبدیل میکند مشکل دارد و این هنر براهنی است که بدون هیچ اضافهکاری و تاکیدی واقعیت جامعه را به تماشاگر نشان میدهد.پل خواب فیلم سردی است. هیچ لحظه گرم و جذابی در آن به چشم نمیخورد. شهاب با نامزدش کشمکشی پایانناپذیر دارد. رابطهاش با پدرش بسیار سرد است. تنها دوست صمیمیاش جوانی بیمار و معتاد است درست مثل خودش. این سرمای کشنده به تمام منافذ فیلم رسوخ کرده. هیچ نقطه روشنی وجود ندارد. هیچ لحظه گرم و اُمیدبخشی که بتوان به آن دل بست. امیدی هم به رستگاری وجود ندارد. این مسائل نقاط ضعف فیلم نیست، نقاط قوت آن هم نیست. واقعیت جامعه است که در فیلم بروز و ظهور پیدا کرده است.
روی تمام لحظات فیلم گرد مرگ پاشیدهاند. مرگی گریزناپذیر و قطعی. مرگی جبری و محتوم که پایان منطقی شخصیتهای خبیث و فرصتطلب فیلم است. به جز پدر شهاب باقی شخصیتهای اصلی پل خواب منفعتطلب و خودخواه هستند. از آن پیرزن که شهاب را استثمار میکند تا رفیقی که با حرفهایش او را به سمت جنایت سوق میدهد همگی آدمهایی مسئلهدار هستند. تمام هنر براهنی این است که جنایت و مکافات فیلمش را با فاصله و سرد چنان که هست نشان میدهد. اما پل خواب تنها فیلم براهنی نیست. فیلم بیشتر، فیلم ساعد سهیلی است. حضور سهیلی در این فیلم چیزی بیش از بازی است. او خود شهاب است. با نگاههای تلخ و پر از نفرتش ما را میترساند و با استیصال و پریشانیاش دل ما را به رحم میآورد. صحنه به قتل رساندن پیرزن و رفیقش بهترین قسمت بازی درخشان سهیلی در فیلم است. جایی که او در سکوت و با صرف انرژی زیاد همه احساسات درونی شخصیت را نشان میدهد.
با پل خواب ساعد سهیلی به جرگه بازیگران جذاب سینمای ایران پیوست. پل خواب از جایی ضربه میخورد که توقعش نمیرود. بعد از ماجرای قتل فیلم اُفت میکند. اجازه نمیدهد شاهد چالش شهاب باشیم. سریع تمام میشود. پایانی پادر هوا و بلاتکلیف که در ذهن تماشاگر ابهام ایجاد میکند. مشخص است که پایان فیلم چه میشود. اما این پایان خوب اجرا نشده، به همین خاطر قابل فهم نیست. از همه بدتر نحوه لورفتن ماجرا است که بسیار سردستی برگزار شده. با تمام این اشکالات پل خواب فیلم خوبی است. فیلم جذاب و به شدت تاثیرگذار. شخصاً منتظر کارهای بعدی براهنی هستم. با پل خواب نشان داد با مدیوم سینما به خوبی آشناست و بلد است فیلم خوب بسازد. فیلمی که بتواند بیشترین تاثیر را با بهترین روش روی تماشاگر بگذارد قطعاً خالق باهوشی داشته. خالقی که نامش اکتای براهنی است.