روزنامهنگار شمارگانساز
رویداد۲۴-روز سهشنبه سوم بهمن ماه جمعی از چهرههای پیشکسوت رسانه و استادان دانشگاه به همت علی دهباشی در شب بزرگداشت محسن میرزایی روزنامهنویس پیشکسوت و مورخ گرد هم آمدند و از او و فعالیتهایش در عرصه روزنامه نگاری، تبلیغات و تاریخ پژوهی گفتند. در این نشست علی دهباشی سردبیر مجله بخارا به چند وجهی بودن فعالیتها و شخصیت این روزنامه نگاراشاره کرد. ناصر تکمیل همایون پژوهشگر تاریخ هم از نخستین خاطره آشناییاش با محسن میرزایی در مؤسسه تاریخ معاصر گفت و توضیح داد:«آنچه نظر بنده را نسبت به ایشان مثبت کرد، در وهله اول این بود که متوجه شدم از خاندان دو آیتالله بزرگ ایران و دو مرد مبارز، مرحومان آیتالله حاج آقا رضا زنجانی و حاج ابوالفضل زنجانی هستند. این موضوع ارادت من را به ایشان از حیث نَسَب زیاد کرد. خاندان ایشان به ایران خدمت کردند و بهدنبال کودتای شوم 28 مرداد - که ما هنوز هم گرفتار آن هستیم - بلافاصله نهضت مقاومت ملی را تشکیل دادند و تا آخرین نفس از دکتر مصدق دفاع کردند. از حیث حسب هم ایشان شخصیت فرهیخته و پژوهشگری جدی و خلاق هستند.»
ناصرالدین پروین پژوهشگر تاریخ مطبوعات هم به شرح سفرش با ایرج افشار به شهر فرایبورگ و دیدار با محسن میرزایی در دو دهه پیش پرداخت و گفت:«بیش از یک ربع قرن از آن روز میگذرد. میرزایی را دیدیم. مردی بلند بالا، نیکروی؛ خلاف شهرعبوس فرایبورگ، خندان و شیرین بیان و خوشخو. از آنجا بود که دوستی ما آغازید، بالید و در وطن نیز تا به امروز ادامه خوش یافت. درباره منش او، باید از بردباری
و خویشتنداری و مهربانی و خوشخویی و دست و دلبازیاش سخن گفت. افزون بر جوهر ذاتی، پرورش در خاندانی از برجستگانِ دین دانا و اهل علمِ شهری همچون زنجان و داشتن نسب چندگانه از نبی مرسل و سلطان قاجار و سرد و گرم و پست و فراز روزگار را چشیدن و دیدن، بن مایههای این منش بزرگوارانه است. محسن میرزایی، دانش آموخته ادب فارسی است. نخستین دوره آموزش روزنامهنگاری مؤسسه اطلاعات را دیده، روزنامه نگار بوده و سپس با پیگیری آن کار، حدود سال 1337 به حرفه نوظهور تبلیغ بازرگانی پرداخته و در این زمینه، کاردانی و نوآوریهایش زبانزد شده است. کتاب سترگ «230 سال تبلیغات بازرگانی در مطبوعات فارسی زبان» دستاورد تجربه و تحقیق این مرد است.
بسیاری بر این عقیده هستند که از این شاخه به آن شاخه پریدهام اما واقعیت این نیست و من در هر شاخه همیشه بر یک خط و مسیر رفتم. در واقع همواره خط مستقیمی پشت سر کارهای من بوده و کارهایی را انجام دادم که امکان انجام آن برای دیگران فراهم نبود. من از پی تلاش معاش سر از تبلیغات در آوردم و تا سال 37 خورشیدی، به آگهی بازرگانی علاقهای نداشتم و چیزی در موردش نمیخواندم |
این پژوهشگر تاریخ معاصر، افزون بر مقالهها و گزارشهای تاریخی پرشمار، کتاب بسیار مفید «یادداشتهای عزیزالسلطان»، را نیز منتشر کرد که اگر انتشار نمییافتند، از پارهای از آگاهیها بیبهره میماندیم. «خاطرات غلامعلی خان عزیزالسلطان معروف به ملیجک» جهت شناخت دهههایی از دوره قاجار، از شرح رویدادهای دربار و کارِ دیوان گرفته تا بود و باش مردم پایتخت، بیاندازه مفید و از نظر جامعهشناسی تاریخی بسیار ارزنده است.
کامران کاتوزیان از پیشکسوتهای عرصه تبلیغ هم پیام ویدئویی برای این نکوداشت فرستاد. محمدرضا بهزادی و امرالله فرهادی و حسین انتظامی معاون پیشین مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم از دیگر سخنرانهای مراسم بودند.
محسن میرزایی در پایان برنامه از علی دهباشی و میهمانان و سخنرانها تشکر کرد و گفت:«بسیاری بر این عقیده هستند که از این شاخه به آن شاخه پریدهام اما واقعیت این نیست و من در هر شاخه همیشه بر یک خط و مسیر رفتم. در واقع همواره خط مستقیمی پشت سر کارهای من بوده و کارهایی را انجام دادم که امکان انجام آن برای دیگران فراهم نبود. من از پی تلاش معاش سر از تبلیغات در آوردم و تا سال 37 خورشیدی، به آگهی بازرگانی علاقهای نداشتم و چیزی در موردش نمیخواندم.
البته خود را مورخ نمیدانم ولی به تاریخ مشروطیت علاقهمند بودم. در خانه آبا و اجدادی من اتاقی تا سقف پر از کاغذ و اسناد و مدارک بود. در بیستوهفت سالگی وقتی عقلم رسید، با زحمات زیاد اسناد را میآوردم در روزنامه اطلاعات و چاپ کردم. وقتی مرحوم علی حاتمی در فیلم «سلطان صاحبقران» ملیجک را معرفی میکرد، دیدم پرسوناژ ملیجک در واقعیت این گونه نبوده است! نزد خانواده رفتم و اسناد مربوط به ملیجک را پیدا کردم و به روزنامه اطلاعات آمدم و گفتم بودجهای بدهید تا زندگی واقعی ملیجک را بنویسم. این کار به سرانجام رسید و همین نوشتهها تا حدود بیستوپنج هزار به شمارگان روزنامه افزود. من محقق تاریخ نیستم و فقط راه تازهای در ارائه تاریخ آغاز کردم و از آن شمارگان ساختم. راهی پیدا کردم تا شمارگان روزنامه اطلاعات را بالا ببرم. نه در روزنامه اطلاعات که بعدها در روزنامه ایران و حتی در ابتدای انتشار همشهری هم از این ایده استفاده کردم.»