فضای مجازی و تجربه ملیسازی
رویداد۲۴-فضای مجازی داخلی؛ این ترجیعبند مشترک تمام انتقاداتی است که این روزها از فضای مجازی و حمایت دولت از آن اوج گرفته. منتقدان دو اعتقاد راسخ دارند؛ اول اینکه فضای مجازی ابزار دست «دشمنان» است و دوم اینکه تا این ابزار کنترل نشود، خطرات ناشی از آن دفع نخواهد شد. روش کنترل فضای مجازی هم به زعم این طیف بسیار ساده است؛ بستن شبکههای خارجی و تقویت شبکههای داخلی. اما در عمل نه تنها به نظر نمیرسد چنین کاری به این سادگی باشد بلکه پیچیدگیهای بزرگ آن هم بر خیلی از متخصصان این حوزه پوشیده نیست. اما چرا سیاستی که مخالفان فضای مجازی در شرایط کنونی پیشنهاد میدهند، سیاستی نا کارآمد و با نتیجه نه چندان مثبت خواهد بود. برای جواب به این سؤال میشود چند مورد را پیش کشید؛ تاریخ ما خصوصاً بعد از انقلاب پر بوده از محدودسازیها و ممنوع کردنهای رنگارنگ. از ممنوعیت ویدئو بگیرید تا جرم استفاده از ماهواره و برخورد با سایتهای اینترنتی و فضای مجازی. حامیان فیلترینگ فضای مجازی خوب است یک بار پاسخ این سؤال را بدهند که آیا سیاست محدودسازی و ممنوعیت در 40 سال گذشته نتیجه مطلوب مد نظر آنها را داشته که حالا هم همین طور باشد؟
ایجاد شبکههای اجتماعی ملی و داخلی شعار بسیار زیبایی است. چه کسی است که دوست نداشته باشد کشورش از صنایع و تولیدات ملی دست اول و بزرگ برخوردار نباشد؟ قطعاً کسی چنین نمیخواهد. اما مسأله بر سر خواستن یا نخواستن چنین ظرفیتهای ملی و داخلی نیست. بحث اصلی داشتن یا نداشتن ظرفیت و ساختار مناسب برای ایجاد آن است. در همین 40 سال گذشته در خیلی از صنایع، با شعار ملیسازی عملاً در مقابل استفاده از تکنولوژی و تولیدات روز و غالباً با کیفیت خارجی مانع ایجاد شده است؟ از صنعت خودرو ما به عنوان یک نمونه بسیار روشن گرفته تا صنعت کفش و لوازم خانگی و پارچه که 40 سال پیش ظرفیتهایی به مراتب فراتر از مرزهای ایران داشتند. امروز به صورت کاملاً واضح این سیاست ملی سازی به نتیجه مطلوب نرسیده. نتیجه چنین وضعیتی را میتوان به طور مثال امروز در آلودگی گسترده شهرهای کشور بر اثر غیر استاندارد بودن اتومبیلهای داخلی و گران بودن اتومبیلهای با کیفیت خارجی دید. در واقع چیزی که مانع ایجاد این صنایع ملی در کشور ما بوده، مسائلی مانند وجود رانت گسترده، عدم تثبیت شایستهسالاری در نظام اداری و اقتصادی کشور، نبود نظام پاسخگویی و مسئولیت اجتماعی برای شرکتهای دولتی و غیردولتی، خصوصیسازی صوری و بدلی و این اواخر هم فساد افسارگسیخته در برخی ساختارهای ما است. با این بستر آیا مسأله فضای مجازی برای ملیسازی با صنایع دیگر ما فرق دارد که منتقدان آن معتقدند میشود بر همین بستر ساختاری به نتیجه دیگری رسید؟ در همین شرایط فعلی نیز رقبای فضای مجازی در داخل کشور کم نیستند؛ از صدا و سیما با بودجهای تقریباً دو هزار میلیاردی گرفته تا انواع سایتها و رسانههای مکتوب دیگر و حتی برخی شبکههای مجازی داخلی. به نظر هم نمیرسد آلترناتیو منتقدان برای فضای مجازی، چیزی فراتر از همین گزینهها باشد که اگر بود قطعاً
تا الان معرفی شده بود. سؤال اینجاست که چرا در این میدان گزینههای داخلی ما اینقدر زود و سریع نتیجه را به رقیب خارجی واگذار میکنند؟صدا و سیمای ما با با بودجهای چند 10 برابر شبکههای خارجی، رقابت را به آنها میبازد. نه به این دلیل که در داخل از آن حمایت نمیشود بلکه به آن علت که مدیریت غیرعلمی، غیراقتصادی و غالباً غیرفنی آن اصلاح و متحول نمی شود تا ناچار به تغییر مسیر نشود. به عبارتی اگر این گفته منتقدان فضای مجازی را که اعتراضات ماه گذشته زاییده فضای مجازی بودند بپذیریم، باز هم باید بگوییم اینکه چند کانال تلگرامی ساده این قابلیت را یافتند که چنین وضعیتی در کشور ایجاد کنند نتیجه مدیریت غیراستاندارد ابزارهای داخلی است. سؤال دیگر این است که گزینههای داخلی منتقدان احتمالاً چه فرقی با همین ابزارهای فعلی مانند صدا و سیما، مطبوعات، سایتها و حتی فضای مجازی داخلی دارند و دارای چه مزیتی نسبت به رقبای خارجی هستند؟