تاریخ انتشار: ۰۸:۳۹ - ۲۰ بهمن ۱۳۹۶
نقد رویداد۲۴ بر فیلم‌های روز هشتم جشنواره فیلم فجر

جشن دلتنگی؛ فیلمی ضعیف علیه فضای مجازی

جشن دلتنگی یکی از سه فیلم انتهای جدول بخش مسابقه تا به امروز است. فیلم بیشتر شبیه یک آگهی سفارشی درباره مضرات فضای مجازی است تا یک فیلم بلند سینمایی. اگر یکی از نهادهای مربوط به فضای مجازی (مثل پلیس فتا، شورای عالی فضای مجازی و...) سفارش یک کلیپ تصویری درباره مضرات فضای مجازی را به یک کارگردان زیر متوسط می‌داد قطعاً نتیجه کار از فیلم پوریا آذربایجانی بهتر از کار درمی‌آمد.
رویداد۲۴مازیار وکیلی: جشن دلتنگی یکی از سه فیلم انتهای جدول بخش مسابقه تا به امروز است. فیلم بیشتر شبیه یک آگهی سفارشی درباره مضرات فضای مجازی است تا یک فیلم بلند سینمایی. اگر یکی از نهادهای مربوط به فضای مجازی (مثل پلیس فتا، شورای عالی فضای مجازی و...) سفارش یک کلیپ تصویری درباره مضرات فضای مجازی را به یک کارگردان زیر متوسط می‌داد قطعاً نتیجه کار از فیلم پوریا آذربایجانی بهتر از کار درمی‌آمد. 

فیلم داستان چند انسان درگیر در فضای مجازی است که به علت این درگیری بیش از حد در زندگی واقعی تنها مانده‌اند و نمی‌توانند با اطرافیان خود ارتباط برقرار کنند. چنین خط داستانی حتی روی کاغذ هم برای یک فیلم صد دقیقه‌ای جذاب نیست. انقدر کهنه، شعاری و از مداُفتاده است که بیشتر به درد همان کلیپ سفارشی فرضی درباره مضرات اینستاگرام می‌خورد تا یک فیلم بلند سینمایی. 

بدتر از این خط داستانی ضعیف و بی‌خاصیت  شخصیت‌های کم‌هوش و عجیب فیلم هستند که رفتارهایشان به هیچ‌وجه عادی نیست. یعنی واکنش‌هایی که این شخصیت‌ها در فیلم از خودشان بروز می‌دهند بیشتر به رفتارهای یک کودک خردسال شباهت دارد تا یک انسان بالغ. این‌که یکی از شخصیت‌ها را بفرستیم روی سقف ماشین تا در حضور جمعیت فریاد بزند که زندگی‌اش فقط در فضای مجازی جریان دارد و در فضای حقیقی یک انسان شکست‌خورده و مغموم است بیشتر خنده‌دار است تا تاثیرگذار. این‌که ما یک آدم را با شلوارک رها کنیم در خیابان‌های تهران تا مثلاً فیلمش بیرون بیاید و همه ببینند بیشتر مسخره است تا تاثیرگذار. 

درک کارگردان از فضای مجازی به قدری سطح پایین و کهنه است که مصائب فضای مجازی را در حد یک فاجعه ملی در نظر می‌گیرد. مگر همین فضای مجازی این همه کسب و کار پررونق به راه نینداخته است؟ مگر فضای مجازی روابط ما با یکدیگر را تسهیل نکرده است؟ مگر فضای مجازی باعث راحت‌تر شدن زندگی ما نشده است؟ طبق نظر کارگردان اگر ما همین امروز صفحات اینستاگرام خود را ببندیم تمام مشکلات کشور حل می‌شود. تمام معضل آدم‌های این فیلم این است که صفحه اینستاگرام دارند. اگر این صفحات نبود سارا به جهان می‌رسید. مشکلات خانوادگی رضا حل می‌شد و کاوه تصادف نمی‌کرد. چنین منطقی جشن دلتنگی را ساخته است. آن هم با شخصیت‌هایی که درک و هوششان انقدر پایین است که نمی‌توانند یک تصمیم درست برای زندگی خود بگیرند. 

یکی از شخصیت‌ها که در ایام جوانی انقدر روشنفکر بوده که لئونارد کوهن گوش کند حالا کارش به جایی رسیده که یک کامنت زیر یکی از پست‌های همسرش را مصداق بی‌غیرتی می‌داند. یا سارا ناگهان هوس می‌کند تا پول سفر جهان را دو دستی تقدیمش کند. جهان هم می‌رود و سرش به سنگ می‌خورد و برمی‌گردد تا کارگردان به ما بفهماند که جهان بعد از بازگشت از این سفر ناکام و با پاک کردن صفحه اینستاگرام با سارا ازدواج خواهد کرد و خوشبخت خواهد شد. یا بعد از آن تصادف مالیخولیایی ناگهان کاوه و لاله تصمیم می‌گیرند بروند کافه نادری و توی خیابان جمهوری پیراشکی بخورند و قدم بزنند و با هم قصه آدم‌ها را حدس بزنند. ناگهان زندگی شیرین می‌شود تا فیلم جشن دلتنگی ناگهان به سریال آئینه تبدیل شود و کل مشکلات ایرانیان را با بستن صفحات اینستاگرام حل کند. من نمی‌دانم این نگاه ضد تکنولوژی از کجا می‌آید. 

اگر کسی از فضای مجازی بد استفاده می‌کند، دلیل نمی‌شود کل آن پدیده را زیر سوال ببریم. اینستاگرام هم چیزی شبیه چاقو است. با چاقو هم می‌شود آدم کشت، هم می‌شود میوه پوست کند. حالا اگر کسی با چاقو کسی را کشت باید کل چاقوهای جهان را جمع کنیم تا مبادا دوباره به کسی آسیب برسد؟ به نظر کارگردان جشن دلتنگی بله، باید تمام چاقوها را جمع کنیم تا به کسی آسیب نرسد. این نگاه دقیقاً در دفاع از فیلترینگ فضای مجازی است. کارگردان با ساخت چنین فیلمی این پیام را منتقل می‌کند که باید کل این بساط فضای مجازی جمع شود تا تمام مشکلات زندگی ما حل شود و ما به زندگی برگردیم. این سطح از ساده‌انگاری در جهان پیچیده امروز جداً نوبر است. با دیدن جشن دلتنگی متوجه شدم هنوز هستند کسانی که فکر می‌کنند تمام مشکلات کشور به خاطر موضوعات کوچکی مثل فضای مجازی است. 

جشن دلتنگی بیشتر از این‌که به خاطر بد بودن فیلم(که بد هم هست)من را عصبانی کند به خاطر درک سطح پایین کارگردان از جامعه است که من را عصبانی می‌کند. تقلیل دادن مشکلات کشور به چنین موضوع پیش پااُفتاده‌ای فقط از کارگردانی مثل پوریا آذربایجانی برمی‌آید و بس. پس تماشاگران بدانند که فقر، اعتیاد، طلاق، گران شدن دلار و... همه به خاطر فضای مجازی است. خوانندگان محترم این نقد هم بروند هرچه سریع‌تر اینستاگرام را از روی گوشی خود پاک کنند تا خوشبخت شوند. طبق نظر کارگردان این مسئله معجزه می‌کند و درمان تمامی دردهای جامعه ایران است.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha