تاریخ انتشار: ۰۹:۲۱ - ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷

ادبیات خواندن و خواندن ادبیات

اگرچه همچنان ناشرانی که در حوزه ادبیات کار می‌کنند یکی از پربازدیدترین و پرفروش‌ترین غرفه‌های نشر در نمایشگاه کتاب محسوب می‌شوند اما بسیاری اوقات با افراد مختلفی رو‌به‌رو شده‌ام که سؤالی مشترک از من پرسیده‌اند: «خواندن ادبیات به چه دردی می‌خورد؟ و اصلاً چرا باید ادبیات خواند؟» و تأسف آنجا بود که یکی از همکاران دانشگاه که خود صاحب قلم هم هست، جمله‌ای گفت که باورم نمی‌شد از دهان او می‌شنوم. جمله‌اش این بود: «خواندن رمان کاری بیهوده است و به تولید ع

رویداد۲۴-اگرچه همچنان ناشرانی که در حوزه ادبیات کار می‌کنند یکی از پربازدیدترین و پرفروش‌ترین غرفه‌های نشر در نمایشگاه کتاب محسوب می‌شوند اما بسیاری اوقات با افراد مختلفی رو‌به‌رو شده‌ام که سؤالی مشترک از من پرسیده‌اند: «خواندن ادبیات به چه دردی می‌خورد؟ و اصلاً چرا باید ادبیات خواند؟» و تأسف آنجا بود که یکی از همکاران دانشگاه که خود صاحب قلم هم هست، جمله‌ای گفت که باورم نمی‌شد از دهان او می‌شنوم. جمله‌اش این بود: «خواندن رمان کاری بیهوده است و به تولید عباید به این افراد حق داد که با ادبیات چنین مواجهه‌ای داشته باشند البته این بدان معنی نیست که حرف آنها منطقی است بلکه چون ناآگاهند پس حق دارند. در سرزمینی که تاریخ و معماری و هنر آن با ادبیات گرهی عمیق و ناگسستنی داشته، این جفای بزرگی است که بگوییم ادبیات و خواندن آن به چه دردی می‌خورد؟ اینجا نمی‌خواهم به معنا و مفهوم و فلسفه‌ وجودی ادبیات بپردازم، بلکه فقط از جنبه کارآمدی ادبیات به‌عنوان یک نیاز ضروری و مبرم اشاره می‌کنم و می‌گذرم تا زمانی دیگر.

چه کسی می‌تواند ادعا کند که در حوزه‌ یکی از رشته‌های مختلف علوم پایه، علوم پزشکی و علوم انسانی مطالعه یا کار می‌کند و نیازمند ادبیات نیست؟ چه ادبیات گفتاری چه ادبیات نوشتاری؟ البته مطمئن هستم که  کسانی خواهند گفت چنین افرادی وجود دارند؛ اما این اطمینان از کجا می‌آید؟ از آنجا که پای صحبت‌های مجری برنامه‌های مختلف رسانه‌های داخلی می‌نشینیم و در آن ادبیاتی فاخر نمی‌یابیم، از آنجا که در گفتار سیاستمداران مختلف کشور خبری از ادبیات توانمند فارسی نمی‌بینیم، از آنجا که در جامعه فرهنگ گفت‌و‌گو و گفتمان جایش را به فرهنگ دیگری داده است، از این «از آن جا که»‌ها تا چندین صفحه می‌توان نوشت و نوشت.
خواندن ادبیات و ادبیات خواندن، مقوله‌ای است که اگر در جامعه ما جایگاه مطلوب خودش را پیدا کند می‌توان امید داشت که تحولی عمیق در نوع رفتار ما ایجاد شود. دایره واژگان یک فرد از طریق ادبیات و به طور خودکار و ناخودآگاه اضافه می‌شود. اگر کسی نخواند، فقر واژگانش را در یک صحبت چند دقیقه‌ای می‌شود دریافت. [گذشته از تأثیر ماهوی خواندن ادبیات و رمان بر غنا و تجربه زیستی فرد] من پا را فراتر می‌گذارم و می‌گویم خواندن حتی محدوده واژگان روی لحن افراد هم تأثیر مستقیمی دارد. هر قدر واژگان فرد ضعیف باشد، لحن گفتارش هم از سطوح پایین‌تری برخوردار است و در نتیجه کلامش تأثیر کمتری خواهد داشت. هر قدر دایره واژگان گسترده‌تر باشد، سخنور و نویسنده ما هنگام مواجهه با مسأله مورد بحث خود، علمی‌تر و حرفه‌ای‌تر برخورد می‌کند. به قول حضرت مولانا: «آدمی مخفی است در زیر زبان.» پس برای اینکه ما را به نیکی و زیبایی بشناسند باید کلام و واژگانی زیبا و در عین حال علمی داشته باشیم و این میسر نمی‌شود، مگر آنکه با ادبیات آشتی کنیم.

منبع: روزنامه ایران
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha