فروش کتابهای بدون مجوز در بازار سیاه

سرویس جامعه و فرهنگ سایت خبری رویداد: «این روزها از مشهد به من خبر دادهاند که این کتاب (زوال کلنل) در افغانستان چاپ شده و به مشهد آمده است و دیگری میگوید این کتاب به شیراز رسیده است.»
این صحبتهای محمود دولتآبادی در آبان 93 است. یک سال بعد از آن تاریخ و در آذر 94 رمان زوال کلنل از دستفروشهای خیابان انقلاب هم سر در می آورد؛ دستفروشهایی که در بساطشان رمان «کلنل» را هم - که به گفته نویسندهاش جعلی است - میفروشند.
در این میان سوالی که بی پاسخ می ماند این است که چرا در این وضعیت آشفته بازار چاپ و نشر کشور، در این شرایط که ناشرین برای بقا در حال دست و پا زدن هستند، برخوردهایی سلیقه ای با نویسندگان و آثارشان، همین اندک چهره های پول ساز و رونق بخش باقی مانده را که می توانند تکانی و جانی به بازار مرده کتاب ما بدهند، به حاشیه می راند و از آن بدتر این که سود حاصل از فروش این کتاب را به جای آن که به ناشر و مولف اثر برسد، به جیب عده ای سودجو که هنزی جز غارت حاصل اندیشه دیگران ندارند سرازیر می کند.
باور کنید زشت است کتابی در سایر نقاط جهان ترجمه و چاپ شود و حتی مورد استقبال نیز قرار گیرد اما در موطن اصلی خود با چنین حاشیه های زننده ای مواجه شود. این برای اعتبار فرهنگی کشورمان اصلا زیبنده نیست.
بد نیست وزارت ارشاد اسلامی سیری در تاریخ معاصر خودمان کند و ببیند آیا به صرف مجوز ندادن به یک کتاب، آن اثر از دسترس مخاطبین خارج شده؟ آیا امروز خریدن رمان «همسایه ها» ی احمد محمود یا «دایی جان ناپلئون» ایرج پزشکزاد کاری سخت و دشوارتر از یافتن کتب مجوز دار است؟
آن چه ما با گنجینه های ادب و هنرمان می کنیم سال هاست که جیب عده ای سارق را پر می کند.