استحاله سیاسی پزشکیان؛ رئیس جمهور اصلاحطلبان چطور دل اصولگرایان را برد؟

رویداد۲۴| مسعود پزشکیان که به عنوان «صدای بیصدایان» و نماینده تغییر در میانه انسداد سیاسی قد علم کرد و مورد حمایت جریان اصلاحات قرار گرفت، حالا در قامت رئیسجمهوری ظاهر شده که تیغ نقدش بیش از آنکه متوجه رقیبان باشد، گلوی رفقای سابق را میبرد. از سخنانش امروز که به جای پاسخگویی یک رئیس جمهور شبیه انتقادات یک اپوزیسیون است، گرفته تا اظهارات اخیر وی در واکنش به مواضع علی شکوریراد و جریان اصلاحطلب که با ادبیاتی تند و ملامتگرانه همراه بود. این وضعیت در واقع نقطه عطفی در دوران کوتاه ریاستجمهوری اوست؛ نقطهای که در آن، مرز میان «وفاق» و «استحاله» به مویی بند شده است.
رقص شادی در جبهه رقیب
شاید کمتر کسی تصور میکرد که روزی تیتر یک روزنامه کیهان به تحسین از پزشکیان اختصاص یابد. حسین شریعتمداری که در دوران انتخابات، پزشکیان را نماینده جریانهای خطرناک میدانست، اکنون او را بابت مرزبندی با «رادیکالها» ستایش میکند. روزنامه فرهیختگان نیز با رویکردی مشابه، مواضع رئیسجمهور را نشانهای از «عقلانیت سیاسی» و فاصله گرفتن از جریانی میداند که پزشکیان را به قدرت رساند. این استقبال دوگانه از سوی رسانههای اصولگرا، بیش از آنکه نشاندهنده تغییر ماهیت این رسانهها باشد، گویای تغییری است که در جهتگیریهای ساکن پاستور رخ داده است.
از وفاق تا شکاف
پزشکیان دولت خود را با وعده وفاق ملی آغاز کرد، اما از همان روزهای چیدن کابینه، زمزمههای نارضایتی در بدنه اصلاحطلبان به گوش رسید. سهم ناچیز حامیان اصلی در لایههای مدیریتی و تداوم سیاستهای پیشین در حوزههای امنیتی و اجتماعی، به تدریج «وفاق» را در ذهن مردم به «سهمخواهی جریان رقیب» تبدیل کرد.
حالا، اما کار از گلایههای پشت پرده گذشته است. وقتی رئیسجمهور رسماً در برابر فعالان سیاسی شناسنامهداری که برای پیروزی او هزینه دادهاند میایستد، پیام واضحی به جامعه مدنی مخابره میکند و آن این است که «پزشکیان ترجیح میدهد رئیسجمهور مورد پسند حاکمیت باشد تا نماینده اصلاحطلبان، معترضان و تحولخواهان.»
پزشکیان در لبه پرتگاه اعتبار
این رویکرد پزشکیان، اما به یک خودزنی سیاسی میماند. او با تخریب پلهای پشت سر و مرزبندی با اصلاحطلبان، در واقع تنها پایگاه اجتماعی خود را تضعیف میکند. درست است که آقای رئیس جمهور امیدی به رئیس جمهور ماندن در دوره بعدی ندارد و رسما اعلام کرده که چنین خیالی هم ندارد، اما نباید این واقعیت را نادیده بگیرد که مساله فقط انتخابات نیست، تجربه نشان داده که جریان اصولگرا که امروز برای او دست میزند در بزنگاههای سخت یک «غریبه» را به عنوان خودی نمیپذیرد.
پزشکیان در حال حاضر در وضعیتی است که پایگاه رای خود را با مواضع اخیر و سیاستهای اقتصادی و امنیتی دلسرد کرده است. جریان رقیب نیز را صرفاً در سطح رسانهای راضی نگه داشته، بیآنکه قدرت واقعی آنها را مهار کند.
وفاق ملی یا ائتلاف با قدرت؟
اگر پزشکیان نتواند میان «تعامل با حاکمیت» و «نمایندگی مطالبات مردم» توازن برقرار کند، به زودی با دولتی مواجه خواهد شد که نه در میان مردم ریشه دارد و نه در میان لایههای قدرت، اعتبار واقعی. مرزبندی او با اصلاحطلبان اگر به معنای نادیده گرفتن مطالبات بدنه حامی باشد، پایان زودهنگام پروژه «وفاق» را رقم خواهد زد.
حقیقت تلخ برای حامیان دیروز این است که گویا پزشکیان ترجیح داده به جای جنگیدن برای «اصلاحات»، در دایره امنی که کیهان و فرهیختگان برایش ترسیم کردهاند، نقشآفرینی کند. اما تاریخ نشان داده است که آغوش اصولگرایان برای روسای جمهوری که از ریشه خود جدا شدهاند، باز و گرم نبوده است.


