تاریخ انتشار: ۱۱:۴۱ - ۰۲ اسفند ۱۴۰۴
در رویداد۲۴ بخوانید:

از اعدام تا قرآن: جنجال توییتری علی کریمی و مرزبندی معترضان با توهین به مقدسات

توییت تند علی کریمی درباره اعدام‌ها و اشاره به قرآن، شبکه‌های اجتماعی ایران را به دو قطب واکنش شدید کشاند و نشان داد که حساسیت نسبت به دین و زندگی انسان‌ها در جامعه هنوز خطوط قرمز قدرتمندی هستند.

علی کریمی

رویداد۲۴| یک جمله کافی بود تا دوباره شبکه‌های اجتماعی به میدان جدال سیاسی ـ مذهبی تبدیل شود. علی کریمی، ستاره پیشین فوتبال که حالا دیگر یکی از مخالفان دوآتشه جمهوری اسلامی است، در توییتی با اهانت به رهبر انقلاب، خطاب به ایشان نوشت: «از این لحظه هر یک اعدام فرزندان ایران زمین مساویست با سوزاندن یک قرآن» و تاکید کرد: «بجنگ تا بجنگیم»

همین چند خط، موجی از خشم، حمایت، محکومیت و تحلیل را به‌راه انداخت؛ جدالی که خیلی زود از یک توییت شخصی فراتر رفت و به تقابل دو «خط قرمز» در جامعه ایران تبدیل شد.

فضای سیاسی کشور که هفته‌های اخیر به واسطه وقایع و سوگ عظیم دی ماه، همچنین اخبار مربوط به بازداشتی‌ها و احکام آنها ملتهب است، همچون انبار کاهی بود که تشبیه تند علی کریمی و حرف زدن از «سوزاندن قرآن» آتشی در آن انداخت. این مقایسه عجیب، برای بخشی از جامعه نه یک استعاره سیاسی، بلکه عبور از مرز‌های اعتقادی تلقی شد. علی کریمی چنان در فضای مجازی مورد نقد قرار گرفت که ناگزیر به عقب نشینی شد. او در توییت بعد اگرچه لحن تند خود را حفظ کرد، اما با یک توضیح که بوی عقب نشینی داشت، نوشت: «یه توییت اینقدر درد داشت ولی کشتن، قتل‌عام و شیون خانواده‌ها و اعدام بچه‌های ایران براتون درد نداره؟ ... می‌خواستم بفهمید که خط قرمز ما هم مردم ایران هستند. مقدسات ما، حق بی‌قید و شرط زندگی برای فرزندان ایران است... غیر از این، هر تفسیر دیگری از توییت من، غلط و ساختگی‌ست.»

عقب نشینی آشکار علی کریمی

کریمی در توییت دوم تلاش کرد تأکید کند هدفش توهین به قرآن نبوده، بلکه برجسته‌کردن «حرمت جان انسان» به‌عنوان مقدس‌ترین اصل بوده است.

این توضیح هم، اما از شدت واکنش‌ها نکاست. چنانچه مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان نیز به موضوع اهانت به مقدسات پرداخت و گفت: «انسان‌های عاقل و بافرهنگ هرگز به مقدسات دیگران اهانت نمی‌کنند... یک ملت شاید توهین به خودش را تحمل کند، اما اهانت به مقدسات را هرگز تحمل نمی‌کند».

مولوی عبدالحمید نامی از علی کریمی نبرد، اما سخنانش در فضای عمومی مرتبط با همین ماجرا تفسیر شد.

اهمیت این موضع‌گیری در آن است که مولوی عبدالحمید طی سال‌های اخیر از منتقدان جدی حاکمیت بوده، اما در این موضوع مرز خود را با هرگونه اهانت به مقدسات روشن کرد.

صف‌بندی‌ها چگونه شکل گرفت؟

این ماجرا سه واکنش عمده را رقم زد؛ از یک سو محکومیت قاطع از سوی چهره‌های مذهبی و اصولگرا که سخن کریمی را توهین مستقیم به قرآن دانستند. از سوی دیگر حمایت اعتراضی از سوی بخشی از کاربران و فعالان سیاسی که گفتند تمرکز اصلی باید بر احکام اعدام باشد نه یک تشبیه تند.

نکته قابل تامل، اما موضع میانه از سوی برخی منتقدان حکومت بود که معتقد بودند بیان کریمی از نظر اخلاقی و راهبردی خطا بوده، حتی اگر نیت او دفاع از جان انسان‌ها باشد.

جنجال توییت علی کریمی نشان داد که در عالم سیاست، استعاره‌ها گاه بیش از خود واقعیت اثر می‌گذارند. تشبیه «اعدام» به «سوزاندن قرآن» از منظر ارتباطی، یک جمله انفجاری بود و توجه عمومی را جلب کرد. اما همزمان، میدان بحث را از موضوع اعدام‌ها به موضوع توهین به مقدسات منتقل کرد.

به بیان دیگر، جمله‌ای که با هدف برجسته‌کردن جان انسان‌ها نوشته شد، عملاً بخش مهمی از افکار عمومی را درگیر دفاع از حرمت قرآن کرد. این همان خطری است که در ادبیات سیاسی تند وجود دارد: تغییر زمین بازی.

جنجال اخیر نشان داد جامعه ایران همچنان میان دو حساسیت بزرگ حرکت می‌کند؛ حساسیت نسبت به دین و حساسیت نسبت به جان انسان‌ها. هرگاه یکی از این دو در قالبی تقابلی مطرح شود، شکاف‌ها عمیق‌تر می‌شود.

پرسش اصلی از علی کریمی و همفکرانش، اما این اشت که آیا نمی‌شود از حرمت جان انسان‌ها دفاع کرد، بی‌آنکه باور‌های دینی میلیون‌ها نفر جریحه‌دار شود؟

پرسش دیگری که باید از گروه مقابل پرسید نیز این است که آیا می‌توان از حرمت مقدسات سخن گفت، بی‌آنکه نسبت به نگرانی‌های انسانی و اجتماعی بی‌تفاوت بود؟

پاسخ به این پرسش‌ها، بیش از یک توییت یا یک خطبه، به بازتعریف زبان گفت‌و‌گو در جامعه‌ای بازمی‌گردد که هم دین در آن ریشه‌دار است و هم اعتراض.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما