تاریخ انتشار: ۱۲:۱۸ - ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
تعداد نظرات: ۱۰ نظر
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

عاقبت شوم مهندسی رهبری از واشنگتن | جانشینان مطلوب ترامپ، از بنیادگرایان طالبان تا جولانی تروریست

وقتی دونالد ترامپ این هفته گفت آمریکا باید در تعیین رهبر بعدی ایران «نقش داشته باشد»، در واقع فقط یک جمله تحریک‌آمیز نگفت؛ او منطق واقعی سیاست خارجی خود را آشکار کرد. سیاست خارجی که خروجی هایی چون هیبت الله آخوندزاده و احمد الشرع داشته است.

عاقبت شوم مهندسی رهبری از واشنگتن  | جانشینان مطلوب ترامپ، از بنیادگرایان طالبان تا جولانی تروریست

رویداد۲۴ | بررسی پرونده‌های ایران، ونزوئلا، سوریه، افغانستان و بولیوی نشان می‌دهد ترامپ دیگر با یک الگوی کلاسیک «تغییر رژیم» کار نمی‌کند. او الگوی جدیدی خلق کرده که وال‌استریت ژورنال از آن با عنوان مدل «Decapitate and Delegate» یاد کرده است: «سر را بزن، اما اداره کشور را به یک بازیگر محلیِ مطلوب واگذار کن».

ایران: صریح‌ترین صورت‌بندی یک دکترین غیر اخلاقی

نقطه عزیمت این بحث، ایران است. ترامپ صراحتاً گفته ایالات متحده باید در انتخاب رهبر بعدی ایران نقش داشته باشد؛ او حتی بعضی گزینه‌ها را رد کرده و نگفته فقط «رفتار» ایران باید عوض شود، بلکه از «رهبری قابل قبول» سخن گفته است. او هرگونه توافق را مشروط به «تسلیم بدون قید و شرط» و شکل‌گیری رهبری «بزرگ و قابل قبول» دانسته است.

اهمیت این موضع در آن است که ترامپ از سطح متعارف فشار خارجی عبور کرده است. در ادبیات سنتی آمریکا، معمولاً از «مهار»، «بازدارندگی»، «اصلاح رفتار» یا در نهایت «فشار برای گذار» حرف زده می‌شود. اما این‌جا رئیس‌جمهور آمریکا دارد مستقیماً وارد سیاست جانشینی می‌شود. او نه فقط خواهان تضعیف نظم موجود است، بلکه می‌خواهد بر ترکیب نظم بعدی هم اثر بگذارد. این همان چیزی است که آمریکایی‌ها به‌عنوان امتداد تجربه ونزوئلا و الگوی نوین مداخله ترامپ توصیف کرده‌اند.

ونزوئلا: مهم‌ترین نمونه، و روشن‌ترین الگو


بیشتر بخوانید: سقوط مادورو و بازگشت به عصر شکار حاکمان | چرا مورد ونزوئلا را باید جدی گرفت؟


اگر بخواهیم بفهمیم ترامپ در عمل چه می‌کند، باید به ونزوئلا نگاه کنیم. این پرونده دو مرحله دارد و دقیقاً به همین دلیل برای تحلیل بسیار مهم است.

مرحله اول: مشروعیت‌بخشی به اپوزیسیون

در دوره اول، ترامپ و واشنگتن روی اپوزیسیون سرمایه‌گذاری کردند. اول خوان گوایدو، و بعد در موج جدیدتر، اپوزیسیون حول ماریا کورینا ماچادو و ادعای پیروزی اردوگاه مخالف مادورو در انتخابات ۲۰۲۴ شکل گرفت. واشنگتن و بخش مهمی از غرب، مشروعیت حکومت مادورو را زیر سؤال بردند و ظاهراً در سمت اپوزیسیون ایستادند. این مرحله، الگوی کلاسیک آمریکایی بود: ساختن یک رقیب مشروع در برابر رهبر موجود.

مرحله دوم: عبور از اپوزیسیون و رجوع به «فرد قابل اداره»

اما تحولات ۲۰۲۶ نشان داد که برای ترامپ، اپوزیسیون فقط تا جایی مهم است که با نیاز‌های آمریکا سازگار باشد. پس از عملیات آمریکا و بازداشت نیکلاس مادورو در ژانویه ۲۰۲۶، دولت ترامپ نه‌تنها اداره کشور را به اپوزیسیون واگذار نکرد، بلکه به سمت دلسی رودریگز و بخشی از همان ساختار چاویستی رفت که سال‌ها هدف فشار آمریکا بود. ترامپ حتی از همکاری رودریگز تمجید کرد، در حالی که در همان مقطع هیچ تعهدی به واگذاری قدرت به ماریا کورینا ماچادو یا ادموندو گونسالس نداد.

واشنگتن‌پست خیلی روشن این چرخش را توضیح می‌دهد: در درون دولت ترامپ این نگرانی وجود داشت که ماچادو محبوب باشد، اما لزوماً برای کنترل ارتش، شبکه‌های امنیتی و دستگاه دولتی ونزوئلا قابل اتکا نباشد. به همین دلیل، ترجیح ترامپ به‌تدریج از «دموکراسی‌خواهِان» به سمت «مقام درون‌سیستمیِ قابل معامله» حرکت کرد. همین روزنامه نوشت که ترامپ دولت «قابلیت اتکا» را بر «دموکراسی» ترجیح داده باشد.

اینجا دقیقاً باید روی اصل بحث مکث کرد: در منطق ترامپ، معیار اصلی این است که چه کسی می‌تواند همزمان سه چیز را تضمین کند: نخست، فروپاشی فوری ساختار دولت رخ ندهد. دوم، ارتش و بوروکراسی از هم نپاشند. سوم، منافع راهبردی آمریکا، از نفت تا ثبات منطقه‌ای، حفظ شود.

به همین دلیل بود که پس از بازداشت مادورو، آمریکا و ونزوئلا در مارس ۲۰۲۶ به سمت ازسرگیری روابط دیپلماتیک رفتند؛ نه با اپوزیسیونِ تبعیدی، بلکه با دولت انتقالی‌ای که از دل همان ساختار قبلی بیرون آمد.

پس ونزوئلا یک درس روشن دارد: در سیاست ترامپ، اپوزیسیون ابزار است.

سوریه: از «جولانیِ تروریست» تا احمد الشرعِ شریک


بیشتر بخوانید:

دروغگوی بزرگ | چگونه احمد الشرع در سوریه به پیروزی رسید؟

در دیدار تاریخی ترامپ با احمد الشرع چه گذشت؟ | تعلیق برخی تحریم‌های آمریکا علیه سوریه و توافق درباره کردها


اگر ونزوئلا الگوی کنار گذاشتن اپوزیسیون به نفع یک جانشین میانه‌روتر از درون سیستم بود، سوریه نمونه‌ به کارگیری یک عنصر نامطلوب سابق است.

احمد الشرع، که سال‌ها با نام ابومحمد الجولانی شناخته می‌شد، زمانی رهبر هیئت تحریر الشام و چهره‌ای مرتبط با تروریست های القاعده در سوریه بود. اما سال گذشته، واشنگتن تحت دولت ترامپ مسیر کاملاً متفاوتی را برگزید. ترامپ در می ۲۰۲۵ در عربستان با الشرع دیدار کرد؛ سپس در ژوئن ۲۰۲۵ بخش عمده‌ای از تحریم‌های سوریه را برداشت؛ در جولای، دولت آمریکا گروه تحریر الشام را از فهرست گروه های تروریستی خارج کرد. در نوامبر ۲۰۲۵ الشرع به کاخ سفید رفت. هم‌زمان، آمریکا در شورای امنیت برای کاهش محدودیت‌های بین‌المللی علیه او فشار آورد.

این فقط عادی‌سازی روابط نبود. دولت سوریه تحت رهبری احمد الشرع حتی جای نیرو‌های کُردِ مورد حمایت پیشین آمریکا را به‌عنوان شریک اصلی واشنگتن در سوریه گرفته است. یعنی آمریکا نه‌ فقط با رهبر جدید کنار آمده، بلکه در حال بازتوزیع شبکه ائتلاف‌هایش حول اوست.

حتی امروز، در مارس ۲۰۲۶، ترکیه از بریتانیا خواسته حفاظت اطلاعاتی از الشرع را افزایش دهد و آمریکا و متحدانش او را بازیگر مهمی برای ثبات سوریه و مهار بازگشت داعش می‌دانند. این یعنی همان شخصی که پیش‌تر نماد تروریسم بود، اکنون در منطق قدرت‌های غربی به یک رهبر مورد حمایت برای حفظ نظم تبدیل شده است.

پرونده سوریه نشان می‌دهد ترامپ هیچ پرنسیپ ایدئولوژیک ندارد.حتی فردی مانند الشرع اگر بتواند تضمین‌هایی برای منافع ترامپ بدهد، سابقه‌اش قابل بازنویسی است.

افغانستان: به رسمیت شناختن تروریست های سابق


بیشتر بخوانید: رابطه پیچیده ایران و افغانستان/ آیا جمهوری اسلامی به طالبان باج می‌دهد؟


در افغانستان، مداخله ترامپ در مسئله رهبری شکل متفاوتی داشت. او مانند ونزوئلا به‌دنبال ساختن یک رئیس‌جمهور بدیل نبود، و مانند سوریه هم یک شورشی سابق را مستقیماً در کاخ سفید نپذیرفت. ابزار او در این‌جا مذاکره مستقیم با گروهی بود که قبلا تروریست میدانست و دور زدن دولت رسمی کابل بود.

توافق دوحه در ۲۰۲۰، در واقع یک انتقال مشروعیت بود: آمریکا با نیرویی مذاکره کرد که هنوز دولت رسمی نبود، اما از همان لحظه به بازیگر اصلی آینده افغانستان تبدیل شد. دولت اشرف غنی در عمل به حاشیه رفت و طالبان از یک گروه تروریستی به طرف مذاکره مشروع با واشنگتن تبدیل شد.

این روند در سال‌های بعد هم به‌طور کامل قطع نشد. دولت ترامپ حتی درباره بازگشت محدود نیرو‌های ضدتروریسم آمریکا به بگرام با طالبان گفت‌و‌گو کرده است.

اینجا هم الگو روشن است:  شاید ترامپ در افغانستان مستقیما نگفته باشد «این رهبر آینده مطلوب من است»، اما با مهندسی میز مذاکره تعیین کرد چه کسی اصلاً حق ورود به بازی قدرت را داشته باشد.

در واقع، او به طالبان مشروعیت پیشادولتی اعطا کرد. طالبان هنوز از راه انتخابات به قدرت نرسیده بود، اما از راه مذاکره با آمریکا، وارد مدار رهبری شد.

ترامپ در افغانستان هم یک گروه بدوی تروریستی را به جای دولت انتخابی مستقر کرد و «مداخله او در انتخاب رهبری» وضعیت امروز افغانستان را رقم زد.

بولیوی: کودتا به سبک ترامپ

بولیوی شاید به‌اندازه ونزوئلا یا سوریه دراماتیک نباشد، اما برای فهم روش ترامپ مهم است. در بحران ۲۰۱۹، پس از کنار رفتن اوو مورالس، آمریکا خیلی سریع با دولت موقت ژانین آنیِز همراه شد.

رویترز همان زمان گزارش داد که سیاست خارجی بولیوی در عرض چند هفته به‌طور محسوسی به سمت آمریکا چرخید و روابطی که در دوره مورالس تیره شده بود، دوباره احیا شد.

این‌جا آمریکا رهبر نساخت، اما کاری به همان اندازه مهم انجام داد: به یک انتقال قدرت مناقشه‌برانگیز، مشروعیت بین‌المللی سریع داد. این نوع مداخله، از جنس ونزوئلا یا افغانستان نبود؛ بیشتر از جنس «اعتباربخشی فوری به دولت پسابحران» بود. در سال‌های بعد، بولیوی بر سر این‌که آنچه رخ داد «کودتا» بود یا «انتقال قانونی»، عمیقاً دوقطبی ماند؛ آنیِز زندانی شد؛ و در ۲۰۲۵-۲۰۲۶، با روی کار آمدن رودریگو پاز، روابط با آمریکا دوباره گرم شد و حتی همکاری ضد مواد مخدر و هماهنگی با DEA پس از نزدیک به دو دهه از سر گرفته شد.

در بولیوی، مداخله ترامپ کمتر از جنس «انتخاب رهبر دلخواه» و بیشتر از جنس اعلام سریعِ برنده‌ی موقتِ بحران بود. یعنی واشنگتن در لحظه‌ای که هنوز نزاع بر سر مشروعیت داخلی تمام نشده بود، خیلی زود سمت خود را انتخاب کرد. این هم شکلی از دخالت در مسئله رهبری است: نه از راه نصب، بلکه از راه تثبیت بین‌المللی یک جانشینیِ محل مناقشه.

ترامپ دقیقاً چگونه در مسئله رهبری دخالت می‌کند؟

اگر این پرونده‌ها را کنار هم بگذاریم، الگوی ترامپ روشن‌تر می‌شود. او در موضوع رهبری کشور‌ها معمولاً از یکی یا چند مورد از این روش‌ها استفاده می‌کند:

یک: حذف یا تضعیف رهبر موجود. در ایران و ونزوئلا این بُعد آشکارتر است؛ در سوریه و افغانستان بیشتر به صورت فرسایش جایگاه رهبری قبلی دیده شد.

دو: مشروعیت‌بخشی گزینشی. نه هر مخالفی، بلکه فقط مخالف یا جانشینی که از نظر واشنگتن بتواند کشور را «تحت مدیریت آمریکا» نگه دارد. نمونه روشن آن فاصله گرفتن از ماچادو در ونزوئلا و تمایل به کار با دلسی رودریگز است.

سه: معامله با بقایای نظم قدیم. این همان چیزی است که در ونزوئلا با مدل «دلسی» و در سوریه با پذیرش دولت احمد الشرع دیده می‌شود.

چهار: تغییر از طریق مذاکره محرمانه. در افغانستان، طالبان از صندوق رأی مشروعیت نگرفت؛ از میز مذاکره با آمریکا مشروعیت گرفت. 

تفاوت ترامپ با الگوی کلاسیک آمریکایی

سیاست سنتی آمریکا در تغییر رژیم، دست‌کم در روایت رسمی، معمولاً با واژگانی، چون دموکراسی، انتخابات، جامعه مدنی و بازسازی سیاسی همراه بود؛ هرچند در عمل اینها ادعایی بیش نبود. اما ترامپ این زبان را تقریباً کنار گذاشته است. او نه به ملت‌سازی علاقه دارد، نه به صبر استراتژیک، نه به انتقال قدرت از طریق نهاد‌های لیبرال.

مدل او توهین به سیاست کلاسیک آمریکایی است؛ او به وضوح و عریان می گوید رهبر نامطلوب باید برود؛ کشور نباید روی دست آمریکا بماند؛ و جانشین باید کسی باشد که هم از فروپاشی جلوگیری کند، هم منافع آمریکا را تأمین کند.

ادعای اخیر ترامپ درباره این‌که آمریکا باید در تعیین رهبر بعدی ایران نقش داشته باشد، نه یک لغزش زبانی است و نه صرفاً اغراق انتخاباتی. این جمله، صورت فشرده همان سیاستی است که او در سال‌های اخیر در چند جغرافیای مهم آزموده است.

در ونزوئلا، او از اپوزیسیون عبور کند و با بخشی از رژیم سابق برای ساختن نظم بعدی به شرط تامین منافع آمریکا کنار آمد. در سوریه، ثابت کرد که یک تروریست سابق می‌تواند یک شریک رسمی واشنگتن بسازد. در افغانستان، نشان داد هیچ پرنسیپی ندارد و حاضر است با گروهی بنیادگرا که مسئول ترورهای متعدد در سالهای طولانی بوده اند کنار بیاید و حتی دولت انتخابی دست نشانده سابق خودش را دور بزند. 

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱۰
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۵۱ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۶
24
11
ما امثال محمودیان نسرین ستوده ها داریم
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۵۱ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۶
5
26
منظور مقایسه بیخودیه ایران فرق داره
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۵۴ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۶
30
9
آدم از استراتژی ترامپ تعجب نمیکنه
از حماقت عده ای هم وطن تعجب میکنه
محبوب از تبریز
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۱۰ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۶
10
32
ما چرا کار را به این جا کشاندیدم که امریکا به خود اجازه دهد برای تععین کشور ما تصمیم بگیرد . اگر واقعیت را قبول کنیم در این رابطه مقصر خودما هستیم . بشار اسد چرا سر نگون شد . عملکرد بشار اسد باعت سر نگونی خودش شد تا عوامل خارجی . اگر ایشان در وهله اول به اعتراضات مردم خودش که خواهان این بیودند که در فقر و فلاکت به سر می برند ولی به جای پاسخگویی با کمک کشور های خارجی به سرکوب و کشتار روی اورد . شما اگر تاریخ را ورق بزنید متوجه خواهید شد تا حکومتهایی که سرنگون شدند عدم توجه به خواسته های مردم خودش بود . تاریخ مانند ایینه است و همه اتفاقات را به وضوح نشان می دهد . چرا بعد از رنسانس در هیچ کشور اروپای غربی حکومتهایشان نشده است ؟ چون در ان کشور های قانون حاکم است و حاکمام در قبال عملکردشان مسول هستند حتی اگر رئیس جمهور تخلفی بکند به دادگاه فراخوانده می شود . تا حالا کجا سراغ دارید که در ان کشور ها مردمشان توسط حکومت به خاک و خون کشیده شده باشد . در کشور چند دهه است که چندین اعتراض مسالمت امیز به خاطر گرانی و تورم و بیکاری و فقر و نبود عدالت در جامعه به خاک و خون کشیده شده است . و به خصوص از سال 88 مشروعیت نظام زیر سوال رفته است . اگر در سال 88 به درخواست اقایان موسوی و کروبی توجه می شد ان کشت و کشتار راه نمی افتاد چرا حاکمیت به انها اجازه نداد تا در تلویزیون صحبت کنند و دلیلشان را ارائه دهند . تا مردم هم متوجه شوند که ماجرا چیست . ولی اگر واقعیت را قبول کنیم حاکمیت زمین و زمان را بهم می بافد باید احمدی نژاد رئیس جمهور شود کل حاکمیت نهاد های انتصابی و نظامی از احمدی نژاد حمایت می کردند و به خواسته مردم کوچکترین اهمیت نمی دادند . در زمان روحانی بدون توجه به اوضاع زندگی بهم ریخته مردم یک شبه بنزین را گران کردید و در کشور به گیر و ببند و کشتار شروع شد و چندین نفر اعدام شدند . در 401 ماجرای حجاب را علم کردید و ان فاجعه خونین به بار امد ایا تا حالا با این رفتارتان نتیجه گرفتید ؟ حالا حاکمیت ارزو می کنند ای کاش حالا حجاب مانند حجاب مرحوم مهسا امینی می شد . به نظر من یک گروه قوی در حاکمیت نفوذ کرده است و خود حاکمیت هم می داند از اول شکل گیری این گروه در حاکمیت هفشان جز سزنگونی نظام نمی باشد . اگر شما به خواسته های مردم تن می دادید و مردم را به چند گروه تقسیم نمی کردید . مانند خودی و غیر خودی و بی بصیرت و کم بصیرت و انقلابی و ضد انقلاب کار به این جا ختم نمی شد و امریکا هیچ وقت به کشور حمله نمی کرد . اگر ما دست از نابودی اسرائیل بر می داشتیم الان کشور مان نابود نمی شد . از جنگ 12 روزه تا حالا کشور عملا تعطیل است . اگر قرار بر نابودی اسرئیل بود باید عربها پیشقدم می شدند نه ما . ما برای نابودی اسرئیل میلیارد خا دالا هزینه کردیم و همه اش دود شد رفت هوا . اگر قرار بود ما از تمام مستضعفین دنیا حمایت کنیم باید اول زندگی مردم خودمان را سر و سامان می دادیم نه سایر کشور ها را . چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است . در ماجرای دیماه مردم مگر غیر از خواسته صنفی خواسته دیگری داشتند که طبق اعتراف حاکمیت بیش از 3000 نفر به خاک و خون کشیده شد البته حاکمیت ادعا می کند این کار تروریستها بود . ولی افکار عمومی این گفته را قبول نمی کنند چون مردم می گویند این ها چه نوع تروریست هستند که هر وقت وارد میدان می شود به نفع حاکمیت تمام می شود . و سوالی که دهن مردم را درگیر کرده است شما با داشتن این همه نیروی اطلاعاتی و نظامی و لباس شخصی این تروریستها چطور و از کدام کشور وارد شده اند که شما متوجه نشدید . وقتی حاکمیت اخبار درست را در اختیار مردم نمی گذارد و تمام اخبار صدا و سیما دروغ است و روزنامه ها هم از ترس نمی توانند واقعیت را بنویسند مردم اخبار درست را از کجا پی گیری کنند . پس شما با دروغ گفتن مردم را مجبور می کنید به رسانه های خارجی روی بیاورند و فقط این را بلد هستید که فورا اینترنت را قطع کنید . ایا با قطع اینترنت مشکلات کشور حل شد ؟ متاسفانه مسولان ما سورنا را از طرف گشاد می زنند و بعد از 47 سال هنوز را اشتباه را ادامه می دهند . کارشناسان داخل کشور تا حالا صدها بار به حاکمیت در نحوه اداره کشور هشدار داده اند چرا توجه نکردید انها همین روزها را پیش بینی می کردند . کشوری که طبق گفته کارشناسان هفتمین کشور ثروتمند جهان هستیم و یک در صد جمعیت دنیا را داریم و فقیر ترین کشور دنیا هستیم . ایا وقتی مردم این را می دانند حق اعتراض ندارند ؟
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۷:۳۸ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۷
حجاب تحمیلی ،فقر تحمیلی ،مهاجرت تحمیلی جوانان و نخبگان به خاطر به کار گرفتن حلقه های همفکر و همسو در تمام ارگانها ،سرکوب و خفقان هر گونه اعتراضی نسبت دادنش به تروریست ها توسط سردمداران نطام همه دمل های چرکین است که متاسفانه حتی موقع سر باز کردنش هم دردش به مردم بی‌دفاع و بیگناه تحمل می‌شود
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۱۷ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۶
15
20
تحلیل درستی است. به طور کلی دولتهای استعماری هیچگاه از سیاستمداران آگاه و ملی در خاورمیانه حمایت نکرده اند، وضعیت امروز ایران نتیجه حذف شایستگان در ایران و میدان داری افراد ناآگاه و افراطی است. هر چند این افراد در ظاهر شعار غرب ستیزی داشته باشند. باید به نتیجه کار آنها نگاه کرد. خارج کردن سرمایه های معنوی و مادی کشور به جایی که علیه آن شعار می دهند ..تا تبدیل کردن ایران به زمین رقابت قدرتهای خارجی...
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۴:۳۶ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۲
ببخشید اشتباه منفی دادم
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۵۹ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۶
3
14
رضا پهلوی حداقل پنج سال است برای اینکار انتخاب شده
رضا پهلوی بدم نیست البته اگر ادعای پادشاهی نکند و همان نخست وزیر یا ریس جمهور بماند
بهرام
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۳۳ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۶
11
2
امروز، ۱۷ ماه رمضان، روز جنگ بدر است...
در جنگ بدر، تعداد مسلمانان يك سوّم كفّار و ساز و برگ نظامى آنان هم بسيار اندك بود. تازه مسلمانان، آمادگى روحى براى جنگ نداشتند. هنگامى كه جمعيّت كفّار و تجهيزات آنان را ديدند، وحشت‏زده و مضطرب شدند و به خدا پناه آوردند، پيامبر اكرم صلى‌اللَّه‌عليه‌و‌آله نيز دست به دعا برداشت و فرمود:
*«اللهم انجز لى ما وعدتنى، اللهم ان تهلك هذه العصابة لا تعبد فى الارض»
خدايا! آنچه را وعده داده ‏اى محقّق ‏ساز، خدايا! اگر اين گروه مسلمانان كشته شوند، پرستش تو از زمين برچيده مى‏ شود.*
و سرانجام مسلمانان، مشرکان را قلع و قمع کردند...
جمهوری اسلامی ایران، امّ‌القری است. جایی که به توحید و کرامت حقیقی انسان دعوت می‌کند و از این‌رو همه‌ی شیاطین در مقابلش صف بسته‌اند... ما هم می‌گوییم : «اللهم انجز لى ما وعدتنى، اللهم ان تهلك هذه العصابة لا تعبد فى الارض».
بازنده
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۵۴ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۶
3
8
یعنی همونها که این وضع گرانی و جنگ را در هفت سال گذشته بر سر ما آوردند اگر با آمریکا به توافق برسند دیگه ما مردم کلا تماما بدبخت شدیم و روزگارمان سیاه است.
نظرات شما