«برای سما»؛ روایت زیستن در سایه دیکتاتور و جنگ | در خاورمیانه خون، بهای آزادی است!

رویداد۲۴ | مازیار وکیلی- خاورمیانه قواعد خاص خودش را دارد و این را آمریکاییها بهتر از هر کسی میدانند. آمریکاییهایی که در باتلاق عراق و افغانستان گرفتار شدند و فهمیدند که سرنگونی یک دیکتاتور لزوماً به معنای استقرار و برقراری دموکراسی نیست. تجربه عراق و افغانستان به آمریکاییها _و تمام جهان نشان داد_ تلاش برای لیبرالیزه کردن مردم خاورمیانه، نتیجهای جز شکست ندارد. با عمل به همین شکست هم پیت هگست وزیر دفاع دونالد ترامپ و ونس معاون اول او بعد از حمله به ایران مدام این گزاره را تکرار میکنند که «هر اتفاقی در این جنگ بیاُفتد، آمریکا دیگر به دنبال ملت سازی در خاورمیانه نخواهد بود».
سوریه اما ماجرای دردناک دیگری است. سالها نبرد خونین مردم سوریه نه تنها به آزادی ختم نشد، بلکه جای دیکتاتور را یک بنیاد گرای تروریست گرفت. «برای سما» بیش از هر چیز، درباره زیستن در خاورمیانه است. زیستن در سایه دیکتاتور و جنگ. اما چرا سوریه به چنین وضعی دچار شد؟ وضعیتی که بهای آزادی (یا بهتر است بگوییم سراب رسیدن به آزادی) در آن چنان سخت و پرهزینه است؟ هزینهای به ارزش زندگی هزاران مرد و زنی که هر کدام مثل وعد و حمزه و سما آرزوهای زیادی داشتند.
حزب بعث حاکم مطلق در سوریه
بیشتر بخوانید:
چرا حکومت بشار اسد سرنگون شد؟ / ۱۶ نکته مهم درباره سقوط اسد
انتشار جزئیات جدید از زندگی لوکس بشار اسد در روسیه !
شاید زمانی که میشل عفلق، صلاح الدین بیطار و زکی ارسوز بر اساس اصول رنسانس، رستاخیز و پان عربیسم _اتحاد جهان عرب در قالب یک کشور واحد_ حزب بعث سوریه را پایه گذاری میکردند، فکرش را هم نمیکردند که این حزب چنین سرانجام شومی پیدا کند. حزبی که از سال ۱۹۶۳ حاکم مطلق کشور سوریه بود و بعد از فرار میشل عفلق به عراق شاخهای از آن هم در عراق تاسیس شد.
سال ۱۹۷۰ حافظ اسد با یک کودتا تبدیل شد به قدرت مطلقه حزب بعث. حکومتی که برمبنای سرکوب نظامی و کیش شخصیت شکل گرفته بود. اسد بلافاصله بعد از کودتا یک ارتش شخصی ۲۵ هزار نفری بنام گارد ریاست جمهوری ایجاد کرد، تا در صورت یک کودتای احتمالی از او و خانوادهاش محافظت کنند. طبق قوانینی که حافظ اسد وضع کرد مجلس خلق سوریه و دولت در انحصار حزب بعث قرار گرفت و رئیس جمهور حق وتوی تمام مصوبات مجلس، کابینه و حتی قوه قضائیه را داشت.
در کنار این دیکتاتوری مطلقه حافظ اسد، یک فرقه شکل گرفت ک بعدها توسط پسرش بشار هم ادامه یافت. تمام مکانهای عمومی بنام حافظ اسد و خانوادهاش بودند. به دانش آموزان سرودن اشعار متملقانه را آموزش میدادند و معلمان مجبور بودند کلاسها را با سرود «رهبر جاودانه ما، حافظ اسد» آغاز کنند. در کندهکاریها و نقاشیها او را در کنار پیامبر اسلام نمایش میدادند. این شکل از حکومت سالها جواب داد؛ تا این که بهار عربی از راه رسید.
بهار عربی آغازی بر پایان بشار اسد و حزب بعث
«برای سما» در دل نبرد حلب اتفاق میاُفتد. نبردی که در پی وقوع بهار عربی در سوریه به وقوع پیوست و بخشی از جنگ داخلی این کشور میان حکومت سوریه و اپوزوسیون نه چندان منسجم این کشور بود. اعتراضات در سطح ملی از تاریخ ۱۵ مارس ۲۰۱۱ شروع شد و در ۱۲ اوت به حلب رسید. جایی که دو نفر از معترضین، به ضرب گلوله کشته شدند.
اعتراضات از تاریخ ۲۲ ژوئیه به اوج خود رسید و واکنش بشار اسد به این اعتراضات بمباران سنگین هوایی و زمینی بود. اتفاقاتی که در نهایت با پیروزی بشار اسد و متحدان او در سوریه به پایان رسید. اما هیمنه حکومت بشارفروریخته بود. حکومتی که به ضرب و زور ایران و روسیه بر سر پا مانده بود، به ناگهان و ظرف چهل و هشت ساعت در ۸ دسامبر ۲۰۲۴ فروریخت.
«برای سما» درباره دختری ۱۸ ساله بنام وعد الخطیب است. روایت مستند، روان و جذاب، پنج سال مبارزه علیه اسد در شهر حلب سوریه را نشان میدهد. دختری که در آغاز داستان ۱۸ ساله است، عاشق میشود، ازدواج میکند و دختری به نام «سما» به دنیا میآید و تمام این حوادث همزمان است با یک نبرد طولانی در حلب، ویران شهری که روزگاری ییلاق دمشق بود. وعد و همسرش دکتر حمزه میکوشند تا جایی که امکان دارد در حلب بمانند و شهر را زنده نگه دارند. مستند «برای سما» از بهترین مستندهای سال ۲۰۱۹ شد. این مستند در جشنواره بفتا (ملقب به اسکار انگلیسی) نامزد چهار جایزه شد و جایزه چشم طلایی جشنواره کن را کسب کرد و در دسامبر ۲۰۱۹ در مراسم جوایز ایندیپندنت اسپریت بریتانیا جوایز بهترین فیلم مستقل، بهترین مستند، بهترین کارگردانی و تدوین را کسب نمود و توانست نامزد بهترین جایزه مستند در نود و دومین مراسم اُسکار شود.
در خاورمیانه عاقبت امور خیر نیست
«برای سما» فیلم درخشانی است. وعد الخطیب با یک دوربین فیلمبرداری ساده خانگی توانسته وقایعی بکر و دست اول از تلاش خستگی ناپذیر مردم سوریه برای رهایی از زیر یوغ دیکتاتوری بشار اسد ثبت کند. تصاویری که به خوبی با یک خط روایی مشخص به هم پیوند خوردهاند و تبدیل به مستند تاثیرگذار و تکان دهندهای شده که یک شمای کلی و پر از جزئیات از زیستن در خاورمیانه را پیش چشم تماشاگر میگذارد.
وعد در سراسر فیلم وقایع را برای دختر خردسالش روایت میکند. دختری که خیلی زود تبدیل میشود به نمادی از اُمید نسلهای آینده کودکان سوری برای این که طعم آزادی را بچشند. وعد الکاتب موفق میشود مفهوم وطن را برای تماشاگری که چیز زیادی از سوریه و مردمش نمیداند نمایش دهد. وطنی زخم خورده و رنجور که هرچقدر زندگی در آن سخت باشد، باز وطن است؛ درست مثل آن پسرک خردسال که سما در تراس با او حرف میزند و به گریه میاُفتد. وطنی که برای آن پسر خانه است و هیچ کس دوست ندارد خانهاش را هر چقدر ویران هم باشد ترک کند.
شاید تماشاگر به هنگام تماشای برای سما به این نتیجه برسد که این مستند در نهایت پایان خوشی داشته، چون بشار اسد سقوط کرده است. اما سوال اصلی این جا است که آیا سوریه واقعاً آزاد و تبدیل به کشوری امن برای سما و آن پسر خردسال شده است؟ اگر بخواهیم ذرهای انصاف داشته باشیم جواب این سوال منفی است و این همان تراژدی بزرگ خاورمیانه است.



مستند "برای سما" برای توجیه جنگ داخلی سوریه توسط غرب تولید و تبلیغ شد. حالا روزنامهنگاران قلم به مزد، دارند برای ایرانیان تبلیغش میکنند.
این مطلب چه ربطی به ایران دارد !!!
خوردن مال حرام شمارا به اینجا رسانده !!
خاک بر سر وزرات ارشادی که در این سایت اشوبگر فتنه گرو طرفدار سلطنت طلب را معلوم نمی کند !!!!!
و مانند نقطه ای کمرنگ فراموش میشود
شرم تان باد !
شرف خریدنی نیست !
البته برشرفی چیزی است که شما انرا برپیشانی تان تا قیامت حک کرده اید !
دراین اوضاع ،که کشور در حال جنگ است و مردم عزادارند ،کثافت های درونی تان را استفراغ می کنید !