ناسیونالیسم ناگهانی بابک زنجانی؛ نسخهپیچی یک متهم اقتصادی برای سیاست خارجی

رویداد۲۴| بابک زنجانی، چهرهای که نامش با بزرگترین پروندههای فساد اقتصادی دهه نود گره خورده، این روزها با ادبیاتی متفاوت در فضای مجازی ظاهر شده است. او در توییت اخیر خود با رویکردی که به نظر میرسد تلاشی برای بازسازی چهرهاش در قامت یک «ملیگرا» باشد، نوشته است: «یا برای همه یا برای هیچکس. هیچگاه در تاریخ ایران، چنین مقتدرانه از کشور دفاع نشده است. امروز ایران در برابر تجاوز بسیاری از کشورها مستقیم و غیرمستقیم ایستاده است. هر مرز زمینی از همسایگان که در این جنگ به روی ملت ایران بسته میشود، باید برای همیشه بسته بماند. ضربالمثل ایرانی میگوید: دیگی که برای این کشور و ملتش نجوشد، بگذار سرِ سگ در آن بجوشد.» این اظهارات جنجالی، از چند منظر قابل نقد و بررسی است که نشان میدهد چرا نباید فریب این دست ناسیونالیسمهای ناگهانی را خورد.
فرار رو به جلو با چاشنی وطنپرستی
زنجانی که سالها به عنوان نماد «دور زدن تحریمها» و البته حواشی مالی ناشی از آن شناخته میشد، حالا در نقش یک استراتژیست نظامی و مدافع مرزها ظاهر شده است! عبارت «یا برای همه یا برای هیچکس» در ابتدای متن او، بیش از آنکه یک شعار وحدتآفرین باشد، بوی نوعی «باجخواهی سیاسی» میدهد. پرسش اینجاست: آیا منظور از «همه»، منافع شخصی و پروندههای باز قضایی است که حالا قرار است در سایه اقتدار ملی، به فراموشی سپرده شود؟
هزینه تراشی برای دستگاه دیپلماسی
در حالی که ایران در یکی از پیچیدهترین دورههای روابط منطقهای خود به سر میبرد، نسخه پیچیدن برای «بستن همیشگی مرزها» با همسایگان، چیزی جز تندروی هزینهزا نیست. اتخاذ چنین مواضع شاذی از سوی چهرههای غیرمسئول، نه تنها کمکی به اقتدار ملی نمیکند، بلکه میتواند در فضای بینالمللی به عنوان سیگنالهای تنشزا تعبیر شود. سیاست خارجی، عرصه عقلانیت و مذاکره است، نه میدان ضربالمثلهای تند و احساسی.
دیگی که باید برای «مردم» بجوشد، نه «افراد خاص»
استفاده از ضربالمثل «دیگی که برای این کشور نجوشد...» توسط کسی که خود متهم به بهرهبرداریهای کلان از منابع همین کشور بوده، طنز تلخی است. اقتدار واقعی ایران، محصول ایستادگی مردمی است که در سختترین شرایط اقتصادی، نجیبانه ایستادند؛ نه کسانی که از تلاطمهای ارزی و نفتی به ثروتهای افسانهای رسیدند.
تلاش برای تطهیر یا کنشگری واقعی؟
به نظر میرسد این دست توییتها، بیش از آنکه دغدغهای برای «ملت» باشد، یک پروژه رسانهای برای تغییر جایگاه از «متهم اقتصادی» به «سرباز وطن» است. اما افکار عمومی به خوبی به یاد دارد که اقتدار ملی با شفافیت، پاسخگویی و بازگشت حقوق بیتالمال معنا پیدا میکند، نه با ادبیات حماسی در شبکههای اجتماعی.



این فرد که هوش سرشاری دارد وقتی اینگونه سخن میگوید یعنی اوضاع مملکت آشفته تر از آنست که ما فکر میکردیم مملکت دربست به دست رادیکال ها افتاده ، دیگر کاری از دست رئیس جمهور هم بر نمیآید وقتی یوسف میگوید کاش زودتر این دو سال باقیمانده هم سریعتر بگذرد یعنی پدرش و خانواده اش تحت فشار زیادی هستن
در تلویزیون مثل آب خوردن همه را تهدید میکنند نه یکبار بلکه چندین بار و آب از آب تکان نمیخورد
خدا به داد این مردم برسد زمانیکه جنگ تمام میشود