چرا اسرائیل لاریجانی را ترور کرد، اما به چهرههای تندرو اصولگرا کاری ندارد؛ لاریجانی «وسط» میساخت!

رویداد۲۴| روزنامه خراسان نوشت: امنیت ملی نه راست است و نه چپ و قراراست «همه» را دربربگیرد. ازهمین روست که جایی در «وسط» است؛ همانکه در فضای رادیکال امروزایران کمتربه آن توجه میشود. علی لاریجانی «وسطساز» بود و بهمثابه یک میانجی، مدام فضایی خلق میکرد برای آنکه طیفهای گوناگون جامعه را حول محورمفهومی به نام «ایران» متحد کند. به همین معنا اوعلاوه بر شخصیت سیاسی، کنشگری اجتماعی هم بود.
نه آنقدرمرعوب غرب بود که خودبسندگیواستقلال کشوررا به حاشیه ببرد و نه آنقدر متصلب بود که تکثر سلایق وافکارایرانیان را قربانی مقوله امنیت کند. در تحلیل وقایعی مثل جنگ۱۲روزه وجنگ رمضان هم بلد بود «واقعی» حرف بزند؛ جوری که مردم حس کنند شعارنمیدهد ودردشان را متوجه است وهم درعینحال میتوانست روایتی امیدوارانه دردل بحران برای مردمش خلق کند. توازنی بود میان شعوروشور، بین امنیت وآزادی.
لاریجانی «وسط» میساخت و به همین دلیل هدف حمله افراطیگریها قرار میگرفت؛ آخرینش هم، حمله رژیم افراطی ومطلقگرای صهیونیستی.
دشمنان ایران کمر بستهاند به حذف همین نقاط توازن چراکه میخواهند خشونت کورحکمفرما باشد. لاریجانی اساساً طرفِ جامعه بود وهدف دشمنان ایران نیزفروپاشی«جامعه»ایران است نه فقط حکومتِ آن. چهبسا که اگربنا برصرفِ براندازیِ سیاسی بود، بسیاری ازچهرههای تندروی نظام میتوانستند پیش ازاینها هدف ترورواقع شوند.
اما ازمنظرآمریکا واسرائیل،هرآنچه میتواند سبب همنشینیِ معترضان ونظام میشود باید حذف شود. هرنیروی سیاسی که میتواند دختران بیحجاب وحکمرانان را با یکدیگر آشتی دهد محکوم به نابودی است. هرسیاستمداری که هم استقلال میفهمد وهم آزادی نیز باید کنارگذاشته شود. راه لاریجانی اما میتواند بهمدد میانجیگریهای اجتماعی ادامه یابد. ایران نیازمند کنشگرانی است که بتوانند مثل او، ترجیحات و وابستگیهای جناحی و پیوندهای قبیلهای رها کنند تا راه برای هدفی بزرگتر باز شود؛ برقراری پیوند همگانِ جامعه با ایران.





- چهرههای تندرو اصولگرا هم سهم شما!!!
اتفاقا امان از دست وسط باز ها!!!!!!!!!
47 سال گذشت و وضع زندگیشون روز به روز بدتر شد.
نهایتا به این نتیجه رسیدن که هیچکدوم اینا جوابگو نیست و نمیتونه مشکلاتشون رو حل کنه.
برای همین این بار به خشونت رای دادن.
تنها چیزی که عواقب داره ولی همیشه کارسازه.
وسط فقط یه شعاره. طرف یا ریاکاره یا بی برنامه.
فاجعه دیماه ۱۴۰۴ در دوره مسئولیت ایشان در شعام رقم خورد.
به مفت خور
اما
اماآیا این درعمل وواقعیت هماینگونه هست،آیانتیجه کار کاملامنطبق برادعاها هست؟آیا همه واقعادرون چهارچوب هستن وبرخی را باتفسیرهای گوناگونبه خارج چهارچوب هل ندادن؟آیانگاه به داخل چهارچوب واقعا نگاهی اجمالی وبدون تمرکز و تمایز بین آنهابوده؟آیا قسمتهایی ازداخل اون ارجح تر نبوده؟وآیا اقدامات وتصمیمات و اعمال اونها واقعا منطبق بااصل وجودی وکارکردی این چهارچوب بوده که باید منافع همه یکسان وبرابر پیگیری وتامین بشه ونبایدچیزی بجز یک همه ویک کل وجودنداشته باشه؟وآیااین منافع واقعا منافع بودن یا فقط بناممنافع ازاونها یادشده ودرعمل ازبین بردن منافع یادراینجاهمون امنیت ملی وامنیت همه وکل بوده؟این امنیت ملی درعمل ودرواقعیت کدوم نتیجه ودستاورد ملموس رابرای همه تامینکرده؟واصولاآیااین همه یا بخش قابل توجهی ازینهمه وکل یاهمون ملی وملت این تامین کننده امنیت را موجه میدونن وبرای خودموثروکارآمدمیدونن یابرعکس؟وآیا این کل وهمه حقی برای ابراز عدم تامین امنیت ومنافع دارن ویاتحت هرشرایط فقط بایدتمکین کنن؟وآیا واقعا چیزی فراتراز این امنیت ملی ومنافع اونها وجودنداره؟آیاچیزیکه ماشاهدبوده ایمواقعا تامینامنیت ومنافع ملی وملت بوده باتامینمنافع وامنیتی که تامینکنندگان برای ملت وملی میخوان ودرنظردارن؟مثل اینکه:مافکرمیکنیم یاماتایینمیکنیم اینها بعنوان امنیت ملی ومنافع ملی قرارداده بشن وبایدهمینها حفظ وتامین بشن چون ماخواستیم وچون ماخواستیم پس همه همینا خواستن وهرچیزی بجزاین خلاف منافع وامنیت ملی هست
.
اگر گفتید کدام جناح و گروه های داخلی و حکومتی ، چنین گرایش و هدفی را دارند ؟
حالتون از خودتون به عنوان رسانه بهم نمی خوره؟
.جان من این وازه هارو از کجاتون در میارید؟؟
دوستان
یاران
انقلابی نماهای دو آتشه آتش به اختیار
ماموران
و طرفداران پنهانش در ایران
کاری ندارد
فوری شهرهای استان مازندران و گیلان و گلستان را تخلیه کنید
بزودی به شهرهای گرگان و نوشهر و رامسر و نور و چالوس و بابل و آمل و قائمشهر و بندر انزلی و چند شهر دیگر حملاتی بسیار شدید صورت می گیرد
جان خود و فرزندانتان را نجات دهید در غیر اینصورت مرگ شما و فرزندانتان حتمی است