تاریخ انتشار: ۰۰:۰۴ - ۱۹ فروردين ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

رضا پهلوی، نتانیاهو و توهم قدرت؛ چگونه ترامپ آتش به جان ایران انداخت؟ | گزارش تکان‌دهنده نیویورک‌تایمز از پشت پرده تصمیم به حمله

تصمیم رئیس‌جمهور ترامپ برای صدور مجوز همراهی با اسرائیل در حمله به ایران، تحت تأثیر ارائه‌ای از سوی نتانیاهو در ماه فوریه بود که به سلسله‌ای از بحث‌ها در کاخ سفید طی روز‌ها و هفته‌های بعد انجامید. نیویورک تایمز در گزارشی جزییات تکان دهنده چگونگی ورود آمریکا به جنگ با ایران را شرح داده است.

جلسه نتانیاهو و ترامپ در اتاق وضعیت

رویداد۲۴ | لیلا فرهادی- نیویورک تایمز گزارشی طولانی به قلم جاناتان سوان و مگی هبرمن، دو خبرنگار تخصصی کاخ سفید این رسانه درباره چگونگی ورود آمریکا به جنگ با ایران منتشر کرده است. این روایت از چگونگی کشاندن آمریکا به جنگ، برگرفته از گزارش‌هایی است که است که این دو خبرنگار برای کتابی در دست انتشار با عنوان «تغییر رژیم: درون ریاست‌جمهوری امپریالیستی دونالد ترامپ» جمع آوری کرده‌اند. این روایت چگونگی مباحثات درون دولت، غرایز رئیس‌جمهور، شکاف‌های حلقه نزدیک او و شیوه اداره کاخ سفید را آشکار می‌کند. نیویورک تایمز مدعی است که این گزارش بر پایه مصاحبه‌های گسترده‌ای است که به شرط ناشناس ماندن انجام شده‌اند.

رویداد ۲۴ سعی کرده مهمترین بخش‌های این گزارش طولانی را برای مخاطب خود ترجمه و توضیح دهد.

جلسه حیاتی روز ۱۱ فوریه در کاخ سفید

گزارش با ورود خودروی شاسی‌بلند سیاه‌رنگ حامل نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو اندکی پیش از ساعت ۱۱ صبح روز ۱۱ فوریه به کاخ سفید آغاز می‌شود. رهبر اسرائیل که ماه‌ها برای جلب موافقت ایالات متحده برای یک حمله گسترده به ایران تلاش کرده بود، با حداقل تشریفات و دور از دید خبرنگاران به داخل هدایت شد و برای یکی از حساس‌ترین لحظات در کارنامه طولانی خود آماده بود.

مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی ابتدا در اتاق کابینه، در مجاورت دفتر بیضی شکل، گرد هم آمدند. سپس آقای نتانیاهو برای رویداد اصلی به طبقه پایین رفت: ارائه‌ای بسیار محرمانه درباره ایران برای رئیس‌جمهور ترامپ و تیمش در اتاق وضعیت کاخ سفید؛ مکانی که به‌ندرت برای دیدار حضوری با رهبران خارجی استفاده می‌شود.

آقای ترامپ نشست، اما نه در جایگاه معمول خود در رأس میز کنفرانس چوبی اتاق، بلکه در یک سمت و رو‌به‌روی نمایشگر‌های بزرگ نصب‌شده روی دیوار. نتانیاهو در سوی دیگر، درست روبه‌روی رئیس‌جمهور نشست.

روی صفحه پشت سر نخست‌وزیر، دیوید بارنئا، رئیس موساد، سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل، به همراه مقام‌های نظامی اسرائیلی دیده می‌شدند.

نیویورک تایمز میگوید این چیدمان، تصویری از یک رهبر در زمان جنگ است که با تیم خود احاطه شده! کنایه‌ای به رهبری جنگ توسط نتانیاهو!

سایر حاضران در این جلسه شامل سوزی وایلس، رئیس دفتر کاخ سفید، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه که هم‌زمان نقش مشاور امنیت ملی را نیز داشته، پیت هگست، وزیر دفاع، و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، جان رتکلیف، رئیس سیا، جرد کوشنر، داماد رئیس‌جمهور، و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ که با ایرانی‌ها مذاکره می‌کرد.

این نشست عمداً کوچک نگه داشته شده بود تا از درز اطلاعات جلوگیری شود. سایر وزرای ارشد کابینه از برگزاری آن بی‌خبر بودند. معاون رئیس‌جمهور نیز غایب بود. جی‌دی ونس در آذربایجان بود و جلسه آن‌قدر ناگهانی برنامه‌ریزی شده بود که نتوانست به‌موقع بازگردد.

اظهاراتی که آقای نتانیاهو در طول یک ساعت بعدی ارائه داد، نقشی کلیدی در قرار دادن ایالات متحده و اسرائیل در مسیر یک درگیری مسلحانه بزرگ در یکی از بی‌ثبات‌ترین مناطق جهان داشت. این ارائه به مجموعه‌ای از بحث‌ها در کاخ سفید طی روز‌ها و هفته‌های بعد منجر شد—جزئیاتی که پیش‌تر گزارش نشده بودند—و در آنها ترامپ پیش از صدور مجوز برای پیوستن به حمله علیه ایران، گزینه‌ها و ریسک‌ها را سنجید.

این گزارش نشان می‌دهد که دیدگاه تندروانه ترامپ تا چه اندازه با دیدگاه نتانیاهو همسو بوده است—بیش از آنچه حتی برخی مشاوران کلیدی رئیس‌جمهور تصور می‌کردند. نزدیکی این دو، که در هر دو دولت ترامپ ادامه داشته، همواره موضوع انتقاد و تردید در میان جناح‌های مختلف سیاسی آمریکا بوده است؛ و نشان می‌دهد که در نهایت، حتی اعضای محتاط‌تر کابینه جنگ ترامپ، در برابر غرایز رئیس‌جمهور عقب‌نشینی کردند، و مقهور اعتماد به نفس بالای او به اینکه جنگ سریع و قاطع خواهد بود، شدند. جالب اینجاست که نیویورک تایمز گفته همه اعضای کابینه به جز ونس، در نهایت طرح حمله را قبول کرده‌اند، اما معاون رئیس جمهور بیش از همه مخالف جنگ تمام‌عیار بوده است.

چگونه رضا پهلوی زمینه حمله به ایران را فراهم کرد؟


بیشتر بخوانید:

عمو ترامپ دیگر متشکر نیستیم! | چرا اینترنشنال و منوتو از «دست‌بوسی بی بی و ترامپ» به تئوری «دایی جان ناپلئونی» پناه بردند؟

سخنرانی در واشنگتن، هزینه در تهران| چگونه فرزند آخرین شاه ایران مهاجران ایرانی را به «مبارز» و «بمب گذار» تقسیم بندی کرد


در اتاق وضعیت در ۱۱ فوریه، نتانیاهو به‌شدت تلاش کرد تا ترامپ را متقاعد کند و مدعی شد که ایران آماده تغییر رژیم است و یک عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل می‌تواند به پایان جمهوری اسلامی منجر شود.

در بخشی از این جلسه، اسرائیلی‌ها ویدیوی کوتاهی برای ترامپ پخش کردند که شامل مجموعه‌ای از رهبران بالقوه جدید بود که می‌توانستند در صورت سقوط حکومت جایگزین شوند. در میان آنها، رضا پهلوی، فرزند تبعیدی آخرین شاه ایران، دیده می‌شد.

نتانیاهو و تیمش شرایطی را ترسیم کردند که به‌گفته آنها نشان‌دهنده پیروزی تقریباً قطعی بود: برنامه موشک‌های بالستیک ایران می‌تواند در عرض چند هفته نابود شود. حکومت آن‌قدر تضعیف خواهد شد که نتواند تنگه هرمز را ببندد و احتمال حمله ایران به منافع آمریکا در کشور‌های همسایه حداقلی خواهد بود.

وعده موساد به ترامپ: با کمک‌های اسرائیل به معترضان، اعتراضات خیابانی در ایران آغاز می‌شود


بیشتر بخوانید: ببینید| ترامپ: ما مقداری سلاح برای مردم ایران فرستادیم، اما گروهی آن را برای خود برداشتند


نیویورک تایمز نوشته اسرائیلی‌ها به ترامپ گفته‌اند که اطلاعات موساد نشان می‌داد که اعتراضات خیابانی در ایران با کمک موساد به شورشیان، از سر گرفته خواهد شد و یک کارزار بمباران شدید می‌تواند شرایط را برای سرنگونی حکومت فراهم کند.

اسرائیلی‌ها همچنین احتمال ورود نیرو‌های کرد ایرانی از عراق برای باز کردن یک جبهه زمینی در شمال‌غرب کشور را مطرح کردند.

نتانیاهو ارائه خود را با لحنی مطمئن بیان کرد و به نظر می‌رسید سخنانش برای مهم‌ترین فرد حاضر در اتاق—رئیس‌جمهور آمریکا—قانع‌کننده باشد.

ترامپ به نخست‌وزیر گفت: «به نظر من خوب می‌آید.»

برای نتانیاهو، این جمله نشانه‌ای از چراغ سبز احتمالی برای یک عملیات مشترک بود.

تنها نتانیاهو نبود که از این نشست با این برداشت خارج شد که آقای ترامپ تقریباً تصمیم خود را گرفته است. مشاوران رئیس‌جمهور نیز می‌دیدند که او به‌شدت تحت تأثیر وعده‌هایی قرار گرفته که دستگاه‌های نظامی و اطلاعاتی اسرائیل ارائه می‌دادند؛ همان‌گونه که پیش‌تر نیز در گفت‌و‌گو‌های میان این دو پیش از جنگ ۱۲روزه با ایران در ماه ژوئن چنین شده بود.

در همان دیدار ۱۱ فوریه در کاخ سفید، آقای نتانیاهو تلاش کرده بود توجه حاضران در اتاق کابینه را به تهدیدی که از سوی رهبر ایران، آیت‌الله علی خامنه‌ای، مطرح می‌شود، جلب کند.

وقتی دیگران در اتاق درباره ریسک‌های احتمالی عملیات از نخست‌وزیر پرسیدند، او این خطرات را پذیرفت، اما یک نکته اصلی را مطرح کرد: از نظر او، خطر اقدام نکردن بیشتر از خطر اقدام کردن است. او استدلال کرد که هزینه اقدام تنها در صورت تأخیر بیشتر خواهد شد، چرا که ایران زمان بیشتری برای تسریع تولید موشک‌های خود و ایجاد سپر حفاظتی برای برنامه هسته‌ای‌اش به دست می‌آورد.

همه حاضران در اتاق می‌دانستند که ایران توانایی دارد ذخایر موشکی و پهپادی خود را با هزینه‌ای بسیار کمتر و با سرعتی بسیار بیشتر از آنچه ایالات متحده می‌تواند سامانه‌های رهگیر گران‌قیمت تولید و تأمین کند، افزایش دهد.

ارائه‌های آقای نتانیاهو—و واکنش مثبت آقای ترامپ به آنها—وظیفه‌ای فوری برای جامعه اطلاعاتی آمریکا ایجاد کرد. در طول شب، تحلیلگران مشغول ارزیابی امکان‌پذیری آنچه تیم اسرائیلی به رئیس‌جمهور گفته بود شدند.

واکنش نهاد‌های اطلاعاتی امریکا به طرح تغییر رژیم در ایران: «مضحک»


بیشتر بخوانید:

در جلسه محرمانه کنگره درباره حمله آمریکا به ایران چه گذشت؟ | شکاف عجیب بر سر ادعای نابودی برنامه هسته‌ای ایران

حمله بعدی اسرائیل به ایران با هدف رژیم چنج! | ایران سوریه می شود؟


نتایج تحلیل اطلاعاتی آمریکا روز بعد، ۱۲ فوریه، در جلسه‌ای دیگر در اتاق وضعیت—این‌بار فقط برای مقام‌های آمریکایی—ارائه شد. پیش از ورود ترامپ، دو مقام ارشد اطلاعاتی اعضای حلقه نزدیک او را توجیه کردند.

این مقام‌ها تخصص عمیقی در توانایی‌های نظامی آمریکا داشتند و نظام ایران و بازیگران آن را به‌خوبی می‌شناختند. آنها ارائه نتانیاهو را به چهار بخش تقسیم کردند: اول، حذف رهبری. دوم، تضعیف توان ایران برای اعمال قدرت و تهدید همسایگان. سوم، یک قیام مردمی در داخل ایران؛ و چهارم، تغییر رژیم با روی کار آمدن یک رهبر سکولار.

مقام‌های آمریکایی ارزیابی کردند که دو هدف اول با توان اطلاعاتی و نظامی آمریکا قابل دستیابی است. اما بخش سوم و چهارم طرح نتانیاهو—از جمله احتمال حمله زمینی نیرو‌های کرد—از واقعیت فاصله دارد.

وقتی آقای ترامپ به جلسه پیوست، جان رتکلیف او را در جریان این ارزیابی قرار داد. رئیس سیا برای توصیف سناریو‌های تغییر رژیم نخست‌وزیر اسرائیل از یک کلمه استفاده کرد: «مضحک».

در این لحظه، آقای روبیو وارد بحث شد و گفت: «به بیان دیگر، مزخرف است.»

رتکلیف افزود که با توجه به غیرقابل‌پیش‌بینی بودن هر درگیری، تغییر رژیم ممکن است رخ دهد، اما نباید به‌عنوان هدفی قابل دستیابی در نظر گرفته شود.

چند نفر دیگر نیز وارد بحث شدند، از جمله آقای ونس که تازه از آذربایجان بازگشته بود و نسبت به احتمال تغییر رژیم ابراز تردید جدی کرد.

رئیس‌جمهور سپس رو به ژنرال کین کرد و گفت: «ژنرال، نظر شما چیست؟»

ژنرال کین پاسخ داد: «آقا، این در تجربه من رویه معمول اسرائیلی‌هاست. آنها بیش‌ازحد بزرگ‌نمایی می‌کنند و طرح‌هایشان همیشه به‌خوبی کارشده نیست. آنها می‌دانند به ما نیاز دارند، و به همین دلیل به‌شدت در حال متقاعد کردن ما هستند.»

ترامپ: تغییر رژیم مشکل خودشان است!


بیشتر بخوانید:

ردپای ترامپ در فراخوان شتابزده پهلوی | رقابت خطرناک برای تصرف خیابان در چهارشنبه‌سوری

پروژه تجزیه رسما کلید خورد | ماجرای تماس ترامپ با رهبران کرد چیست؟


ترامپ به‌سرعت این ارزیابی را سنجید. او گفت تغییر رژیم «مشکل آنها» خواهد بود. مشخص نبود منظورش اسرائیلی‌هاست یا مردم ایران. اما نکته اصلی این بود که تصمیم او برای ورود به جنگ علیه ایران به تحقق بخش‌های سوم و چهارم طرح نتانیاهو وابسته نخواهد بود.

ترامپ همچنان به تحقق بخش‌های اول و دوم علاقه‌مند بود: حذف رهبر ایران و مقامات ارشد و از بین بردن توان نظامی کشور.

ژنرال کین وفادار سیاسی نبود و نگرانی‌های جدی درباره جنگ با ایران داشت، اما در بیان دیدگاه‌هایش بسیار محتاط بود.

در روز‌های بعد، او ارزیابی نگران‌کننده‌ای ارائه داد: یک کارزار بزرگ علیه ایران به‌شدت ذخایر تسلیحاتی آمریکا، به‌ویژه موشک‌های رهگیر، را کاهش خواهد داد—ذخایری که پیش‌تر نیز به‌دلیل حمایت از اوکراین و اسرائیل تحت فشار قرار گرفته بودند. او مسیر روشنی برای جایگزینی سریع این ذخایر نمی‌دید.

خیال خام ترامپ درباره تنگه هرمز؛ ایران قبل از بستن تنگه تسلیم می‌شود!

رئیس‌جمهور به نظر می‌رسید تصور می‌کند این جنگ بسیار سریع خواهد بود—برداشتی که با واکنش نه‌چندان شدید به بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران توسط آمریکا در ماه ژوئن تقویت شده بود.

نقش ژنرال کین در دوره منتهی به جنگ، نمونه‌ای کلاسیک از تنش میان مشاوره نظامی و تصمیم‌گیری ریاست‌جمهوری را نشان می‌داد. او آن‌قدر بر خودداری از اتخاذ موضع پافشاری می‌کرد—و مدام تکرار می‌کرد که وظیفه‌اش این نیست که به رئیس‌جمهور بگوید چه کاری انجام دهد، بلکه باید گزینه‌ها را همراه با ریسک‌های بالقوه و پیامد‌های درجه دوم و سوم ارائه کند—که برای برخی از حاضران چنین به نظر می‌رسید که او هم‌زمان از همه طرف‌های یک موضوع دفاع می‌کند.

او مرتب می‌پرسید: «بعدش چه می‌شود؟».

اما آقای ترامپ اغلب به نظر می‌رسید فقط آنچه را می‌خواهد بشنود، می‌شنود.

ژنرال کین تقریباً از هر نظر با رئیس پیشین این سمت، ژنرال مارک اِی. میلی، متفاوت بود؛ کسی که در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ به‌شدت با او بحث می‌کرد و نقش خود را در جلوگیری از اقدامات خطرناک یا بی‌پروای رئیس‌جمهور می‌دید.

یکی از افرادی که با تعاملات آنها آشنا بود، اشاره کرد که آقای ترامپ عادت داشت توصیه‌های تاکتیکی ژنرال کین را با مشاوره راهبردی اشتباه بگیرد. در عمل، این به آن معنا بود که ژنرال ممکن بود در یک جمله درباره دشواری‌های یک بخش از عملیات هشدار دهد، و در جمله بعدی اشاره کند که ایالات متحده عملاً ذخیره‌ای نامحدود از بمب‌های هدایت‌شونده ارزان‌قیمت دارد و می‌تواند پس از دستیابی به برتری هوایی، برای هفته‌ها ایران را هدف قرار دهد.

از نظر رئیس ستاد، اینها مشاهداتی جداگانه بودند. اما آقای ترامپ به نظر می‌رسید تصور می‌کند مورد دوم، مورد اول را خنثی می‌کند.

در هیچ‌یک از مراحل این مباحثات، رئیس ستاد مستقیماً به رئیس‌جمهور نگفت که جنگ با ایران ایده‌ای بسیار بد است—هرچند برخی از همکاران ژنرال کین معتقد بودند که دقیقاً همین نظر را دارد.

ترامپِ جنگ‌طلب | چرا ترامپ این قدر با ایران دشمن است؟


بیشتر بخوانید: واکنش وزارت خارجه آمریکا به تهدید کیهان برای ترور ترامپ


در میان تمام چالش‌های سیاست خارجی که آقای ترامپ در طول دو دوره ریاست‌جمهوری خود با آنها مواجه شده بود، ایران جایگاهی متفاوت داشت. او ایران را دشمنی منحصر‌به‌فرد و بسیار خطرناک می‌دانست و حاضر بود برای محدود کردن توانایی این حکومت در جنگ‌افروزی یا دستیابی به سلاح هسته‌ای، ریسک‌های بزرگی را بپذیرد.

علاوه بر این، پیشنهاد‌های آقای نتانیاهو با تمایل آقای ترامپ برای برچیدن حکومت دینی ایران هم‌راستا بود.

اکنون، او می‌توانست نخستین رئیس‌جمهور از زمان روی کار آمدن رهبری روحانیون در ۴۷ سال پیش باشد که تغییر رژیم در ایران را محقق می‌کند.

عاملی دیگر که معمولاً به‌صراحت بیان نمی‌شد، اما همواره در پس‌زمینه حضور داشت، این بود که ایران متهم شده بود در تلافی ترور ژانویه ۲۰۲۰ ژنرال قاسم سلیمانی، برای ترور آقای ترامپ برنامه‌ریزی کرده است.

با بازگشت به قدرت برای دوره دوم، اعتماد آقای ترامپ به توانایی‌های نظامی آمریکا حتی بیشتر شده بود. او به‌ویژه تحت تأثیر عملیات کماندویی چشمگیر برای دستگیری نیکولاس مادورو، رهبر ونزوئلا، از محل اقامتش در ۳ ژانویه قرار گرفته بود. در این عملیات هیچ آمریکایی کشته نشد و این موضوع برای رئیس‌جمهور نشانه‌ای دیگر از توانایی بی‌رقیب نیرو‌های آمریکا بود.

نظر کابینه ترامپ درباره جنگ با ایران چه بود؟

در داخل کابینه، آقای هگست بزرگ‌ترین حامی یک کارزار نظامی علیه ایران بود.

آقای روبیو به همکارانش گفته بود که موضعی بسیار دوگانه‌تر دارد. او معتقد نبود ایرانی‌ها با یک توافق مذاکره‌ای موافقت کنند، اما ترجیحش ادامه سیاست فشار حداکثری بود تا آغاز یک جنگ تمام‌عیار. با این حال، او تلاش نکرد ترامپ را از این عملیات منصرف کند و پس از آغاز جنگ، با قاطعیت از موضع دولت دفاع کرد.

خانم وایلس نگرانی‌هایی درباره پیامد‌های یک درگیری جدید در خارج از کشور داشت، اما معمولاً در جلسات بزرگ در موضوعات نظامی به‌طور جدی ورود نمی‌کرد؛ بلکه مشاوران را تشویق می‌کرد دیدگاه‌ها و نگرانی‌های خود را با رئیس‌جمهور مطرح کنند. او در بسیاری از مسائل دیگر نفوذ داشت، اما در اتاقی که ترامپ و ژنرال‌ها حضور داشتند، عقب می‌نشست. افراد نزدیک به او می‌گفتند که او این را وظیفه خود نمی‌دانست که نگرانی‌هایش را درباره تصمیمی نظامی در حضور دیگران با رئیس‌جمهور مطرح کند. همچنین باور داشت که تخصص افرادی مانند ژنرال کین، رتکلیف و روبیو برای رئیس‌جمهور اهمیت بیشتری دارد.

با این حال، خانم وایلس به همکارانش گفته بود که نگران کشیده شدن ایالات متحده به یک جنگ دیگر در خاورمیانه است. حمله به ایران می‌توانست باعث افزایش شدید قیمت بنزین در ماه‌های منتهی به انتخابات میان‌دوره‌ای شود—انتخاباتی که می‌توانست تعیین کند دو سال پایانی دوره دوم ترامپ، دوره‌ای از موفقیت خواهد بود یا با احضاریه‌های دموکرات‌های مجلس نمایندگان همراه خواهد شد. اما در نهایت، او نیز از عملیات حمایت کرد.

ونسِ بدبین

هیچ‌کس در حلقه نزدیک ترامپ بیش از معاون رئیس‌جمهور درباره احتمال جنگ با ایران نگران نبود یا بیشتر برای جلوگیری از آن تلاش نکرد.

جی دی ونس کارنامه سیاسی خود را بر مخالفت با همین نوع ماجراجویی‌های نظامی بنا کرده بود. او جنگ با ایران را «انحراف عظیم منابع» و «بسیار پرهزینه» توصیف کرده بود.

پیشنهاد یک حمله کوتاه و مختصر به جای یک جنگ تمام عیار | ونس نگران چه بود؟

با این حال، او در همه موارد مخالف جنگ نبود. در ماه ژانویه، زمانی که ترامپ به‌طور علنی به ایران هشدار داد کشتن معترضان را متوقف کند و وعده داد کمک در راه است، ونس در خفا رئیس‌جمهور را تشویق کرد که خط قرمز خود را اجرا کند. اما آنچه او پیشنهاد می‌داد، حمله‌ای محدود و تنبیهی بود—مشابه حمله موشکی ترامپ به سوریه در سال ۲۰۱۷.

او معتقد بود جنگی با هدف تغییر رژیم در ایران فاجعه‌بار خواهد بود. ترجیح او این بود که هیچ حمله‌ای صورت نگیرد. اما با توجه به احتمال مداخله ترامپ، تلاش کرد او را به سمت اقدام محدودتر هدایت کند. بعدتر، زمانی که به نظر می‌رسید رئیس‌جمهور بر یک کارزار گسترده مصمم شده، استدلال کرد که باید با نیرویی قاطع انجام شود تا اهداف سریع‌تر محقق شوند.

در حضور همکارانش، ونس به ترامپ هشدار داد که جنگ با ایران می‌تواند به هرج‌ومرج منطقه‌ای و تلفات گسترده منجر شود. همچنین ممکن است ائتلاف سیاسی ترامپ را از هم بپاشد و از سوی بسیاری از رأی‌دهندگانی که به وعده «عدم جنگ جدید» رأی داده بودند، به‌عنوان خیانت تلقی شود.

او نگرانی‌های دیگری نیز مطرح کرد. به‌عنوان معاون رئیس‌جمهور، از گستردگی مشکل کمبود مهمات آمریکا آگاه بود. جنگ با کشوری که اراده بالایی برای بقا دارد، می‌تواند آمریکا را برای سال‌ها در موقعیت ضعیف‌تری برای درگیری‌های دیگر قرار دهد.

او همچنین گفت هیچ میزان از تحلیل نظامی نمی‌تواند به‌طور دقیق پیش‌بینی کند که ایران در شرایط تهدید بقای حکومت چه واکنشی نشان خواهد داد. جنگ می‌تواند به‌راحتی به مسیر‌های غیرقابل‌پیش‌بینی کشیده شود. علاوه بر این، او معتقد بود احتمال ایجاد یک ایران باثبات پس از جنگ بسیار کم است.

فراتر از همه اینها، شاید بزرگ‌ترین ریسک این بود که ایران در تنگه هرمز برتری دارد. اگر این آبراه باریک که حجم عظیمی از نفت و گاز از آن عبور می‌کند بسته شود، پیامد‌های داخلی شدیدی برای آمریکا خواهد داشت، از جمله افزایش قیمت بنزین.

مکالمه عجیب تاکر کارلسون و ترامپ

تاکر کارلسون، مفسر رسانه‌ای که به یکی از منتقدان برجسته مداخله تبدیل شده بود، طی سال گذشته چندین بار به دفتر بیضی رفت تا به ترامپ هشدار دهد که جنگ با ایران ریاست‌جمهوری او را نابود خواهد کرد.

چند هفته پیش از آغاز جنگ، ترامپ در تماس تلفنی تلاش کرد او را آرام کند: «می‌دانم نگرانش هستی، اما همه‌چیز درست می‌شود.»

کارلسون پرسید از کجا می‌دانی؟

ترامپ پاسخ داد: «چون همیشه همین‌طور است.»

ماجرای یک جلسه در بیت رهبری


بیشتر بخوانید:

ماجرای تماسی که خاورمیانه را ویران کرد | چگونه نتانیاهو برنامه حمله به ایران را جلو انداخت؟

اندیشیدن به امر محال | روایت سقوط سلطنت؛ سرطان، واشنگتنِ دوپاره، و اپوزیسیون منسجم


در روز‌های پایانی فوریه، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها درباره اطلاعات جدیدی بحث کردند که می‌توانست جدول زمانی آنها را به‌طور قابل‌توجهی تسریع کند. قرار بود رهبر ایران در فضایی باز و در روز روشن با دیگر مقامات ارشد دیدار کند—فرصتی کوتاه برای حمله‌ای هوایی به قلب رهبری ایران.

ترامپ یک فرصت دیگر به ایران داد تا به توافقی برسد که مسیر دستیابی به سلاح هسته‌ای را مسدود کند. این دیپلماسی همچنین به آمریکا زمان بیشتری داد تا تجهیزات نظامی را به خاورمیانه منتقل کند.

چندین مشاور گفتند رئیس‌جمهور عملاً هفته‌ها پیش تصمیم خود را گرفته بود، اما هنوز زمان دقیق آن را تعیین نکرده بود. اکنون نتانیاهو او را به اقدام سریع‌تر ترغیب می‌کرد.

در همان هفته، کوشنر و ویتکاف از ژنو تماس گرفتند. آنها طی سه دور مذاکره در عمان و سوئیس، آمادگی ایران برای توافق را سنجیده بودند.

در مقطعی، آنها به ایران پیشنهاد دادند که برای کل عمر برنامه هسته‌ای‌اش سوخت رایگان دریافت کند—آزمایشی برای اینکه مشخص شود اصرار تهران بر غنی‌سازی واقعاً برای انرژی صلح‌آمیز است یا حفظ توان ساخت بمب.

ایران این پیشنهاد را رد کرد و آن را توهین به شأن خود دانست.

کوشنر و ویتکاف به ترامپ گفتند که احتمالاً می‌توان به توافقی رسید، اما ماه‌ها زمان خواهد برد. کوشنر گفت اگر رئیس‌جمهور می‌خواهد بداند آیا آنها می‌توانند مشکل را حل کنند، باید بداند رسیدن به این هدف بسیار دشوار است، چون ایرانی‌ها در حال وقت‌کشی هستند.

«فکر می‌کنم باید انجامش دهیم»

پنج‌شنبه ۲۶ فوریه، حدود ساعت ۵ عصر، جلسه نهایی در اتاق وضعیت آغاز شد. تا این زمان، مواضع همه مشخص بود.

ترامپ در جایگاه معمول خود در رأس میز نشست. به سمت راست او معاون رئیس‌جمهور، سپس وایلس، رتکلیف، مشاور حقوقی کاخ سفید دیوید وارینگتون و مدیر ارتباطات استیون چونگ نشسته بودند. در سمت مقابل، کارولین لیویت، ژنرال کین، هگست و روبیو قرار داشتند.

گروه برنامه‌ریزی جنگ آن‌قدر محدود بود که حتی برخی مقامات کلیدی نیز در آن حضور نداشتند.

ترامپ جلسه را با این سؤال آغاز کرد: «خب، چه داریم؟»

هگست و کین روند حملات را توضیح دادند. سپس ترامپ خواست نظر همه را بشنود.

ونس گفت: «می‌دانی فکر می‌کنم این ایده بدی است، اما اگر می‌خواهی انجامش بدهی، حمایتت می‌کنم.»

وایلس گفت اگر احساس می‌کند برای امنیت ملی لازم است، باید اقدام کند.

رتکلیف نظر مشخصی نداد، اما به اطلاعات جدید اشاره کرد. او گفت اگر منظور از تغییر رژیم صرفاً حذف رهبر باشد، احتمالاً امکان‌پذیر است.

وقتی نوبت به آقای وارینگتون، مشاور حقوقی کاخ سفید رسید، او گفت که این گزینه از نظر حقوقی قابل قبول است، با توجه به نحوه‌ای که طرح توسط مقامات آمریکایی تدوین شده و به رئیس‌جمهور ارائه شده است. او نظر شخصی خود را بیان نکرد، اما زمانی که رئیس‌جمهور از او خواست نظرش را بگوید، اظهار کرد که به‌عنوان یک کهنه‌سرباز تفنگداران دریایی، یکی از نیرو‌های نظامی آمریکایی را می‌شناخته که سال‌ها پیش توسط ایران کشته شده بود. این موضوع برای او همچنان کاملاً شخصی و عمیق باقی مانده است. او به رئیس‌جمهور گفت که اگر اسرائیل قصد دارد در هر صورت پیش برود، ایالات متحده نیز باید همین کار را انجام دهد

چونگ پیامد‌های احتمالی در حوزه افکار عمومی و رسانه را تشریح کرد: آقای ترامپ با شعار مخالفت با جنگ‌های بیشتر به قدرت رسیده بود. مردم به درگیری در خارج از کشور رأی نداده بودند. این برنامه‌ها همچنین با تمام آنچه دولت پس از بمباران تأسیسات ایران در ماه ژوئن گفته بود، در تضاد بود. آنها چگونه می‌خواستند هشت ماه تأکید بر «نابودی کامل» تأسیسات هسته‌ای ایران را توجیه کنند؟ آقای چونگ نه پاسخ مثبت داد و نه منفی، اما گفت هر تصمیمی که رئیس‌جمهور بگیرد، تصمیم درستی خواهد بود.

لیویت به رئیس‌جمهور گفت که این تصمیم متعلق به اوست و تیم رسانه‌ای تا حد امکان آن را مدیریت خواهد کرد.

هگست موضعی محدود اتخاذ کرد: دیر یا زود باید با ایرانی‌ها برخورد شود، پس بهتر است همین حالا انجام شود. او ارزیابی‌های فنی ارائه داد و گفت می‌توانند این کارزار را در مدت زمانی مشخص و با سطح معینی از نیرو‌ها اجرا کنند.

ژنرال کین با نگاهی محتاطانه، ریسک‌ها و تأثیر این عملیات بر کاهش ذخایر مهمات را توضیح داد. او هیچ نظر مشخصی ارائه نکرد؛ موضع او این بود که اگر رئیس‌جمهور دستور بدهد، ارتش آن را اجرا خواهد کرد. هر دو مقام ارشد نظامی رئیس‌جمهور نیز نحوه پیشبرد این کارزار و توانایی ایالات متحده برای تضعیف ظرفیت‌های نظامی ایران را تشریح کردند.

وقتی نوبت به روبیو رسید، با شفافیت بیشتری صحبت کرد و به رئیس‌جمهور گفت: اگر هدف ما تغییر رژیم یا ایجاد قیام باشد، نباید این کار را انجام دهیم. اما اگر هدف نابودی برنامه موشکی ایران باشد، این هدفی است که می‌توان به آن دست یافت.

در نهایت تصمیم به غریزه رئیس‌جمهور واگذار شد

آنها دیده بودند که او تصمیم‌های جسورانه می‌گیرد، ریسک‌های غیرقابل تصور را می‌پذیرد و به‌نوعی موفق بیرون می‌آید. هیچ‌کس در این لحظه مانع او نشد.

ترامپ گفت: «فکر می‌کنم باید انجامش دهیم.»

او تأکید کرد که باید مانع دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای شد و توان موشکی آن محدود شود.

ژنرال کین گفت هنوز زمان دارد و می‌تواند تا فردا تصمیم بگیرد.

اما روز بعد، در هواپیمای ایر فورس وان، تنها ۲۲ دقیقه پیش از ضرب‌الاجل، ترامپ دستور داد:

«عملیات خشم حماسی تأیید شد. لغو وجود ندارد. موفق باشید.»

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما