نقد فیلم سینمایی مرثیه هیلبیلی | جی. دی. ونس؛ قهرمان واقعی یا محصول روایتسازی هالیوود؟

رویداد۲۴| مازیار وکیلی- مرثیه هیلبیلی نوشته جی. دی. ونس بیش از آن که شرح و حال زندگی سخت و دشوار او باشد گزارشی واقع گرایانه از شرایط زیست و فرهنگ بومی منطقه کوههای آپالاچی در شرق ایالات متحده آمریکا است. منطقهای که به زندگی کارگری، موسیقی بلوگرس و کانتری سبک قدیم و افسانههای قدیمی شناخته میشود. در فرهنگ آپالاچی خانواده و خویشاوندی قومی، خودکفایی، مهمان نوازی و ارتباط نزدیک با طبیعت بسیار مهم به شمار میآیند. منطقهای که به دلیل شرایط خاص جغرافیایی منزوی به حساب میآید و همین انزوا باعث شده بسیاری از فسنتهای فرهنگی مهاجران اسکاتلندی-ایرلندی خود را حفظ کند. کتاب ونس بیشتر یک تحلیل اجتماعی از وضعیت این منطقه و ساکنان آن است در حالی که فیلم هاوارد بیشتر بر روی وضعیت خانوادگی ونس تاکید میکند. این تفاوت جایی مهم میشود که بدانیم شرایط زندگی سخت ونس در زندگی بیشتر ناشی از شرایط سخت زیستن در چنین منطقهای ناشی میشود. هاوارد، اما خواسته یا ناخواسته نقش و تاثیر فرهنگ آپالاچی را کمرنگ و بر روی مسائل شخصی زندگی ونس تاکید میکند. هر چه هست هر دو منبع (فیلم و کتاب) تبدیل به منابع خوب و دسته اولی میشوند که به ما نشان دهند جی. دی. ونس معاون امروز دونالد ترامپ چگونه و تحت چه شرایطی توانست بر چالشهای خود غلبه و تبدیل به مهمترین چهره حزب جمهوری خواه شود. چهرهای که احتمالاً سرنوشت آینده این حزب را رقم خواهد زد.
خلاصه داستان فیلم سینمایی مرثیه هیلبیلی
داستان فیلم در مورد پسری است به نام جی دی که اکنون دانشجو یک دانشکده عالی حقوق است. او میخواهد در تابستان به عنوان کارآموزی به یک شرکت بزرگ و مهم برود و قرار مصاحبه دارد، در همین زمان خواهرش به او زنگ میزند و میگوید مادرشان (ایمی آدامز) اوردوز کرده و در بیمارستان است. او به سمت مادرش میرود تا به کارهای او رسیدگی کند و در همین مسیر رفتن و رسیدن و ... فلاش بکهایی داریم به گذشته که ببینیم مادرش چگونه کارش به اینجا کشید و جی دی چگونه به اینجا رسید.
بازیگران فیلم سینمایی مرثیه هیلبیلی
گلن کلوز متولد ۱۹ مارس سال ۱۹۴۷ در گرینویچ ایالات متحده آمریکا است. کلوز فعالیت رسمی خود را از سال ۱۹۷۴ و با حضور روی صحنه تئاتر آغاز کرد. در سال ۱۹۸۰ جرج روی هیل کارگردان مشهور آمریکایی او را روی صحنه تئاتر کشف و از او خواست برای بازی در فیلم سینمایی The World According to Garp برای بازی در کنار رابین ویلیامز تست بدهد. این فیلم تبدیل به اولین حضور کلوز در سینما و اولین کاندیداتوری او ا در اُسکار شد. دهه هشتاد میلادی را میتوان موفقترین دوران کاری و حرفهای گلن کلوز به حساب آورد جایی که با بازی در فیلمهایی مانند اندوه شدید، استعداد ذاتی، جذابیت مرگبار و روابط خطرناک درخشش خیره کنندهای داشت و چندین بار نامزد دریافت جایزه اُسکار شد، اما نتوانست آن را به دست بیاورد. کلوز از سال ۲۰۰۰ به بعد تمرکز خود را بر روی بازی در سریالهای تلویزیونی گذاشت که بازی در سریالهای شیلد و غرامت محصول همین دوران است. کلوز صاحب یک رکورد منحصربهفرد است او تاکنون هشت بار نامزد جایزه اُسکار شده، اما نتوانسته آن را به دست بیاورد.
بیشتر بخوانید: دروغهای شیرین هالیوود؛ سینما با سیاست چه میکند؟ | روایت جنگ، قدرت و فریب در ۵ فیلمی نباید از دست بدهید
ایمی آدامز به عنوان چهارمین فرزند خانواده در بیستم آگوست سال ۱۹۷۴ در شهر ویچنزا واقع در ایتالیا به دنیا آمد. در هنگام تولد وی، ریچارد به عنوان تعمیرکار به همراه ارتش آمریکا در کمپ نظامی کاسرما ادرله ویچنزا به سر میبرد و مادرش نیز پس از مدتی، کار بدنسازی نیمه حرفهای را در پیش گرفت. ایمی آدامز همزمان با تحصیل در دبیرستان داگلاس کانتی، با هدف تبدیل شدن به یک بالرین، در کلاسهای محلی ویژهی رقص شرکت کرد. ایمی پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان، در حالی که علاقهای به ورود به دانشگاه نداشت، رقص باله را نیز رها کرد چرا که احساس میکرد قادر به تحمل تمرینات طاقت فرسای بالرینها نیست. پس اینچنین شد که راه موسیقی و تئاتر را در پیش گرفت و به همین منظور، کاسل راک را ترک کرده و به مدت سه سال در کنار مادرش در آتلانتا زندگی کرد. آدامز فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۹۹۵ و با بازی در سریالهای تلویزیونی آغاز کرد. او در سال ۲۰۰۵ نخستین نقش مهم زندگیاش در فیلم Junebug را به دست آورد که برای کاندیدای بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد. آدامز تاکنون هفت بار کاندیدای اُسکار شده و دو جایزه گلدن گلاب هم به دست آورده است. اُستاد، کلاهبرداری آمریکایی، شک، مبارز و اگه میتونی من بگیر از فیلمهای مهم آدامز هستند.
نگاهی کلی به فیلم سینمایی مرثیه هیلبیلی
مرثیه هیلبیلی جز فیلمهای درخشان ران هاوارد نیست. او فیلمهای موفقی مانند ذهن زیبا و آپولو ۱۳ را کارگردانی کرده است. هاوارد در مرثیه هیلبیلی تلاش کرده تا از کتاب ونس یک داستان خانوادگی به سبک ملودرامهای آمریکایی بیرون بکشد در حالی که کتاب ونس بیشتر یک کتاب تحلیلی درباره فرهنگ آپالاچی است. این تفاوت دیدگاهها در نهایت باعث شده مرثیه هیلیبیلی یک اقتباس نصفه نیمه باشد که علی رغم صحنههای تاثیرگذار (مثل سکانس انفجار مادر در ماشین) تبدیل به یک فیلم کامل نشود. مرثیه هیلبیلی دو کاندیداتوری اُسکار به دست آورد، اما بعید است کسی از آن به عنوان اثری موفق از هاوارد نام ببرد. فیلم را بیشتر با نام کاراکتر اصلی آن یعنی جی. دی. ونس به یاد خواهند آورد. مردی که تمام دشواریها را پشت سر گذاشت تا تبدیل به مهمترین چهره سیاسی آمریکا شود. دست راست دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا و آینده احتمالی حزب جمهوری خواه.


