قالیباف، جلیلی و یک شکاف قدیمی؛ میثم مطیعی چه کسانی را تهدید به تودهنی کرد؟

رویداد۲۴- توییتهای با متن و مضمون مشترک از سوی سران قوا و سایر ارکان تصمیم گیرنده منتشر شده و همگی پیام «وحدت» میدهند، اما قضیه به همین سادگی نیست. نشانهها از شکلگیری یک شکاف جدی به قدری است که نمیتوان آن را نادیده گرفت؛ شکافی که از میز مذاکره تا تریبونهای خیابانی امتداد پیدا کرده و حالا با کنایههای صریح میثم مطیعی، علنیتر از قبل است.
همزمان با پیامهای رسمی و وحدتمحور شواهدی از یک اختلاف جدی در درون جریان موسوم به نیروهای انقلابی به چشم میخورد؛ اختلافی که محور آن، «مذاکره» و نحوه مواجهه با غرب است.
از اسلامآباد تا تهران؛ اختلافی که پنهان نماند
گلایههای محمدباقر قالیباف پس از دور نخست مذاکرات اسلامآباد، یکی از اولین نشانههای علنی این شکاف بود. او تصریح کرد که بیش از مذاکره با طرف خارجی، زمان صرفراضی کردن تیم خودی شده است؛ جملهای که بهوضوح از کارشکنیهای داخلی حکایت داشت. سخنی که اظهارات محمود نبویان را معنادارتر کرد. آنجا این نماینده مجلس و از اعضای تیم مذاکرهکننده، اساس مذاکره درباره پرونده هستهای را «خطای راهبردی» خواند و مدعی شد این روند باعث «جری شدن دشمن» شده است. این مواضع نشان میدهد بخشی از جریان اصولگرا اساساً با اصل مذاکره نیز زاویه دارد.
رادیکالها به میدان آمدند؟
در روزهای گذشته مواضع علی خضریان، نماینده مجلس و از نزدیکان جریان جلیلی نیز شکاف مورد اشاره را نمایان کرده است. او با ادعای مخالفت رهبری با مذاکره هستهای، عملاً مقابل تیم مذاکره کننده ایستاد به خصوص که پیش از او قالیباف در گفتوگوی تلویزیونی با مردم، سیگنال تمایل برای توافق را فرستاده و حتی از آیت الله مجتبی خامنهای به صراحت نام برده بود.
خضریان، اما با تأکید بر ناپایدار بودن آتشبس، از «احتمال قطعی جنگ» سخن گفته و حتی به کشورهای حاشیه خلیج فارس هشدار داده که در صورت همراهی با اقدامات علیه ایران، زیرساختهایشان میتواند «هدف مشروع» تلقی شود. او یک گام جلوتر نیز رفت و مدعی شد که تصمیم بر توقف هرگونه تبادل پیام با آمریکا گرفته شده است؛ موضعی که اگرچه از سوی مراجع رسمی تأیید نشده، اما بازتابدهنده رویکرد بخشی از جریان تندرو است.
کنایه از میدان ونک؛ مطیعی وارد شد
در چنین فضایی، سخنان میثم مطیعی در تجمع میدان ونک، بیش از یک موضعگیری ساده تلقی میشود. او بدون نام بردن مستقیم، به طیف رادیکال کنایه زد و گفت: «هر حرف ناقصی شنیدید تکرار نکنید، بزرگ شوید و بدانید الان انتخابات نیست و وسط جنگیم.»
مطیعی همچنین هشدار داد که هرکس به اسم انقلابیگری بخواهد اتحاد مردم را برهم بزند، «تودهنی خواهد خورد».
این جملات، از سوی بسیاری بهعنوان پاسخی مستقیم به همان جریانهایی تعبیر شد که با شعارهای تند علیه مذاکره، فضای داخلی را ملتهب میکنند.
علاوه بر مطیعی، کیهان نیز وارد میدان شده است. این روزنامه اصولگرا با ادبیاتی کمسابقه، به این ماجرا واکنش نشان داد و از حضور افرادی با «لباس انقلابیگری» در تجمعات شبانه سخن گفت که با شعارهای رادیکال، درباره مذاکره تنش ایجاد میکنند. کیهان حتی از مردم خواست در صورت مشاهده چنین رفتارهایی، با شعارهای وحدتبخش مانع اجرای «نقشههای شوم» شوند.
این موضعگیری، عملاً تأیید میکند که اختلاف نهتنها واقعی است، بلکه به سطح خیابان نیز کشیده شده است. در فضای مجازی نیز شاهد درگیریهایی از همین جنس هستیم. مثلا مسعود براتی نوشته «پایان دادن به مذاکرات اسلام آباد محور وحدت مسئولان ایرانی» و جلیل محبی، روحانی نزدیک به قالیباف با اشاره به توییت او، نوشته: «رهبر انقلاب از صاحب الزمان درخواست دعا برای مذاکره کنندگان میکند و مشاور آقای جلیلی حرف دیگری میزند».
آنچه امروز شاهدیم یک اختلاف تاکتیکی نیست؛ بلکه نشانهای از دو قرائت متفاوت در درون جریان حاکم است. یک قرائت که در شرایط فعلی، مذاکره را - اگرچه اگر محدود و مشروط - ابزاری برای مدیریت بحران میداند، و قرائتی دیگر که هرگونه گفتوگو را عقبنشینی تلقی کرده و بر تقابل حداکثری تأکید دارد. صدای قرائت اول از سوی قالیباف شنیده میشود که به عنوان چهره مورد وثوق حاکمیت در راس تیم مذاکره کننده قرار دارد و صدای قرائت دوم از سوی نزدیکان جلیلی شنیده میشود. همان رقیب دیرین قالیباف که این روزها فعال شده و در توییتر ضمن اعلام اطلاعت از رهبری، عکس خود با پزشکیان را هم منتشر کرده است. این تلاشها برای اعلام وحدت، اما در حالی دم خروس از میان سخنان همفکرانش بیرون زده، چندان باور پذیر نیست.



حکومتی که بجان کوچک و بزرگ رحم نمیکند اهمیتی به بیکاری و فقر نمیدهد.
در شرایطی که سیاستهای جهانی در نفوذ ایران است، صحبت از مذاکره، بی معنا، و ایران با قدرت برتر نظامی، بی نیاز از مذاکره، بدنبال تحولات منطقه ای و جهانی از راه تهدید و تحمیل و قدرت نمائی و قلدری است.
درحالی انسان را مسئول میدانند که، خلقتش با ویژگیها و نیازها و تواناییهای خاص و جبری، و شرایط تحمیلی زندگی، جایی برای سوال و تنبیه و تشویق نمیگذارد. فردی که ذاتا موذی و متجاوز و دزد و دروغگو ست، هرگز اصلاح نخواهد شد. افرادی در زندگی موفقند که منافق و ملون باشند و در کنترل و تغییر و تظاهر رفتار خود بموقع عمل کنند. کسانیکه خود را رسول میدانند، اگر ادعایشان صادق باشد، معلوم نیست با چه کسانی بعنوان رابط خدا ارتباط داشته اند، و واقعیت یا حقانیت مشکوک جبرئیل، مقدمه نفی خدایی است که در خیال، خالق و قادر و عادل و حاضر و ناظر است، و پیروزیها را لطف وی، و شکستها را ازمون الهی و یا مجازات دنیوی گناهان تفسیر میکنند. دین عمدتا مورد توجه دو گروه است، اول انها که در مشکلات پرشمار و عدیده به تکیه گاه مقتدر و بخشنده نیاز دارند، گروه دوم کسانیکه منافعشان در تقویت و گسترش دین است. بدون تردید اگر خمینی برای امرار معاش مجبور به بیل و کلنگ زنی میبود؛ هرگز توهم اسلام ناب، و بازی با سرنوشت مردم به سرش نمیزد.
برخی انتقاد از حکومت دینی را بدلیل نداشتن تخصص، مجاز نمیدانند درحالیکه تخصص ملاک پذیرش و اطاعت نیست بلکه عملکرد و اثار قابل قبول ان، معیار قضاوت است. در شرایطی که حکومت دینی روزگار مردم را تباه، و ظلم و جنایت را به اوج رسانده، حتی دراز گوشان هم شرط نقد دین را ضرورت داشتن تخصص نمی پذیرند.
ایران با تضعیف قوانین بین المللی و داخلی کشورها، و ایجاد بحران ناامنی و بی ثباتی، بدنبال نابودی تمدنهای مدرن، و تحقق اهداف شوم و مخرب اسلام طالبانی است.
یا اینور یا اونور تمام شود.
این جریان قرائت نیست ، جریانِ خائن به کشور و انقلاب است ، جریانی که همیشه سعی در ایجاد تنش ، سنگ اندازی ، مخالفت با پیشرفت و .... و الان هم با رفتارهایش سعی در هماهنگی با اسرائیل و ترغیب آمریکا به حمله است !!!
برایشان هیچ چیزی مهمتر از به دست گرفتن قدرت حتی به قیمت نابودی کشور و مردمش نیست .
همان هایی که در ۸ و ۹ دی ماه ۱۴۰۴ مردم بی دفاع و غیر مسلح را هم هدف قرار دادند تا آشوبی جدید در دولت و نظام بیاندازند .