پشت پرده شکاف در خاندانهای حاکم امارات | «اختلاف بر سر ایران» عامل جدایی شارجه از دوبی و ابوظبی

رویداد۲۴ | عرفان بیوکنژاد- امارات متحده عربی سالها به عنوان یکی از باثباتترین ساختارهای سیاسی جهان عرب شناخته میشد؛ فدراسیونی متشکل از هفت شیخنشین که زیر چتر اتحاد، میان قدرت سیاسی ابوظبی و نفوذ اقتصادی دبی توازن ایجاد کرده بود. اما جنگ ایران همه چیز را برای امارات تغییر داده است. این کشور دیگر آن پناهگاه امن سابق نیست و حالا نشانههایی از بروز اختلافات درونی میان برخی امیرنشینها دیده میشود؛ اختلافاتی که از سطح زمزمههای رسانهای فراتر رفته و حتی به پیامهای معنادار مقامهای ارشد این کشور در شبکههای اجتماعی نیز کشیده شده است.
ماجرا از یک توییت معنادار آغاز شد. شیخ محمد بن زاید، رئیس امارات در پیامی در شبکه اجتماعی «ایکس» از «مسئولیت یک امانت» حرف زد و گفت «هر مقام مسئولی که تنها به موفقیت شخصی خود بیندیشد یا برای موفقیت دیگران در کشور تلاش نکند، امانتدار واقعی نیست.»
او در خط بعدی لحن تندتری گرفت و گفت «خودمحوری در مدیریت امور عمومی»، خیانت است و مهمترین بخش اظهاراتش جایی بود که گفت «کشور تجزیهناپذیر نیست».
این اظهارات در شرایطی منتشر شد که برخی حسابهای رسانهای در فضای مجازی، بهویژه در مصر و عربستان، مدعی بروز اختلاف میان امارتهای ابوظبی و شارجه شده و از احتمال جدایی شارجه از ساختار امارات حرف می زدند.
امارات متحده عربی، کشوری متحد متشکل از هفت امیرنشین شامل ابوظبی، دبی، شارجه، عجمان، امالقوین، رأسالخیمه و فجیره است. این شیخنشینهای ساحلی پس از خروج بریتانیا از منطقه، در سال ۱۹۷۱ تصمیم به تشکیل یک فدراسیون گرفتند و به این ترتیب «امارات متحده عربی» شکل گرفت.
ساختار حکمرانی در امارات بر پایه شورای عالی اتحاد است؛ شورایی که از حاکمان هر هفت امارت تشکیل شده است. در این میان، حاکم ابوظبی بهعنوان رئیس امارات و حاکم دبی بهعنوان نخستوزیر ایفای نقش میکند.
بر اساس این ساختار، حاکمان هر امارت در محدوده داخلی خود دارای اختیارات گستردهای هستند، اما در مسائل فدرال از جمله سیاست خارجی و دفاع، با یکدیگر همکاری میکنند.
مساحت شارجه حدود ۳.۳ درصد از خاک امارات را تشکیل میدهد. زیرساختهای شهری و لجستیکی این امارت کاملاً با دبی و عجمان درهمتنیده است و هرگونه جدایی، به فروپاشی فوری اقتصادی منجر خواهد شد. این خبر زمانی مهمتر می شود که بدانید امارات سابقه اختلافات داخلی در دهههای نخست شکلگیری این کشور را دارد؛ از تلاش برای کودتا در سال ۱۹۷۲ تا بحران سیاسی داخلی در ۱۹۸۷.
شارجه هویت اسلامی محافظهکارانهتری نسبت به دبی و ابوظبی دارد؛ تا جایی که همچنان قوانین سختگیرانهای مانند ممنوعیت الکل هنوز در آن اجرا میشود. در مقابل، دبی و ابوظبی مسیر جهانیسازی و کاهش محدودیتهای اجتماعی را انتخاب کردهاند.
اهمیت این خبر زمانی بیشتر می شود که بدانید امارات در هفته جاری از اوپک خارج شده به این امید که بدون نیاز به تبعیت از ساختار سقف تولید این سازمان، تولید نفت خود را تا جای ممکن بالا ببرد. از سوی دیگر این کشور قصد دارد تنگه هرمز را با یک خط لوله به سمت فجیره دور بزند و به این ترتیب بدون نیاز به عبور از این تنگه، نفت خود را از دریای عمان خارج کند. اقدامی که می تواند سیاست دفاعی جدید ایران مبتنی بر بستن تنگه هرمز در جنگ با آمریکا را به شدت تضعیف کند. اما این نفت باید از شارجه بگذرد. در صورت جدایی شارجه از امارات، خط لوله فجیره نیز با چالش روبه رو خواهد.

خط لوله فجیره برای دور زدن تنگه هرمز
سوال اینجاست که چه چیزی باعث بروز اختلاف میان این امیرنشینها شده؟ آیا واقعا احتمال جدایی شارجه از امارات را باید جدی گرفت؟
بیشتر بخوانید:
غروب «اسپارتای کوچک» | رویای امپراطوری اماراتیها چگونه در هم شکست؟
امارات و استراتژی «پول رو بردار و فرار کن» | چرا ابوظبی از اوپک خارج شد؟
سفیر سابق ایران در کویت می گوید اخیرا زمزمههایی درباره اختلاف میان برخی امارات از جمله شارجه و ابوظبی و نیز میان دبی و ابوظبی مطرح شده است. او می گوید خانواده حاکم شارجه بهشدت در برابر نفوذ اسرائیل در امارات مقاومت میکند و با سیاست خارجی امارات در قبال ایران مخالف است.
رضا میرابیان، سفیر سابق ایران در کویت، در گفتوگو با رویداد۲۴ به اظهارنظر اخیر شیخ محمد آل مکتوم، امیر دبی، در توییت اخیرش اشاره کرده که بدون ذکر نام از حاکم ابوظبی و محمد بن زاید، به نوعی گلایهمندی خود را مطرح کرده و گفته بود «نباید ایران در موضع تقابل قرار بگیرد.» میرابیان می گوید: «همین نگاه را در شارجه نیز میتوان مشاهده کرد؛ شارجه هم مانند ابوظبی تمایل به اتخاذ موضعی تندی علیه جمهوری اسلامی ندارد و نمی خواهد خود را در چارچوب وابستگی به آمریکا و اسرائیل تعریف کند، از این رو با احتیاط بیشتری عمل میکند.»
میرابیان با اشاره به منشأ اختلافات میان امیرنشین های امارات می گوید: «به نظر میرسد محور اصلی اختلافات به همین رویکردها بازمیگردد و موضوعات دیگر، چندان برجسته نیست. تاکید خاندان حاکم بر شارجه همواره این بوده که نباید در سیاستگذاریها بهگونهای عمل شود که امارات به ایران پشت کند، چرا که این کشور یک همسایه دائمی است و نمیتوان همه پلهای ارتباطی با آن را تخریب کرد.»
سفیر پیشین ایران در کویت در پاسخ به این پرسش که احتمال جدایی برخی امارات تا چه حد جدی است، اظهار داشت: وضعیت هنوز شفاف نیست. این مسئله تا حد زیادی به موضع ابوظبی بستگی دارد؛ اگر ابوظبی رویکردی مبتنی بر مدارا با سایر امیرنشینها، بهویژه دبی، در پیش بگیرد، احتمال بروز چنین جداییهایی کاهش مییابد، اما در صورت تداوم روند کنونی، طبیعی است که واکنشهایی از سوی دیگر امارات شکل بگیرد.
میرابیان همچنین در توضیح ساختار حکمرانی در امارات متحده عربی گفت: به طور سنتی، ریاست سیاسی کشور در اختیار ابوظبی بوده و این امارت نقش هژمونیک در سیاست و امنیت داشته است. در مقابل، دبی از دیرباز مرکز اقتصادی و تجاری به شمار میرفته و سایر امارات نیز عموماً از این ساختار تبعیت میکردهاند.
وی افزود: این ساختار بهگونهای شکل گرفته که امارات مختلف تا پیش از این در کنار یکدیگر با نوعی مدارا اداره امور را پیش میبردند و تصمیمگیریها معمولاً بر پایه توافق بوده است، نه تقابل.
میرابیان در پایان خاطرنشان کرد: اساس شکلگیری این کشور و اتحاد شیخها به توافق میان این امارات، در چارچوبی که در گذشته با نقشآفرینی انگلیس ایجاد شد، بازمیگردد. با این حال، در شرایطی که تنشها افزایش پیدا کند یا فضای منطقهای به سمت بحران و درگیری حرکت کند، حفظ این سطح از هماهنگی و مدارا دشوارتر خواهد شد.


