لحظه وستفالی خلیج فارس | آیا کشورهای عربی باید آمریکا را کنار بگذارند؟

رویداد۲۴| دیوید رابرتز، پژوهشگر مطالعات امنیتی خاورمیانه در کینگز کالج لندن در یادداشتی مفصل با عنوان «نظم تازه برای خلیج فارس» استدلال میکند که جنگ اخیر ایران با آمریکا و اسرائیل، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را وارد مرحلهای کرده که دیگر نمیتوانند مانند یک قرن گذشته، امنیت خود را به قدرتهای خارجی واگذار کنند.
او مینویسد حضور پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای عربی، حالا خود به یکی از دلایل اصلی حملات ایران به زیرساختهای نفتی و امنیتی این کشورها تبدیل شده است. به باور او، حتی اگر توان نظامی ایران تضعیف شده باشد، تهران همچنان قدرت تهدید تنگه هرمز و هدف قرار دادن زیرساختهای خلیج فارس را حفظ کرده است.
رابرتز معتقد است رهبران عرب خلیج فارس باید این فرض قدیمی را کنار بگذارند که امنیت «کالایی قابل خرید» از آمریکا و بریتانیاست. او پیشنهاد میکند کشورهای عربی به جای انتظار برای شکست یا تغییر رفتار ایران توسط واشنگتن، مستقیماً با تهران وارد معاملهای منطقهای شوند.
در طرح پیشنهادی او، آمریکا طی یک دوره پنجساله بهتدریج نیروهایش را از پایگاههای اصلی خود در قطر، بحرین، امارات، کویت و عربستان خارج میکند و در مقابل، ایران امتیازاتی گسترده ارائه میدهد؛ از جمله محدودیت در برنامه هستهای و موشکی، کاهش حمایت از نیروهای نیابتی و حرکت به سمت عادیسازی روابط با همسایگان عرب.
این تحلیلگر بریتانیایی این توافق فرضی را «لحظه وستفالی خلیج فارس» توصیف میکند؛ اشارهای به پیمان وستفالی در اروپا که پایان جنگهای مذهبی و آغاز نظم دولت-ملتهای مدرن تلقی میشود.
او در بخش دیگری از مقاله، به سابقه بیاعتمادی کشورهای عربی به قدرتهای غربی اشاره میکند؛ از واگذاری بخشهایی از خاک کویت توسط بریتانیا گرفته تا واکنش محدود آمریکا به حمله سال ۲۰۱۹ به تأسیسات نفتی عربستان و حتی بمباران قطر در سال ۲۰۲۵. به نوشته رابرتز، تجربه تاریخی نشان داده واشنگتن تنها زمانی مداخله میکند که منافع خودش ایجاب کند، نه الزاماً امنیت متحدان عربش.
رابرتز همچنین از ضعف ساختاری ارتشهای عربی انتقاد میکند و میگوید کشورهای خلیج فارس، برخلاف حجم عظیم هزینههای نظامی، هنوز در بسیاری از حوزهها فاقد توان واقعی جنگی مستقل هستند و بیش از حد به چتر دفاعی آمریکا وابسته ماندهاند.
با این حال، او معتقد است ایران نیز صرفاً یک بازیگر ایدئولوژیک نیست و در طول دهههای گذشته بارها نشان داده در برابر مشوقهای اقتصادی و امنیتی، رفتار عملگرایانه دارد؛ از همکاری غیرمستقیم با اسرائیل در دهه ۱۹۸۰ گرفته تا توافق هستهای ۲۰۱۵ و احیای روابط با عربستان در سال ۲۰۲۳.
به باور نویسنده، مهمترین انگیزه ایران در نهایت نه پیروزی نظامی، بلکه بقا و کاهش فشار اقتصادی است. او مینویسد جمهوری اسلامی پس از تحمل شدیدترین فشارهای نظامی تاریخ خود، اکنون شاید بیش از هر زمان دیگری آماده معاملهای بزرگ باشد؛ معاملهای که در آن رفع تحریمها و خروج آمریکا از منطقه، مهمترین مشوق تهران خواهد بود.
رابرتز در پایان تأکید میکند که آمریکا دیر یا زود خاورمیانه را ترک خواهد کرد و مسئله اصلی این نیست که آیا این خروج رخ میدهد یا نه، بلکه این است که کشورهای عربی میخواهند خودشان شرایط این خروج را مدیریت کنند یا صرفاً قربانی پیامدهای آن شوند.



نویسنده این مقاله به اندازه یک بچه دبستانی در ایران درک و شعور ندارد ....
