پشت پرده بازارهای شرطبندی روی بحران ایران | از پلیمارکت تا حلقه ترامپ؛ چه کسانی از جنگ با ایران سود میبرند؟

رویداد۲۴| در جهان جدید، جنگ فقط در میدان نبرد رخ نمیدهد؛ بخشی از آن حالا روی صفحه موبایل و در بازارهای آنلاین معامله میشود. همزمان با افزایش تنشها میان ایران، آمریکا و اسرائیل، بازارهای موسوم به «پیشبینی» به محلی برای شرطبندی روی حمله نظامی، ترور، توافق هستهای و حتی احتمال بسته شدن تنگه هرمز تبدیل شدهاند؛ بازاری میلیارددلاری که منتقدان میگویند مرز میان تحلیل سیاسی، سوداگری مالی و سوءاستفاده از اطلاعات محرمانه را از بین برده است.
هر بار جهان به نقطهای حساس نزدیک میشود، بازارهای آنلاین پیشبینی هم داغتر میشوند؛ از انتخابات آمریکا گرفته تا بحران اوکراین و تنشهای خاورمیانه. اما در ماههای اخیر، نام ایران به یکی از پرمعاملهترین موضوعات این پلتفرمها تبدیل شده است. کاربران روی همه چیز شرط میبندند؛ از زمان آغاز حمله احتمالی آمریکا یا اسرائیل گرفته تا امکان توافق تهران و واشنگتن، باز شدن تنگه هرمز، سقوط قیمت نفت، آتشبس یا حتی مدت زمان ادامه یک جنگ.
در ظاهر، این بازارها خود را ابزاری برای «پیشبینی جمعی» معرفی میکنند؛ چیزی شبیه بورس که در آن معاملهگران براساس تحلیل خود از آینده خرید و فروش میکنند. اما پشت این ظاهر مدرن و فناورانه، حالا پرسشهای جدی امنیتی، اخلاقی و سیاسی مطرح شده است؛ آیا برخی افراد با استفاده از اطلاعات محرمانه روی جنگ و بحران شرطبندی میکنند؟ آیا تنشهای ژئوپلیتیک به ابزار سودآوری مالی تبدیل شدهاند؟ و آیا کسانی که از بحران سود میبرند، خودشان انگیزه تشدید بحران را پیدا نمیکنند؟
ایران؛ سوژه داغ بازارهای پیشبینی
در ماههای گذشته، پرسشهای مرتبط با ایران به یکی از پربازدیدترین و پردرآمدترین بخشهای پلتفرمهایی مانند «پلیمارکت» و «کالشی» تبدیل شده است. طبق گزارش رسانههای آمریکایی، تنها در پولیمارکت میلیاردها دلار روی موضوعات مرتبط با ایران معامله شده؛ از احتمال حمله نظامی آمریکا تا امکان دستیابی به توافق هستهای.
در روزهایی که فضای رسانهای جهان مملو از گمانهزنی درباره درگیری احتمالی میان تهران و واشنگتن بود، قیمت قراردادهای مرتبط با حمله نظامی هم ناگهان بالا رفت؛ اتفاقی که حالا باعث شده برخی نهادهای نظارتی نسبت به احتمال استفاده از اطلاعات داخلی هشدار دهند.
در این بازارها، کاربران میتوانند روی سوالاتی از این جنس معامله کنند: «آیا آمریکا تا پایان سال به ایران حمله میکند؟»، «آیا ایران و آمریکا به توافق میرسند؟»، «آیا صادرات نفت ایران متوقف میشود؟» یا «آیا تنگه هرمز بسته خواهد شد؟».
ماهیت این معاملات باعث شده بحرانهای سیاسی عملاً به دارایی مالی تبدیل شوند؛ مشابه سهام، ارز دیجیتال یا کالا. هرچه احتمال جنگ بیشتر شود، قیمت قراردادها بالا میرود و کسانی که زودتر روی بحران شرط بستهاند، سود بیشتری میکنند.
سودهای کلان از دل جنگ و بحران
رسانههای آمریکایی طی ماههای گذشته چندین مورد از معاملات مشکوک را افشا کردهاند؛ معاملاتی که ظن استفاده از اطلاعات محرمانه را تقویت میکند.
طبق گزارشها، در ماجرای حمله اسرائیل به ایران در سال ۲۰۲۵، چند حساب کاربری تنها چند روز قبل از آغاز حمله، مبالغ سنگینی روی وقوع عملیات نظامی شرط بستند و پس از آغاز درگیری صدها هزار دلار سود کردند.
در نمونهای دیگر، چند کاربر تنها ساعاتی پیش از انتشار موضع رسمی دونالد ترامپ درباره آتشبس احتمالی میان ایران و آمریکا، اقدام به خرید گسترده قراردادهای مرتبط کردند و پس از تغییر ناگهانی بازار، سودهای چندصد هزار دلاری به دست آوردند.
اما جنجالیترین پرونده مربوط به «گانون کن ون دایک» گروهبان نیروهای ویژه ارتش آمریکا بود؛ فردی که متهم شد با استفاده از اطلاعات محرمانه درباره عملیات آمریکا علیه ونزوئلا، روی سقوط نیکولاس مادورو شرطبندی کرده و صدها هزار دلار سود به دست آورده است.
این نظامی آمریکایی متهم شده پیش از آغاز عملیات، برخلاف برآورد عمومی بازار، روی وقوع حمله و دستگیری مادورو شرطبندی کرده بود؛ اقدامی که اکنون به نخستین پرونده بزرگ مرتبط با «معاملات مبتنی بر اطلاعات نهانی» در بازارهای پیشبینی تبدیل شده است.
بازار پیشبینی یا قمار سیاسی؟
شرکتهای فعال در این حوزه تلاش میکنند خود را چیزی فراتر از سایتهای قمار معرفی کنند. آنها میگویند بازارهای پیشبینی به دلیل اتکا به تحلیل جمعی، میتوانند حتی از نظرسنجیها و تحلیلهای حرفهای دقیقتر باشند.
برخی پژوهشها نیز نشان دادهاند که این بازارها در مواردی مثل پیشبینی نرخ بهره آمریکا یا نتایج انتخابات عملکرد نسبتاً دقیقی داشتهاند. طرفداران این مدل میگویند وقتی افراد پول واقعی وسط میگذارند، تحلیل دقیقتری ارائه میکنند.
اما منتقدان میگویند تفاوت بزرگی میان پیشبینی انتخابات و شرطبندی روی جنگ، ترور یا بحران انسانی وجود دارد.
در آمریکا، قوانین فدرال بهطور رسمی معامله روی موضوعاتی مانند ترور، جنگ یا اقدامات غیرقانونی را محدود کردهاند. با این حال، منتقدان میگویند شرکتهای فعال در این حوزه با استفاده از خلأهای حقوقی و تعریف خود بهعنوان «بازار مالی» تلاش میکنند از محدودیتهای صنعت قمار فرار کنند.
در واقع، پلتفرمهایی مانند پلیمارکت و کالشی بیشتر شبیه بورسهای آنلاین عمل میکنند؛ کاربران قراردادهایی را خرید و فروش میکنند که ارزش آنها وابسته به وقوع یا عدم وقوع یک رویداد سیاسی است.
اما سوال اصلی اینجاست: آیا وقتی مرگ انسانها، حمله نظامی یا تحریم اقتصادی به ابزار معامله تبدیل میشود، هنوز میتوان نام «تحلیل مالی» روی آن گذاشت؟
حلقه ترامپ و نزدیکی به بازارهای پیشبینی
یکی از دلایلی که حساسیتها درباره این بازارها را افزایش داده، نزدیکی برخی چهرههای سیاسی آمریکا به این صنعت است.
در ماههای گذشته، رسانههای آمریکایی گزارش دادند که دونالد ترامپ جونیور به هیئت مشاوران پولیمارکت پیوسته است؛ اقدامی که باعث شد منتقدان درباره ارتباط احتمالی میان فضای سیاسی دولت ترامپ و رشد بازارهای پیشبینی سوال مطرح کنند.
جریان نزدیک به ترامپ طی سالهای اخیر روابط نزدیکی با صنعت رمزارز و پلتفرمهای مالی غیرمتمرکز برقرار کرده است. همین موضوع باعث شده برخی تحلیلگران هشدار دهند که ممکن است سیاست خارجی آمریکا بهتدریج به بخشی از یک اکوسیستم سودآور مالی تبدیل شود؛ اکوسیستمی که در آن تنش، تحریم و بحران میتواند برای برخی گروهها منافع اقتصادی ایجاد کند.
البته تاکنون هیچ مدرک مستقیمی درباره دخالت سیاسی در معاملات این بازارها منتشر نشده، اما همزمانی رشد تنشهای ژئوپلیتیک با انفجار حجم معاملات باعث شده تردیدها بیشتر شود.
وقتی جنگ تبدیل به ابزار سفتهبازی میشود
منتقدان میگویند خطر اصلی فقط سود بردن از بحران نیست؛ بلکه این است که برخی بازیگران ممکن است از تشدید بحران منفعت مستقیم پیدا کنند.
در بازارهای مالی سنتی، سفتهبازان معمولاً از نوسان سود میبرند. حالا همین منطق وارد حوزه جنگ و سیاست شده است. هرچه تنش بیشتر شود، حجم معاملات بالاتر میرود و قراردادها گرانتر میشوند.
همین مسئله باعث شده برخی کارشناسان امنیتی هشدار دهند که انتشار شایعات، اخبار جعلی یا عملیات روانی میتواند بر قیمت این قراردادها تاثیر بگذارد. در چنین شرایطی، مرز میان «تحلیل سیاسی» و «دستکاری بازار» بهشدت مبهم میشود.
برخی نمایندگان کنگره آمریکا نیز از این وضعیت انتقاد کردهاند. ست مولتون، نماینده کنگره و افسر سابق تفنگداران دریایی آمریکا، بازارهای شرطبندی روی جنگ را «بازار مرگ دیستوپیایی» توصیف کرده و خواستار محدود شدن آنها شده است.
بازارهای پیشبینی و بحران اخلاقی
در سالهای گذشته، قمار و شرطبندی عمدتاً محدود به مسابقات ورزشی بود. اما حالا کاربران روی همه چیز شرط میبندند؛ از نتیجه انتخابات گرفته تا ترور رهبران سیاسی، کودتا، جنگ داخلی، آتشبس و حتی احتمال استفاده از سلاح هستهای.
در مقطعی حتی بازارهایی برای شرطبندی روی احتمال انفجار هستهای یا زمان ورود نیروهای آمریکایی به ایران ایجاد شد؛ موضوعی که با واکنش تند افکار عمومی و رسانهها روبهرو شد.
منتقدان میگویند این روند، نوعی عادیسازی بحران و خشونت است؛ گویی جان انسانها و سرنوشت ملتها به نمودارهای مالی روی صفحه موبایل تقلیل پیدا کردهاند.
شباهت این فضا به آثار دیستوپیایی مانند سریال «بلک میرور» باعث شده برخی تحلیلگران از ظهور «اقتصاد آخرالزمان» صحبت کنند؛ اقتصادی که در آن ترس، جنگ و بیثباتی به ابزار تولید سود تبدیل میشوند.
نقش رمزارزها و مشکل نظارت
بخش مهمی از معاملات این بازارها با استفاده از رمزارزها انجام میشود؛ موضوعی که نظارت بر هویت کاربران و منبع پول را دشوارتر کرده است.
برخی کارشناسان هشدار میدهند که ناشناس بودن نسبی کاربران میتواند زمینه را برای پولشویی، سوءاستفاده اطلاعاتی یا حتی دخالت بازیگران دولتی فراهم کند.
در چنین فضایی، تشخیص اینکه چه کسی صرفاً یک معاملهگر عادی است و چه کسی به اطلاعات امنیتی یا سیاسی دسترسی دارد، بسیار دشوار میشود.
همین نگرانیها باعث شده نهادهای نظارتی آمریکا در ماههای اخیر فشار بیشتری بر این صنعت وارد کنند. از ابتدای سال ۲۰۲۶ تاکنون چندین طرح قانونی برای محدود کردن بازارهای پیشبینی در کنگره آمریکا مطرح شده است.
برخی از این طرحها، مقامهای دولتی، اعضای کنگره و خانواده آنها را از فعالیت در بازارهای پیشبینی منع میکند.
ایران؛ هدف جنگ واقعی یا سوژه بازار مالی؟
برای ایران، ماجرا فقط یک بحث تکنولوژیک یا مالی نیست. وقتی در پلتفرمهای آمریکایی میلیونها دلار روی احتمال حمله نظامی به ایران معامله میشود، موضوع ابعاد سیاسی و امنیتی هم پیدا میکند. منتقدان میگویند این بازارها عملاً از تنش با ایران سود میبرند؛ هرچه فضای رسانهای ملتهبتر شود، حجم معاملات و درآمد این پلتفرمها هم بیشتر خواهد شد.
در چنین شرایطی، برخی تحلیلگران معتقدند بازارهای پیشبینی صرفاً بازتابدهنده بحران نیستند، بلکه ممکن است خودشان به بخشی از چرخه تشدید بحران تبدیل شوند.
این نگرانی وجود دارد که در آینده، بازیگران سیاسی، رسانهای یا حتی امنیتی تلاش کنند از طریق جهتدهی افکار عمومی یا انتشار اخبار هدفمند، بر روند معاملات اثر بگذارند.
آینده مبهم بازارهای شرطبندی سیاسی
بازارهای پیشبینی حالا به صنعتی چند ده میلیارد دلاری تبدیل شدهاند؛ صنعتی که در مرز میان فناوری مالی، قمار، سیاست و امنیت ملی حرکت میکند.
طرفداران این بازارها میگویند آنها صرفاً ابزاری برای سنجش احتمال وقوع رویدادها هستند و حتی میتوانند به دولتها و سرمایهگذاران در درک بهتر فضای سیاسی کمک کنند.
اما منتقدان معتقدند وقتی جنگ، تحریم، ترور یا مرگ انسانها به «قرارداد معاملاتی» تبدیل میشود، دیگر با یک ابزار تحلیلی ساده مواجه نیستیم؛ بلکه با نوع تازهای از سوداگری سیاسی روبهرو هستیم.
در جهانی که بحرانها حالا نه فقط در میدان جنگ بلکه در بازارهای دیجیتال هم خرید و فروش میشوند، پرسش اصلی این است: چه کسانی از ادامه تنش سود میبرند و آیا جهان وارد دورهای شده که در آن حتی احتمال جنگ هم به دارایی مالی تبدیل شده است؟


