از محمود شهریاری تا جعفر پناهی | بازخوانی پروندههای قضایی جنجالی هنرمندان

رویداد۲۴ | مازیار وکیلی- رابطه هنرمندان با حکومتها همیشه رابطهای پرتنش و دردسرساز بوده است. چه در دوران پهلوی و چه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بارها پای هنرمندان به دادگاهها و دستگاههای امنیتی باز شده است. کافی است نگاهی کوتاه به تاریخ معاصر ایران بیندازیم تا با فهرست بلندبالایی از نامهای مختلف و حتی متضاد روبهرو شویم که هرکدام به دلیلی با پروندههای قضایی و امنیتی مواجه شدهاند.
در دوران پیش از انقلاب، برخورد با هنرمندان عمدتاً ماهیتی سیاسی داشت؛ اما پس از انقلاب، علاوه بر برخوردهای سیاسی، شکل دیگری از مواجهه نیز پررنگ شد؛ برخوردهایی که به سبک زندگی متفاوت برخی هنرمندان نسبت به قرائت رسمی حاکمیت بازمیگشت. برخوردهایی که در میان افکار عمومی، بیشتر با عنوان «برخوردهای منکراتی» شناخته میشد.
یکی از تازهترین نمونهها، احضار سعید روستایی و هومن سیدی به دادگاه بود؛ پروندهای که در نگاه اول، مبهم و عجیب به نظر میرسید. اما بعدتر، مهدی کوهیان، مدیر حقوقی خانه سینما، درباره آن توضیحاتی ارائه داد و بخشی از ابعاد ماجرا روشن شد.
او گفت: «از این احضارها مطلع بودیم که البته به این دو همکار عزیز ما محدود نیست. خوشبختانه بسیاری از همکاران توصیه خیرخواهانه اینجانب را پذیرفتند و از انتشار هرگونه اطلاعات در رسانهها خودداری کردند که از آنها صمیمانه سپاسگزارم. این رویکرد نشاندهنده تدبیر و مسئولیتپذیری صنفی است. با این حال، از منظر حقوقی، اتهام “همکاری با دول متخاصم” یکی از سنگینترین عناوین کیفری است و باید با ادله دقیق و مستندات روشن مطرح شود. ما معتقدیم طرح این اتهام علیه هنرمندانی که سالها برای تولید فرهنگ ایرانی و نمایش هویت ملی تلاش کردهاند، میتواند به تعمیق شکاف اجتماعی و آسیب به انسجام داخلی منجر شود.»
سرنوشت این پرونده هنوز مشخص نشده است، اما به نظر میرسد این آخرین برخورد قضایی با هنرمندان نخواهد بود. به همین بهانه، نگاهی انداختهایم به چند پرونده جنجالی که در سالهای پس از انقلاب اسلامی، به ممنوعالکاری، بازداشت یا حتی زندانی شدن برخی هنرمندان منجر شد.
محمود شهریاری؛ اولین قربانی
بیشتر بخوانید: محمود شهریاری کیست؟| از رقص در برنامه شفرونی تا ممنوع الکاری
مخاطبانی که در دهه هفتاد بیننده برنامههای صداوسیما بودند، احتمالاً محمود شهریاری را به یاد دارند؛ مجری طنازی که با اجرای متفاوتش حالوهوای تازهای به تلویزیون داده بود. شهریاری را میتوان رکورددار ممنوعالتصویری و بازداشت در میان مجریان صداوسیما دانست.
اولین جنجال بزرگ زندگی حرفهای او، انتشار فیلم خصوصی مراسم عروسی برادرش در اوایل دهه هفتاد بود؛ فیلمی که در آن، شهریاری مشغول رقصیدن بود. اتفاقی که در فضای آن زمان ایران، بسیار غیرمعمول تلقی میشد و مثل بمب صدا کرد.
صداوسیما برای کنترل حواشی، او را ممنوعالتصویر کرد. خود شهریاری بعدها در مصاحبهای گفت: «مراسم در یک باشگاه کاملاً مجزا برگزار شده بود. گفتند چرا سفره عقد مختلط بوده؟ در حالی که معمولاً هنگام عقد، محارم و بزرگان فامیل حضور دارند. آیا من نباید در مراسم برادرم شرکت میکردم؟»
او همچنین به وجود «دستهای پشت پرده» در برخورد با خود اشاره کرده و گفته بود: «کار کاملاً سازماندهیشدهای بود. همان موقع آقای محمد هاشمی که ریاست صداوسیما را برعهده داشت ما را خواست و گفت هدف، من هستم نه شما؛ شما را عَلَم کردهاند که من را بزنند.»
البته این تنها حاشیه زندگی شهریاری نبود. او بعدها به دلیل انتقاد از عملکرد وزارت بهداشت در دوران کرونا بازداشت و مدتی زندانی شد.
شهریاری در صفحه اینستاگرامش نوشته بود: «آیا درست است که میگویند شورای امنیت به وزارت بهداشت دستور داده فعلاً خبر شیوع کرونا منتشر نشود تا پس از راهپیمایی ۲۲ بهمن و انتخابات مجلس؟ چون ممکن است بر حضور مردم تأثیر منفی بگذارد؟»
او پس از آزادی، خود به کرونا مبتلا شد و مدتی در بخش مراقبتهای ویژه بستری بود. شهریاری یک بار دیگر نیز در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ و پس از مرگ مهسا امینی، به دادگاه احضار و بازداشت شد.
او در صفحه شخصیاش به نحوه برخورد با مهسا امینی اعتراض کرده و مسئولان این حادثه را به چالش کشیده بود؛ موضوعی که در نهایت منجر به بازداشت و زندانی شدنش شد و او را به یکی از پرحاشیهترین مجریان صداوسیما در سالهای پس از انقلاب تبدیل کرد.
جعفر پناهی؛ سیاسیترین کارگردان سینمای ایران
بیشتر بخوانید: جعفر پناهی کیست؟ | درباره کارگردانی که برنده نخل طلای کن ۲۰۲۵ شد
شاید کمتر کسی تصور میکرد جعفر پناهی، که بهعنوان یکی از شاگردان عباس کیارستمی شناخته میشد، روزی به سیاسیترین کارگردان سینمای ایران تبدیل شود.
پناهی در دهه هفتاد با فیلمهایی چون «بادکنک سفید» و «دایره» در جشنوارههای جهانی خوش درخشید. اما پس از انتخابات سال ۱۳۸۸، مسیر زندگی حرفهای و سیاسی او تغییر کرد و برخوردهای امنیتی و قضایی با او آغاز شد.
او نخستینبار در مرداد ۱۳۸۸ و پس از حضور در مراسم کشتهشدگان بهشت زهرا بازداشت شد و چند روز بعد آزاد شد. اما چند ماه بعد، در اسفند همان سال، همراه با ۱۸ نفر از اعضای خانوادهاش بار دیگر دستگیر شد.
اعضای خانواده او پس از چند روز آزاد شدند، اما جعفر پناهی با حکمی بیسابقه مواجه شد؛ حکمی شامل ۶ سال حبس تعزیری، ۲۰ سال محرومیت از فیلمسازی، ۲۰ سال ممنوعیت فیلمنامهنویسی، ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور و ۲۰ سال ممنوعیت مصاحبه با رسانههای داخلی و خارجی.
این حکم واکنشهای گستردهای در سطح جهانی به دنبال داشت. فیلمسازان سرشناسی چون اصغر فرهادی، رخشان بنیاعتماد، مسعود کیمیایی، مارتین اسکورسیزی، استیون اسپیلبرگ، برادران کوئن و فرانسیس فورد کاپولا، در بیانیههایی جداگانه خواستار آزادی او شدند.
خود پناهی نیز دست به اعتصاب غذا زد و در نهایت، قوه قضاییه با تودیع وثیقه و آزادی او موافقت کرد.
با این حال، او نهتنها از مواضعش عقبنشینی نکرد، بلکه در سالهای بعد مواضع سیاسی رادیکالتری اتخاذ کرد. پناهی در سالهای ۱۳۹۶ و ۱۴۰۴ با امضای بیانیههایی بر «اصلاحناپذیری حاکمیت» تأکید کرد و خواستار برگزاری رفراندوم و گذار مسالمتآمیز از ساختار فعلی شد.
در بخشی از بیانیه سال ۱۴۰۴ که او از امضاکنندگان آن بود، آمده است: «سیاستهای ماجراجویانه فعلی باعث ورشکستگی جامعه شده و کشور را با تورم، فقر، ناامنی، فساد و بیعدالتی مواجه کرده است؛ وضعیتی که به ابزاری برای سرکوب و تحقیر جامعه بدل شده است.»
پناهی در تمام این سالها به فیلمسازی زیرزمینی ادامه داد و فیلمهایش را برای جشنوارههای خارجی فرستاد؛ فیلمهایی که جوایز اصلی جشنوارههایی چون کن و برلین را برای او به ارمغان آوردند.
علی شادمان و رفقا؛ یک مهمانی جنجالی
بیشتر بخوانید:
لیست بازیگرانی که در خانه علی شادمان بازداشت شدند +تصاویر
یکی از مهمترین محورهای اختلاف میان هنرمندان و حاکمیت، همواره مسئله سبک زندگی بوده است؛ تفاوتی که گاهی در نوع پوشش، مهمانیها یا حتی حریم خصوصی چهرهها بروز پیدا کرده است.
یکی از جنجالیترین پروندهها، ماجرای بازداشت علی شادمان و تعدادی دیگر از بازیگران سینما در یک مهمانی خصوصی بود؛ پروندهای که برای مدتی، بحث حریم خصوصی و حدود دخالت نهادهای رسمی در زندگی شخصی افراد را به موضوع روز تبدیل کرد.
در روزهای نخست، شایعاتی درباره اختلاف مالی علی شادمان با یک کارگردان مطرح شد که خیلی زود تکذیب شد.
نکته قابل توجه این بود که برخلاف رویه معمول رسانهها در چنین پروندههایی—که نام افراد بهصورت مخفف منتشر میشد—اینبار نام و مشخصات کامل بازیگران ظرف چند ساعت منتشر شد و همین مسئله واکنشهای زیادی را در پی داشت.
سیدجواد هاشمی، بازیگر و کارگردان سینما، این اتفاق را بخشی از «توطئهای علیه سینما» دانست و نوشت: «مدتی است دسیسه کردهاند علیه اهالی سینما. وارد حریم خصوصی و خانه شخصی افراد شدند و تعدادی از همکاران ما را دستگیر کردند. قانونی است؟ شرعی است؟ عرفی است؟ شما با چه اجازهای چنین غلطی میکنید؟ از کی خط میگیرید؟ چرا میخواهید سینما را بدنام کنید؟»
هر بار که فضای سیاسی و اجتماعی کشور ملتهب شده، فشار بر هنرمندان نیز افزایش پیدا کرده است؛ چراکه سینما، موسیقی و هنر در ایران صرفاً ابزار سرگرمی نیستند، بلکه بخشی از افکار عمومی را شکل میدهند و بر جامعه اثر میگذارند.
به همین دلیل است که بسیاری از پروندههای قضایی هنرمندان، در نهایت فقط درباره یک فیلم، یک مهمانی یا یک مصاحبه نیست؛ بلکه بازتاب تنشی عمیقتر میان دو نگاه متفاوت به جامعه، فرهنگ و سبک زندگی در ایران معاصر است.


