تاریخ انتشار: ۰۰:۳۹ - ۱۲ خرداد ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید؛

آیا ترامپ بدون توافق، جنگ را تمام می‌کند؟

اندیشکده کوئینسی در گزارشی گفته هر بار که مذاکرات پیش می‌رود، جنگ‌طلب‌ها بحران تازه‌ای می‌سازند و این سوال مطرح است که اگر یک توافق جامع غیرممکن است و ادامه این روند می تواند جنگ را محتمل کند، آیا بی توافقی یک یک توافق محدود بهتر نیست؟

آیا ترامپ بدون توافق، جنگ با ایران را تمام می‌کند؟

رویداد۲۴ | اندیشکده آمریکایی کوئینسی که رسانه تحلیلی «ریسپانسیبل استیت کرفت» را منتشر می‌کند، یکی از مهم‌ترین مراکز فکری جریان ضدجنگ و منتقد مداخله‌گرایی نظامی آمریکا به شمار می‌رود. این اندیشکده که در سال‌های اخیر به یکی از صدا‌های اصلی منتقد سیاست‌های جنگ‌طلبانه واشنگتن تبدیل شده، معمولاً از کاهش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه، دیپلماسی با ایران و مهار نفوذ لابی‌های جنگ‌طلب حمایت می‌کند.

این رسانه در گزارشی به قلم بیلز مالی، خبرنگار حوزه سیاست خارجی و خاورمیانه، به یکی از مهم‌ترین شکاف‌های امروز واشنگتن پرداخته است: آیا دونالد ترامپ باید بدون رسیدن به یک توافق جامع، صرفاً جنگ با ایران را متوقف کند؟

این گزارش توضیح می‌دهد که در هفته‌های اخیر نشانه‌هایی جدی از نزدیک شدن تهران و واشنگتن به توافقی برای رسمی‌کردن آتش‌بس شکننده ۷ آوریل دیده می‌شد، اما ناگهان آمریکا دور تازه‌ای از حملات به ایران را آغاز کرد و  کاخ سفید اعلام کرد هنوز تصمیم نهایی درباره توافق گرفته نشده است.

به نوشته گزارش، این نخستین‌بار نیست که روند مذاکرات در آستانه توافق متوقف می‌شود. مذاکرات ژوئن سال گذشته و سپس گفت‌و‌گو‌های فوریه نیز زمانی شکست خورد که اسرائیل و آمریکا حملات جدیدی علیه ایران آغاز کردند؛ اقدامی که منتقدان آن را تلاشی برای تخریب روند دیپلماتیک دانستند.

در ماه آوریل نیز تنها چند ساعت پس از پایان مذاکرات هیئت آمریکایی در اسلام‌آباد، ترامپ از آغاز «محاصره متقابل» در تنگه هرمز خبر داد. هفته گذشته هم درست زمانی که بار دیگر امید‌ها به راه‌حل دیپلماتیک افزایش یافته بود، جریان‌های حامی جنگ در رسانه‌ها و اندیشکده‌ها حملات تندی علیه مذاکرات آغاز کردند و ترامپ نیز دوباره حملات نظامی تازه‌ای را کلید زد.

گزارش می‌گوید این چرخه تکراری—پیشرفت دیپلماسی، خشم جریان‌های جنگ‌طلب و سپس تشدید تنش—باعث شده بخشی از جریان ضدجنگ در آمریکا به این نتیجه برسند که شاید تلاش برای رسیدن به یک توافق جامع، عملاً اوضاع را بدتر می‌کند.

به بیان دیگر، اگر هر نشانه‌ای از پیشرفت دیپلماتیک باعث «وحشت جنگ‌طلب‌ها» می‌شود و مخالفان مذاکره هیچ توافقی را کافی نمی‌دانند، شاید اصرار بر توافق بزرگ، همان اهرمی باشد که معماران جنگ می‌خواهند تا بحران را ادامه دهند.

اندرو دی، سردبیر ارشد مجله محافظه‌کار «امریکن کانسروتیو»، در گفت‌و‌گو با ریسپانسیبل استیت کرفت می‌گوید: «من نمی‌خواهم ترامپ بگوید یا توافق یا بازگشت به جنگ. چون همین چارچوب‌بندی به نفع جنگ‌طلب‌های ضدایرانی تمام می‌شود.»

او می‌گوید جریان‌های حامی اسرائیل و جنگ‌طلب‌های ضدایرانی هر زمان احساس می‌کنند مذاکرات پیشرفت کرده، «بشدت آشفته می‌شوند، فشار‌ها را بالا می‌برند و خواسته‌های غیرمنطقی مطرح می‌کنند.» به گفته او همین روند باعث شده آمریکا اخیراً شروطی سمی وارد مذاکرات کند.

دی نتیجه می‌گیرد که ادامه این مسیر دیپلماتیک حتی ممکن است احتمال جنگ را بیشتر کند. به همین دلیل، او معتقد است آمریکا باید یا به یک توافق محدود بسنده کند یا اساساً بدون توافق جامع، جنگ را پایان دهد؛ توافقی محدود که فقط آتش‌بس را رسمی کند، تنگه هرمز را بازگشایی کند و بخشی از تحریم‌ها را کاهش دهد، بدون آنکه وارد پرونده‌های بزرگ‌تر مانند برنامه هسته‌ای یا گسترش «پیمان ابراهیم» شود.

بن فریدمن، مدیر سیاست‌گذاری اندیشکده «اولویت های دفاع» نیز در همین راستا می‌گوید: «تلاش برای رسیدن به توافقی که شامل مسئله هسته‌ای هم بشود، بزرگ‌ترین مانع برای پایان دادن به جنگ است. شاید اصلاً هیچ توافقی لازم نباشد.».

اما همه در واشنگتن چنین نظری ندارند.

گزارش توضیح می‌دهد گروه دیگری معتقدند اکنون که هم ایران و هم آمریکا از نظر اقتصادی آسیب دیده‌اند و هر دو محدودیت‌های جنگ را درک کرده‌اند، شاید بهترین فرصت برای رسیدن به توافقی بزرگ و پایدار فراهم شده باشد.

این گروه هشدار می‌دهند که پایان دادن موقت به جنگ بدون حل مسائل اصلی، فقط بحران را به آینده موکول می‌کند. آنها یادآوری می‌کنند که در دوران قبل و بعد از برجام، واشنگتن و تهران موفق شدند تنش‌ها را کاهش دهند بدون آنکه خصومت بنیادین میان دو کشور حل شود، اما اکنون آن دوره به پایان رسیده است.

در همین رابطه، تریتا پارسی، معاون مؤسسه کوئینسی، می‌گوید یک «توافق کوچک» فقط مسائل اصلی را به تعویق می‌اندازد و نمی‌تواند جلوی دور تازه تشدید تنش را بگیرد.

پارسی البته می‌پذیرد که هر تلاشی برای کاهش احتمال جنگ، با مخالفت شدید جریان‌های ضدایرانی در اطراف ترامپ و همچنین اسرائیل روبه‌رو خواهد شد، اما معتقد است اگر «یک توافق بزرگ و تاریخی» روی میز باشد، ترامپ ممکن است راحت‌تر حاضر شود در برابر این فشار‌ها بایستد؛ توافقی که با شخصیت ترامپ و علاقه او به «دستاورد‌های بزرگ تاریخی» همخوانی داشته باشد.

گزارش سپس به موانع رسیدن به چنین توافقی می‌پردازد.

از یک سو، اسرائیل می‌تواند نقش تخریب‌کننده مذاکرات را بازی کند و از سوی دیگر، اختلافات دو طرف بر سر برنامه هسته‌ای همچنان عمیق است.

ولی نصر، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه جانز هاپکینز، می‌گوید توافق میان ایران و آمریکا «از نظر تئوریک کاملاً ممکن است»، اما ترامپ تاکنون نشانه‌ای واقعی از تمایل به معامله نشان نداده است.

او می‌گوید: «از زمان آغاز جنگ، ترامپ همچنان اهداف حداکثری مطرح کرده، در حالی که حاضر نیست امتیاز جدی بدهد. او عملاً از ایران می‌خواهد در پرونده هسته‌ای تسلیم شود و طبیعی است که ایران چنین چیزی را نپذیرد.»

گزارش همچنین تأکید می‌کند عملکرد ایران در جنگ—به‌ویژه توانایی تهران در بستن تنگه هرمز و وارد کردن شوک به اقتصاد جهانی—ممکن است باعث شده باشد ایران اکنون احساس کند در مذاکرات آینده دست بالاتری دارد و باید برای گرفتن امتیاز‌های بیشتر صبر کند.

در کنار این مسئله، تجربه‌های تلخ ایران از ترامپ—از خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام گرفته تا حملات غافلگیرکننده اخیر—باعث شده بی‌اعتمادی تهران به هرگونه توافق افزایش یابد. بن فریدمن در این باره می‌گوید: «مشکل اعتماد تقریباً به مانعی غیرقابل عبور تبدیل شده است.»

سومانترا مایترا، مدیر پژوهش مؤسسه ایده های آمریکایی، نیز معتقد است مشکل فقط بی‌اعتمادی ایران نیست؛ بلکه آشفتگی در خود دولت آمریکاست.

او می‌گوید:«هیچ انسجامی در تفکر دولت آمریکا وجود ندارد. اگر من ایرانی بودم و با دولت آمریکا مذاکره می‌کردم، واقعاً نمی‌فهمیدم آنها چه می‌خواهند یا اصلاً چقدر درباره پرونده هسته‌ای می‌دانند. برای ایران اعتماد به هر تضمین آمریکایی بسیار دشوار است.»

در پایان، گزارش توضیح می‌دهد که شاید تنها راه رسیدن به توافق، آغاز روندی تدریجی برای بازسازی اعتماد باشد؛ اقداماتی مانند بازگشایی متقابل تنگه هرمز یا کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه.

با این حال، نویسنده تأکید می‌کند رخداد‌های هفته‌های اخیر نشان داده حتی رسیدن به یک توافق محدود نیز کار آسانی نیست.

اما تریتا پارسی همچنان خوش‌بین است. او می‌گوید: «وقتی دو کشوری که همین چند هفته پیش با هم جنگیده‌اند، درباره توافقی برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه صحبت می‌کنند، یعنی حداقلی از اعتماد شکل گرفته است. همین اعتماد می‌تواند پایه چیزی بزرگ‌تر و پایدارتر باشد.»

او در پایان نتیجه می‌گیرد: «ما همین حالا هم درباره توافقی صحبت می‌کنیم که در حداقل شکل خود، توافقی بزرگ محسوب می‌شود. فاصله میان این توافق و یک توافق بسیار مهم‌تر، آن‌قدر‌ها هم زیاد نیست.»

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما