تاریخ انتشار: ۱۱:۲۶ - ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید:

خلیج فارس در چرخه «اقدام و پاسخ»؛ آمریکا بعد از جام جهانی دوباره حمله می‌کند؟

آتش‌بس هنوز برقرار است، اما تنش میان ایران و آمریکا نیز بالا گرفته و درگیری‌های پراکنده در خلیج فارس مشاهده می‌شود. در این میان، گمانه‌هایی درباره احتمال حمله دوباره آمریکا پس از جام جهانی در فضای سیاسی و رسانه‌ای مطرح شده است. هرچند این سناریو قطعی نیست، اما به‌عنوان یکی از روایت‌های پررنگ در تحلیل تحولات اخیر مورد توجه قرار گرفته است.

جنگ

رویداد۲۴| به رغم برقراری آتش بس، درگیری‌های پراکنده در خلیج فارس و تنش میان ایران و آمریکا به نقطه جوش رسیده است، در این بین یک گزاره بیش از هر چیز در فضای سیاسی و رسانه‌ای مطرح می‌شود و آن این است که احتمال از سرگیری جنگ بعد از جام جهانی، بسیار بالا است. این یک پیش بینی قطعی نیست، اما بازتابی از نگرانی نسبت به مسیر پرشتاب تحولات اخیر و درهم‌تنیدگی سیاست، امنیت و محاسبات واشنگتن است. اظهارات اخیر امیرحسین ثابتی نماینده تندرو مجلس ایران که پیش‌بینی کرده بعد از جام جهانی شاهد حمله سنگین‌تر آمریکا خواهیم بود را نیز باید در همین چارچوب تحلیل و ارزیابی کرد.

در تحلیل این گمانه، مسئله را باید در یک منطق رفتاری فهم کرد؛ منطقی که هم در آرایش نظامی آمریکا، هم در الگوی واکنش ایران و هم در سطح پیام‌های سیاسی قابل ردیابی است.

بازگشت سایه جنگ

تحولات ماه‌های اخیر در خلیج فارس نشان می‌دهد که منطقه از وضعیت صرفاً بازدارنده عبور کرده و وارد مرحله‌ای از «درگیری‌های کنترل‌شده، اما واقعی» شده است. تبادل حملات محدود، هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های راداری و پاسخ‌های متقابل در تنگه هرمز، عملاً سطح جدیدی از تنش را تعریف کرده است.

در یکی از گزارش‌های خبری پیرو درگیری‌های شب گذشته، به نقل از مقام‌های نظامی آمریکا آمده است که حملات اخیر «در پاسخ به تهدید علیه کشتیرانی در تنگه هرمز» انجام شده است.

در مقابل، واکنش ایران نیز در چارچوب حملات تلافی‌جویانه به پایگاه‌ها و منافع آمریکا در منطقه تعریف شده است؛ وضعیتی که بیش از هر چیز، نشانه ورود به چرخه «اقدام و پاسخ» است، نه صرفاً تهدید و هشدار.

در چنین شرایطی، ایده حمله گسترده، دیگر در خلأ مطرح نمی‌شود، بلکه در دل یک روند تشدید تدریجی تنش معنا پیدا می‌کند.

سیاست در لباس زمان‌بندی رسانه‌ای

گمانه «حمله پس از جام جهانی»، اما بیشتر از آن‌که یک برآورد نظامی باشد، یک خوانش سیاسی از زمان‌بندی تصمیم‌گیری در واشنگتن است. در این نوع تحلیل‌ها معمولاً فرض بر این است که دولت آمریکا تلاش می‌کند عملیات‌های پرهزینه را در بازه‌هایی انجام دهد که حساسیت افکار عمومی کمتر و فضای سیاسی داخلی قابل مدیریت‌تر باشد.

در همین چارچوب، برخی تحلیلگران غربی و منطقه‌ای نیز از احتمال «عملیات محدود، اما پرشدت» سخن گفته‌اند. برای نمونه در ارزیابی‌های امنیتی که به نقل از مقامات خلیج فارس منتشر شده، این جمع‌بندی دیده می‌شود که «احتمال اقدام نظامی آمریکا علیه ایران در سطح بالا ارزیابی می‌شود»، هرچند شکل آن لزوماً جنگ کلاسیک نیست.

اما نکته کلیدی اینجاست که چنین ارزیابی‌هایی درباره «احتمال بالا»، به معنای وجود یک تقویم عملیاتی قطعی نیست، بلکه بازتاب فضای عدم قطعیت در تصمیم‌سازی است.

فشار حداکثری در سایه دیپلماسی محدود

در رفتار آمریکا در ماه‌های اخیر یک الگوی دوگانه دیده می‌شود؛ از یک سو افزایش حضور نظامی و تقویت بازدارندگی، و از سوی دیگر باز نگه داشتن مسیر‌های محدود دیپلماتیک.

به نظر می‌رسد که واشنگتن به دنبال ترکیبی از «فشار نظامی برای تغییر محاسبات تهران» و «دیپلماسی مشروط برای جلوگیری از جنگ تمام‌عیار» است. همین دوگانه باعث شده تصمیم‌گیری درباره حمله احتمالی، به شدت وابسته به متغیر‌های لحظه‌ای در میدان باشد، نه یک برنامه زمان‌بندی‌شده از پیش تعیین شده.

در چنین چارچوبی، حمله گسترده نه یک گزینه ساده، بلکه یک نقطه اوج در زنجیره‌ای از تشدید بحران است؛ نقطه‌ای که رسیدن به آن نیازمند شکست کامل ابزار‌های بازدارندگی و دیپلماسی هم‌زمان است.

محدودیت‌های واقعی جنگ

حتی در سناریو‌های تندروانه، یک واقعیت ساختاری همچنان پابرجاست: جنگ مستقیم آمریکا و ایران، جنگی کم‌هزینه و محدود نخواهد بود؛ چنانکه در جنگ چهل روزه تجربه شد.

توان موشکی ایران، گستردگی جغرافیای درگیری، آسیب‌پذیری پایگاه‌های آمریکا در منطقه و خطر گسترش بحران به اقتصاد جهانی انرژی، همگی عواملی هستند که تصمیم‌گیری برای حمله را به شدت پیچیده می‌کنند.

به همین دلیل، حتی در تحلیل‌هایی که احتمال درگیری را بالا می‌دانند، معمولاً سناریو به سمت «درگیری محدود، ضربه نقطه‌ای یا عملیات بازدارنده» متمایل می‌شود، نه جنگ کلاسیک.

مسئله «بعد از جام جهانی» نیست، مسئله آستانه بحران است

اگر همه متغیر‌ها را کنار هم بگذاریم، گمانه حمله آمریکا بعد از جام جهانی بیش از آن‌که یک پیش‌بینی زمانی باشد، یک استعاره سیاسی از «نزدیک شدن به آستانه تصمیم سخت» است.

در واقع، آنچه امروز در جریان است نه یک تقویم جنگ، بلکه یک روند تشدید بحران است؛ روندی که در آن هر حادثه در خلیج فارس می‌تواند نقش ماشه را بازی کند.

در چنین شرایطی، تحلیل واقع‌بینانه این است که نه جنگ قطعی است، نه صلح پایدار؛ بلکه منطقه در وضعیت «آستانه تصمیم» قرار دارد. یعنی سیاست خارجی آمریکا بیش از آن‌که به تقویم وابسته باشد، به سطح تنش لحظه‌ای وابسته است و دقیقاً به همین دلیل، پاسخ به سؤال «بعد از جام جهانی چه می‌شود؟» کمتر به تاریخ مربوط است و بیشتر به این مربوط است که بحران فعلی تا چه حد از کنترل خارج خواهد شد.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما