تاریخ انتشار: ۱۵:۳۶ - ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
تعداد نظرات: ۱ نظر
در رویداد۲۴ بخوانید؛

پیش‌بینی عجیب دنیس راس از پایان جنگ | «توافق می‌تواند به ظهور گورباچف ایرانی بیانجامد»

دنیس راس دیپلمات و مذاکره‌کننده باسابقه آمریکایی معتقد است ترامپ به آنچه می خواسته در جنگ نرسیده و حالا بهترین توافق برای آمریکا توافقی است که کمترین میزان رفع تحریم‌ها را در بر داشته باشد چرا که افزایش فشار‌های اجتماعی می تواند به ظهور یک «گورباچف ایرانی» منجر شود.

پیش بینی عجیب دنیس راس از پایان جنگ | «توافق می‌تواند به ظهور گورباچف ایرانی بیانجامد»

رویداد۲۴ | دنیس راس دیپلمات و مذاکره‌کننده باسابقه آمریکایی که در دولت‌های جمهوری‌خواه و دموکرات در پرونده‌های خاورمیانه نقش داشته و در دولت باراک اوباما به عنوان دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور منطقه فعالیت می‌کرده یادداشتی در واشنگتن پست نوشته و گفته توافق آمریکا با ایران می تواند به ظهور یک گورباچف ایرانی منتهی شود.

راس اکنون مشاور ارشد در اندیشکده سیاست شرق نزدیک واشنگتن است. او از چهره‌های شناخته‌شده جریان سیاست خارجی آمریکا و از حامیان سنتی همکاری راهبردی واشنگتن و اسرائیل است.

او در این یادداشت می گوید دولت ترامپ به همه اهدافش در جنگ نخواهد رسید؛ اما ممکن است با گذشت زمان به یک پیروزی مهم دست پیدا کند.

به گفته راس، هیچ توافقی با ایران هرگز آسان به دست نمی‌آید. دونالد ترامپ مدام ادعا می‌کند که توافق نزدیک است؛ حتی در شرایطی که آمریکا و اسرائیل با ایران درگیر تبادل محدود حملات نظامی بوده‌اند. 

تنها زمانی که درگیری‌ها واقعاً پایان یابد، می‌توان ارزیابی دقیقی از نتایج این جنگ ارائه کرد. راس اذعان کرده که در کوتاه‌مدت، ایران نشان داده که در استفاده از اهرم‌های فشار خود مهارت قابل توجهی دارد. اما او مدعی است که در بلندمدت، ناسازگاری‌های درونی و ناکارآمدی‌های ریشه‌دار ممکن است زمینه‌ساز تحولاتی تاریخی در تهران شود.

راس می گوید: در این مرحله روشن شده که ایران دو اهرم قدرتمند در اختیار دارد که پیش از این جنگ به آنها متوسل نشده بود: مختل کردن عبور و مرور در تنگه هرمز و هدف قرار دادن تأسیسات نفتی کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس. همین اهرم‌های جدید باعث شده ایران از این جنگ دستاورد‌های مهمی کسب کند.

اما در مقابل، ایران خسارت‌های عمیقی نیز متحمل شده است؛ از آسیب به توانمندی‌های نظامی و زیرساخت‌های صنایع دفاعی گرفته تا اقتصادی که در آستانه فروپاشی قرار دارد. زمانی که جنگ پایان یابد، رهبران ایران باید با تناقض‌های درونی و ناتوانی آن در تأمین نیاز‌های مردم روبه‌رو شوند؛ آن هم بدون آنکه بتوانند جنگ را به عنوان بهانه‌ای برای این ناکامی‌ها مطرح کنند.

کمتر کسی تصور می‌کرد ایران پس از آنکه آمریکا و اسرائیل مدعی شدند بیش از ۱۳ هزار هدف را در داخل ایران مورد حمله قرار داده‌اند، همچنان بتواند چنین میزان نفوذ و اهرم فشاری را حفظ کند.

به اعتقاد نویسنده، یکی از دلایل شکل‌گیری این وضعیت، ناتوانی ترامپ در تعیین هدف نهایی جنگ بود؛ اینکه آیا هدف او تغییر رژیم است یا صرفاً تضعیف توانایی‌های ایران برای تهدید دیگران. اگر ترامپ صرفاً موشک‌های بالستیک، موشک‌های کروز، پهپاد‌ها و تأسیسات تولید آنها را هدف قرار می‌داد و تهدید علیه رهبری ایران را برای بعد نگه می‌داشت، می‌توانست توان نظامی ایران را تضعیف کند، بی‌آنکه رهبران جمهوری اسلامی را به سمت بستن تنگه هرمز سوق دهد.

راس می گوید: از سال‌های ۱۹۸۷ و ۱۹۸۸ تاکنون، ایران هیچ‌گاه تلاش جدی برای بستن تنگه هرمز نکرده بود، زیرا رهبران جمهوری اسلامی می‌دانستند چنین اقدامی می‌تواند جنگی را رقم بزند که بقای نظام را به خطر بیندازد. اما زمانی که ترامپ سیاست «قطع سر» یا هدف قرار دادن رهبران را در پیش گرفت، رهبران ایران به این جمع‌بندی رسیدند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند و بستن هرمز به مهم‌ترین ابزار فشار آنها تبدیل شد.

ترامپ بعداً تلاش کرد با اعمال محاصره بر صادرات و واردات ایران این اهرم فشار را کاهش دهد. اما تنها راه واقعی برای بی‌اثر کردن این ابزار، استفاده از نیروی نظامی آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز بود؛ اقدامی که او برای مدت کوتاهی در قالب طرحی موسوم به «پروژه آزادی» مطرح کرد، اما به سرعت از آن عقب‌نشینی شد.

راس اعتراف کرده که باز کردن هرمز در عمل بسیار دشوارتر از آن بود که در حرف به نظر می‌رسید. مین‌های دریایی، قایق‌های تندرو، پهپاد‌ها و موشک‌های ایران چنین اقدامی را پیچیده می‌کردند. علاوه بر این، برخی کشور‌های عربی خلیج فارس نیز احتمالاً نگرانی خود را به واشنگتن منتقل کرده بودند؛ اینکه تلاش برای بازگشایی هرمز می‌تواند آنها را در معرض حملات تلافی‌جویانه ایران قرار دهد.

در هر صورت ترامپ عقب‌نشینی کرد؛ همان‌طور که در چند مقطع دیگر جنگ نیز چنین کرد و به باور نویسنده، همین مسئله به اعتبار دیپلماسی او آسیب رساند.

راس معتقد است حتی اگر ایران با بازگشت عبور و مرور عادی در تنگه هرمز موافقت کند، نباید تعجب کرد اگر چند ماه بعد دوباره برای برخی کشتی‌ها محدودیت ایجاد کند یا هزینه‌های جدیدی تحت عنوان «عوارض ناوبری» وضع کند. از نگاه او، تهران تلاش خواهد کرد به همسایگان خود نشان دهد که قصد بازگشت به وضعیت پیش از جنگ را ندارد و احتمالاً بر این باور است که ترامپ به خاطر تخلفات محدود از توافق‌ها، حاضر به استفاده از زور نخواهد شد.

به باور نویسنده، بخش مهمی از آینده به میزان کمک اقتصادی‌ای بستگی دارد که ترامپ حاضر باشد از طریق کاهش تحریم‌ها یا ایجاد صندوق بازسازی در اختیار ایران قرار دهد. مقام‌های آمریکایی می‌گویند تا زمانی که ایران درباره پرونده هسته‌ای همکاری نکند، خبری از رفع جدی تحریم‌ها نخواهد بود؛ به ویژه در مورد ذخیره ۴۴۰ کیلوگرمی اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصدی ایران.

راس در ادامه می‌نویسد حتی اگر ترامپ به اهداف اعلامی خود نرسد ــ اهدافی که در مقاطع مختلف شامل «تسلیم بدون قید و شرط ایران»، محدود کردن برنامه موشکی و زیرساخت دفاعی ایران و پایان حمایت از شبکه نیرو‌های نیابتی بوده است ــ ممکن است در حوزه‌ای دیگر به موفقیتی فراتر از انتظار دست پیدا کند: ایجاد زمینه تغییرات داخلی در ایران.

به اعتقاد او،سوءمدیریت درایران اکنون با نیاز به بازسازی ارتش و صنایع دفاعی کشور ترکیب شده است. این بازسازی به منابع مالی عظیمی نیاز دارد؛ منابعی که با نیاز‌های اقتصاد غیرنظامی، بحران بیکاری و مشکلات مزمن خدمات عمومی مانند آب، برق و ارزش پول ملی در تضاد قرار خواهد گرفت.

راس یادآوری می‌کند که پس از جنگ ۱۲ روزه سال گذشته، اعتراضاتی در ایران شکل گرفت و زمینه آن اعتراضات از بین نرفته‌اند و با افزایش نارضایتی‌های اجتماعی دوباره ظهور خواهند کرد.

او معتقد است بهترین توافق برای آمریکا توافقی است که کمترین میزان رفع تحریم‌ها را در بر داشته باشد چرا که افزایش فشار‌های اجتماعی می تواند به ظهور یک «گورباچف ایرانی» منجر شود. رهبری که توسعه داخلی، آشتی با جامعه و پایان دادن به تقابل دائمی با جهان خارج را در اولویت قرار دهد.

 

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۰۱ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۸
0
2
گورباچف جز فروپاشی شوروی چه دستاوردی داشت؟!!!
نظرات شما