چگونه اسرائیل برنامههای ترامپ درباره ایران را به هم میزند؟

رویداد۲۴ | تجربه بامداد امروز دومین روز شکست جدی آتش بس و درگیری نظامی هرچند محدود بود. اولین تجربه هم با فاصله کمی، دیروز اتفاق افتاده بود. برای حدود ۱۲ ساعت در ۱۷ و ۱۸ خرداد درگیری میان اسرائیل و ایران بار دیگر شعلهور شد؛ دو طرف موشک و حملات هوایی رد و بدل کردند. سپس آرامشی شکننده برقرار شد و دونالد ترامپ، نه چندان قانعکننده، اعلام کرد: «هر دو طرف، اسرائیل و ایران، به دنبال برقراری فوری آتشبس هستند!»
تحولات بامداد امروز و حملات محدود آمریکا به اهدافی در خاک ایران نشان داد رئیسجمهور آمریکا تمایلی به ازسرگیری جنگی ندارد که آمریکا و اسرائیل به مدت ۴۰ روز علیه ایران پیش بردند؛ جنگی که نتیجه آن محاصره حلنشده تنگه هرمز و جهش قیمت جهانی انرژی بود.
اما به زعم رسانه های آمریکایی بازگشت موقت درگیریها، دو ناکامی همزمان ترامپ را آشکار کرد: ناتوانی در مهار متحد اسرائیلی خود و ناتوانی در متقاعد کردن ایران برای پذیرش یک آتشبس پایدار.
اکونومیست در گزارشی نوشته: بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ظرف چند روز دو بار آشکارا از خواست رئیسجمهور آمریکا سرپیچی کرده است.
نخست، در ۷ ژوئن، اسرائیل بیروت را هدف حمله قرار داد و ساختمانی را که مدعی بود متعلق به حزبالله است بمباران کرد. این در حالی بود که کمتر از یک هفته قبل، ترامپ آتشبسی محدود میان اسرائیل و حزبالله برقرار کرده بود که حمله به بیروت را ممنوع میکرد. اسرائیل مدعی شد این حمله در پاسخ به شلیک راکتهای حزبالله انجام شده است.
در واکنش به حمله اسرائیل، ایران برای دفاع از حزبالله وارد عمل شد و ۱۱ موشک به سمت شمال اسرائیل شلیک کرد؛ حملهای که خسارتی به بار نیاورد. ترامپ تصور میکرد همین میزان پاسخ کافی است. او به وبسایت آکسیوس گفت:«الان به نتانیاهو زنگ میزنم و به او میگویم پاسخ ندهد.».
اما نتانیاهو برای دومین بار دستور ترامپ را نادیده گرفت.
جنگندههای اسرائیلی حملاتی را علیه ایران انجام دادند و اهدافی از جمله سکوی پرتاب موشک، سامانههای پدافندی و یک مجتمع پتروشیمی را هدف قرار دادند؛ مرکزی که اسرائیل مدعی است بخشی از زیرساخت صنعت موشکی ایران است.
ایران نیز متقابلاً ۲۰ موشک به سمت اسرائیل شلیک کرد. یکی از آنها در نزدیکی دریای مرده فرود آمد و بقیه یا رهگیری شدند یا به هدف نرسیدند.
هر دو کشور اکنون پیام خود را منتقل کردهاند. ایران حاضر نیست حزبالله را رها کند؛ سازمانی که در سال ۱۹۸۲ در شکلگیری آن نقش داشت و طی دههها میلیاردها دلار روی آن سرمایهگذاری کرده است. حزبالله همچنان یکی از مهمترین ابزارهای نفوذ منطقهای تهران به شمار میرود.
در مقابل، اسرائیل که اکنون بخشی از جنوب لبنان را در اشغال دارد، مصمم است به فشار نظامی بر حزبالله ادامه دهد.
بیشتر بخوانید: چرا دوباره جنگ شد؟ | نبرد در تهران برای حزبالله لبنان
برای دههها ایران و اسرائیل یک جنگ سایهای را دنبال میکردند که در آن حملات مستقیم میان دو طرف تابو محسوب میشد. اما امروز هر دو کشور آمادهاند برای اثبات مواضع خود مستقیماً به یکدیگر حمله کنند؛ حتی اگر این مسیر خطر شعلهور شدن یک جنگ بزرگتر را به همراه داشته باشد.
این وضعیت ترامپ را در موقعیت دشواری قرار داده است.
او پیشتر تلاش کرده بود آتشبسهایی را هم در لبنان و هم میان ایران و اسرائیل تحمیل کند، اما موفق نشد. همچنین اسرائیل را عملاً از مذاکرات مربوط به ایران که با میانجیگری پاکستان و دیگر بازیگران در حال انجام است کنار گذاشته است.
اما کنار گذاشتن شریک جنگی آمریکا نیز نتیجه مطلوبی نداشته است. پس از آخرین حمله موشکی ایران، ترامپ به فایننشال تایمز گفت: «من همه تصمیمها را میگیرم. نتانیاهو تصمیمگیرنده نیست.».
اما با وجود این ادعا، نتانیاهو باز هم حملات خود را ادامه داد.
رابطه ترامپ و نتانیاهو؛ نزدیک، اما پرتنش
اکونومیست در گزارش خود می گوید: ارزیابی وضعیت رابطه میان ترامپ و نتانیاهو دشوار است. سرپیچیهای نخستوزیر اسرائیل تاکنون هیچ پیامد فوری و آشکاری نداشته است.
در یکی از تماسهای تلفنی اخیر، ترامپ به نتانیاهو گفته بود: «تو دیوانهای. اگر حمایت من نبود الان در زندان بودی.»
با این حال، اطرافیان نتانیاهو همچنان اصرار دارند رابطه دو رهبر نزدیک است.
یکی از مقامهای اسرائیلی میگوید:«هیچ رهبر جهانیای رابطهای نزدیکتر از نتانیاهو با ترامپ ندارد. اما این به آن معنا نیست که ما میدانیم ترامپ در نهایت چه تصمیمی خواهد گرفت.»
چرا ترامپ جلوی اسرائیل را نمیگیرد؟
اگرچه ترامپ ممکن است از نتانیاهو انتقاد کند، اما هنوز تمایلی به رویارویی علنی با اسرائیل ندارد. سطح همکاری نظامی آمریکا و اسرائیل به حدی بالاست که اگر ترامپ واقعاً میخواست، میتوانست حملات اسرائیل به ایران را متوقف کند.
نکته مهم این است که محدودیت ترامپ سیاسی نیست. در گذشته رؤسایجمهور آمریکا نگران هزینه داخلی تقابل با اسرائیل بودند. اما اکنون حمایت افکار عمومی آمریکا از اسرائیل به شکل محسوسی کاهش یافته است.
بر اساس نظرسنجی مؤسسه گالوپ که در فوریه منتشر شد، برای نخستین بار در دو دهه گذشته، تعداد آمریکاییهایی که با فلسطینیان ابراز همدردی میکنند (۴۱ درصد) از کسانی که طرفدار اسرائیل هستند (۳۶ درصد) بیشتر شده است.
پیش از حملات ۷ اکتبر، این نسبت به سود اسرائیل ۵۵ درصد در برابر ۲۶ درصد بود.
این تغییر فقط محدود به دموکراتها نیست. طبق نظرسنجیهای دیگر، ۵۷ درصد جمهوریخواهان ۱۸ تا ۴۹ ساله نیز اکنون دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند.
در دولت آمریکا نیز برخی مقامها تمایل دارند اسرائیل را مسئول ناکامیهای واشنگتن در پرونده ایران بدانند؛ چه در تحقق اهداف جنگ و چه در تثبیت آتشبس.
افشای گزارشهایی درباره نگرانی پنتاگون از جاسوسی اسرائیل از حلقه نزدیکان ترامپ، از جمله استیو ویتکاف، فرستاده ویژه رئیسجمهور، احتمالاً بخشی از همین تلاشها برای مقصر جلوه دادن اسرائیل است.
اما نتانیاهو دغدغههای فوریتری از کاهش تدریجی حمایت آمریکا دارد. او باید حداکثر تا ماه اکتبر با انتخابات روبهرو شود و هم از سوی مخالفان و هم از سوی متحدانش تحت فشار است؛ زیرا هنوز نتوانسته نتایج قاطعی از جنگهای تقریباً سه سال اخیر اسرائیل ارائه دهد.
رژیم ایران همچنان برنامه موشکی و هستهای خود را حفظ کرده است. حماس هنوز بر بخشهایی از غزه کنترل دارد. حزبالله نیز با وجود ضربات سنگین اسرائیل، همچنان قادر به شلیک موشک و پهپاد است و از پوشش موشکی ایران بهره میبرد.
از زمانی که ترامپ در ۸ آوریل آتشبس با ایران را اعلام کرد، اسرائیل تلاش کرده جبهه لبنان را از پرونده ایران جدا کند و به عملیات علیه حزبالله ادامه دهد.
اما برای ترامپ، اولویت اصلی دستیابی به توافق با ایران است. به نظر میرسد او بیش از پیش به این نتیجه رسیده که تحقق این هدف مستلزم اعمال محدودیت بر اسرائیل خواهد بود.
در مقابل، اسرائیل بار دیگر نشان داده که میتواند از بیروت تا تهران را هدف قرار دهد، اما همچنان در تبدیل این موفقیتهای نظامی به دستاوردهای راهبردی ناتوان است؛ و شاید خطرناکتر از همه این باشد که در این مسیر، مهمترین متحد خود یعنی آمریکا را نیز به تدریج از دست بدهد.


