تهدید رئیسجمهور از روی منبر و سکوت مدعیالعموم؛ حاشیه امن مداحان تا کجاست؟

رویداد۲۴| در روزهایی که فضای سیاسی کشور پس از کشوقوسهای فراوان پیرامون یک توافق سرنوشتساز، بهسمت نوعی آرامش و انسجام نسبی حرکت میکرد، بار دیگر تریبونهای مذهبی به زمین بازی افراطگرایان و کانون شلیک به «وحدت ملی» تبدیل شدند. روند تازهای از هجمه مداحان علیه مسعود پزشکیان، رئیسجمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی، بار دیگر این پرسش کلیدی را ایجاد کرده است حاشیه امن این تریبونها تا کجاست که یک نفر میتواند رئیس جمهور تهدید به قتل با سلاح سرد کند و حتی یک تذکر هم نگیرد؟!
در شرایطی که مقامات مسئول در هفتههای گذشته بارها و به صراحت تاکید کردهاند که حفظ وحدت و همگرایی ضروریترین نیاز فعلی کشور است، چرا توافقی که با نظر ۱۱ عضو از شورای عالی امنیت ملی و رئیس جمهور حاصل شده و حتی شخص رهبری هم به رغم دغدغههای شخصی، با آن موافقت کرده است، تا این حد مورد هجمه برخی رسانهها و تریبونها قرار میگیرد؟! گویی قرار نیست چرخدندههای پروژه تفرقهافکنی متوقف شود؛ پروژهای که اینبار مستقیم حیات دومین مقام رسمی کشور را هدف گرفته است.
پروژه عبور از «خط قرمز»؛ مداحان و نهادهای قدرت
مداحان در سالهای اخیر صرفاً مرثیهخوانان سنتی نبودهاند، بلکه به عنوان بخشی از بدنه جریانهای خاص، نقشی جدی در فضای سیاسی و رسانهای ایفا کردهاند؛ تریبونی پرنفوذ که بهدلیل اتصال به نهادهای قدرت، مواضعشان هرگز «شخصی» تلقی نمیشود و نمیتوان بهسادگی از کنار آن عبور کرد.
وقتی از بالای چنین منبرهایی، رئیسجمهور منتخب ملت به ترور تهدید میشود، دیگر با یک نقد ساده سیاسی طرف نیستیم؛ این رفتار میتواند بخشی از یک پروژه بزرگتر برای تضعیف موضع دولت در پیادهسازی توافقات حاکمیتی باشد.
انتشار ویدیویی از محمدعلی بخشی، مداح اهل شهرری، موجی از شوک و حیرت را در فضای رسانهای ایجاد کرد. او با ادبیاتی تکاندهنده خطاب به مسعود پزشکیان گفت: «آقای رئیسجمهور اگر شروط رهبری محقق نشه، ما میدانیم و تیغ و حلقوم شما. پدرت رو درمیاریم!»
این گستاخی بیپروا بلافاصله با واکنش تند دفتر رئیسجمهور مواجه شد. سید مهدی طباطبایی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهور در یادداشتی تند نوشت: «خاک بر دهانش باد کسی که در ظاهر مقدس کاری میکند که پسند دشمن است. فرد گستاخی، رئیسجمهور شجاع و جانفدا را به قتل تهدید کرده است. برخورد قاطع و قانونی با عناصر مشکوک، خودسر و متجاسری که جرأت میکنند به دومین مقام کشور و منتخب ملت چنین بیپروا اهانت کنند وظیفه مسئولان ذیربط است.».
اما واکنشها به فضای رسمی محدود نماند. فضای مجازی یکپارچه به صحنه اعتراض کاربران به این ادبیات داعشیگونه تبدیل شد. فشار افکار عمومی و موج گسترده محکومیت در شبکههای اجتماعی چنان سنگین بود که این مداح را فوراً به عقبنشینی وادار کرد. او در توضیحی بدون عذرخواهی تلاش کرد ردای تهدید را از تن درآورد و مدعی شد: «این یک صحبتی در حد روشنگری و بیان احساسات بود و اصلا بحث تهدید مطرح نبود!»
باید از آقایان پرسید آیا طبق قانون مجازات اسلامی، تهدید علنی یک شهروند—چه رسد به رئیسجمهور—به قتل با ادبیات «تیغ و حلقوم»، صرفاً یک «بیان احساسات» ساده است؟ اگر همین جملات از سوی یک شهروند عادی یا منتقد دولت مطرح میشد، باز هم واکنشها در حد پذیرش یک توجیه چندخطی بود؟
از هجمه پایداری تا تهدیدهای مبهم؛ «فردا کاری خواهیم کرد»
این هجمههای سازمانیافته تنها به شهرری محدود نماند. در جبهه رسانهای، رجانیوز (ارگان رسانهای جبهه پایداری) به بهانه پیام پزشکیان پس از بیانات رهبری، ادبیاتی تند و تحکمی پیش گرفت. پزشکیان در پیام خود آورده بود: «اینجانب به عنوان رئیس جمهور و رئیس شورای امنیت ملی به همراه سایر اعضای این شورا خود را متعهد به توجه حداکثری نسبت به دغدغههای معظمله و حراست از حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت میدانیم.»، اما رجانیوز این متن را «بیادبانه» خواند و با لحنی تند نوشت: «آقای پزشکیان شما موظف به «اطاعت» و «رعایت» هستید نه «توجه»!»
همزمان مداح دیگری به نام محمد انجوینژاد در مواضعی مبهم، اما تهدیدآمیز با اشاره به بیانیه رهبری گفت: «به من گفتهاند، چون خیلی عصبانی هستی چیزی نگو و نمیگم... بیانیه آقا خیلی تلخ بود. شک نکنید که ما فکرهامون را میکنیم و حتما فردا کاری خواهیم کرد.»
مهدی رسولی هم در نوحه خود با ترجیع بند علیالاصول و اشاره به پیام مجتبی خامنهای رسما پزشکیان را شمر و بنده شیطان و رهبر جدید را امام حسین و بنده خدا خواند.
این پالسهای خطرناک و اعلام آمادهباش برای اقدامات خودسرانه، نشان میدهد که جریان افراط، توافق را همارز با پایان حیات سیاسی خود میبیند و آماده است تا ثبات کشور را فدای منافع جناحی کند.
استاندارد دوگانه و سکوت عجیب قوه قضاییه؛ مدعیالعموم کجاست؟
نکته تاریک و تاملبرانگیز این ماجرا، سکوت سنگین و معنادار قوه قضاییه است. در حالی که مدعیالعموم برای کوچکترین اظهارنظر یا نقد رسانهای از سوی روزنامهنگاران و فعالان مدنی بهسرعت اعلام جرم کرده و احضاریه صادر میکند، چگونه است که در برابر تهدید علنی به قتل رئیسجمهور یک کشور بر فراز منبر، سکوت اختیار کرده است؟
تریبون مداحی و مجالس مذهبی، سرمایهای عمومی و معنوی است که اساساً باید عامل وحدت، همگرایی و آرامش جامعه باشد، نه پایگاهی برای تفرقهافکنی، پاشیدن بذر کینه و ایجاد حواشی خطرناک سیاسی. افکار عمومی امروز با یک پرسش جدی روبروست: آیا قانون برای همه یکسان اجرا میشود؟ انتظار حداقلی از دستگاه قضا و مدعیالعموم این است که بدون لکنت و مصلحتسنجیهای جناحی، به این پرونده ورود کرده و با عناصر خودسر و متجاسری که ثبات ملی را نشانه رفتهاند، برخورد قاطع کند تا مشخص شود هیچکس، در هیچ جایگاهی، بالاتر از قانون نیست.