تاریخ انتشار: ۰۰:۴۴ - ۰۹ تير ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

انحلال سپاه در دستور کار چه کسی است؟ | طرح زمین مانده ارتش واحد و ادغامی که هرگز رخ نداد

ادعای تازه یک کارشناس صداوسیما درباره تلاش برخی جریان‌ها برای «انحلال سپاه»، دوباره پرونده‌ای را گشوده که ریشه آن به اختلافات ارتش و سپاه در دهه ۱۳۶۰ و طرح ناکام ادغام نیروهای مسلح بازمی‌گردد.

 آیا انحلال سپاه در دستور کار است؟ | طرح زمین مانده ارتش واحد و ادغامی که هرگز رخ نداد

رویداد۲۴ | لیلا فرهادی- روز گذشته مهدی خراتیان که اخیرا به عنوان کارشناس نظامی در صدا و سیما زیاد سر و کله اش پیدا می شود یک ادعای مهم مطرح کرد. او گفت عده ای طرح «انحلال سپاه» را دنیال می کنند. خراطیان این عبارت را مانند بسیاری دیگر از تحلیل های خود به مثابه فکت و خبر مطرح کرد، چنان که گویی از اطلاعات محرمانه ای مطلع است. اینکه چقدر این ادعا صحت دارد، قابل راستی آزمایی نیست و تا این لحظه صرفا یک ادعا از سوی یک کارشناس مورد علاقه صدا و سیماست. 

اما ماجرای انحلال سپاه سر دراز دارد. در دهه ۱۳۶۰ ایده‌ای فراگیر برای تجمیع همه نیروهای مسلح و انتظامی مطرح شد، اما هیچ‌گاه به یک طرح قطعی و مصوب برای ادغام هم‌زمان ارتش، سپاه و کمیته انقلاب تبدیل نشد و در نهایت در ساختار نظامی جمهوری اسلامی، ارتش و سپاه مستقل ماندند، اما زیر چتر فرماندهی و سیاست‌گذاری ستاد کل قرار گرفتند، وزارت دفاع و وزارت سپاه در سال ۱۳۶۸ ادغام شدند و کمیته انقلاب، شهربانی و ژاندارمری در سال‌های ۱۳۶۹ و ۱۳۷۰ در نیروی انتظامی ادغام شدند.

 چرا جمهوری اسلامی از ابتدا سه نیروی موازی داشت؟

پس از انقلاب، درباره سرنوشت ارتش شاهنشاهی اختلاف جدی وجود داشت و برخی جریان‌های انقلابی خواهان انحلال آن بودند. آیت‌الله خمینی با انحلال ارتش مخالفت کرد و روز ۲۹ فروردین را «روز ارتش» نامید. در پیام ۲۶ فروردین ۱۳۵۸، ارتش موظف شد با تجهیزات خود رژه برود و مردم نیز به حمایت از آن فراخوانده شدند. به این ترتیب، بقای ارتش به‌عنوان نیروی نظامی رسمی کشور تثبیت شد.

در کنار ارتش، کمیته‌های انقلاب اسلامی از ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ برای برقراری نظم، حفاظت از مراکز، جمع‌آوری سلاح و مقابله با نیروهای مخالف انقلاب شکل گرفتند. ماهیت کمیته‌ها بیشتر امنیتی و انتظامی داخلی بود، نه دفاع نظامی کلاسیک در برابر دشمن خارجی.

سپاه پاسداران نیز در اردیبهشت ۱۳۵۸ با تجمیع چند گروه مسلح انقلابی ایجاد شد. مأموریت اولیه آن حفاظت از انقلاب و مقابله با تهدیدهای داخلی و ضدانقلاب بود؛ هرچند با آغاز جنگ ایران و عراق، به‌تدریج به یک نیروی کامل نظامی با سازمان زمینی، دریایی و هوایی تبدیل شد.

این تفکیک در قانون اساسی سال ۱۳۵۸ تثبیت شد. اصل ۱۴۳ پاسداری از استقلال، تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی را به ارتش سپرد و اصل ۱۵۰ تصریح کرد که سپاه برای ادامه نقش خود در «نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن» پابرجا می‌ماند. قانون اساسی به‌جای ادغام، بر تعیین حدود مسئولیت‌ها و «همکاری و هماهنگی برادرانه» میان نیروها تأکید کرد.

نخستین طرح جامع؛ پیشنهاد آیت‌الله منتظری در سال ۱۳۶۵


مطالبی درباره جلسه رزمندگان با محسن رضایی در آذر سال سال ۱۳۶۳

ماجرای کودتای خزنده و اختلافات رزمندگان سپاه با محسن رضایی/ معترضان چگونه حذف شدند؟

میرزایی: جزییات جلسه سال ۶۳ و مستند کودتای خزنده/ محسن رضایی برنامه ریخته بود صدای جلسه را ضبط کند و به عنوان بهانه پیش امام ببرد

سردار داوود کریمی فرمانده معترض محسن رضایی در مستند کودتای خزنده کیست؟


یکی از نخستین اسناد روشن درباره ادغام گسترده نیروها به روزنوشت ۱۴ اردیبهشت ۱۳۶۵ اکبر هاشمی رفسنجانی بازمی‌گردد. براساس خاطرات او، آیت‌الله حسینعلی منتظری در جلسه‌ای با سران قوا، طرح ادغام «ارتش، سپاه، ژاندارمری، کمیته‌ها و شهربانی» را مطرح کرد.

هاشمی نوشته است که در آن جلسه، اصل ایده مورد قبول قرار گرفت، اما درباره زمان و نحوه اجرای آن، مطالعه بیشتر ضروری دانسته شد. این طرح بسیار گسترده‌تر از ادغام ارتش و سپاه بود و در عمل می‌خواست مجموعه نیروهای نظامی و انتظامی کشور را در ساختاری تازه تجمیع کند. بااین‌حال، این موضوع در حد گفت‌وگو باقی ماند و به قانون یا فرمان اجرایی تبدیل نشد.

در سال‌های جنگ، دلیل طرح چنین ایده‌ای روشن بود: ارتش و سپاه هر کدام فرماندهی، نیروی زمینی، ساختار اطلاعاتی، لجستیک، آموزش و برنامه‌ریزی عملیاتی خود را داشتند. اگرچه در عملیات‌هایی مانند بیت‌المقدس همکاری موفقی میان فرماندهان دو نیرو شکل گرفت، اختلاف بر سر طراحی عملیات، تقسیم تجهیزات، نوع فرماندهی و روش جنگ نیز بارها پدیدار شد. هاشمی در خاطرات خود بارها به شکایت فرماندهان سپاه و ارتش از دیگری اشاره کرده است.

حکم ۱۲ خرداد ۱۳۶۷؛ فرمان ادغام یا فرمان هماهنگی؟


بیشتر بخوانید:

سرانجام تلاش برای برکناری محسن رضایی از فرماندهی جنگ به کجا ختم شد؟

اختلاف ارتش و سپاه در زمان جنگ ایران و عراق بر سر چه بود؟


در ۱۲ خرداد ۱۳۶۷، آیت‌الله خمینی هاشمی رفسنجانی را با اختیارات گسترده به جانشینی فرمانده کل قوا منصوب کرد. در این حکم، از او خواسته شد:

«ستاد فرماندهی کل» را برای فراهم کردن زمینه «وحدت کامل» ایجاد کند؛ ارتش، سپاه، بسیج و نیروهای انتظامی را هماهنگ سازد؛ سازمان‌های پشتیبانی مرتبط را به شکل صحیح ادغام کند و سازمان‌های تکراری و غیرضروری را حذف یا تجمیع کند.

اما در متن حکم، عبارت صریحی مبنی بر «انحلال ارتش و سپاه و تشکیل یک نیروی واحد» وجود نداشت. موضوع اصلی حکم، وحدت فرماندهی، هماهنگی عملیاتی، تجمیع پشتیبانی و حذف سازمان‌های موازی بود. هاشمی سال‌ها بعد گفت این حکم را مجوز حرکت به‌سوی ادغام کامل تلقی کرده بود؛ اما علی شمخانی روایت کرده است که بحث هنوز در مرحله بررسی ساختار بود و حتی احتمالاً به مرحله تصمیم نهایی آیت‌الله خمینی نرسیده بود.

رحیم صفوی نیز سال‌ها بعد گفت هاشمی و گروهی از مسئولان به‌طور جدی ادغام را پیگیری می‌کردند و عبدالله نوری مأمور برگزاری جلسات شده بود؛ اما شماری از فرماندهان سپاه، از جمله خود صفوی، به‌شدت با آن مخالفت می‌کردند. بنابراین در میان فرماندهان سپاه نیز اجماع وجود نداشت.

هاشمی در مصاحبه با مولف کتاب «زمانه و زندگی هاشمی رفسنجانی» میگوید طرح ادغام سپاه و ارتش «به دستور امام» بود و در «حکم جانشینی فرمانده کل قوای من نیز آمده بود».

نظر آیت‌الله خمینی چه بود؟

در این زمینه باید میان حکم رسمی و روایت خاطرات هاشمی از جلسات خصوصی تفاوت گذاشت.

هاشمی در خاطرات ۲۳ شهریور ۱۳۶۷ نوشته است که آیت‌الله خمینی با تجمیع امکانات پشتیبانی موافق بود، اما در آن مقطع ادغام ارتش و سپاه را مناسب نمی‌دانست و معتقد بود این اقدام ممکن است به «دعوا، نزاع و نارضایتی» منجر شود.

او در روزنوشت دوم فروردین ۱۳۶۸ نیز نوشته است که مشکل دوگانگی نیروها، هزینه‌های سنگین و سازمان‌های تکراری را برای آیت‌الله خمینی توضیح داده، اما او نگران بوده است که ادغام باعث خشم نیروها و درگیری شود.

هاشمی نوشته امام قبول داشته که سرانجام باید یکی شوند، ولی زمان را مناسب نمی‌دانند. اما با ادغام دو وزارتخانه دفاع و سپاه مخالفتی ندارند.

بنابراین نمی‌توان با قطعیت گفت آیت‌الله خمینی فرمان ادغام کامل ارتش و سپاه را صادر کرده بود. سند رسمی سال ۱۳۶۷ درباره «وحدت کامل» و حذف ساختارهای موازی است، درحالی‌که خاطرات هاشمی نشان می‌دهد او با ادغام فوری دو سازمان رزمی موافق نبوده است.

 تصمیم نهایی پس از درگذشت آیت‌الله خمینی

با درگذشت آیت‌الله خمینی در خرداد ۱۳۶۸ و آغاز رهبری آیت‌الله خامنه‌ای، مسیر بحث تغییر کرد. آیت‌الله خامنه‌ای از نخستین ماه‌های رهبری خود به‌صراحت گفت هیچ‌یک از دو سازمان نباید در دیگری هضم یا حذف شود. او در ۱۹ تیر ۱۳۶۸ گفت: «سپاه و ارتش هر دو می‌مانند» و هیچ‌کدام نباید به نفع دیگری از بین برود.

موضع نهایی در سخنرانی ۲۹ آبان ۱۳۶۸ اعلام شدزمزمه و ادعای محو شدن یکی از دو سازمان ارتش و سپاه به نفع دیگری تمام شد... هر دو سازمان باید با قدرت بمانند

او مأموریت اصلی سپاه را دفاع مسلحانه از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و مأموریت اصلی ارتش را دفاع از مرزهای کشور معرفی کرد. این سخنرانی عملاً به پرونده ادغام سازمانی دو نیرو پایان داد.

در سال‌های بعد، کمیته‌ها و گروه‌های کارشناسی مأمور شدند حدود وظایف ارتش و سپاه را مشخص کنند. در سال ۱۳۷۰ نیز آیت‌الله خامنه‌ای گفت هزاران نفرساعت صرف تفکیک مسئولیت‌های دو نیرو شده و طرح دوباره ادغام را اقدامی زیان‌بار دانست.

 چه بخش‌هایی از ایده ادغام اجرا شد؟

ادغام وزارت دفاع و وزارت سپاه

مجلس در ۲۸ مرداد ۱۳۶۸ قانون تشکیل وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح را تصویب کرد. طبق ماده یک این قانون، وزارت دفاع و وزارت سپاه پاسداران در یکدیگر ادغام شدند. بااین‌حال، این یک ادغام اداری، صنعتی، بودجه‌ای و پشتیبانی بود و ارتش و سپاه به‌عنوان دو نیروی نظامی جداگانه باقی ماندند. خود قانون نیز در تعریف نیروهای نظامی، ارتش و سپاه را دو مجموعه مستقل معرفی می‌کرد.

ادغام کمیته، شهربانی و ژاندارمری

قانون نیروی انتظامی در ۲۷ تیر ۱۳۶۹ وزارت کشور را موظف کرد شهربانی، ژاندارمری و کمیته انقلاب اسلامی را حداکثر ظرف یک سال ادغام و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران را تشکیل دهد. این ادغام در سال ۱۳۷۰ عملی شد.

ادغام کمیته‌ها آسان‌تر و منطقی‌تر بود، زیرا وظایف آن‌ها با شهربانی و ژاندارمری هم‌پوشانی داشت: حفظ نظم عمومی، کنترل شهرها، مقابله با ناامنی و انجام امور انتظامی. برخلاف سپاه، کمیته در قانون اساسی جایگاه مستقلی مشابه اصل ۱۵۰ نداشت و با تثبیت ساختار حکومت، ادامه فعالیت چند پلیس موازی توجیه کمتری داشت.

ایجاد فرماندهی واحد

به‌جای ادغام ارتش و سپاه، ستاد فرماندهی کل ـ که بعدها به ستاد کل نیروهای مسلح تبدیل شد ـ مسئول هماهنگی، سیاست‌گذاری کلان، تقسیم مأموریت‌ها و نظارت بر مجموعه نیروهای مسلح شد. به این ترتیب الگوی نهایی جمهوری اسلامی، «فرماندهی واحد و سازمان‌های جداگانه» بود، نه تشکیل یک ارتش واحد.

چرا ادغام کامل ارتش و سپاه اجرا نشد؟

براساس خاطرات هاشمی، آیت‌الله خمینی نگران بود ادغام، خشم نیروها، رقابت سازمانی و نارضایتی ایجاد کند. ارتش و سپاه هر دو دارای سلسله‌مراتب، فرماندهان، فرهنگ سازمانی و منافع نهادی قدرتمندی بودند.

هاشمی در گفت و گو با مولف کتاب «زمانه و زندگی هاشمی رفسنجانی» توضیح داده که در جنگ به این نتیجه رسیدند اما آن زمان جراحی سخت بود اما او تاکید کرده که اساسا « با دو ارتش و دو نیروی مسلح که رقیب همدیگر هستند، چگونه می‌توان جنگید؟» او از طرحی صحبت می کند که با حسن روحانی هم درباره آن صحبت کرده بود که شامل درست کردن لشکرهایی ترکیبی از سپاه و ارتش باشد ولی یک فرماندهی داشته باشد. هاشمی میگوید در آن مقطع « آیت‌الله خامنه‌ای به امام (ره) گفته بودند و امام گفتند که شما آن قسمتش را بگذار و کارهای دیگرش را بکن تا برسیم».

هاشمی می گوید در راستای دستور امام همان موقع، کلانتری‌ها، ژاندامری‌ها و کمیته‌ای‌ها را که مأموریت این سه نیرو از هم جدا بود، با هم ادغام کردیم و ناجا شد و خیال ما هم راحت شد. اما ادغام ارتش و سپاه انجام نشد.

او حتی به ایجاد سپاه قدس هم انتقاد می کند و میگوید بعدها این نیرو هم با وزارت خارجه دچار اصطکاک شد چون « اشکالش این است که وزارت خارجه را از اعمال مسؤولیت خودش در حساس‌ترین نقاطی که به ما مربوط می‌شود محروم کرده است. در عراق، سوریه، لبنان، افغانستان، یمن و هر جایی که این‌گونه می‌شود، ما حقیقتاً مشکل داریم. در این کشورها کسی نمی‌تواند سفیری را بدون موافقت سپاه قدس بگذارد.»

از سوی دیگر مانع اصلی، مخالفت بخشی از فرماندهان سپاه بود که تصور می‌کردند ادغام در عمل به معنای حل شدن سپاه در ارتش خواهد بود. رحیم صفوی در مصاحبه ای این طرح را خطری برای هر دو نیرو و انقلاب توصیف کرده است. در طرف مقابل نیز بخشی از ارتشیان از گسترش ساختارهای مشابه سپاه و انتقال امکانات ارتش ناراضی بودند.

در نهایت پس از خرداد ۱۳۶۸، آیت‌الله خامنه‌ای حفظ دو نیرو را سیاست قطعی اعلام کرد. از آن زمان به بعد، هدف نه ادغام، بلکه تفکیک مأموریت‌ها و تقویت هماهنگی زیر نظر فرماندهی کل بود.

طرح موضوع انحلال سپاه یا ادغام نیروهای نظامی در شرایط کنونی یک ابهام بزرگ است. ایین طرح در شرایطی که سپاه هنوز به ابعاد کنونی امروز نرسیده بود، با شکست مواجه شد. مشخص نیست چطور ممکن است امروز در حالی که سپاه رسما مدیریت یک جنگ را برعهده دارد، چنین طرحی در دستور کار یک جریان حاکم قرار گرفته باشد. طرح این موضوع در شرایط کنونی را باید در زمره تحلیل هایی دسته بندی کرد که به دنبال برچیده شدن توافق اخیر ایران و آمریکا هستند. 

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha