تاریخ انتشار: ۱۵:۰۵ - ۲۰ تير ۱۴۰۵
تعداد نظرات: ۲ نظر
در رویداد۲۴ بخوانید:

ادبیات انتقام و بن‌بست دیپلماسی؛ هزینه تندروی برای ایران چیست؟

در حالی که فضای سیاسی ایران پس از حملات اخیر همچنان ملتهب است، تریبون‌های رسمی بیش از هر زمان دیگری به صحنه طرح شعار‌های انتقام، ترور و نفی مذاکره تبدیل شده‌اند. اما همزمان، دونالد ترامپ با استناد به همین فضا، تهدید‌های نظامی خود را تشدید کرده است؛ اتفاقی که این پرسش را پررنگ‌تر می‌کند که آیا این ادبیات، بازدارندگی می‌آفریند یا بهانه‌ای تازه برای افزایش فشار بر ایران؟
کشتن ترامپ

رویداد۲۴| در فضای به شدت ملتهب سیاسی و نظامی منطقه، بار دیگر صدای طبل جنگ و شعار‌های خون‌خواهی از تریبون‌های رسمی و رسانه‌ای کشور به گوش می‌رسد؛ صدایی که این بار نه از حنجره طراحان استراتژی‌های متوازن ملی، بلکه از سوی جریان رادیکال و نهاد‌های رسانه‌ای پرقدرت هدایت می‌شود. شهادت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر شهید انقلاب در پی حملات مشترک آمریکا و اسرائیل، بدون شک تکانه‌ای بزرگ و بی‌سابقه بر پیکر سیاست ایران بود، اما رفتار‌های هیجانی و کوبیدن مداوم بر طبل انتقام سخت و ترور، بیش از آنکه بازدارندگی ایجاد کند، بهانه‌ای طلایی به دست رادیکال‌های واشنگتن داده است. در این میان، جریان خردورز و تحول‌خواه کشور با نگرانی عمیق به این رویکرد می‌نگرد؛ رویه‌ای که منافع ملی، معیشت توده‌های مردم و ثبات نیم‌بند اقتصادی ایران را قربانی یک بازی پرهزینه تبلیغاتی می‌کند.

خون‌خواهی از تریبون‌های رسمی

نگاهی به خطبه‌های نماز جمعه این هفته، بیانیه‌ها و مواضع رسانه‌ای روز‌های اخیر نشان می‌دهد که تریبون‌های کلیدی حاکمیت به طور هماهنگ در اختیار جریانات رادیکال و چهره‌های پرنفوذ قرار گرفته است. در بالاترین سطح قضایی، غلامحسین محسنی اژه‌ای صراحتاً اعلام کرده است که تهران «خون‌خواهی» را فراموش نخواهد کرد و طالب تقاص است. در همین حال، سید علی خمینی با ادبیاتی به شدت تند، هرگونه سخن از صلح و مذاکره را خیانت و مایه‌ی نجاست دهان خوانده و می‌گوید مسئولانی که به فکر انتقام نباشند باید به وجدان خود شک کنند؛ موضعی که فراتر از تندرو‌های سنتی، مرزبندی‌های جدیدی در فضای سیاسی ایجاد کرده است.

این موج در لایه‌های دیگر حاکمیت نیز با قدرت جریان دارد؛ به طوری که احمد علم الهدی در مشهد خواستار پیش چشم قرار گرفتن مدام انتقام برای مردم شده و سعید جلیلی با نادیده گرفتن بحران‌های معیشتی، موضوع انتقام را به عنوان حق اصلی ملت تئوریزه می‌کند.

همزمان امیرحسین ثابتی از تلاش برای ثبت رسمی طرح‌های انتقام در مجلس پس از بازگشایی خبر داده و سیدرضا نریمانی مداح معروف صراحتا می‌گوید که ما باید زیر میز توافق بزنیم! یک مجری تلویزیون برای ترور ترامپ اعلام آمادگی کرده و خبرگزاری فارس زن کفن پوشی که با یک پلاکارد در دست برای ترور ترامپ دواطلب شده، می‌ستاید؛ همه اینها نشان از یک ارکستر هماهنگ دارند.

سود ترامپ از ادبیات تند تهران

این لفاظی‌های رسانه‌ای و پلاکارد‌های رسمی، سریع‌تر از آنچه تصور می‌شد در واشنگتن بازتاب یافته و پاسخی خطرناک را به همراه داشته است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، با استناد به همین ادعا‌ها و گزارش‌های اطلاعاتی وال‌استریت ژورنال مبنی بر طرح‌های ترور منتسب به ایران، بلافاصله وارد فاز تهدید نظامی مستقیم شده است. او با اعلام اینکه هزاران موشک آمریکایی از هم‌اکنون به سوی ایران هدف‌گیری شده و آماده شلیک است، خط‌ونشان کشید که ارتش آمریکا برای یک دوره یک‌ساله آماده و قادر است تمام مناطق ایران را به‌طور کامل در هم بکوبد و نابود کند.

واقعیت این است که این دست موضع‌گیری‌های رادیکال در داخل کشور، بهترین سوخت را برای ماشین جنگی و تبلیغاتی ترامپ فراهم می‌کند. واشنگتن که همواره به دنبال بهانه‌ای برای اجماع‌سازی جهانی علیه ایران و مشروعیت‌بخشی به رفتار‌های تهاجمی خود بوده، حالا تهدید‌های لفظی و شعار‌های تندرو‌های داخلی را به عنوان مدرکی دال بر تهدیدات واقعی به افکار عمومی جهان عرضه می‌کند و ایران را در موضع ضعف دیپلماتیک قرار می‌دهد.

مرز باریک میان تاکتیک و بحران

برخی تحلیل‌گران معتقدند حکومت با میدان دادن به این جریان و برجسته‌کردن تهدید‌های رادیکال، بازی سنتی «پلیس خوب و پلیس بد» را به راه انداخته است. بر اساس این فرضیه، ساختار قدرت تلاش می‌کند از یک سو فضای ملتهب بدنه وفادار خود را پس از این ضربه سنگین تسکین دهد و از سوی دیگر، در جبهه دیپلماتیک از این فشار تصنعی داخلی به عنوان یک ابزار چانه‌زنی استفاده کند تا طرف مقابل را پای میز مذاکره تحت فشار بگذارد.

اما این بازی در شرایط کنونی بین‌المللی بسیار خطرناک و پرهزینه است، زیرا مرز میان مانور دیپلماتیک و ایجاد یک جنگ ناخواسته بسیار باریک شده است. وقتی محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، بر مقابله‌به‌مثل در قبال حملات به زیرساخت‌ها تاکید می‌کند، طرف مقابل این رفتار را نه یک بازی تاکتیکی برای امتیازگیری، بلکه موضع رسمی و حاکمیتی تلقی می‌کند؛ به ویژه که ترامپ حتی در سوءقصد‌های پیشین نیز ایران متهم کرده بود. در نتیجه، این استراتژی بجای باز کردن گره‌های کور، ایران را بیشتر در حصار تهدید‌ها محصور می‌سازد.

هزینه اقتصادی ادبیات جنگ‌طلبانه

اصرار بر ادبیات انتقام‌جویی و ترور، تبعات سنگین، ملموس و مستقیمی برای زیست روزمره مردم و جایگاه بین‌المللی کشور به همراه دارد. در گام نخست، وقتی ادبیات رسمی و رسانه‌ای کشور حول محور ترور مقامات خارجی بچرخد، تمام کانال‌های موازی دیپلماتیک کور می‌شوند و حتی کشور‌های همسو و میانجی‌گر منطقه نیز فضای لازم را برای پادرمیانی و کاهش تنش‌ها از دست می‌دهند.

در گام بعدی، این انسداد سیاسی مستقیماً به اقتصاد تضعیف‌شده کشور سرایت می‌کند. هرگونه سیگنال جنگی و ناامنی، بلافاصله بازار ارز، طلا و بورس ایران را متلاطم ساخته، فرار سرمایه را شدت می‌بخشد و با افزایش تحریم‌ها و انسداد بیشتر دارایی‌های بلوکه شده، تورم افسارگسیخته‌ای را رقم می‌زند که پیش از همه، سفره کوچک‌شده توده‌های محروم جامعه را هدف قرار می‌دهد و به نارضایتی‌های داخلی دامن می‌زند.

منافع ملی یا رقابت سیاسی؟

نقد اساسی به این جریان رادیکال این است که آنها امنیت ملی و سرنوشت یک ملت را به ابزاری برای رقابت‌های جناحی و بقای سیاسی خود تبدیل کرده‌اند. تندرو‌ها به خوبی می‌دانند که در فضای صلح، دیپلماسی و رفاه اقتصادی، قافیه را به رقبای خود می‌بازند؛ بنابراین حیات خود را در بازتولید مدام بحران، وضعیت جنگی و دوقطبی‌سازی جامعه می‌بینند و هر صدایی که عقلانیت و صلح را ترویج کند، با برچسب خیانت سرکوب می‌کنند.

عقلانیت سیاسی حکم می‌کند که در این شرایط بحرانی، هدایت افکار عمومی و تریبون‌ها به دست دیپلمات‌های ورزیده و استراتژیست‌های کلان‌نگر سپرده شود. انتقام واقعی از دشمنان این مرز و بوم، نه با ترور‌های کور و شعار‌های ویرانگر، بلکه با ساختن کشوری قدرتمند، توسعه‌یافته، دارای ثبات اقتصادی و برخوردار از پشتوانه رضایت عمومی مردم محقق می‌شود. فروکاستن سیاست خارجی یک کشور بزرگ به رفتار‌های هیجانی، چیزی جز بازی در زمین دونالد ترامپ و پشت پا زدن به منافع حیاتی ایران نیست.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: ترور ، ترامپ ، انتقام
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۲
ناشناس
|
Sweden
|
۱۶:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۰
0
6
این تهدید‌های تهی حتی کار را برای نتانیاهو بسیار آسان کرده است. روابط دولتها با دولتهای دیگر و شهروندان احساسی‌ نیست (افلاطون بیش از ۲۳۰۰ ساله پیش) ولی‌ این حضراتی که خود را رجال و مسٔولین این کشور میدانند قادر به اداره احساسات خود نیستند، بهای این حرکات را مردم بیچاره و بدبختی میدهند که تحت لوا و حکمرانی اینان کارشان به اینجا رسیده است.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۲۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۱
0
2
تهدید وحرف های پوچ که فقط مصرف داخلی دارند.
اینهایی که خودشون هم می دانند که رجزخوانی شان پوچ است و فقط برای دیده شدن شعار پوچ می دهند
نظرات شما
captcha