از بمب هستهای تا ترور ترامپ؛ سنگی که به چاه سیاست خارجی میافتد | شعارهای پرهزینه در روزهای حساس چه سودی دارد؟
رویداد۲۴| روزی نیست که از تریبونهای رسمی و نیمهرسمی، صدایی برنخیزد که بار سنگین آن را باید معیشت مردم و امنیت ملی به دوش بکشند. در تازهترین نمونه از این دست موضعگیریها، اظهارات احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، بار دیگر نشان داد که چگونه تقلیل مسائل پیچیده سیاست خارجی به شعارهای تند و هیجانی، میتواند مسیر دیپلماسی را سنگلاخ کند. او در گفتوگویی صریح، رسماً از ضرورت ساخت «بمب هستهای» سخن گفته و با شبیهسازی تاریخی بستن کانال سوئز توسط مصر، خواستار برخورد سخت در تنگه هرمز شده است.
این سخنان، زمانی که در کنار ادبیات انتقامجویانه اخیر تندروها مانند تهدید به ترور ترامپ یا توصیه امروز کیهان به انسداد بابالمندب قرار میگیرد، تصویری نگرانکننده از یک بیبرنامگی پرهزینه را ترسیم میکند؛ تصویری که در آن «کلام»، به جای آنکه ابزار بازدارندگی باشد، به بهانهای برای اجماعسازی علیه کشور تبدیل میشود.
تندباد کلام و هزینهای که دیپلماسی میپردازد
در دنیای امروز، سیاست خارجی عرصه محاسبات دقیق، سیگنالهای هوشمندانه و بازی با کارتهای پنهان است. در چنین فضایی، جار زدن استراتژیهای حساس - حتی اگر در حد ایده و نظر شخصی باشد - تنها دستاوردی که دارد، هوشیار کردن رقیب و توجیه رفتارهای تهاجمی اوست.
سخنان اردستانی مبنی بر اینکه «زمان آن رسیده که ایران بمب هستهای بسازد»، درست در نقطهای مقابل عقلانیت دیپلماتیک قرار دارد. شکی نیست که ایران هزینههای سنگینی بابت پرونده هستهای خود پرداخته است، اما پاسخ به این هزینهها، فرو غلتیدن در مسیر تقابل مطلق و بهانه دادن به دست آژانس بینالمللی انرژی اتمی و تندروهای واشنگتن نیست. این دست مواضع، به جای آنکه موضع ایران را تقویت کند، فضای بینالمللی را علیه تهران منسجمتر کرده و واکنشهای تندتر و تحریمهای شدیدتر ایالات متحده را به دنبال خواهد داشت.
بیوزنان پرصدا؛ تریبونهای بیمسئولیت و جوسازیهای بینالمللی
شاید در تحلیل اولیه گفته شود که چهرههایی، چون اردستانی، تصمیمگیرندگان نهایی در ساختار کلان سیاست خارجی و دفاعی ایران نیستند و مواضع آنها بیشتر جنبه مصرف داخلی دارد یا برآمده از تحلیلهای شخصی است. این گزاره هرچند از نظر حقوقی و ساختاری درست است، اما از منظر «دیپلماسی رسانهای» یک خطای استراتژیک به شمار میرود.
در جهان شبکهای امروز، رسانههای غربی و اندیشکدههای ضدایرانی کاری به وزن واقعی سیاسی گوینده ندارند. برای آنها، عنوان «عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران» کافی است تا هر اظهارنظری را به عنوان «راهبرد پنهان نظام» فاکتور کنند. اینگونه اظهارات بیپروا، خوراک تبلیغاتی بینظیری برای ایرانهراسی فراهم میآورد و تلاشهای دستگاه دیپلماسی را برای کاهش تنشها و یافتن روزنههای تعامل خنثی میسازد. در واقع، این چهرههای پرصدا اگرچه در اتاقهای تصمیمگیری وزنی ندارند، اما در فضای رسانهای، میداندار جوسازیهایی میشوند که هزینه آن مستقیم از جیب منافع ملی پرداخت میشود. تبعات اظهارات آنان حکایت همان ضربالمثل فارسی است که یک دیوانه سنگی در چاه انداز که هزار عاقل نتوانند برون آورند.
بومرنگ تهدید؛ بهانه به دست حریف ندهید
نمونه آشکار این آسیبشناسی را میتوان در ادبیات مربوط به «تهدید به قتل ترامپ» مشاهده کرد. پافشاری بر این ترجیعبند کلامی، نه تنها گرهی از مشکلات امنیتی ما نگشود، بلکه به ترامپ این فرصت را داد تا مظلومنمایی کند، رقبای دموکرات خود را به ضعف متهم سازد و فضای داخلی آمریکا را برای اجماع علیه ایران آمادهتر کند. واکنش تند و بهرهبرداری رسانهای و انتخاباتی ترامپ از این تهدیدها نشان داد که چگونه یک موضعگیری احساسی میتواند به یک بومرنگ سیاسی تبدیل شود و درست به سینه خودی برخورد کند.
همین الگو در پیشنهادهای مربوط به انسداد شاهراههای حیاتی انرژی مانند تنگه هرمز و بابالمندب تکرار میشود. تشبیه شرایط امروز خلیج فارس به انسداد کانال سوئز توسط مصر در دهه ۱۹۶۰، نادیده گرفتن تفاوتهای بنیادین ژئوپلیتیک، حقوق بینالملل و ساختار قدرت در جهان امروز است. مسدود کردن یا سفتوسخت گرفتن غیرعادی در تنگه هرمز، بر خلاف تصور مدافعان آن، به کسب درآمد منتهی نمیشود، بلکه ائتلافهای نظامی بینالمللی را به خلیج فارس میکشاند و کشورهای همسایه و شرکای تجاری ایران را نیز به صف آرایی در برابر تهران مجاب میکند. در همین راستا است که بسیاری از تحلیلگران داخلی در روزهای گذشته نسبت به تبعات پافشاری بر این موضوع و احتمال از دست رفتن کارت هرمز سخن گفتهاند.
ضرورت بازگشت به عقلانیت مصلحتسنج
سیاست خارجی عرصه شجاعت در کلام نیست؛ عرصه مهارت در عمل و مصلحتسنجی ملی است. در شرایط حساس کنونی، بیش از هر زمان دیگری به صدایی واحد، سنجیده و مبتنی بر منافع ملی نیاز است. تریبونهای رسمی کشور نباید به محلی برای مسابقه در ابراز مواضع تند و هزینهساز تبدیل شوند.
اگر قرار است در برابر فشارهای خارجی ایستادگی شود، این ایستادگی باید با اتکا به دیپلماسی هوشمندانه، تقویت انسجام داخلی و پرهیز از بهانهدادن به دست دشمنان باشد، نه با فریاد کشیدن استراتژیهایی که پیش از اجرا، تاثیر منفی خود را بر بازار، معیشت و امنیت کشور بر جای میگذارند.
پس خفه شید بزارید کار رو دیگران درست کنند
کاملاً برنامه ریزی شده و در جهت اهداف اسرائیل است .
با گفتن علنی و تهدید به ترور و ساخت بمب و تهدید مسئولان کشور و .... و رفتارهای کاملاً نمایشی ، دقیقاً با همراهی اسرائیل و به دستور اسرائیل رفتار می کنند .
.
و در حالی که به بهانه طرح لیوان ، اظهار نظر شخصی ، صدای بوق ، رنگ لباس ، .... برای مردم پرونده سازی می شود ، متاسفانه به دلایل نا موجه با این جماعتِ خطرناک ، مدارا می شود .
توو اون مجلس یه نماینده پیدا نمیشه حرف دل مردم و بزنه بگه این مردم جنگ نمی خوان؟