تاریخ انتشار: ۱۲:۵۸ - ۲۷ تير ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

اندی برنهام کیست؟ | و چرا ایران نخستین آزمون نخست وزیر جدید بریتانیا خواهد بود؟

اندی برنهام هنوز رسماً وارد دفتر نخست‌وزیری بریتانیا نشده، اما بحران ایران و آمریکا پیش از آغاز کارش، مهم‌ترین پرونده سیاست خارجی او را روی میز گذاشته است.

اندی برنهام کیست؟ | و چرا ایران نخستین آزمون نخست وزیر جدید بریتانیا خواهد بود؟

رویداد۲۴ |برنهام که سال‌ها به‌عنوان شهردار منچستر بزرگ شناخته می‌شد، پس از کناره‌گیری کی‌یر استارمر با حمایت گسترده نمایندگان حزب کارگر به رهبری این حزب رسید و قرار است از دوشنبه به‌طور رسمی نخست‌وزیر بریتانیا شود.

برنهام در داخل بریتانیا بیشتر به دلیل دفاع از خدمات عمومی، مخالفت با خصوصی‌سازی، حمایت از واگذاری اختیارات بیشتر به دولت‌های محلی و مواضع چپ‌گرایانه اقتصادی شناخته می‌شود. او از منتقدان سیاست‌های ریاضتی محافظه‌کاران بوده و در سال‌های اخیر تلاش کرده چهره‌ای متفاوت از حزب کارگر ارائه دهد؛ سیاستمداری که به جای لندن، پایگاه اصلی خود را در شمال انگلستان ساخته است. همین ویژگی باعث شده رسانه‌های بریتانیایی از او با لقب «پادشاه شمال» یاد کنند.

اما پرسش اصلی اکنون این است که نخست‌وزیر جدید بریتانیا در قبال ایران، اسرائیل و فلسطین چه مواضعی دارد و آیا جنگ ایران می‌تواند نخستین بحران بزرگ دوران زمامداری او باشد؟

اندی برنهام کیست؟

اندی برنهام، سیاستمدار ۵۶ ساله حزب کارگر، یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های جناح چپ میانه در سیاست بریتانیاست. او متولد سال ۱۹۷۰ در مرزی‌ساید است و فعالیت سیاسی خود را از اواخر دهه ۱۹۹۰ آغاز کرد. برنهام از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۷ نماینده پارلمان بود و در دولت‌های تونی بلر و گوردون براون سمت‌های مختلفی از جمله وزیر فرهنگ، رسانه و ورزش، وزیر بهداشت و وزیر خزانه‌داری را برعهده داشت.

او پس از شکست در رقابت رهبری حزب کارگر، در سال ۲۰۱۷ از پارلمان کناره گرفت و با رأی مستقیم مردم به نخستین شهردار منطقه «منچستر بزرگ» تبدیل شد؛ سمتی که نزدیک به ۹ سال در اختیار داشت و بیش از هر چیز به دلیل مدیریت دوران کرونا، دفاع از خدمات عمومی، مخالفت با سیاست‌های ریاضتی لندن و مطالبه اختیارات بیشتر برای مناطق شمالی انگلستان به چهره‌ای ملی تبدیل شد. همین سابقه باعث شده رسانه‌های بریتانیایی لقب «پادشاه شمال» را برای او به کار ببرند.

برنهام از نظر اقتصادی به جناح چپ حزب کارگر نزدیک است. او از افزایش نقش دولت در اقتصاد، بازگرداندن برخی خدمات عمومی مانند آب و انرژی به کنترل عمومی، کاهش هزینه‌های زندگی، افزایش سرمایه‌گذاری در خدمات درمانی (NHS) و تمرکززدایی از قدرت در لندن حمایت می‌کند. با این حال، در سیاست خارجی برخلاف بسیاری از چهره‌های چپ حزب کارگر، معمولاً مواضعی عمل‌گرایانه‌تر اتخاذ کرده و تلاش کرده میان حفظ روابط سنتی بریتانیا با آمریکا و اسرائیل و انتقاد از برخی سیاست‌های آنها تعادل برقرار کند.

همین رویکرد باعث شده او امروز با پیچیده‌ترین آزمون دوران سیاسی خود روبه‌رو شود؛ چرا که هنوز وارد ساختمان شماره ۱۰ داونینگ استریت نشده، اما بحران ایران، جنگ خاورمیانه و تنش در روابط لندن و واشنگتن، نخستین پرونده‌ای است که روی میز او قرار گرفته است.

مواضع برنهام درباره فلسطین و اسرائیل

مواضع اندی برنهام درباره مناقشه فلسطین و اسرائیل، در طول سال‌های گذشته ثابت نبوده و به‌تدریج تغییر کرده است.

در سال ۲۰۱۵، زمانی که یکی از نامزدهای رهبری حزب کارگر بود، خود را «دوست اسرائیل و جامعه یهودیان» معرفی کرد و همچنان از راه‌حل دو کشوری حمایت می‌کرد. او عضو و حامی گروه Labour Friends of Israel نیز بوده است؛ گروهی که از قدیمی‌ترین تشکل‌های حامی اسرائیل در حزب کارگر محسوب می‌شود. در همان مقطع، با وجود این نزدیکی، بر ضرورت به رسمیت شناختن کشور فلسطین و ارسال کمک‌های بشردوستانه به غزه نیز تأکید داشت.

پس از آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳، مواضع او تغییر محسوسی پیدا کرد. برنهام در همان هفته‌های نخست، همراه با صادق خان و آناس سوار، خواستار آتش‌بس شد و از همه طرف‌ها خواست اسرا را آزاد کنند. با این حال، همزمان تأکید کرد که اسرائیل حق دارد «در چارچوب حقوق بین‌الملل» علیه اهداف مشخص اقدام نظامی انجام دهد.

با طولانی شدن جنگ و افزایش تلفات غیرنظامیان، لحن برنهام نیز انتقادی‌تر شد. او از مردم منچستر خواست برای کمک به مردم غزه به مؤسسه UK-Med کمک مالی کنند و وضعیت انسانی غزه را «فراتر از توصیف» خواند. چند هفته پیش نیز اعلام کرد حزب کارگر باید فشار بیشتری بر اسرائیل وارد کند، از جمله بررسی تحریم‌های بیشتر و محدود کردن فروش سلاح به این کشور. او همچنین اذعان کرد که حزب کارگر در واکنش اولیه خود به جنگ غزه «اشتباه کرده است».

همین مواضع باعث شد گروه‌های یهودی بریتانیا نسبت به اظهارات او ابراز نگرانی کنند، در حالی که جریان‌های حامی فلسطین همچنان او را سیاستمداری می‌دانند که میان حمایت از اسرائیل و فلسطین در حال موازنه است.

ایران؛ پرونده‌ای که پیش از ورود به قدرت روی میز او قرار گرفت

اما اگر پرونده فلسطین و اسرائیل برای برنهام یک چالش سیاسی باشد، ایران نخستین بحران امنیتی دوران نخست‌وزیری اوست.

برنهام پیش از رسیدن به قدرت، از منتقدان نحوه برخورد آمریکا با جنگ ایران بود. او در ماه مارس، حمله مشترک آمریکا و اسرائیل و تصور تغییر حکومت از طریق حذف رهبران ایران را «بیش از حد ساده‌انگارانه» توصیف کرد و هشدار داد تجربه ایران شباهت‌های نگران‌کننده‌ای با جنگ عراق دارد؛ جنگی که بدون برنامه برای «روز بعد» آغاز شد.

او همچنین تأکید کرد درباره ایران نباید تصمیم‌های شتاب‌زده گرفت و باید از گرفتار شدن در فضای احساسی جنگ پرهیز کرد.

با این حال، اکنون شرایط کاملاً متفاوت است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، برنهام از نخستین ساعات پس از انتخابش به رهبری حزب کارگر، در جریان حملات جدید آمریکا به ایران قرار گرفته و تیم امنیتی دولت، او را به‌طور مستمر در جریان تحولات قرار داده‌اند. مقامات بریتانیایی نیز قصد دارند بلافاصله پس از ورود او به دفتر نخست‌وزیری، درباره احتمال حمله آمریکا به زیرساخت‌های غیرنظامی ایران و درخواست واشنگتن برای استفاده از پایگاه‌های نظامی بریتانیا به او گزارش دهند.

چرا جنگ ایران برای برنهام یک سردرد سیاسی است؟


بیشتر بخوانید: ایران پایگاهی ۴ هزار کیلومتر دورتر را هدف قرار داد | از دیه‌گو گارسیا چه می‌دانیم؟


تقریباً همه رسانه‌های بریتانیایی روی یک نکته اتفاق نظر دارند؛ جنگ ایران می‌تواند نخستین و بزرگ‌ترین دردسر سیاسی اندی برنهام باشد.

دلیل این موضوع فقط سیاست خارجی نیست.

از یک سو، برنهام وعده داده بود نخستین روزهای نخست‌وزیری خود را صرف حل بحران هزینه‌های زندگی، اصلاح اقتصاد، کنترل قیمت انرژی، خصوصی‌سازی معکوس برخی صنایع و بازسازی خدمات عمومی کند. اما تشدید بحران ایران، این دستورکار داخلی را به حاشیه رانده است.

از سوی دیگر، او باید درباره یکی از حساس‌ترین تصمیم‌های امنیتی سال‌های اخیر بریتانیا تصمیم بگیرد؛ اینکه آیا اجازه دهد آمریکا همچنان از پایگاه‌های نظامی بریتانیا برای عملیات علیه ایران استفاده کند یا خیر. این تصمیم می‌تواند هم روابط لندن و واشنگتن را تحت تأثیر قرار دهد و هم جایگاه بریتانیا در خاورمیانه را تغییر دهد.

در کنار این مسئله، برنهام باید رابطه آسیب‌دیده لندن و واشنگتن را نیز مدیریت کند. دونالد ترامپ پیش‌تر او را سیاستمداری «بسیار لیبرال» توصیف کرده و از اختلافاتش با حزب کارگر بر سر انرژی، جنگ ایران و همکاری‌های نظامی سخن گفته است. خود برنهام نیز در سال‌های گذشته بارها از ترامپ انتقاد کرده، او را عامل «بی‌ثباتی جهان» دانسته و هشدار داده بود که نباید در برابر خواسته‌های واشنگتن بدون قید و شرط تسلیم شد.

رسانه های اسرائیلی به وضوح از روی کار آمدن برنهام نگرانند. تایمز آو اسرائیل در تیتر معرفی برنهام تأکید کرده که نخست‌وزیر آینده بریتانیا خواهان «فشار بیشتر» بر اسرائیل شده و به احتمال وقوع جنایت جنگی در غزه اشاره کرده است. رسانه‌های اسرائیلی، برنهام را بالقوه دشوارتر از استارمر می‌بینند.

با این حال، خود استارمر نیز در پایان دوره‌اش الزاماً چهره‌ای کاملاً مطلوب برای اسرائیل نبود. هاآرتص کارنامه او را در قبال اسرائیل «پرتلاطم» توصیف کرده و به اقداماتی مانند شناسایی فلسطین و تحریم شهرک‌نشینان اشاره کرده است. 

از سوی دیگر موضع دولت استارمر در جنگ ایران نه حمایت کامل از تهران بود و نه همراهی کامل با عملیات آمریکا و اسرائیل. سیاست او سه مرحله مختلف را شامل شد؛ خالفت با ورود بریتانیا به حملات تهاجمی، ورود محدود به عملیات دفاعی و در نهایت توسعه مجوزها در ارتباط با تنگه هرمز.

پیش از آغاز حملات، آمریکا از لندن خواسته بود اجازه استفاده از دو پایگاه مهم تحت کنترل بریتانیا را صادر کند: پایگاه دیگو گارسیا در اقیانوس هند و پایگاه نیروی هوایی فرفورد در گلاسترشر. این پایگاه‌ها می‌توانستند برای انتقال تجهیزات، استقرار بمب‌افکن‌ها و پشتیبانی از عملیات علیه ایران به کار روند.

استارمر در ابتدا با این درخواست موافقت نکرد. اما پس از حملات موشکی و پهپادی ایران به اهدافی در کشورهای منطقه و نزدیک شدن تهدیدها به نیروها و پایگاه‌های بریتانیا، استارمر موضع خود را تعدیل کرد. لندن به آمریکا اجازه داد از فرفورد و دیگو گارسیا برای آنچه «عملیات دفاعی محدود» می‌خواند استفاده کند.

با تشدید ناامنی در تنگه هرمز، لندن اجازه داد آمریکا از پایگاه‌های بریتانیایی برای حمله به مواضعی استفاده کند که واشنگتن آنها را تهدیدی علیه کشتی‌رانی می‌دانست. این مجوز شامل حمله به موشک‌ها و تأسیسات مورد استفاده برای تهدید کشتی‌ها در هرمز نیز می شد.

دونالد ترامپ از تأخیر استارمر در صدور مجوز استفاده از پایگاه‌ها به‌شدت عصبانی شد. او گفت بریتانیا «بیش از حد طول داده» و شخصاً از استارمر «بسیار ناامید» شده است. انتقاد ترامپ فقط به مسئله پایگاه‌ها محدود نبود؛ او پرونده واگذاری حاکمیت جزایر چاگوس به موریس و آینده پایگاه دیگو گارسیا را نیز به این اختلاف پیوند زد.

ترامپ بعدها تهدید کرد که فقدان حمایت کامل لندن را «به خاطر خواهد سپرد».

آیا رفتن استارمر سیاست بریتانیا در قبال ایران را تغییر می دهد؟


بیشتر بخوانید: کی‌یر استارمر کیست؟ | نخست وزیر انگلیس که طالعش با «حزب کارگر» گره خورد بود


در سطح تصمیم‌های عملیاتی، رفتن استارمر می‌تواند مهم باشد؛ برنهام باید خیلی زود تصمیم بگیرد که آیا مجوز استفاده آمریکا از پایگاه‌های بریتانیایی را در دور تازه حملات تمدید یا توسعه دهد. گزارش‌ها می‌گویند مقامات بریتانیایی به‌ویژه نگران تهدید ترامپ برای حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی ایران هستند. اگر هدف عملیات از دفاع در برابر موشک‌ها یا حفاظت از کشتیرانی، به حمله به برق، آب، بنادر و دیگر زیرساخت‌های غیرنظامی تغییر کند، همان توجیه حقوقی دولت استارمر دیگر به‌سادگی قابل استفاده نخواهد بود.

برنهام پیش‌تر حمله به ایران بدون طرح روشن برای «روز بعد» را با جنگ عراق مقایسه کرده، تصور تغییر ساختار سیاسی ایران از طریق حذف رهبران را ساده‌انگارانه خوانده و درباره گرفتار شدن در هیجان جنگ هشدار داده است. او همچنین ترامپ را عامل بی‌ثباتی در جهان دانسته، هرچند گفته است رابطه لندن و واشنگتن باید حفظ شود و اختلاف‌ها نیز صریح اما عملی مطرح شوند.

از این جهت، احتمال دارد برنهام در صدور مجوز برای عملیات تهاجمی گسترده‌تر حتی محتاط‌تر از استارمر باشد. اما این الزاماً به معنای سیاستی دوستانه‌تر با جمهوری اسلامی نیست. دولت استارمر در آخرین روزهای خود حمایت از سپاه پاسداران را تحت اختیارات جدید امنیت ملی ممنوع کرد و برنهام نیز بعید است در موضوع فعالیت‌های منتسب به ایران در خاک بریتانیا، برنامه هسته‌ای یا امنیت کشتیرانی سیاست نرم‌تری اتخاذ کند.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: بریتانیا
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha