تاریخ انتشار: ۱۴:۴۶ - ۲۷ تير ۱۴۰۵
تعداد نظرات: ۱ نظر
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

آقایان، ایران واقعا جنوب ندارد؟ | روایت تلخ قطعنامه‌ای که تنها بعد از رسیدن موشک‌ها به تهران پذیرفته شد

«جنوب ایران هدف موشک قرار گرفت»، «پل‌های آسیب دیده در جنوب ایران»، «جنوب ایران زیر آتش جنگ»؛ همزمان در راس نظام به درستی هشدار می‌دهند که در دام «جنوب لبنان» نیافتید چرا که «ایران جنوب و شمال و شرق و غرب ندارد» و یک سرزمین یکپارچه است که حمله به هر سمت جغرافیایی آن، حمله به قلب آن است. اما تاریخ نشان می‌دهد ایران جنوب دارد؛ جنوبی گرم، رقصان و مع الاسف خونین.

آقایان، ایران واقعا جنوب ندارد؟ | روایت تلخ قطعنامه‌ای که بعد از رسیدن موشک‌ها به تهران پذیرفته شد

رویداد۲۴ | خوشبختانه در روزهای اخیر، در بالاترین سطوح حاکمیت به این نتیجه رسیده‌اند که چیزی به نام «جنوب ایران» وجود ندارد و ایران یک جغرافیای واحد و یکپارچه است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه و حتی شعام در توصیه‌نامه‌های مکررش به رسانه‌ها بارها هشدار داده‌اند که نباید از تعابیری مانند «جنوب ایران» استفاده کرد؛ زیرا چنین واژه‌گزینی، ناخواسته این تصور را القا می‌کند که گویی جنگ فقط متوجه بخشی از ایران است، نه تمام کشور.

این حساسیت ستودنی است؛ کاربرد «جنوب ایران» یادآور «جنوب لبنان» است. منطقه‌ای که سالها درگیر جنگی بود که «لبنان» با آن بیگانه بود. به کار بردن عباراتی مانند «جنوب ایران» می‌تواند همان کژتابی را در ذهن مخاطب ایجاد کند؛ اینکه حملات اخیر، متوجه بندرعباس، بوشهر، قشم، چابهار یا خوزستان است و نه ایران.

اما درست در همین نقطه، یک پرسش تاریخی نیز مطرح می‌شود؛ پرسشی که پاسخ آن را باید نه در ادبیات سیاسی، بلکه در تجربه جنگ هشت‌ساله ایران و عراق جست‌وجو کرد.

تجربه پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نشان می‌دهد که انتقال جنگ از مرزها به مرکز سیاسی کشور، یکی از مهم‌ترین عواملی بود که در کنار شکست‌های نظامی، بحران اقتصادی، فشارهای بین‌المللی و فرسایش اجتماعی، کفه ترازو را به سمت پایان جنگ سنگین‌تر کرد.

به بیان دیگر، جنگ زمانی به مسئله‌ای ملی در فرآیند تصمیم‌گیری تبدیل شد که دیگر فقط در جنوب و غرب کشور جریان نداشت و به تهران رسیده بود.

این گزارش، با مرور اسناد و روایت‌های تاریخی، به این پرسش می‌پردازد که چگونه انتقال جنگ به تهران، یکی از حلقه‌های مهم زنجیره‌ای شد که در نهایت به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ انجامید؛ و آیا این تجربه، امروز نیز می‌تواند حامل هشداری برای تصمیم‌گیران باشد؟

روزی که جنگ به تهران رسید


بیشتر بخوانید:

شروط ایران برای پایان جنگ با عراق چه بود؟ | وقتی همیشه ضعف دیپلماتیک بلای جان ایرانیان می‌شود!

تحریم، انزوا و جنگ نتیجه سیاست‌های نظام است | جامعه از وعده‌های عمل‌نشده به ستوه آمده | ممکن است یک جام زهر دیگر نوشیده شود


از نظر زمانی، میان دو رویداد پذیرش قطعنامه و موشک باران تهران فاصله وجود دارد. شدیدترین مرحله موشک‌باران تهران در دوره‌ای رخ داد که به «پنجمین جنگ شهرها» معروف است؛ از اسفند ۱۳۶۶ تا اردیبهشت ۱۳۶۷. ایران حدود دو ماه و نیم بعد، در ۲۷ تیر ۱۳۶۷، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را اعلام کرد. 

اما این فاصله زمانی به معنای بی‌ارتباط بودن آنها نیست. حملات موشکی به تهران بخشی از یک راهبرد عراقی برای شکستن روحیه جامعه ایران و افزایش هزینه ادامه جنگ بود. در ۵۲ روز، عراق بیش از صد موشک دوربرد «الحسین» به تهران شلیک کرد. برخی منابع تعداد موشک‌های اصابت‌کرده به تهران را ۱۱۸ فروند و شمار کشته‌ها را بیش از ۴۰۰ نفر اعلام کرده‌اند. تهدید عراق به استفاده از کلاهک‌های شیمیایی نیز هراس عمومی را افزایش داد و بخش قابل‌توجهی از جمعیت تهران موقتاً شهر را ترک کردند.

تا پیش از سال ۱۳۶۷، بخش اصلی جنگ برای بسیاری از ساکنان پایتخت هنوز در جبهه‌های جنوب و غرب جریان داشت. تهران گاه هدف حمله هوایی قرار می‌گرفت، اما موشک‌های اصلاح‌شده عراقی در زمستان ۱۳۶۶ برای نخستین بار امکان حملات متوالی و نسبتاً گسترده به پایتخت را فراهم کردند.

گزارش نیویورکر از تهران در تابستان ۱۳۶۷نشان می‌دهد که در بهار همان سال، فرسایش روحیه عمومی، مشکلات اقتصادی و حتی برخی اعتراض‌های ضدجنگ افزایش یافته بود و شماری از روحانیان از رهبران جمهوری اسلامی می‌خواستند در ادامه جنگ تجدیدنظر کنند. این گزارش، پذیرش قطعنامه را در متن جامعه‌ای قرار می‌دهد که هم‌زمان با شکست‌های نظامی، کمبود کالا و فرسودگی ناشی از جنگ روبه‌رو شده بود.

پژوهش‌های نظامی نیز تأکید می‌کنند که تأثیر حملات موشکی پیش از سال ۱۳۶۷ عمدتاً محدود و موقت بود، اما موج نهایی حملات شدت و دامنه متفاوتی داشت. این بار عراق به سلاحی دست یافته بود که می‌توانست تهران را به‌طور مستمر هدف قرار دهد و ایران نیز توان کافی برای ایجاد بازدارندگی متقابل نداشت.

در همین زمان یک نگرانی جدید هم به کشور اضافه شد بود؛ عراق پس از استفاده گسترده از سلاح شیمیایی در جبهه‌ها و حمله به حلبچه، این سلاح‌ها را علیه شهرهای بزرگ ایران نیز به کار بگیرد.

آیا صدام عمداً تهران را زد تا ایران را پای قطعنامه بیاورد؟

گزارش های تاریخی نشان می دهد به احتمال زیاد بله، دست‌کم این یکی از اهداف راهبردی عراق بود. 

در سال ۱۳۶۷، عراق هم‌زمان چند فشار را بر ایران وارد کرد؛ موشک‌باران تهران و شهرهای دیگر، استفاده گسترده‌تر از سلاح شیمیایی، بازپس‌گیری فاو و چند منطقه مهم، حمله به تأسیسات نفتی و مسیرهای صادراتی، بهره‌گیری از برتری تسلیحاتی و حمایت خارجی و افزایش فشار آمریکا در خلیج فارس از جمله این راهبردها بود.

از این رو، بمباران تهران را باید بخشی از یک راهبرد ترکیبی اجبار دانست؛ عراق تلاش داشت هم در جبهه نظامی و هم در پشت جبهه، به رهبران ایران نشان دهد که ادامه جنگ نه‌تنها پیروزی به همراه ندارد، بلکه می‌تواند شهرهای بزرگ، اقتصاد و بقای سیاسی کشور را نیز با تهدید روبه‌رو کند.

در همین زمان است که فرمانده وقت سپاه درباره نیازهای بسیار گسترده برای ادامه و پیروزی در جنگ را فهرست و زمینه پذیرش قطعنامه را فراهم می کند. فهرستی که در تصمیم نهایی نقش مهمی داشت.

تحلیل ها نشان می دهد انتقال جنگ به تهران، محاسبات سیاسی جمهوری اسلامی را تغییر داد. اگر تا پیش از آن، ویرانی آبادان، خرمشهر یا قصرشیرین به‌عنوان هزینه اجتناب‌ناپذیر جنگ تلقی می‌شد، موشک‌هایی که به پایتخت رسیدند، نشان دادند دیگر نمی‌توان میان جبهه جنگ و مرکز کشور مرزی کشید.

همین تجربه تاریخی، امروز نیز پرسشی مهم را پیش روی سیاست‌گذاران قرار می‌دهد. تجربه سال ۱۳۶۷ نشان داد که هرگاه جنگ فقط در استان‌های مرزی تصور شود، خطر عادی‌سازی آن افزایش می‌یابد؛ اما وقتی همان جنگ به مرکز تصمیم‌گیری می‌رسد، هزینه‌های سیاسی آن ناگهان واقعی و غیرقابل انکار می‌شود.

شاید به همین دلیل باشد که امروز، صرف تأکید بر اینکه «جنوب ایران نداریم»، کافی نیست. اگر قرار است ایران واقعاً یک جغرافیای واحد باشد، این وحدت باید پیش از هر چیز در محاسبات سیاسی و امنیتی کشور دیده شود؛ در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که دوباره همان خطای ادراکی جنگ هشت‌ساله تکرار شود؛ خطایی که بهای اصلاح آن، رسیدن موشک‌ها به تهران بود.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۲۸ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۸
0
0
اگر بتوان با مذاکره شر متخاصم را کم کرد چرا نباید اینکار را انجام داد؟
نظرات شما
captcha