تاریخ انتشار: ۲۲:۱۴ - ۲۷ تير ۱۴۰۵
تعداد نظرات: ۳ نظر

مرعشی: اتفاقات تنگه هرمز کاملاً با منافع ایران در تضاد بود | آیا نفوذ در میان بوده یا اشتباهات تاکتیکی بوده؟

حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی: این پرسش جدی مطرح است که چرا باید در روز بیست‌وپنجم یا بیست‌وششم اجرای قرارداد، صحنه‌ای رقم بخورد که حاصل آن یکسره به زیان ایران باشد.
مرعشی

مرعشیرویداد۲۴| حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، در کانال تلگرامی شخصی خود نوشت: 

در تاریخ جهان همچنین در تاریخ ایران، حوادثی وجود دارد که در پی اشتباهات تاکتیکی، راهبردهای میدان‌های نبرد و رقابت میان کشورها به‌گونه‌ای تغییر کرده که خسارت‌های جبران‌ناپذیری را متوجه ملت‌ها و حتی جهان کرده است. ازجمله فاحش‌ترین این اشتباهات خطاهای تاکتیکی‌ای بود که در اروپا شعله‌های جنگ جهانی اول و دوم را روشن کرد. در تاریخ ایران نیز می‌توان به اشتباهات تاکتیکی و حتی راهبردی اشاره کرد که درنهایت به جنگ دوم ایران و روسیه در دوره قاجار انجامید و خسارت‌های سنگینی را بر کشور تحمیل کرد.

درخصوص حوادث یک‌ سال گذشته ایران نیز به‌طور قطع چند موضوع قابل‌توجه و حتی شایسته تقدیر وجود دارد. مهم‌ترین آن، ایستادگی ملت ایران، نظام جمهوری اسلامی و نیروهای مسلح، به‌ویژه سپاه، در برابر تجاوز دشمن بود. در کنار این مقاومت، دیپلماسی موفق ایران نیز قابل‌توجه است؛ دیپلماسی‌ای که هر دو بار به نتیجه رسید.

این سند مهم، نزدیک به ۷۰‌ درصد به‌ نفع ایران است. براساس آن، محاصره دریایی ایران پایان یافت، فروش نفت ایران برای یک دوره ۶۰‌ روزه از تحریم خارج شد، انتقال درآمدهای حاصل از فروش نفت- حتی به دلار- مجاز شناخته شد همچنین مقرر شد، بخشی از دارایی‌های مسدود شده ایران نیز براساس یک برنامه زمان‌بندی آزاد شود. با این ‌حال، آمریکایی‌ها در ادامه مرتکب چند اشتباه تاکتیکی شدند. بخشی از تعهدات مندرج در بند نخست توافق را اجرا نکردند، در آزادسازی منابع مالی ایران تعلل ورزیدند و در موضوع تنگه هرمز نیز با شتاب‌زدگی تصمیم گرفتند همزمان با مسیر شمالی، مسیر جنوبی را نیز از طریق آب‌های سرزمینی عمان باز کنند.

این اشتباه تاکتیکی آمریکا باید در میدان دیپلماسی با پاسخی سنگین مواجه می‌شد. ایران حق داشت، بیانیه صادر کند، حق داشت موضوع را به سازمان ملل گزارش دهد، حق داشت مستقیماً به آمریکا اخطار بدهد، حق داشت از واسطه‌ها بخواهد وارد عمل شوند، حق داشت خبرنگاران خارجی را دعوت کند تا از ایران گزارش تهیه کنند همچنین این حق را داشت که در اجلاس‌های منطقه‌ای و بین‌المللی با صدایی بلند، رفتار آمریکا را محکوم کند.

وقتی چنین واقعیتی وجود دارد، این سوال مطرح می‌شود که چرا در داخل ایران، برخی جریان‌ها در سطح سیاسی، افکار عمومی یا حتی در حوزه تصمیم‌گیری‌های میدانی و عملیاتی، مواضع یا اقداماتی انجام می‌دهند که عملاً در زمین نتانیاهو تفسیر می‌شود؟ قصد ندارم بدون سند، فرد یا نهادی را به نفوذ متهم کنم؛ من به نتیجه نگاه می‌کنم. نتیجه این اشتباهات آن است که ایران در دام طراحی‌شده از سوی نتانیاهو گرفتار می‌شود.

بر همین اساس، امروز مسئولان جمهوری اسلامی دو وظیفه مهم بر‌عهده دارند. وظیفه نخست، انجام یک آسیب‌شناسی دقیق است. باید بررسی شود که چرا در روز بیست‌وپنجم اجرای قرارداد چنین اتفاقاتی رخ داد و چه عواملی موجب شد، روند اجرای توافق با چالش مواجه شود.

اتفاقاتی که در تنگه هرمز و در خط جنوبی رخ داد کاملاً با منافع ایران در تضاد بود. این موضوع نیازمند یک آسیب‌شناسی جدی و دقیق است. باید مشخص شود که چه عواملی زمینه‌ساز این وضعیت شده‌اند؛ آیا نفوذ در میان بوده است، آیا اشتباهات تاکتیکی موجب آن شده یا اینکه عدم انسجام در فرآیندهای تصمیم‌گیری چنین فضایی را ایجاد کرده است؟

این پرسش جدی مطرح است که چرا باید در روز بیست‌وپنجم یا بیست‌وششم اجرای قرارداد، صحنه‌ای رقم بخورد که حاصل آن یکسره به زیان ایران باشد. پاسخ به این پرسش یک مسئولیت مهم بر‌عهده مسئولان کشور است. اما مسئولیتی فراتر از این نیز وجود دارد؛ اینکه جمهوری اسلامی ایران در این مقطع حساس بتواند کشور را بار دیگر از فتنه‌ای که نتانیاهو و ترامپ رقم زده‌اند، عبور دهد. امروز، در عرصه دیپلماسی، بیش از هر زمان دیگری به شجاعت در تصمیم‌گیری نیاز داریم؛ شجاعتی که بتواند، ایران و منطقه را از ورود به یک جنگ ویرانگر و تمام‌عیار دور نگه دارد. ما از جنگ هراسی نداریم اما از آن پرهیز می‌کنیم. پرهیز از جنگ، یک انتخاب عقلانی است؛ به‌معنای پناه بردن به امنیت، حفظ منافع ملی و دور نگه داشتن کشور از مخاطراتی است که می‌تواند، خسارت‌های جبران‌ناپذیری به همراه داشته باشد. امروز این مسئولیت برعهده مدیران و مسئولان جمهوری اسلامی است که با انسجام، دقت و شجاعت، تصمیم‌هایی اتخاذ کنند که منافع ملی و امنیت کشور را تأمین کند.

منبع: اقتصادنیوز
خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۳
ناشناس
|
Sweden
|
۲۳:۱۰ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۷
1
5
ترامپ نه تاریخ خوانده و نه درس دیپلماسی، فردی خود شیفته و دمدمی مزاج، دیوانه...ولی رئیس جمهور آمریکا است. در نشست هائی که با اروپأئیان دارد از جمله اخیرا در ترکیه، با توجه به این ویژه‌گیهای روحی و روانی‌ خاص او با او برخورد میکنند. یادمان هست که فیفا به او جایزه صلح داد که او هم همانجا به گردن خود آویخت! نتانیاهو، یک شیطان مکار هم به خوبی از این پدیده استفاده می‌کند. از طرفی‌ به قول آقای زید آبادی در کشور ما مرز سیاست رسمی‌ و غیر رسمی‌ مشخص نیست و دیدیم که مذاکره کنندگان کشورمان بیشتر انرژی خود را برای راضی‌ کردن گردانندگان سیاست غیر رسمی‌ ولی‌ بسیار پر سر و صدا بکار میبردند. تفاهم نامه بسیار خوبی‌ حاصل شده بود که به سانی از دست رفت. قأعدتا کشوری که بیشترین منافع را از این تفاهم نامه میبرد لازم بود بیشتر مواظب از بین رفتن آن باشد...چرا اینقدر عجله برای فرصت دادن به نتانیاهو بود!؟
حسین عرب
|
Canada
|
۰۰:۰۵ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۸
0
0
اگر این روایت را مبنا قرار دهیم که تفاهم‌نامه از ابتدا در درون حاکمیت با اجماع کامل همراه نبوده و بخشی از جریان‌های سیاسی و امنیتی با آن مخالف بوده‌اند، آنگاه شکست آن الزاماً نیازمند یک عامل بزرگ نیست؛ بلکه هر حادثه یا تنش می‌تواند بهانه‌ای برای فروپاشی توافق شود.
به نظر می‌رسد نکته‌ای که حسین مرعشی به آن اشاره می‌کند نیز از همین زاویه قابل تفسیر است. او به جای آنکه مستقیماً فرد یا نهادی را متهم کند، از «عدم انسجام در فرآیند تصمیم‌گیری»، «اشتباهات تاکتیکی» یا حتی احتمال «نفوذ» سخن می‌گوید. اما شاید توضیح ساده‌تر این باشد که وقتی در بالاترین سطوح نظام درباره اصل یک توافق اتفاق نظر وجود ندارد، هر بخش از ساختار ممکن است بر اساس برداشت و منافع خود عمل کند.
از این منظر، چند نکته قابل توجه است:
اگر تفاهم‌نامه با اصرار افرادی مانند مسعود پزشکیان و محمدباقر قالیباف پیش رفته باشد، اما مخالفان قدرتمندی در نهادهای دیگر وجود داشته باشند، توافق از همان روز نخست بر پایه‌ای شکننده استوار بوده است.
در چنین شرایطی، یک اقدام میدانی، یک حادثه دریایی، یک درگیری محدود یا حتی یک سوءبرداشت می‌تواند به سرعت به بحرانی سیاسی تبدیل شود، زیرا همه بازیگران داخلی از آن برداشت واحدی ندارند.
توافق‌های بزرگ، به‌ویژه در حوزه امنیت ملی، زمانی پایدار می‌مانند که پشتوانه اجماع نسبی در مراکز اصلی قدرت را داشته باشند. در غیر این صورت، مخالفان نیازی به لغو رسمی توافق ندارند؛ کافی است شرایطی ایجاد شود که ادامه آن عملاً ناممکن گردد.
بنابراین، شاید پرسش اصلی این نباشد که «چه کسی توافق را برهم زد؟»، بلکه این باشد که آیا این توافق از ابتدا از حمایت کافی در ساختار تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی برخوردار بود یا خیر؟ اگر پاسخ منفی باشد، آنچه در تنگه هرمز رخ داد، صرف‌نظر از اینکه ناشی از خطای تاکتیکی، اقدام عمدی یا واکنش طرف مقابل بوده باشد، تنها جرقه‌ای بود که اختلافات پنهان را آشکار کرد.
در نهایت، هر توافق مهمی که بر سر آن اجماع داخلی وجود نداشته باشد، در برابر کوچک‌ترین بحران بسیار آسیب‌پذیر خواهد بود. تاریخ روابط بین‌الملل نیز نشان می‌دهد که بسیاری از توافق‌ها نه صرفاً به دلیل رفتار طرف مقابل، بلکه به دلیل شکاف‌های داخلی و نبود اراده واحد برای اجرای آن‌ها شکست خورده‌اند. این نکته، فارغ از اینکه روایت مرعشی را بپذیریم یا نپذیریم، یک اصل شناخته‌شده در سیاست و مدیریت بحران است.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۲۹ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۸
0
0
آیا فقط آمریکا اشتباه کرده ؟ چگونه است که حاکمان ایران همواره از خطا بری هستند ولی همیشه هم چوب دو سر طلا ما هستیم؟
نظرات شما
captcha