تاریخ انتشار: ۱۱:۳۰ - ۲۹ تير ۱۴۰۵
تعداد نظرات: ۵ نظر
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

واکاوی مصاحبه موگویی با عراقچی | هشدار وزیر خارجه درباره حفره‌های امنیتی و جنجال بر سر دسترسی یک مستندساز به اسرار مگو

گفت‌وگوی عباس عراقچی با جواد موگویی تنها به روایت پشت‌پرده مذاکرات هسته‌ای محدود نماند؛ بخش‌هایی از این مصاحبه به دلیل طرح اطلاعات و جزئیات مرتبط با موضوعات امنیتی، موجی از انتقاد‌ها و پرسش‌ها را درباره نحوه دسترسی برخی چهره‌های رسانه‌ای به اطلاعات حساس و استاندارد‌های دوگانه در برخورد با افشای این داده‌ها برانگیخت.
عراقچی و موگویی

رویداد۲۴| روایت‌های پس از بحران و گزارش‌های پشت‌پرده از دیپلماسی در شرایط جنگی، همواره جذابیت‌های رسانه‌ای خود را دارند؛ اما آنچه مصاحبه اخیر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، با جواد موگویی (مستندساز و فعال رسانه‌ای) را به یک جنجال بزرگ تبدیل کرد، نه صرفاً رونمایی از کد‌های دیپلماتیک، بلکه ورود عجیب و نگران‌کننده مجری برنامه به حریم حساس‌ترین داده‌های امنیتی کشور بود.

موگویی در این گفت‌و‌گو صرفاً در قامت یک پرسش‌گر یا روزنامه‌نگار حاضر نشد؛ او رفتاری شباهت‌یافته به یک ضابط اطلاعاتی یا دارنده «حاشیه امن ویژه» داشت که نه تنها کلیدی‌ترین خروجی‌های تصمیم‌گیری در تهران را می‌داند، بلکه ابایی از پرده‌برداری از گرا‌های امنیتی و مکان‌های استقرار فرماندهان ندارد. 

گفت وگوی عراقچی به دلایل مختلف مورد توجه قرار گرفته است. شاید یکی از مهمترین بخش های این گفت وگو جایی بود که وزیر خارجه از وجود «حفره های امنیتی» در درون نظام خبر میدهد که محل جلسه سران و فرماندهان نظامی کشور در رروز نهم اسفندماه را به دشمن اطلاع داده بود. عراقچی می گوید همان حفره ای که در آن زمان عامل شهادت رهبری بود هنوز هم وجود دارد و «در جهت تصمیم سازی ها» و «جهت دهی به فضای روانی ما» فعال است. 

روایت عراقچی از مذاکراتی که به جنگ ختم شد

بخش قابل‌توجهی از این مصاحبه به تشریح پرونده هسته‌ای و تلاش‌های ناکام برای دستیابی به توافق پیش از آغاز «جنگ ۱۲ روزه» اختصاص داشت. عباس عراقچی در این گفت‌و‌گو می‌گوید که برخلاف تصورات عمومی، موضع واشنگتن پس از آغاز درگیری‌ها تغییر بنیادینی نکرده، بلکه آمریکا حتی پیش از شروع جنگ نیز بر فرمول «غنی‌سازی صفر» و تسلیم کامل ذخایر مواد هسته‌ای ایران اصرار داشته است.


بیشتر بخوانید:

مصاحبه با عراقچی تایید شورای عالی امنیت ملی را داشت | پشت پرده واکنش دیرهنگام صداوسیما و توقف «ماجرای جنگ» چه بود؟

ماجرای تعطیلی ناگهانی «ماجرای جنگ» چیست؟ | از عراقچی تا سپاه؛ روایت‌هایی که در صداوسیما جایی ندارند!

روایت عراقچی از یک حفره امنیتی بزرگ ؛ حمله به بیت رهبری چگونه ممکن شد؟ | تهدید هنوز جدی است


وزیر امور خارجه با اشاره به اینکه این مطالبات غیرقابل‌پذیرش زیاده‌خواهانه مانع از ورود مذاکرات به جزئیات شد، فاش کرد که به دلیل باقی ماندن این اختلاف‌های بنیادی، موضوع هسته‌ای عملاً از دستور کار رسمی خارج شده بود. اگرچه پیش‌تر اخباری از چالش بر سر میزان غنی‌سازی وجود داشت، اما عراقچی برای نخستین‌بار رسماً اعلام کرد که اصل وجود فناوری غنی‌سازی محل نزاع بوده است.

در ادامه این گفت‌و‌گو، استیو ویتکاف و جرد کوشنر به عنوان فرستادگان آمریکا معرفی می‌شوند که با ارائه مشوق‌های اقتصادی و حتی پیشنهاد ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای، در پی ترغیب ایران به کنار گذاشتن غنی‌سازی بوده‌اند؛ پیشنهادی که با پاسخ قاطع تهران روبه‌رو شد: «غنی‌سازی فروشی نیست.» عراقچی تأکید کرد فناوری هسته‌ای، محصول بیش از دو دهه هزینه سنگین اقتصادی، تحریم و ایستادگی سیاسی است و با مشوق یا تهدید معامله نخواهد شد.

چرا «غنی‌سازی صفر» مذاکرات را به بن‌بست رساند؟

یکی از چالش‌برانگیزترین بخش‌های این گفت‌و‌گو، پرسش موگویی درباره شانس جلوگیری از جنگ از طریق «پذیرش تعلیق موقت» بود. موگویی این فرض را مطرح کرد که آیا جمهوری اسلامی نمی‌توانست با یک تعلیق تاکتیکی تا پایان دوران ترامپ و نتانیاهو، کشور را از مواجهه نظامی دور نگه دارد؟

عراقچی با رد کامل این تحلیل، استدلال کرد که عقب‌نشینی در برابر تهدید نظامی، پذیرش اصلی‌ترین خواسته دشمن تحت فشار عقب‌نشینی محسوب می‌شد؛ اتفاقی که نه فقط یک باخت دیپلماتیک، بلکه قاعده‌سازی و الگوسازی خطرناکی برای آینده بود تا هر کشوری بتواند با اهرم حمله نظامی، ایران را وادار به امتیازدهی کند.

نکته قابل تأمل در این میان، پاسخ صریح عراقچی به امکان اتخاذ چنین تصمیمی بود. وی با بیان جمله «جسارتاً تصمیم با من و شما نیست»، به روشنی ابعاد ساختاری پرونده‌های کلان ملی را یادآوری کرد و نشان داد خط‌مشی‌های کلان هسته‌ای و تصمیمات مرتبط با جنگ و صلح، در سطوح حاکمیتی فراتر از وزارت امور خارجه اتخاذ می‌شوند.

بازخوانی وقایع دی‌ماه؛ ماجرای سقوط مشهد چه بود؟

بخش دیگری از این گفت‌و‌گو در برنامه «ماجرای جنگ ۲»، به اظهاراتی بی‌پرده و کم‌سابقه درباره سوءمحاسبه دستگاه‌های تصمیم‌ساز در مواجهه با اعتراضات دی‌ماه اختصاص داشت. وزیر امور خارجه صراحتاً اذعان کرد که ساختار حکمرانی برای وقوع اعتراضاتی در این ابعاد هیچ‌گونه آمادگی قبلی نداشته و بخشی از تحلیل‌ها و برآورد‌های دستگاه‌های تحلیلی درباره ابعاد ناآرامی‌ها کاملاً اشتباه از آب درآمده است.

در جریان این مصاحبه، مجری برنامه با استناد به مشاهدات میدانی خود، روایتی تکان‌دهنده مطرح کرد و مدعی شد شهر مشهد - همان‌طور که دونالد ترامپ نیز پیش‌تر مدعی شده بود - «حدود پنج ساعت سقوط کرده بود». او سپس با طرح پرسشی صریح از عراقچی جویا شد که آیا نهاد‌های مسئول از جمله نیرو‌های نظامی، وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پیش‌بینی می‌کردند که مردم به خیابان‌ها بیایند، چنین حجم از درگیری رخ دهد و کنترل برخی مناطق از دست برود؟ پاسخ وزیر خارجه، اعترافی صریح به بن‌بست تحلیلی مسئولان بود: «ما برای همچین حادثه‌ای آمادگی نداشتیم.»

عراقچی با بیان اینکه حاکمیت باید بپذیرد «نقاط ضعفی» داشته است، اضافه کرد همان‌طور که محاسبات دشمن دچار خطا بود، «بعضی از تحلیل‌های ما هم شاید اشتباه بود.» به گفته او، اگرچه مقام‌های ارشد از پیامد‌های فشار‌های خردکننده اقتصادی و تراکم نارضایتی‌های اجتماعی آگاه بودند، اما «ابعاد» و «سرعت انتشار» این خشم عمومی به هیچ وجه در برآورد‌های امنیتی و سیاسی گنجانده نشده بود.

وزیر امور خارجه در ادامه می‌گوید که اعتراضات در روز‌های نخست ماهیتی داخلی داشت، اما از ۱۸ دی‌ماه با ورود سلاح و نیرو‌های آموزش‌دیده، فاز امنیتی پیدا کرد. او روایت کرد که در آن روز‌ها فضای امنیتی به اندازه‌ای ملتهب بود که نیرو‌های مسلح احتمال درگیری مستقیم با آمریکا را بسیار جدی می‌دیدند و او شخصاً برای خنثی‌سازی فضاسازی‌های بین‌المللی، دست‌به‌کار مصاحبه با فاکس‌نیوز شده است.

عراقچی در نهایت با اشاره به جنگ ۱۲ روزه گفت که این بحران نظامی، محاسبات طرف مقابل درباره فروپاشی سرمایه اجتماعی را برهم زد؛ اما بلافاصله با لحنی انتقادی متذکر شد که متأسفانه بخشی از این همراهی مردمی که در جریان جنگ شکل گرفته بود، پس از پایان درگیری‌ها در نتیجه برخی تصمیم‌گیری‌ها، خودرأیی‌ها و رفتار‌های تمامیت‌خواهانه در داخل دوباره تضعیف شد و از دست رفت.

چرا نقش موگویی بیش از عراقچی مورد توجه قرار گرفت؟

انتشار این مصاحبه بلافاصله با واکنش‌های تند و انتقادی از سوی طیف‌های مختلف سیاسی و فعالان رسانه‌ای روبه‌رو شد. اصلی‌ترین بخش جنجال، نه تحلیل‌های سیاسی عراقچی، بلکه عملکرد مجری برنامه یعنی محمدمهدی موگویی و افشای کد‌های حساس امنیتی در شرایط جنگی بود. بازنشر اطلاعاتی درباره تونل‌ها و محل‌های استقرار فرماندهان ارشد، موجی از حیرت و خشم را میان افکار عمومی و کارشناسان ایجاد کرد.

یکی از کاربران در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر) نوشت: «وقتی یک مجری از محل اختفای فرماندهان و مقامات رده‌بالا باخبر است، طبیعتاً هر حمله به کشور می‌تواند یک لایه از مسئولان و سرداران را شهید کند. مسئله افشا و بازنشر این اطلاعات آن‌قدر اهمیت ندارد؛ مسئله اصلی این است که جواد موگویی کیست و چرا باید به این اطلاعات دسترسی داشته باشد؟»


بیشتر بخوانید:

عراقچی ممنوع التصویر شد؟ | بنگاه خبرپراکنی برادران جلیلی و دوستان چگونه مرز‌های انحصار آنتن را جابجا کرد

زیدآبادی: اظهارات عراقچی درباره حفره امنیتی ترسناک‌ است


«رجانیوز»، ارگان مطبوعاتی جبهه پایداری نیز در نقدی بسیار تند و بی‌سابقه به این موضوع پرداخت و زیر سوال بردن این رفتار‌های غیرحرفه‌ای نوشت: «چرا یک مجری محل اختفای فرماندهان را می‌داند؟ فارغ از اینکه افشای این اطلاعات از سوی عراقچی درست نیست و سبب تکمیل شدن بانک اطلاعاتی دشمنان می‌شود و برنامه‌سازان در تدوین نهایی باید این مورد را لحاظ می‌کردند، با این حال اظهارنظر عجیب مجری برنامه که آدرس دقیق از محل رفت‌وآمد فرماندهان می‌دهد، جای سوال دارد. مجری برنامه مدعی است دشمنان اطلاعات این تونل‌ها را دارند و حتی به یکی از تونل‌ها حمله کرده‌اند؛ آیا این دلیل می‌شود که مجری بگوید حضور فرماندهان در این دو تونل بسیار است؟ اصلاً چرا باید یک مجری از محل دقیق اختفای فرماندهان اطلاع داشته باشد؟ آیا احتمال ندارد دشمن بر اساس این اطلاعات اولیه به این تونل‌ها حمله کرده و سپس از بانک اهدافش خارج شده باشد و از جزئیات بیشتر مثل حضور پرشمار فرماندهان در حال حاضر باخبر نباشد؟ حفره‌های امنیتی این‌چنینی آن هم در روز‌هایی که کشور در حال جنگ در جبهه جنوب است و هر لحظه امکان حمله مجدد وجود دارد، بسیار سوال‌برانگیز و نگران‌کننده است.»

نقد‌ها صرفاً به ابعاد امنیتی محدود نماند و برخی نیز مسئولان دیپلماسی را نیز نشانه رفتند. مثلا کاربری با اسم مستعار «نزدیک صبح» به جهت‌گیری‌ها و تدوین شیطنت‌آمیز برنامه اشاره و وزارت خارجه را متهم کرد و نوشت: «ما هم باور می‌کنیم حرف‌هایی که موگویی تو این مستند در مورد تونل‌ها زد و پخش تیزر با تدوین سکانس پاسخ عراقچی در مورد نقش رهبری در جنگ با سکانس چای دکوری، کاملاً تصادفی بوده و وزارت خارجه هم هیچ اطلاعی از اینها نداشته است.»

داود مدرسی‌یان، فعال رسانه‌ای نیز با بیان اینکه این گفت‌و‌گو پیش از آغاز موج جدید حملات آمریکا ضبط شده بود، به اظهارات عراقچی تاخت و نوشت: «ظاهراً گفتگوی آقای عراقچی با جواد موگویی قبل از آغاز جنگ و دور جدید حملات آمریکا به جنوب ایران ضبط شده! عراقچی در این گفت‌و‌گو می‌گوید: "آمریکا متعهد شده که هیچ جنگی علیه ایران شروع نمی‌کند / بند اول و دوم تفاهم‌نامه باعث سرافرازی است". این است سطحی‌نگری و نگاه فانتزی دور از واقعیت.»

حاشیه امن مجریان اطلاعاتی و استاندارد‌های دوگانه

مسئله اصلی در این سناریو، احساس مصونیت آهنینی است که برخی چهره‌های منتسب به جریان‌های خاص از آن برخوردارند. در شرایطی که کوچک‌ترین پرسشگری روزنامه‌نگاران مستقل یا فعالان سیاسی با برخورد‌های قضایی و اتهاماتی نظیر «افشای اسناد سری» یا «تشویش اذهان عمومی» مواجه می‌شود، چطور شخصی مانند موگویی امکان ساخت برنامه‌ای با چنین داده‌های حساس نظامی و استراتژیک را پیدا می‌کند؟

کاربر دیگری در واکنش به این تبعیض آشکار نوشت: «چطوریه که امثال نبویان و ظهره‌وند و رائفی‌پور اگه بیان دو تا سوال منطقی از مسئولان بپرسند، همان روز علیه آنها اعلام جرم میشه ولی موگویی برنامه می‌سازه و با وزیر و رئیس و فرمانده مصاحبه می‌کنه، گرا میده و اسرار مگو فاش می‌کنه ولی نه مصداق تشویش اذهان است و نه حاشیه امن او خدشه دار میشه؟»

کاربر دیگری نیز با لحنی کنایه‌آمیز به همین تناقض اشاره کرد و نوشت: «شما فرض کن این حرف‌های سری مملکت که موگویی با بازدید میلیونی گفت بنده تو اکانت فسقلی‌ام گفته بودم... چکارم می‌کردن؟»

مصاحبه جنجالی عراقچی و موگویی بیش از آنکه یک سند دیپلماتیک برای آگاهی جامعه باشد، به نمایشی از آسیب‌پذیری‌های رسانه‌ای و وجود ناعدالتی در دسترسی به اطلاعات تبدیل شد. جامعه و افکار عمومی حق دارند بپرسند که تا چه زمانی قرار است مصالح ملی و امنیت استراتژیک کشور، قربانی رانت‌های اطلاعاتی، رفتار‌های محفلی و چهره‌سازی‌های سفارشی افراد دارای حاشیه امن شود؟

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۵
ناشناس
|
Netherlands (Kingdom of the)
|
۱۱:۳۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۹
0
3
گذشته از آن اشتباه استراتجیکی که مرتکب شده‌اند این است که یک مگویی گذاشتن بگه!
حق گو
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۹
1
5
حفره امنیتی که عراقچی ازش صحبت می‌کنه ؛ دقیقا خودش هست و داره آدرس غلط میده ؛ به ماند به یادگار.....
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۰۴ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۹
1
6
در کشور ما که مصاحبه و اظهار نظر کردن مخصوص عده ای خاص است و افرادی مانند عباس عبدی و زید آبادی زیبا کلام داپما هر خرفی بزنند محاکمه می شوند و از سوی دیگر مداحان اجازه دارند بدون عقوبت در مورد ذبح ريیس جمهور سخنرانی کنند ُ حتما عباس عراقچی هم با مجوز مصاحبه کرده است.
پدرام
|
United Kingdom of Great Britain and Northern Ireland
|
۲۲:۴۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۹
1
5
به نظر فراتر از امنیت ««ملی»» و از این حرفها، این برنامه و شاید برنامه های آینده، بیانگر تشدید جدال جناح های درون حاکمیت است. توجه کنید که در چندین برنامه و چندین حضور خیابانی، چه فٌحش هایی به عراقچی و پزشکیان و قالیباف دادند. این هم شلیک عراقچی و موگویی و....
حالا منفعت شهروندان کجا جای دارد؟ اینها برای کسب قدرت، از هیچ اقدامی فروگذاری نمی کنند.
حسین عرب
|
Canada
|
۲۳:۲۹ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۹
0
2
مصاحبه‌ای که بیش از پاسخ، پرسش ایجاد کرد
عباس عراقچی در گفت‌وگوی خود با جواد موگویی کوشید تصویری از مدیریت کشور در شرایط جنگی ارائه دهد؛ تصویری که در آن، مسئولان زیر بمباران به کار خود ادامه می‌دهند، کانال‌های مذاکره فعال باقی می‌ماند، برای سناریوهای مختلف از پیش برنامه‌ریزی شده و در نهایت جمهوری اسلامی توانسته است از یک بحران بزرگ عبور کند.
بااین‌حال، هنگامی که اجزای سخنان او را کنار یکدیگر قرار می‌دهیم، تصویر متفاوتی پدیدار می‌شود: حکومتی که نه‌تنها در برابر حملات خارجی آسیب‌پذیر بوده، بلکه هنوز دقیقاً نمی‌داند اطلاعات حساس از چه مسیری به دشمن منتقل شده است.
اعتراف به وجود یک "حفره امنیتی"
مهم‌ترین بخش مصاحبه، سخن عراقچی درباره حمله به مجموعه رهبری است. او می‌گوید هم‌زمانی حمله به بیت رهبری، جلسه علی شمخانی و جلسه معاونان وزارت اطلاعات نمی‌تواند تصادفی باشد و احتمالاً یک «حفره امنیتی» در سطوح بالای حکومت وجود داشته است. مهم‌تر اینکه از سخنان او چنین برمی‌آید که این حفره هنوز به‌طور قطعی شناسایی و بسته نشده است.
این گفته بسیار مهم‌تر از یک اعتراف ساده به نفوذ اطلاعاتی است. هنگامی که وزیر امور خارجه یک کشور، پس از گذشت چند ماه از واقعه، همچنان از "احتمال" وجود حفره امنیتی سخن می‌گوید، یعنی دستگاه‌های اطلاعاتی هنوز نتوانسته‌اند منشأ نشت اطلاعات را با اطمینان مشخص کنند.
در چنین وضعیتی، مسئله تنها حضور یک جاسوس یا استفاده نادرست از تلفن همراه نیست. احتمال‌های گسترده‌تری مطرح می‌شود: نفوذ انسانی در حلقه‌های نزدیک قدرت، دسترسی دشمن به سامانه‌های ارتباطی، ردیابی رفت‌وآمدها، شنود الکترونیکی یا ترکیبی از این عوامل. البته عراقچی سند مشخصی برای تعیین نوع نفوذ ارائه نمی‌کند؛ بنابراین نمی‌توان با قطعیت گفت کدام‌یک عامل اصلی بوده است.
حفره امنیتی یا پوششی برای فرار از مسئولیت؟
اصطلاح "حفره امنیتی" از جهتی نیز مبهم و سیاسی است. این تعبیر به گوینده اجازه می‌دهد اصل شکست امنیتی را بپذیرد، بدون آنکه مسئول مشخصی را معرفی کند.
چه نهادی مسئول حفاظت از جلسه‌ها بود؟
چه کسی محل حضور مقامات را می‌دانست؟
چگونه چند هدف حساس تقریباً هم‌زمان شناسایی شدند؟
آیا تحقیقات رسمی انجام شده است؟
چه افرادی به دلیل این شکست برکنار یا محاکمه شده‌اند؟
عراقچی به این پرسش‌ها پاسخ روشنی نمی‌دهد. در نتیجه، "حفره امنیتی" می‌تواند هم اعتراف به نفوذ واقعی باشد و هم عبارتی برای پراکنده‌کردن مسئولیت میان چند نهاد.
اگر پس از چنین حادثه بزرگی هیچ مقام ارشدی مسئول شناخته نشود، مفهوم پاسخ‌گویی عملاً بی‌معنا خواهد شد. در نظام‌های پاسخ‌گو، شکست امنیتی در این سطح معمولاً به تحقیق مستقل، انتشار گزارش، برکناری مسئولان و اصلاح ساختارها منجر می‌شود. اما در جمهوری اسلامی، غالباً شکست به "نفوذ دشمن" نسبت داده می‌شود، بدون آنکه مشخص شود چه کسی در داخل وظیفه جلوگیری از آن را داشته است.
کنار گذاشتن تلفن همراه؛ اقدامی ضروری اما ناکافی
عراقچی در بخش دیگری از مصاحبه می‌گوید مقامات در دوران جنگ از تلفن همراه استفاده نمی‌کردند و برای حفاظت از آنان تدابیر ویژه و محل‌های حفاظتی در نظر گرفته شده بود.
این اقدام از نظر امنیتی قابل‌فهم است، اما پرسش اصلی این است که آیا مشکل فقط تلفن همراه بوده است؟ اگر مقامات تلفن نداشتند و با وجود این، محل جلسه‌های حساس شناسایی شد، پس احتمالاً منشأ نشت اطلاعات را باید در جایی فراتر از تلفن‌های شخصی جست‌وجو کرد.
محدودکردن تلفن همراه می‌تواند یکی از لایه‌های حفاظت باشد، اما جایگزین پاک‌سازی شبکه انسانی، ایمن‌سازی ارتباطات، کنترل دسترسی و بررسی زنجیره انتقال اطلاعات نمی‌شود. تأکید بیش از اندازه بر موبایل ممکن است مسئله پیچیده نفوذ را به یک توضیح ساده و قابل‌فهم برای افکار عمومی تقلیل دهد.
کد ۱۱۰ و آشکارسازی اطلاعات محرمانه
عراقچی همچنین توضیح می‌دهد که در جلسه‌های مسئولان، "کد ۱۱۰" برای اشاره به احتمال کشته‌شدن رهبر جمهوری اسلامی به کار می‌رفته است. او از پرسش خود درباره حضور رهبر در یک محل هدف قرارگرفته و پاسخ مبهم مقام همراهش نیز سخن می‌گوید.
طرح چنین جزئیاتی در یک مصاحبه عمومی عجیب است. ممکن است این کد پس از واقعه دیگر ارزش عملیاتی نداشته باشد، اما بیان آن نشان می‌دهد که مرز میان روایت تاریخی و افشای جزئیات حفاظتی چندان روشن رعایت نشده است.
انتقاد رسانه‌ای نزدیک به خود حاکمیت نیز دقیقاً از همین‌جا برخاسته است. تابناک پرسیده است هدف عراقچی از بیان اطلاعاتی که می‌تواند برای سرویس‌های خارجی ارزش داشته باشد چه بوده است.
البته بخشی از این انتقاد ممکن است اغراق‌آمیز باشد؛ زیرا بسیاری از اطلاعات پس از پایان عملیات ارزش فوری خود را از دست می‌دهند. اما مسئله مهم‌تر، نبود یک سیاست ارتباطی منسجم است: چه کسی اجازه دارد درباره جزئیات امنیتی سخن بگوید و مرز اطلاعات قابل انتشار کجاست؟
بی‌اطلاعی مقامات از جایگاه واقعی قدرت
یکی دیگر از نکات قابل‌توجه، توصیف عراقچی از محدودبودن ارتباط با رهبر و بی‌اطلاعی افراد از محل اوست. در گزارش‌ها از قول عراقچی آمده است که در این دوره مجتبی خامنه‌ای را نیز ندیده و تنها افراد معدودی امکان ملاقات داشته‌اند.
پنهان‌ماندن محل یک مقام در شرایط جنگی طبیعی است؛ اما هنگامی که وزیر خارجه نیز اطلاعات بسیار محدودی دارد، این پرسش به وجود می‌آید که تصمیم‌های راهبردی دقیقاً در چه حلقه‌ای گرفته می‌شود و دولت رسمی چه اندازه در آنها نقش دارد.
این ساختار از یک‌سو برای حفاظت طراحی شده است، اما از سوی دیگر می‌تواند به پراکندگی تصمیم‌گیری، تأخیر در انتقال دستورها و شکل‌گیری مراکز موازی قدرت منجر شود. در بحران، محرمانگی ضروری است؛ ولی محرمانگی بیش از اندازه ممکن است هماهنگی حکومت را نیز مختل کند.
ادعای "پیروزی راهبردی"
عراقچی در بخش‌های دیگر مصاحبه، نتیجه جنگ را نوعی پیروزی راهبردی معرفی می‌کند و می‌گوید دشمن درباره توان مقاومت ایران دچار اشتباه محاسباتی شده بود. او همچنین حمله به کشورهای منطقه و ناتوانی آنها در پاسخ‌گویی را یک تحول بزرگ می‌خواند.
اما مفهوم "پیروزی راهبردی" باید با نتایج عینی سنجیده شود، نه صرفاً با ادامه حیات حکومت یا توانایی شلیک موشک. اگر زیرساخت‌ها آسیب دیده، مقامات ارشد هدف قرار گرفته‌اند، سامانه امنیتی دچار نفوذ شده، اقتصاد خسارت دیده و خطر جنگ همچنان باقی است، نامیدن نتیجه به‌عنوان پیروزی نیازمند شواهد بسیار بیشتری است.
ممکن است جمهوری اسلامی توانسته باشد از فروپاشی فوری جلوگیری کند و قدرت پاسخ‌گویی خود را نشان دهد؛ اما "بقا" الزاماً مترادف "پیروزی" نیست. همان‌گونه که واردکردن خسارت به دشمن نیز به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که اهداف سیاسی جنگ تأمین شده‌اند.
روایت قهرمانانه از مذاکره زیر بمباران
بخش دیگری از سخنان عراقچی به تماس‌ها و مذاکرات در شرایطی اختصاص دارد که محل حضور مسئولان ممکن بود هدف حمله قرار گیرد. هدف این روایت احتمالاً نمایش خونسردی، شجاعت و توانایی دستگاه دیپلماسی در اوج بحران است.
تردیدی نیست که ادامه مذاکره در وضعیت جنگی دشوار است. اما وظیفه وزیر خارجه، مذاکره و مدیریت بحران است و نباید انجام وظیفه سازمانی را جایگزین ارزیابی نتیجه سیاست خارجی کرد.
پرسش اصلی این نیست که عراقچی هنگام بمباران چه احساسی داشته، بلکه این است که دیپلماسی او چه دستاورد مشخصی به همراه آورده، چه تضمینی گرفته شده، چرا توافق‌ها یا تفاهم‌ها پایدار نمانده‌اند و حکومت چگونه می‌خواهد از تکرار جنگ جلوگیری کند.
تمرکز مصاحبه بر تجربه شخصی وزیر می‌تواند توجه را از ارزیابی سیاست‌ها به سوی هیجان و قهرمان‌سازی فردی منتقل کند.
چرا عراقچی چنین مصاحبه‌ای انجام داد؟
به نظر می‌رسد این مصاحبه چند هدف هم‌زمان داشته باشد:
نخست، دفاع از عملکرد عراقچی در برابر منتقدانی که او را به اعتماد بیش از اندازه به مذاکره یا ضعف در مدیریت بحران متهم می‌کنند.
دوم، ساختن روایتی رسمی از جنگ پیش از آنکه روایت‌های دیگر در جامعه تثبیت شوند.
سوم، نشان‌دادن اینکه دولت و دستگاه دیپلماسی در زمان جنگ منفعل نبوده‌اند.
چهارم، آماده‌کردن افکار عمومی برای این واقعیت که نفوذ امنیتی بسیار عمیق‌تر از آن چیزی بوده است که پیش‌تر پذیرفته می‌شد.
و پنجم، انتقال بخشی از مسئولیت شکست‌ها از دستگاه دیپلماسی به نهادهای امنیتی و حفاظتی.
این برداشت، استنباطی از مجموعه سخنان و نحوه تنظیم مصاحبه است و نه واقعیتی که عراقچی صریحاً اعلام کرده باشد.
تناقض اساسی مصاحبه
تناقض مرکزی سخنان عراقچی این است که او هم‌زمان دو تصویر متفاوت ارائه می‌دهد:
از یک‌سو می‌گوید همه سناریوها بررسی شده، مسئولان آماده بوده‌اند، ارتباطات کنترل شده و کشور به یک پیروزی راهبردی رسیده است.
از سوی دیگر می‌پذیرد که دشمن توانسته چند مرکز بسیار حساس را تقریباً هم‌زمان شناسایی کند و هنوز احتمال وجود حفره امنیتی در سطوح بالا مطرح است.
این دو روایت به‌سادگی با یکدیگر سازگار نیستند. اگر آمادگی و اشراف امنیتی در سطح مطلوب وجود داشته، چنین نفوذی چگونه ممکن شده است؟ و اگر نفوذ تا این اندازه گسترده بوده، بر چه مبنایی می‌توان از مدیریت موفق و پیروزی راهبردی سخن گفت؟
جمع‌بندی
مصاحبه عراقچی را می‌توان تلاشی برای دفاع از دولت، ثبت روایت رسمی جنگ و نمایش مقاومت مدیران جمهوری اسلامی دانست. اما تأثیر واقعی آن احتمالاً برخلاف هدف اولیه بوده است.
او ناخواسته نشان داد که:
ساختار امنیتی جمهوری اسلامی در بالاترین سطوح آسیب‌پذیر بوده است؛
علت دقیق نشت اطلاعات هنوز روشن نیست؛
میان نهادهای مختلف هماهنگی و گردش اطلاعات محدودی وجود داشته است؛
مرز انتشار اطلاعات محرمانه روشن نیست؛
و حکومت همچنان می‌کوشد بقا و توان پاسخ‌گویی نظامی را به‌عنوان "پیروزی راهبردی" معرفی کند.
مهم‌ترین پرسش پس از این مصاحبه این نیست که دشمن چگونه توانست نفوذ کند؛ بلکه این است که چرا حکومتی با این همه سازمان اطلاعاتی، حفاظتی و امنیتی، هنوز نمی‌تواند توضیح روشن و پاسخ‌گویانه‌ای درباره یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های امنیتی خود ارائه دهد.
اعتراف به وجود "حفره امنیتی" تنها نقطه آغاز است. تا زمانی که منشأ آن، مسئولان آن و اقداماتی که برای رفع آن انجام شده روشن نشود، این عبارت نه پاسخ، بلکه نام دیگری برای یک معمای حل‌نشده و یک مسئولیت بی‌صاحب خواهد بود.
نظرات شما
captcha