تاریخ انتشار: ۱۳:۱۰ - ۲۰ شهريور ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

چرا ترامپ نمی‌خواهد با حوثی‌ها درگیر شود؟

پیشروی دوباره حوثی‌ها به سمت باب‌المندب، عربستان را به درخواست حمله مستقیم آمریکا واداشته، اما ترامپ فعلاً تمایلی به گشودن جبهه‌ای تازه در یمن ندارد. تجربه کارزار پرهزینه و بی‌نتیجه ۲۰۲۵، دشواری شکست دادن حوثی‌ها و تمرکز ارتش آمریکا بر جنگ با ایران و تنگه هرمز، مهم‌ترین دلایل این احتیاط است.
حوثی های یمن

 

رویداد۲۴ | لیلا فرهادی- پس از چهار سال بن‌بست، یمن بار دیگر در آستانه یک جنگ تمام‌عیار قرار گرفته است؛ جنگی که این بار پیامدهای آن می‌تواند بسیار فراتر از مرزهای یمن باشد. حوثی‌ها در روزهای اخیر یک بندر راهبردی در دریای سرخ را تصرف کرده‌اند و به تنگه باب‌المندب نزدیک‌تر شده‌اند؛ آبراهی که در شرایط بسته ماندن تنگه هرمز، به یکی از معدود مسیرهای باقی‌مانده برای تجارت و انتقال انرژی از خاورمیانه به جهان تبدیل شده است.

در داخل یمن، درگیری میان حوثی‌ها و نیروهای دولت یمن شدت گرفته و در آن سوی مرزها نیز تنش میان حوثی‌ها و عربستان سعودی بالا گرفته است. تحلیلگران می‌گویند تقریباً همه بازیگران اصلی این بحران انگیزه‌هایی برای تشدید درگیری دارند.

عربستان اما بیش از دیگران نگران است. کارزار نظامی قبلی ریاض در یمن به باتلاقی طولانی تبدیل شد؛ جنگی که به مرگ صدها هزار یمنی بر اثر خشونت، گرسنگی و بیماری کمک کرد، بدون آنکه عربستان به اهداف سیاسی خود دست یابد. این جنگ هم اعتبار بین‌المللی ریاض را آسیب زد و هم منابع مالی زیادی از آن گرفت.

به همین دلیل، مقام‌های سعودی از سال ۲۰۲۲ مسیر خود را تغییر دادند و تلاش کردند از طریق مذاکره، حوثی‌ها را مهار کنند، آرامش را در مرز جنوبی عربستان حفظ کنند و تا حد امکان این گروه را از ایران فاصله دهند.

اما حالا این محاسبه در حال تغییر است.

عربستان دوباره خواهان حمله آمریکا به حوثی‌ها شده است

با پیشروی اخیر حوثی‌ها و نزدیک شدن آنها به باب‌المندب، مقام‌های سعودی بیش از گذشته احساس خطر می‌کنند. اکسیوس گزارش داده محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، روز پنجشنبه دو بار با دونالد ترامپ تماس گرفته و از رئیس‌جمهور آمریکا خواسته است دستور حمله به مواضع حوثی‌ها را صادر کند.

ترامپ این درخواست را نپذیرفت.

این تصمیم در نگاه اول عجیب به نظر می‌رسد. آمریکا اکنون مستقیماً با ایران در جنگ است و یکی از نگرانی‌های اصلی واشنگتن در سال‌های گذشته ــ یعنی اینکه حمله گسترده به حوثی‌ها ممکن است به جنگ مستقیم با تهران منجر شود ــ دیگر موضوعیت سابق را ندارد. ایران و آمریکا همین حالا وارد یک رویارویی تمام‌عیار شده‌اند و جنگ آنها تنگه هرمز را عملاً به یکی از اصلی‌ترین میدان‌های درگیری تبدیل کرده است.

پس چرا واشنگتن همچنان نمی‌خواهد جبهه یمن را گسترش دهد؟

بخشی از پاسخ را باید در تجربه خود آمریکا در یمن جست‌وجو کرد.

شکاف در دولت ترامپ درباره یمن از سال ۲۰۲۵ آشکار بود

ماجرا به مارس ۲۰۲۵ بازمی‌گردد؛ زمانی که محتوای گفت‌وگویی خصوصی میان مقام‌های ارشد دولت آمریکا در اپلیکیشن سیگنال توسط مجله آتلانتیک افشا شد.

این گفت‌وگو که درباره برنامه حمله هوایی به حوثی‌ها بود، شکافی عمیق در دولت ترامپ بر سر یمن و به‌طور کلی مداخله آمریکا در خاورمیانه را آشکار کرد.

در یک سوی این شکاف، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، و استیون میلر، مشاور نزدیک ترامپ، قرار داشتند؛ چهره‌هایی که به جریان انزواطلب در سیاست خارجی آمریکا نزدیک‌اند و نسبت به ورود واشنگتن به جنگ‌های تازه خاورمیانه بدبین هستند.

در سوی دیگر، پیت هگست، وزیر دفاع، قرار داشت که دیدگاه مداخله‌گرایانه‌تر و جنگ‌طلبانه‌تری درباره یمن داشت.

اما مسئله فقط خطر رویارویی با ایران نبود. یکی از اختلاف‌های اصلی به این بازمی‌گشت که آمریکا اساساً چرا باید هزینه حفاظت از مسیر دریایی‌ای را بپردازد که از نگاه ونس و میلر، اهمیت آن برای اروپا بیش از ایالات متحده است.

خصومت این جریان با اروپایی‌هایی که آنها را «سواری‌مجانی‌گیر» می‌دانند، در همین مسئله نیز خود را نشان داد. استدلال آنها این بود که مسیرهای تجاری دریای سرخ و کانال سوئز بیش از هر چیز برای اقتصاد اروپا اهمیت دارد؛ پس چرا آمریکا باید مسئول اصلی حفاظت از آنها باشد؟

آمریکا یک بار حوثی‌ها را به‌شدت بمباران کرد؛ نتیجه چه شد؟


بیشتر بخوانید:

کلاف پیچیده دوستان و دشمنان در خاورمیانه | چگونه جنگ غزه همه معادلات قبلی در منطقه را به هم ریخت؟

رقصیدن بر سر مارها؛ یمن چگونه ویران شد؟ | شماره اول؛ سیر نزولی یک ملت از عربستان خوشبخت به دولت فروپاشیده


با وجود این اختلاف‌ها، دولت ترامپ در سال ۲۰۲۵ وارد یک کارزار نظامی گسترده علیه حوثی‌ها شد.

پس از هفت هفته و نیم حملات سنگین هوایی به بیش از هزار هدف در یمن، عملیات تقریباً همان‌قدر ناگهانی پایان یافت که آغاز شده بود.

در ۶ مه ۲۰۲۵، ترامپ در دیداری با مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، اعلام کرد حوثی‌ها «دیگر نمی‌خواهند بجنگند» و آمریکا نیز «حرف آنها را می‌پذیرد» و بمباران را متوقف می‌کند.

عمان بعداً اعلام کرد میان واشنگتن و حوثی‌ها میانجیگری کرده و دو طرف پذیرفته‌اند یکدیگر را هدف قرار ندهند.

اما نتیجه عملی کارزار، چیزی شبیه شکست نظامی حوثی‌ها نبود.

در طول آن هفت هفته، نیروهای آمریکایی تقریباً هر روز با حجم عظیمی از مهمات مواضع این گروه را هدف قرار می‌دادند. پنتاگون اعلام کرد تعدادی از رهبران ارشد حوثی‌ها کشته شده‌اند و توان موشکی و پهپادی این گروه آسیب دیده است.

با این حال، شواهد اندکی وجود داشت که نشان دهد ساختار اصلی فرماندهی حوثی‌ها از میان رفته یا این گروه توانایی ادامه جنگ را از دست داده است.

حوثی‌ها نه‌تنها قدرت خود را در شمال یمن حفظ کردند، بلکه پس از توقف عملیات آمریکا آن را پیروزی خود معرفی کردند.

چرا بمباران حوثی‌ها نتیجه تعیین‌کننده‌ای نداشت؟

یکی از دلایل اصلی به ماهیت خود جنبش حوثی بازمی‌گردد.

این گروه طی بیش از دو دهه در شرایط جنگی شکل گرفته و بخش مهمی از قدرت خود را دقیقاً از توانایی بقا زیر بمباران به دست آورده است.

ارتفاعات صعب‌العبور و کوهستانی یمن به حوثی‌ها امکان داده سال‌ها رهبران، انبارهای تسلیحاتی و تجهیزات نظامی خود را پنهان کنند. این گروه همچنین تحمل بالایی در برابر از دست دادن نیرو و تجهیزات نشان داده است.

تجربه عربستان و امارات نیز همین واقعیت را نشان می‌دهد. این دو کشور نزدیک به یک دهه پیش تلاش کردند با برتری هوایی گسترده و کمک اطلاعاتی و هدف‌گیری آمریکا، حوثی‌ها را با بمباران وادار به عقب‌نشینی کنند؛ اما در دستیابی به هدف اصلی خود ناکام ماندند.

برای حوثی‌ها، دوام آوردن خود بخشی از راهبرد است.

به همین دلیل حملات هوایی می‌تواند انبارها، موشک‌ها یا زیرساخت‌های آنها را نابود کند، اما تبدیل این خسارت‌های تاکتیکی به شکست سیاسی و نظامی پایدار، مسئله‌ای کاملاً متفاوت است.

جنگ با ایران یک مانع قدیمی را برداشته؛ اما مسئله اصلی همچنان باقی است

در گذشته یکی از مهم‌ترین استدلال‌ها علیه تشدید حملات آمریکا در یمن این بود که چنین اقدامی ممکن است واشنگتن را به جنگ مستقیم با ایران بکشاند.

این ملاحظه اکنون تا حد زیادی از میان رفته است.

ایران و آمریکا همین حالا مستقیماً با یکدیگر درگیرند و تنگه هرمز به یکی از اصلی‌ترین میدان‌های این رویارویی تبدیل شده است. بنابراین آن استدلال قدیمی که می‌گفت آمریکا باید از حمله شدید به حوثی‌ها خودداری کند تا وارد جنگ با ایران نشود، دیگر وزن گذشته را ندارد.

حتی راهبردی که پیش‌تر برخی تحلیلگران پیشنهاد می‌کردند ــ فشار مستقیم بر ایران برای قطع خطوط تأمین حوثی‌ها ــ اکنون در مقیاسی بسیار بزرگ‌تر در حال اجراست.

با این حال، نتیجه یک تناقض مهم است: با وجود جنگ مستقیم با ایران، حوثی‌ها همچنان توانایی تهدید کشتیرانی در دریای سرخ و باب‌المندب را حفظ کرده‌اند.

این مسئله نشان می‌دهد توان حوثی‌ها دیگر صرفاً به یک خط مستقیم انتقال سلاح از ایران وابسته نیست و نابودی یا قطع بخشی از حمایت تهران لزوماً به معنای از کار افتادن این گروه نیست.

تصرف مخا؛ چرا نگرانی دوباره افزایش یافته است؟

این نگرانی پس از تصرف بندر مخا جدی‌تر شده است.

مقام‌های حوثی و یمنی اعلام کرده‌اند نیروهای حوثی کنترل این شهر بندری راهبردی در ساحل دریای سرخ را به دست گرفته‌اند؛ منطقه‌ای که از نظر موقعیت جغرافیایی برای نظارت و اعمال فشار بر کشتیرانی در باب‌المندب اهمیت زیادی دارد.

باب‌المندب در شرایط کنونی اهمیتی حتی بیشتر از گذشته پیدا کرده است. در حالی که جنگ ایران و آمریکا عبور از تنگه هرمز را مختل کرده، دریای سرخ به مسیر جایگزین مهمی برای انتقال نفت و تجارت تبدیل شده است.

اگر این مسیر نیز به‌شدت ناامن شود، فشار بر تجارت و انتقال انرژی از خاورمیانه به جهان به شکل قابل توجهی افزایش خواهد یافت.

به همین دلیل، بحران یمن دیگر فقط یک مسئله داخلی یا حتی صرفاً مسئله‌ای میان عربستان و حوثی‌ها نیست؛ این کشور دوباره به یکی از نقاطی تبدیل شده که می‌تواند مستقیماً بر اقتصاد جهانی اثر بگذارد.

آمریکا کمک می‌کند؛ اما نمی‌خواهد خودش وارد جنگ شود


ییشتر بخوانید: محور مقاومت شکست خورد، اما شیعیان منطقه چه می‌شوند؟ | روایت فارن افرز از آینده نفوذ ایران


واشنگتن در برابر این تحول کاملاً منفعل نمانده است.

بیش از ۱۰۰ مستشار نظامی آمریکایی اکنون در عربستان سعودی حضور دارند و در چارچوب کارزار این کشور علیه حوثی‌ها، اطلاعات و پشتیبانی هدف‌گیری در اختیار ریاض قرار می‌دهند. یک مقام آمریکایی شمار کل نیروهای درگیر در این مأموریت را حدود ۲۰۰ نفر عنوان کرده است.

آمریکا همچنین داده‌های اطلاعاتی و ژئومکانی در اختیار نیروهای سعودی قرار می‌دهد تا عملیات آنها دقیق‌تر انجام شود.

اما مرز روشنی برای این همکاری تعیین شده است.

نیروهای آمریکایی مستقیماً در حملات شرکت نمی‌کنند. واشنگتن برخلاف دوره‌های قبلی به جنگنده‌های سعودی سوخت‌رسانی نمی‌کند و پشتیبانی عملیاتی گسترده‌ای نیز ارائه نمی‌دهد.

به عبارت دیگر، آمریکا به عربستان کمک می‌کند که با حوثی‌ها بجنگد، اما فعلاً نمی‌خواهد خود یکی از طرف‌های اصلی آن جنگ باشد.

مهم‌ترین دلیل این احتیاط را باید در اولویت‌های نظامی فعلی واشنگتن جست‌وجو کرد.

ارتش آمریکا پس از بیش از شش ماه جنگ با ایران تحت فشار زیادی قرار دارد. نیروهای آمریکایی در منطقه با حملات مکرر موشکی و پهپادی روبه‌رو شده‌اند، مأموریت‌های طولانی را تحمل کرده‌اند و نگرانی درباره مصرف مهمات نیز افزایش یافته است.

در چنین شرایطی، تمرکز اصلی ارتش آمریکا همچنان روی تنگه هرمز است؛ جایی که نیروهای آمریکایی اهداف ایرانی را مورد حمله قرار می‌دهند، کشتی‌های تجاری را اسکورت می‌کنند و محاصره دریایی بنادر ایران را حفظ کرده‌اند.

باز کردن جبهه‌ای گسترده در یمن به معنای تقسیم بیشتر منابع نظامی، مهمات و توجه فرماندهان آمریکایی خواهد بود؛ آن هم در شرایطی که واشنگتن هنوز جنگ اصلی خود با ایران را تعیین‌کننده‌تر می‌داند.

علاوه بر این، تجربه گذشته همچنان بر محاسبات ارتش آمریکا سایه انداخته است. مقام‌های نظامی نگران‌اند هرگونه نزدیکی بیش از حد به عملیات هوایی عربستان بار دیگر آمریکا را در برابر مسئولیت حملاتی قرار دهد که ممکن است به کشته شدن غیرنظامیان منجر شود؛ اتفاقی که در جنگ قبلی یمن بارها رخ داد.

یکی از منابع آمریکایی در گفت وگو با سی ان ان این تفاوت را در یک جمله خلاصه کرده است: «دیگر مثل گذشته نیست.»

حوثی‌ها؛ جبهه‌ای که آمریکا نمی‌خواهد باز کند

این بار شرایط با سال ۲۰۲۵ تفاوت مهمی دارد. آمریکا دیگر نگران این نیست که جنگ با حوثی‌ها در نهایت آن را به رویارویی با ایران بکشاند؛ زیرا آن رویارویی همین حالا آغاز شده است.

اما تجربه همان جنگ سال ۲۰۲۵ یک درس مهم برای واشنگتن داشت: توان نظامی آمریکا می‌تواند حوثی‌ها را تحت فشار قرار دهد، اما لزوماً نمی‌تواند آنها را شکست دهد.

حالا نیز مسئله برای ترامپ نه نبود توانایی حمله، بلکه هزینه گشودن جبهه‌ای دیگر است.

واشنگتن تلاش می‌کند هم‌زمان تنگه هرمز را باز نگه دارد، جنگ با ایران را مدیریت کند، ذخایر نظامی خود را حفظ کند و از تبدیل یمن به یک «جنگ بی‌پایان» تازه جلوگیری کند.

به همین دلیل، پاسخ فعلی آمریکا به پیشروی حوثی‌ها نه حمله مستقیم، بلکه الگویی محدودتر است: اطلاعات و هدف‌گیری از آمریکا، جنگ از سوی عربستان و متحدان یمنی آن.

این مدل ممکن است با گسترش بیشتر حوثی‌ها تغییر کند، اما دست‌کم فعلاً ترامپ تصمیم گرفته جبهه باب‌المندب را به جنگ مستقیم دیگری برای ارتش آمریکا تبدیل نکند.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: حوثی های یمن
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha