یک عکس، یک لشکرکشی سیاسی؛ ماجرای پروندهسازی برای فرماندار تنکابن چیست؟
رویداد۲۴| موج تازهای از هجمهها و تخریبهای سازمانیافته علیه بدنه اجرایی دولت کلید خورده است؛ سناریویی تکراری که اینبار با هدف قرار دادن مرتضی شکوهی، سرپرست فرمانداری ویژه تنکابن، ابعاد جدیدی از رفتارهای طیف تندرو را برملا میسازد.
مرتضی شکوهی که از مدیران معتدل و دارای سوابقی، چون مدیرکلی امور مجلس وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، مدیریت تعاونی مسکن مرکز پژوهشهای مجلس و مشاوره کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی است، بهواسطه انتشار تصاویری از حضورش در یک مرکز تفریحی و گردشگری، هدف هجوم بیمحابای طیفی از جریانهای افراطی قرار گرفته است؛ مدیر باسابقه و قانونمداری که سوابق اجراییاش نشان از نگاه تخصصی به حوزه مدیریت عمومی دارد، اما ظاهراً همین رویکرد مبتنی بر توسعه و تعامل با مردم، به مذاق سناریونویسان سیاسی خوش نیامده است.

تهدید وزیر کشور به استیضاح
آغاز این موج تخریبی با توییت جنجالی مجتبی زارعی، نماینده مجلس همراه بود؛ اقدامی که در آن تصویری از فرماندار تنکابن منتشر شد در حالی که روی دستها و چهره او خط قرمز کشیده شده بود. این نماینده مجلس با به کار بردن عباراتی، چون «فرماندار سکولار» و اتهامزنی به وزارت کشور مبنی بر «بیبرنامگی در برابر پروژه خارجی عریانیزاسیون»، رسماً وزیر کشور را به استیضاح و کشاندن به صحن مجلس تهدید کرد.
پاسخ ناظران و فعالان فضای مجازی به این ادعاها تاملبرانگیز بود، چنانکه یکی از کاربران در نقد این رویکرد نوشت: «آقای زارعی، اگر پوشیدن یک تیشرت یا حضور یک مسئول در یک محیط عمومی، اسلام و انقلاب را به خطر میاندازد، باید به حال این طرز تفکر گریست؛ با این روشها چطور میخواهید نسل جدید و دهه هشتادیها را جذب کنید؟ این رفتارهای حذفی جز ایجاد گسل میان مردم و حاکمیت هیچ نتیجهای ندارد.»
با این حال، نماینده مذکور در پاسخی تهاجمیتر تاکید کرد که منظور او «پایین کشیدن دستهای تطاول یک فرماندار در یک شوی ضد پوشش تمدنی» بوده است؛ تعابیری بزرگنماییشده که بیش از آنکه دغدغهای فرهنگی باشد، نشانههای یک پروندهسازی سیاسی آشکار را در خود دارد.
یک بام و دو هوای اصولگرایان؛ چرا خطاهای خودیها دیده نمیشود؟
نکته اساسی و کلیدی در این میان، سکوت و بیتفاوتی چشمگیر همین جریان مدعی در مواجهه با خطاهای واقعی و سنگین همپیمانان خود است. در سالهای گذشته، بارها و بارها تصاویر و فیلمهای افشاشده از رفتارهای خصوصی، جلسات و حواشی اخلاقی برخی مدیران و مسئولان انتصابی منتسب به جناح اصولگرا افکار عمومی را جریحهدار کرد، اما در تمام آن مقاطع، همین جریانهای دلواپس نه تنها فریاد وااسلاما سر ندادند و خواستار عزل فوری نشدند، بلکه یا به توجیه پرداختند و یا با سکوتی سنگین از کنار موضوع گذشتند. حادتر آنکه حتی در همین روزهای اخیر، در حالی که اخبار و ادعاهایی درباره نقش داشتن یک نماینده مجلس در تیراندازی به معترضان در جریان وقایع دیماه مطرح شده و نگرانیهای عمیقی ایجاد کرده است، هیچ صدایی از این تندروها شنیده نمیشود و ترجیح دادهاند چشم خود را بر اتهامی با این درجه از اهمیت ببندند. چگونه است که حضور چنددقیقهای یک فرماندار در یک مرکز گردشگری به «لکه ننگ بر دامان دولت» تعبیر میشود، اما وقایع تلخ و رسواییهای اخلاقی و رفتاری همقطاران خودشان شایسته کوچکترین تذکر یا پیگیری نیست؟
پشت پرده جنجال تنکابن؛ فرهنگ بهانه است، دولت نشانه است
به نظر میرسد ماجرای تنکابن بیش از آنکه ناشی از دغدغهای واقعی برای ارزشها باشد، اهرمی سیاسی برای فشار بر وزارت کشور و تضعیف بدنه مدیریت منطقهای دولت است. جریان افراط با خط کشیدن روی چهره مدیران مسئول و اجرایی، در واقع در حال خط کشیدن روی عقلانیت، مدارا و سرمایه اجتماعی کشور است. ادامه این سیاستهای قطبیساز و پروندهسازیهای بیاساس برای مسئولان محلی، نتیجهای جز شکاف بیشتر میان مردم و ساختار اجرایی و دلسردی مدیران توانمند نخواهد داشت؛ جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به آرامش، مدارا و پرهیز از رفتارهای چکشی محتاج است، امری که ظاهراً هنوز در منظومه فکری دلواپسان جایی ندارد.