تاریخ انتشار: ۱۴:۴۱ - ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید:

گره کور «معیشت» و «امنیت»؛ آیا ایران در آستانه موج تازه اعتراضات است؟

کاهش درآمد‌های نفتی، دشواری دسترسی به منابع ارزی و هشدار درباره تبعات اجتماعی بحران اقتصادی، شکاف میان دو رویکرد در سیاست‌گذاری کشور را آشکارتر کرده است؛ یک سو بر تنش‌زدایی و احیای دیپلماسی برای نجات اقتصاد تأکید می‌کند و سوی دیگر همچنان بر ادامه تقابل اصرار دارد؛ در حالی که هزینه این اختلاف رویکرد بیش از همه بر دوش معیشت مردم سنگینی می‌کند.
اعتراضات

رویداد۲۴| گزارش‌ها و موضع‌گیری‌های اخیر مقامات ارشد کشور، بیش از هر زمان دیگری از یک ناترازی عمیق ساختاری پرده برمی‌دارد. تحلیل اعداد و ارقام اعلام‌شده درباره صادرات نفت و افت درآمد‌های ارزی در کنار تنش‌های فزاینده منطقه‌ای، نشان می‌دهد که سفره مردم و پایداری اقتصادی کشور به نقطه حساس و تعیین‌کننده‌ای رسیده است. در چنین شرایطی، دو رویکرد کاملاً متفاوت در بدنه حکمرانی و فضای سیاسی در برابر یکدیگر صف‌آرایی کرده‌اند. رویکردی که بر مبنای واقع‌گرایی اقتصادی خواهان پایان دادن به تنش‌هاست، و در مقابل، جریانی که همچنان بر شیپور مواجهه پرهزینه می‌کوبد.

سقوط درآمد‌ها و خطر ناآرامی‌های دوباره

اظهارات اخیر عبدالناصر همتی درباره افت محسوس عواید نفتی و تنگنا‌های شدید در جابه‌جایی منابع ارزی، تنها یک آمار ساده نیست؛ بلکه هشدار شلیک یک بحران عمیق در شریان حیاتی اقتصاد است. وقتی درآمد‌های نفتی زیر ضربات سنگین تحریم‌ها و اختلال در زنجیره فروش کاهش می‌یابد، نخستین ترکش‌های آن مستقیم به بازار ارز، نرخ تورم و سفره طبقات ضعیف و متوسط اصابت می‌کند.

این همان نقطه‌ای است که محمدباقر قالیباف نیز با صراحتی کم‌نظیر به آن اشاره کرده است. هشدار او درباره احتمال شکل‌گیری اعتراضات و پیوند ناگسستنی میان «تولید و معیشت» با «امنیت ملی»، نشان می‌دهد که آستانه تحمل اجتماعی به شدت کاهش یافته است. پیام این تحلیل روشن است؛ بحران اقتصادی دیگر صرفاً یک مسئله رفاهی نیست، بلکه پتانسیل تبدیل شدن به یک چالش جدی امنیتی و اجتماعی را دارد.

دیپلماسی و صلح‌طلبی؛ راهبرد هوشمندانه برای مهار بحران

در پاسخ به این شرایط خطیر، مسعود پزشکیان با پشتیبانی بخشی از بدنه عقلانی حاکمیت، شجاعانه بر ضرورت پایان دادن به جنگ و تنش‌زدایی تأکید کرده است. تأکید دولت بر دیپلماسی و صلح، نه از سر تسلیم، بلکه متکی بر درک درست از محاسبات «هزینه-فایده» در حکمرانی است.

عقلانیت سیاسی حکم می‌کند که برای مهار تورم لگام‌گسیخته، بازگرداندن ثبات به بازار‌ها و جذب سرمایه، پیش‌شرط اصلی، ایجاد فضای آرام و پیش‌بینی‌پذیر در حوزه سیاست خارجی است. پزشکیان و هم‌پیمانانش به‌درستی درک کرده‌اند که ادامه حالت «نه جنگ و نه صلح» یا وارد شدن به فرسایش مداوم، منابع محدود کشور را می‌بلعد و توان اقتصادی را کاملاً مستهلک می‌سازد.

حمله تندرو‌ها به خط صلح

با این حال، جناح‌های تندرو، با حمله شدید به مواضع پزشکیان، سخنان او را «سیگنال ضعف» و «التماس به دشمن» خوانده‌اند. این طیف با طرح پرسش‌های تهاجمی، اصرار دارد که مسیر تنش‌زایی و شعارزدگی ادامه یابد. در همین راستا محمود نبویان، نماینده مجلس در واکنش به اظهارات مسعود پزشکیان درباره ضرورت پایان جنگ در شراط کنونی، نوشت: «منظورتان از اینکه الان باید جنگ را پایان دهیم، چیست؟ مگر ما جنگ را آغاز کردیم؟ آیا با ترامپ و نتانیاهو التماس کنیم که جنگ را تمام کنند و به ما حمله نکنند؟». او همچنین با اشاره به پیامد‌های احتمالی موضع پزشکیان پرسید: «آیا با سیگنال ضعف، دشمن جسورتر نمی‌شود؟»

مهم‌ترین نقد به این جریان، نابینایی خودخواسته در برابر واقعیت‌های ملموس جامعه است. تندرو‌ها درحالی بر ساز جنگ و مواجهه مداوم می‌کوبند که هزینه‌های سنگین آن را نه خود، بلکه میلیون‌ها شهروند زیر بار تورم و گرانی می‌پردازند. آنها ناآگاهی عمیقی نسبت به رابطه مستقیم میان «دیپلماسی فعال» و «سفره مردم» نشان می‌دهند و متوجه نیستند که بی‌توجهی به هشدار‌های اقتصادی، چه تبعات جبران‌ناپذیری برای کل ساختار کشور به همراه خواهد داشت.

ایران امروز در یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخی خود ایستاده است. نمی‌توان از یک سو خواستار مهار تورم و ایجاد اشتغال بود و از سوی دیگر راه‌های دیپلماسی را بست و بر تنش‌های منطقه‌ای افزود. راهکار عبور از این پیچ خطرناک، پذیرش واقعیت‌های اقتصادی، به رسمیت شناختن هشدار‌های معیشتی و همراهی با سیاست تنش‌زدایی دولت است. بازگرداندن اولویت به معیشت مردم و تقویت دیپلماسی، نه نشانانه ضعف، بلکه شجاعانه‌ترین و هوشمندانه‌ترین تصمیم برای حفظ اقتدار و امنیت واقعی کشور است.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha