حمله به واقعگرایی؛ چرا حتی درباره بحران اقتصادی هم اجماع وجود ندارد؟
رویداد۲۴| فشارهای سنگین معیشتی، تورم ساختاری و ابهامات اقتصادی، توان تابآوری طبقات گوناگون جامعه را به حداقل رسانده است، شواهد و اظهارات مقامات در روزهای اخیر نشان میدهد که نه تنها راهکار یکپارچهای برای خروج از این وضعیت وجود ندارد، بلکه جناحهای درون حاکمیت نیز برای بیان یا انکار واقعیت اتفاق نظر ندارند.
هشدار اخیر محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، مبنی بر اینکه «هرچقدر قدرت نظامی داشته باشیم، اما اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی و رشد اقتصادی نداشته باشیم دوام نمیآوریم»، بار دیگر زنگ خطری را به صدا درآورد که مدتهاست کارشناسان و رسانههای مستقل نسبت به آن هشدار میدهند. اشاره صریح او به خطر ناپایداری جامعه در صورت تداوم بحران معیشتی، گواهی بر این واقعیت است که بدنه کارشناسی و بخشی از مدیریت کشور دیگر نمیتواند پیامدهای مخرب فروپاشی قدرت خرید مردم را نادیده بگیرد.
با این حال، پاسخ جناح راست تندرو و ارگانهای تبلیغاتی حامی آن به این سخنان، بیش از آنکه متمرکز بر ارائه راهکار باشد، بر متهمسازی و سرکوب تحلیلهای واقعگرایانه استوار بود. رسانههایی مانند رجانیوز و روزنامه کیهان با هجوم به رئیس مجلس، تلاش کردند هشدار نسبت به گرسنگی مردم و ضرورت بهبود رفاه عمومی را به عنوان «تکرار ادبیات حسن روحانی» و ساخت دوگانههای کاذب میان «چرخ اقتصاد و چرخ سانتریفیوژ» یا «معیشت و توان دفاعی» بازنمایی کنند.
این جریان با بازخوانی طعنهآمیز سخنان پیشین قالیباف که گفته بود «باید سنگر را از بچههای پای لانچر تحویل گرفته و برای مردم رفاه بیاوریم»، نشان داد که از نگاه آنان، هرگونه اولویتبخشی به اقتصاد و سفره مردم، نوعی عقبنشینی و «پالس ضعف به دشمن» تلقی میشود. در همین راستا، فشار جریانهای افراطی مانند جبهه پایداری برای افشای جزئیات مذاکرات دیپلماتیک و متهمسازی تیم مذاکرهکننده، حاشیههای جدیدی ایجاد کرده است؛ تا جایی که برخی خطبا و پژوهشگران جناح اصولگرا نیز با نقد این برخوردهای جناحی، یادآور شدهاند که تضعیف روند مدیریت اقتصادی و سیاسی کشور در شرایط فعلی، تنها فشار را بر مردم مضاعف میکند.
تناقض دادههای رسمی با سفره مردم
در مرکز این جدال رسانهای، تلاش برای جایگزینی «آمار روی کاغذ» به جای «واقعیتهای کف خیابان» قرار دارد.
روزنامه کیهان برای اثبات ادعای خود و صورتبندی آنچه تناقضگویی مسئولان اجرایی میخواند، به آمارهای رسمی دستگاههای پولی و مالی کشور استناد میکند؛ از جمله اظهارات عبدالناصر همتی مبنی بر اضافه شدن ۱.۴ میلیارد دلار از دیماه گذشته و در مجموع ۴.۵ میلیارد دلار از زمان آغاز درگیریها به ذخایر ارزی کشور، و همچنین گزارش رسمی وزارت نفت که از واریز ۷.۵ میلیارد دلار ارز حاصل از فروش نفت به بانک مرکزی در چهار ماهه نخست سال خبر میدهد. اما از نگاه تحلیلگران مستقل و ناظران اقتصادی، مسئله اصلی اقتصاد ایران نه ورود ارقام مقطعی روی کاغذ، بلکه ساختار تحریمزده، تورم بالا، کسری بودجه عمیق و عدم امکان تخصیص بهینه منابع برای کاهش رنج روزمره مردم است. تقلیل دادن بحران عمیق معیشتی به یک «جنگ روانی» و ادعای اینکه «پول داریم و کسی حق ندارد بگوید نداریم»، ناهمخوانی شدید دیدگاههای رسمی با واقعیت زیسته میلیونها ایرانیانی را نشان میدهد که روزانه با افت شدید قدرت خرید دستوپنجه نرم میکنند.
جامعه در انتظار پاسخگویی، قدرت درگیر روایتسازی
در پاسخ به این شکاف رو به رشد، برخی مقامات با تاکید بر «وحدت ملی» سعی در مهار نارضایتیها دارند. اظهارات اخیر حسین طائب، رئیس سازمان بسیج، مبنی بر اینکه «انسجام ملی بازدارندگی بیشتری از قدرت موشکی دارد» و دعوت از مردم برای کنار گذاشتن گلایهها و صبوری در برابر مشکلات، نشاندهنده آگاهی نسبت به شکنندگی شرایط اجتماعی است. با این حال، تاکید بر رویکردهای امنیتی و محلهمحور برای مدیریت نارضایتیها، نمیتواند جایگزین اصلاحات ساختاری در اقتصاد شود.
صورتمسئله اصلی شفاف است: جامعه ایران از شعارهای بدون پشتوانه، آمارسازیهای غیرملموس و متهمکردن واقعگرایان به انفعال خسته شده است. مسئله «نان و معیشت» یک فتوتیتر یا ابزار جناحی نیست، بلکه بنیادیترین مؤلفه ثبات اجتماعی است. نادیده گرفتن هشدارهای مربوط به وضعیت معیشتی و بازتولید اتهامات سیاسی علیه هرگونه نگاه اصلاحی، تنها فاصله میان حاکمیت و مردم را عمیقتر کرده و فرصتهای باقیمانده برای مدیریت بحران را از بین میبرد.